پیام حزب دموکرات کردستان به کنفرانس انجمن پژوهشگران
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
چهارشنبه
۱٨ آذر ۱٣٨٨ -
۹ دسامبر ۲۰۰۹
اخبار روز: متن پیام حزب دموکرات کردستان به کنفرانس دو روزه ی انجمن پژوهشگران ایران را در زیر ملاحظه می کنید. این کنفرانس روزهای ۵ و ۶ دسامبر در مخالفت با اعدام در شهر کلن آلمان برگزار شد. پیام حزب دموکرات کردستان ایران توسط آقای خالد حسن پور خوانده شد:
با عرض سلام، قبل از هر چیز میخواهم بنمایندگی از حزب دمکرات کردستان از تلاشهای بیوقفهی انجمن پژوهشگران در راستای ایجاد تفاهمای فراگیر میان نخبههای سیاسی و مدنی ایرانی مخصوصا جریانات اپوزیسیون خارج از کشور قدردانی کنم.
دوستان عزیز! هستهی استبداد در جمهوری اسلامی در زمانی سعی بر تحمیل گفتمان سرکوب - محور بر جامعهی ایران را دارد که اساسا توسل به زور و اعمال مکانیسمهای قهرآمیز برای مدیریت جامعهی پویای ایران جز فرسایش اقتدار و تضعیف پایههای نظام، چیز دیگری به دنبال نخواهد داشت. کشتار مردم کردستان، سرکوب مخالفین در سالهای ۶۰، قتلهای زنجیرهای و کلا سلسلهی ناگسستهی بیداد قهرآمیز درطول سی سال گذشته، همه گواهی بر این مدعا میدهند که اگر پتانیسل عدالت طلبی و آزادیخواهی در جامعهی ایران با توسل به خشم و سرکوب قابل مهار میبود، جامعهی ایران امروز میبایست منفعل تر از هر زمانی باشد که خوشبختانه واقعیت امر دقیقا عکس این میباشد.
تلاش سران رژیم جمهوری اسلامی برای بازتولید اقتدار از طریق توسل به خشونت عریان، اگر از یک طرف نشان از منطق حاکم بر نظام قبضه شده در دست نظامیان دارد، از سوی دیگر بیانگر اضطرابی واقعی اما غیر قابل کتمان در دایرهی تنگ حاکمان است :
ایجاد رعب در جامعه و بکارگیری راهکارهای غیر انسانی از قبیل اعدام روزافزون دگراندیشان، چیزی نیست الا تکرار کمیک اما دردناک تاریخ. کمیک از این نظر که سران رژیم حتی خودشان بر سرشت تغییر یافتهی تهدیدها تاکید دارند و ضرورت تغییر در مکانیسمهای رویارویی را به میان میآورند، اما عملا بر همان طبل قدیمی خشونت کور میکوبند. آنها دم از "ناتوی فرهنگی" میزنند اما خودشان هنوز با "فرهنگ ناتویی" یعنی همان منطق پادگانی، به سراغ فعالان جنبش مدنی و جوانان آزادیخواه کشور میروند. از تهدیدهای نرم صحبت به میان میآورند، اما در عمل زمخت ترین چهرههای قدرت سخت را برای مقابله به کار میگیرند. و تراژیک از آن نظر که هنگامی هم که میخواهند به اصطلاح "ابتکار عمل " را در نقطهای مثل کردستان در دست بگیرند، اقدام به اعدام جوانان بیگناه مینمایند. غافل از اینکه واقعیت امر که همانا سیر غیر قابل توقف فرسایش اقتدار درونی رژیم است دیگر قابل کتمان نیست. البته بدیهی است که حکومتی که ماهیتا متشکل از "جمع تضادها" باشد، عجالتا در مقابله با واقعیات بیرونی، اقدام به فرافکنی و رفتارهای نابخردانه مینماید.
