یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

در این وادی غباری از سواران ماند و من ماندم


جهان آزاد


• در این وادی غباری از سواران ماند و من ماندم
هزاران نعش در هر سوی میدان ماند و من ماندم

ز تیر ناجوانمردان، ندا در خاک و خون غلتید
گلی پرپر در آغوش خیابان ماند و من ماندم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۲ فروردين ۱٣٨۹ -  ۱ آوريل ۲۰۱۰


  
در این وادی غباری از سواران ماند و من ماندم

هزاران نعش در هرسوی میدان ماند و من ماندم


زتیر ناجوانمردان، ندا در خاک و خون غلتید

گلی پرپر در آغوش خیابان ماند و من ماندم


زچشم مادر سهراب و آرش، سیل جاری شد

وطن ماند و رطوبتهای باران ماند و من ماندم


نه چنگیز و نه تیمور ونه تازی ماند در میدان

ولی در صحنه ی تاریخ، ایران ماند و من ماندم


عبا پوشان بساط تاج وتخت شاه برچیدند

از آن میراث خونین، بند و زندان ماند و من ماندم


چنان خواب ددان را ای جوان، جانانه آشفتی،

که از یُمنش جهانت زیر فرمان ماند و من ماندم


از این داغ و درفش و سنگسار و محبس و تعزیر

هزاران سر ز وحشت در گریبان ماند و من ماندم


جهان می داند از ابعاد این بیداد بی پایان

که بغضی در گلوی شهر پنهان ماند و من ماندم


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست