زنی از تبار یحیی دولتآبادی و آزادیخواهی همچون صدیقه دولتآبادی
گزارشی از مراسم بزرگذاشت پروین دولت آبادی
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
آدينه
٣ ارديبهشت ۱٣٨۹ -
۲٣ آوريل ۲۰۱۰
مدرسه فمینیستی: بزرگداشت «پروین دولت آبادی»، شاعر توانای ایرانی، با عنوان «روزی که نهالی کاشتم» به مناسبت دومین سالگرد درگذشت وی روز پنج شنبه دوم اردیبهشت ماه در اصفهان برگزار شد.
این مراسم که با خوشامدگویی آقای مردانی ، مسئول حوزه هنری سوره، آغاز شد، با سخنرانی دکتر شیوا دولت آبادی، نهضت قریش زاده، دکتر احمد محیط، مژگان ثابت و سیروس دولت آبادی ادامه یافت و درانتها نیز فیلمی درباره این بانوی شعر و ادب ایران زینت بخش مراسم شد.
پروین دولت آبادی: ساده، متواضع و متفکر
پوران فرخزادمی گوید: « دولت آبادی شخصیت والایی داشت که مانند او در میان شاعران امروز به ویژه زنها کمتر پیدا می شود. او بانویی ساده، متواضع و بسیار متفکر بودکه نظیر او را کمتر دیدهام».
خاندان دولت آبادی از نسب سیدعبدالکریم (میر محمدکریم) بوده اند؛ سیدعبدالکریم ازعلمای زمان خود بود.از شوشتر به اصفهان مهاجرت کرد ودر روستای دولت آباد ملکی خرید و به زراعت و ترویج دین پرداخت و فرزندان ایشان در اثر ناآرامی های اصفهان به تهران و سایر شهرها مهاجرت کردند و به دولت آبادی شهرت یافتند. میرزا هادی ازعلما و معاریف زمان خود در اصفهان و از سادات مرعشی که چندین قرن در مازندران حکومت داشتند، بود. شش پسر داشت. میرزا احمد، میرزا یحیی، میرزا علی محمد، میرزا مهدی ،میرزا محمد علی و میرزا رضا.
حاج میرزا مهدی، فرزند میرزا هادی، یک پسر دارد به نام عبدالحسین که به حسام الدین شهرت دارد. او سه پسر دارد؛ مهدی ، هوشنگ و بیژن. از این سه، هوشنگ یک پسر به نام هادی دارد. [۱]
پروین دولت آبادی فرزند حسام الدین در سال ۱٣۱۴ هـ . ش. در محله احمد آباد اصفهان زاده شد. پدر او حسام الدین نماینده ی مردم اصفهان در مجلس شورای ملی ، شهردار تهران و معاون نخست وزیر بود. وی طبعی شاعرانه داشت واز کودکی شعر می سرود و (پری ) تخلص می کرد.
پروین، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش و سپس تهران به پایان برد. شاگرد مدرسه امریکایی بود. مدتی کوتاه در دانشکده هنرهای زیبا درس خواند, اما رها کرد. او از نوجوانی به شعر فارسی توجه نشان داد و اشعاری به وزنهای نیمایی و قالبهای کلاسیک دارد.
دانشآموخته رشته عکسبرداری داخلی از انگلیس، دکترای آموزش پیش از دبستان از امریکا، و از بنیانگذاران شورای کتاب کودک. او با همکاری لیلی ایمن آهی به گردآوری گنجینه ادبیات کودکان پرداخت.