و اما در مقابل، یکی از عوامل رشد و پیشروی مضاعف جنبش دمکراسی خواهی در ایران امروزی دقیقا در دست گرفتن ابتکار عمل مدنی و پرهیز آزایخواهان از تن دادن به شیوههایی از رفتار سیاسی بوده که اساسا نظام جمهوری اسلامی سازوکارهای لازم برای مقابله با آن را داراست. رشد تامل و شعور سیاسی عمومی و همچنین چالشگری مدنی آزادیخواهان در جامعهی ایران، مسئولیت نیروهای اپوزسیون خارج از کشور را دوچندان میسازد. وظیفهی ما است که در عین همسویی با جنبش عمومی و مردمی در ایران، به ظرفیت سازیهای نوین و نوآوری در مکانیسمهای مبارزاتی کمک بکنیم. ما باید تجارب گذشته را با دیدی نوین و سازنده بازبینی نموده و برای رشد هرچه بیشتر ماهیت دمکراتیک نیروهای اپوزسیون و غنیسازی بستر سازندهی نظام آینده، فرهنگ سیاسی عمومی را بر اساس درک و جذب حداکثر تنوعات و تعددات در امر مشارکت دمکراتیک اعتلا بدهیم.
دقیقا در همین راستا، یادآوری تجارب توام با درد و رنج مبارزات آزادیخواهان ملیتها بخصوص مردم کردستان، اهمیت بیشتری پیدا میکند. کردستان از همان آغاز دوران پس از انقلاب، به مثابهی آزمایشگاهی برای آزمودن روشهایی که متعاقبا در کل جامعهی ایران عمومیت یافتند بوده است. سرکوب آزادی از کردستان آغازشد، و آن روزها شاید کمتر کسی کردستانیزاسیون ایران را پیشبینی میکرد. توهم تجزیهطلبی را بهانهی سرکوب مردم آزادیخواه کردستان قراردادند و تیغهای صیقل داده شده با خون جوانان اعدامی کرد را به جان سایر آزادیخواهان ایران انداختند. به بهانهی باصطلاح دفاع از تمامیت ارضی کشور، عملا تمامیت طلبی میهن ستیزانه خویش را برای میهندوستان به ارمغان آوردند. از تجزیهطلب بودن کردها گفتند و خود بدترین انواع تجزیهها و شکافهای اجتماعی، جنسیتی، اقتصادی و غیره را بر جامعه ایران تحمیل کردند. از وطنفروشی آزادیخواهان، از وابستگی آنان به بیگانهگان گفتند و خود وطن را به چنان سیهروزی کشاندند که حاشا اگر بیگانه را توان آن بوده باشد.
تاریخ مدرن ایران تاریخ طرد و تحقیر ملیتهای تحت ستم این کشور است. عدم توجه واقعی به این بعد ساختاری امر دمکراتیزاسیون ایران که همانا ترکیب کثیرالملهی جامعهی ایران است، خود ماخذ و منشائی برای تکرار و بقای استبداد در ایران بوده است. اما امروز که در این گذرگاه تاریخی، عبرت گرفتن از گذشته بخشی جدائی ناپذیر از نهضت شکوفائی و تعمیق مبارزات دمکراتیک مردمان ایران میباشد، بجاست تا با پرهیز از گفتمان شووینیستی، این واقعیت مسلم در تاریخ نوین ایران را پذیرفت که اساسا سطح احساس مسئولیت عمومی در مقابل حقوق ملیتهای کشور با سطح امنیت حقوق فردی هر ایرانی رابطهای مستقیم دارد. آزادی را دیگر نباید خود-محورانه تفسیر و بعضا تقلیل نمود. ترس تمامیت طلبان حاکم از آزادیهای فردی را نباید به ترس از آزادیهای جمعی مخصوصا حقوق هویتی تعمیم داد. تلاش برای تحقیق آزادیهای فردی و جمعی یعنی حقوق شهروندی و حقوق ملیتها را باید همزمان در یک بستر و در راستای استعلای کرامت انسانی فرد فرد اعضای جامعهی ایران وجه نظر قرار داد.
بر ماست تا در برابر گفتمان سرکوبگرا و دگرستیز حاکمان، گفتمانی نوین را بر اساس احترام متقابل از حقوق فردی و جمعی توسعه دهیم. برماست تا ظرفیتهای اتنیکی و جغرافیائی، کثرت زیبای فرهنگی و تنوع متوازن ایران را رهتوشهی آیندهای نوین و دمکراتیک قرار دهیم. کرامت هر انسان، برابر است با کرامت انسانیت. بیائید دفاع از حقوق هر انسان ایرانی، از هر مرام و ملیت و دین و جنسیتی را وظیفه هر انسان ایرانی بدانیم. بیائید ایرانیبودن را بر بستری تماما پلورال تجربه کنیم.
متشکرم.
|