پروین دولت آبادی همچنین از ویراستاران بخش کتابهای کودکان انتشارات فرانکلین بود. وی تلاش کرد تا شعر کودکان را از حالت پند گونه خارج کرده و اشعاری که جنبه سرگرمی و تفریح برای ایشان داشته باشد ارائه کند. وی هم چنین آثاری برای بزرگسالان نیز در هر دو سبک سنتی و نیمایی سروده است. وی از معدود نویسندگانی است که آثارش در کتب درسی نیز آمده است. پروین دولت آبادی روز سهشنبه بیست وهفت فروردین سال ۱۳۸۷ شمسی در سن ۸۴ سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
پروین دولتآبادی که از خانواده اصیل اصفهان و از نسل یحیی دولتآبادی، تاریخنگار و آزادیخواهی به نام صدیقه دولتآبادی بود نخستین شعرش را در در کلاس دهم سرود. در طول تاریخ می بینیم که شخصیت های مهمی از این خاندان در جامعه شکوفا شده اند و خدمات این خاندان به جامعه فرهنگی ایران حائز اهمیت است .
نهضت قریشی نژاد: پروین در اشعارش آرزو می کرد که آن آدم برفی که در حیاط خانه درست شده، سرما نخورد
نهضت قریشی نژاد در مورد پروین دولت آبادی می گوید: « کارنامه بانو پروین دولت آبادی ارزشمند است . او در طول بیش از دو دهه برای کودکان شعر سرود . این شاعر بزرگ در دهه ی ۴۰ خورشیدی اشعاری را سرود که مهرورزی ، عاطفه و دیگران را دوست بدارید را به همه آموخت . اشعار پروین خیال انگیز و از نگاه کودکان به مسائل نگاه می کند و کودکان را همنشین ابر و هم کلام باد می داند. پروین خودش را جای کودکان می گذارد و در اشعاری که می سراید آرزو می کند که آن ادم برفی که بچه در حیاط یا بیرون از خانه درست کرده است سرما نخورد، و در عین حال هم تخیلش را غنی و بارور می کند و حتی رقص پروانه را به بچه ها نشان می دهد.»
شیوا دولت آبادی: شعر او پیام مادران برای جهان بود، هرچند خودش مادر نبود
شیوا دولت آبادی هم سخنان خود را به یاد پروین و ملک جهان خانم آغاز می کند . او خواهرش را آرام، مهربان ، دلسوز و شاعر و انسان ویژه ای معرفی می کندو می افزاید: « شعر او پیام مادرانه برای جهان بود،هر چند که او خودش مادر نبود.» دکتر شیوا دولت آبادی به مظلوم ماندن پروین در ادب فارسی اشاره می کند، هرچند در ادمه می افزاید: « پروین دوست نداشت خودش را مطرح کند. » او ادامه می دهد: «بارها از او می شنیدم که می گفت: شعر، او را می سراید، نه او شعر را .» در همین لحظه است که شیوا دولت آبادی می گوید: « پروین برای کودکان شعر سرود ولی این تنها کار او برای کودکان نبود، او حتی پیک را برای کودکان به ارمغان گذاشت.»
احمد محیط: ریشه شعر پروین در شعر عرفانی و رندانه شاعرانی چون مولوی و حافظ است
در ادامه این مراسم، آقای دکتر محیط در مورد این بانوی فرهیخته صحبت خود را آغاز کرد:
- پروین دولت آبادی شاعری نوسراست که با شعر کلاسیک هم پیوندی بی تردید دارد .
- پروین با فرهنگ این سرزمین آشناست و از طریق پیوند های خانوادگی با بزرگانی چون ملک الشعرای بهار، جلال همایی آشناست و این به شعر او ، حتی اگر قالب را شکسته باشد ، آهنگی کلاسیک می دهد .
- ریشه ی شعر پروین در شعر عرفانی و رندانه شاعران بزرگی چون مولوی و حافظ است .
احمد محیط در ادامه به چهره های گوناگون انسان در شعر پروین دولت آبادی پرداخت:
*از ویژگی های انسان های حاضر در سروده های سال های نخست پروین می توان چنین یاد کرد: آمیزه ای از اشتیاق ، تنهایی ، دلزدگی ، خشم فروخورده و خودداری انسانی است که بر گونه ی خود سیلی پرهیز می زند که این ویژگی ها را در برخی از اشعار او همچون نمونه های زیر می توان یافت:
- آشنا با حرف دل گشتم خموشی می کنم / دیده ام عریانی جان پرده پوشی می کنم .
- جسم بیمار است و جان بیمارتر / من ز دل بیزار و دل بیزارتر
- قصه گوئیدم که سر بردار و کام دل بر آر / خانه آباد ان که ما دیگر خراب افتاده ایم
در سال های بعد انسان شعر پروین ابعاد تازه می یابد:
- در کنار تنهایی و آسیب پذیری ، گاه حسرت و گاه امیدواری مشخصه ی انسان شعر پروین است :
- آسمان تنها / زمین تنها / بشر تنها ....
- زندگی این است / در شرنگی سهد و در شهدی شرنگی
- سحر اگر گل خورشید بشکند چه شود ؟/ که سبز دشت جهان است چشم در ره او / به بوسه ای تن شبنم بسوخت ز آتش مهر / سرود صبح ز خود برد جان اگه او.
و آن چه پروین در شعرش از انسان می خواهد و برایش آرزو می کند:
- صمیمیت و یکرنگی
- توان دوست داشتن و از خود بخشیدن
- ساکن نبودن
- اندیشه ورزی و خرد
- صبح اندیشی و شب گریزی
- و ایمان داشتن به سرافرازی نهانی است .
- اگر یگانگی باشد .
مژگان ثابت: رابطه ای عمیق با پروین داشتم
مژگان ثابت از دیگر سخنرانان این مراسم بود که که نمایشگاه عکس و نقاشی نیز در کنار این مراسم برپا کرده بود.
ثابت می گوید که ۱٨ ساله بوده است که پروین دولت آبادی را از نزدیک در منزل یکی از دوستانش در اصفهان می بیند. او رابطه اولیه خود را با پروین رابطه مادر و فرزندی توصیف می کند و سپس می افزاید که رابطه او به پروین رابطه ای دو وجهی بوده که از یکسو تداعی گر رابطه استاد و شاگردی و در نهایت رابطه مرید و مرادی بوده و از سوی دیگر یاوری برای او .
سیروس دولت آبادی از خاندانش می گوید
و سرانجام، این مراسم به یادماندنی، با سخنان آقای سیروس دولت آبادی که مختصری در موردخاندان دولت آبادی صحبت کردند به پایان رسید. و بعد از پذیرایی فیلم کوتاهی از زندگی این بانوی فرهیخته پخش شد .
پوران فرخزاد با اشاره به آخرین شعر پروین دولت آبادی افزود:« جای شگفتی است که در چند روز پیش از مرگش، شعری سرود که وقتی آدم آن را میخواند به خودش میگوید که این نمیتواند مال یک زن هشتاد و چندساله ی بیمار باشد».
روحش شاد و یادش گرامی ......
در انتها شاید بی مناسبت نباشد که سخن را با شعری از پروین دولت آبادی که آغازگر مراسم یادبودش بود به پایان ببریم:
خدا
- به مادر گفتم اخر این خدا کیست
- که هم در خانه ی ما هست و هم نیست
- تو گفتی مهربانتر ار خدا نیست
- دمی از بندگان خود جدا نیست
- چرا هرگز نمی آید به خوابم
- چرا هرگز نمی گوید جوابم
- نماز صبحگاهت را شنیدم
- ترا دیدم ، خدایت را ندیدم
- به من آهسته مادر گفت : « فرزند!
- خدا را در دل خود جوی یک چند
- خدا در بوی و رنگ گل نهان است
- بهار و باغ و گل از او نشان است
- خدا در پاکی و نیکی است فرزند
- بود در روشناییها خداوند .»
گزارش و عکس های مراسم از الهه باقری، دانشجوی رشته تاریخ و پژوهشگر مسائل زنان
پانوشت:
[۱] مرعشی ، علی اکبر (هوشنگ ) ، (۱٣۷۶)، خاندان مرعشی در ایران،ترمه ، ص ۵۶ و نیز؛ مرعشی ، علی اکبر(هوشنگ ) ، ( ۱٣۶۵ ) ، شجره خاندان مرعشی ، ج اول ، اهواز ، شرکت تعاون فامیل مرعشی ، ص ۲۷۷ تا ۲٨۱.
|