روزنامه های ایران چه می نویسند؟
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
چهارشنبه
۲٨ مهر ۱٣٨۹ -
۲۰ اکتبر ۲۰۱۰
«چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن میخوانید؛سلطه گران جهانی از ٣۲ سال پیش که پیروزی انقلاب اسلامی نامعادله آنان را به هم ریخت برای ترور انقلاب اسلامی تمامی ظرفیت و پتانسیل خود را به صحنه آورده و با لطایف الحیل ترفندهای گوناگونی را طراحی نموده اند و پس از ناکامی در هر دوره زمانی این سوال را پیش کشیده اند که در مواجهه با «ایران اسلامی» چه باید کرد؟
اکنون نیز که رویکرد دشمنان جمهوری اسلامی از نبرد نیمه سخت و سخت به «جنگ نرم» میل کرده است کماکان این پرسش کلیدی استمرار دارد.
این در حالی است که تجربه بیش از سه دهه رویارویی نظام سلطه و قدرت های افزون طلب و زیاده خواه با نظام جمهوری اسلامی ایران و بهره گیری از گزینه های مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی باعث شده تا جریان سلطه قدری فراتر از برآوردهای مادی و ظاهری، توانمندی ایران اسلامی را به ارزیابی بنشیند و از همین روی است که امروز رسانه های مختلف غربی به بخشی از واقعیت ها و حقیقت های غیرقابل انکار اعتراف دارند.
واشنگتن پست با صراحت به قدرت و توانمندی ایران اشاره کرده و سیاست هویج و چماق آمریکا در قبال، جمهوری اسلامی ایران را شکست خورده تحلیل می کند و می نویسد: «امروز خاورمیانه دیگر حیاط خلوت آمریکا نیست.»
روزنامه آمریکایی بوستون گلوب با تحلیل شرایط حاکم بر منطقه اقرار می کند: «زمان رهبری ایران در منطقه فرا رسیده است.»
روزنامه الحیات چاپ لندن پروژه آمریکایی- صهیونیستی «خاورمیانه جدید» را به باد انتقاد و مذمت می گیرد و عجزآلود چون کودکی که نمی تواند دهان بربندد فریاد می کشد: « خاورمیانه جدید آنگونه که ایران می خواهد شکل گرفته است.»
اینها تنها اندکی از بسیارها و مشتی از خروارهاست که از زبان رسانه های غربی درباره قدرت و توانمندی ایران اسلامی رسانه ای شده است. اما غرض از این مقدمه بیان یک نکته مهم و راهگشا است و آن اینکه نظام سلطه به سرکردگی آمریکا و چند کشور همپیمان او هر چند به خوبی فهمیده اند که ایران اسلامی سد راه زیاده طلبی های استکبار در جای جای منطقه و حتی فراتر از آن است اما کماکان نفهمیده اند- یا اینکه نمی خواهند بفهمند- عمق استراتژیک نظام جمهوری اسلامی که همانا قدرت و توانمندی اصلی و واقعی نظام است چیست و یا بهتر است گفته شود همه آنچه که جان حقیقت است را درنیافته اند.
مثلاً جریان سلطه و استکبار نقش «ولایت فقیه» را در نظام جمهوری اسلامی که ترجمانی از اسلام ناب است، درک کرده است. برای همین است که سال ها پیش فرانسیس فوکویاما نظریه پرداز برجسته غربی در همایش اورشلیم تحت عنوان «بازشناسی هویت شیعه» در قامت یک ایدئولوگ ظاهر می شود و بیان می دارد، شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست؛ پرنده ای که دو بال دارد: بال سبز که همانا مهدویت و عدالتخواهی است و بال سرخ که شهادت طلبی است و ریشه در کربلا دارد.
این نظریه پرداز که صاحب رساله «پایان تاریخ و آخرین انسان» است به بعد سوم شیعه اشاره می کند و می گوید این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری بر تن دارد.
یا در همین راستا جالب است که پس از فتنه سال گذشته که تمام دشمنان داخلی و بیرونی نظام تضعیف ساختار نظام و ستون آن یعنی «ولایت فقیه» را نشانه رفته بودند موسسه آمریکایی رند-RAND- که از قضا فوکویاما از استراتژیست های آن محسوب می شود در کتابی که بخش هایی از آن درباره جایگاه ولایت فقیه و رهبری در ایران است می نویسد: «آیت الله خامنه ای مدیری با تدبیر، کاریزما و مقتدر و بااعتماد به نفس بسیار بالاست که در همه موضوع های اصلی و تأثیرگذار در جمهوری اسلامی حرف آخر را می زند.»
اما آنچه که قابل تأمل است تکرار کارشکنی ها و دسیسه های دشمنان در برابر نظام جمهوری اسلامی است و این در حالی است که بارها و به کرات در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده ناکام بوده اند.
حوادث و وقایع پس از انتخابات سال گذشته شاخص و محک خوبی است تا عمق سردرگمی و ناتوانی دشمنان جمهوری اسلامی عیان و نمایان گردد.
علی رغم تمام فتنه ها، شائبه ها و شبهات، اغتشاش و آشوب، فضاسازی ها و چنگ انداختن به چهره نظام جمهوری اسلامی از سوی فتنه گران داخلی و بیرونی و از سوی دیگر پمپاژ دروغ و شایعه و شبهه از سوی لشکر رسانه ای این جریان، ایران اسلامی در ۹ دی و ۲۲ بهمن ٨٨ اقتدار خود را در مقیاس خیره کننده به رخ کشاند.
اما دشمنان بیرونی در آستانه سالگرد انتخابات سال پیش، قطعنامه تحریمی بر ضد ایران تصویب کردند و به دنبال آن موج تحریم های یکجانبه و مشدّده را کلید زدند.
این همان نکته ای است که نشان می دهد دشمنان هنوز عمق استراتژیک نظام جمهوری اسلامی را باور نکرده اند.
بدیهی است مادام که جمهوری اسلامی ایران بر هویت اسلامی خود تأکید دارد، دشمنی دشمنان ادامه خواهد داشت اما روی آوردن آنها به حربه های نخ نما- همچون داستان تحریم ها یا جنگ نرم به امید تضعیف ساختار نظام- بیانگر واقعیت دیگری است.
سفر دیروز رهبر معظم انقلاب اسلامی به قم و استقبال پرشکوه مردم را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد. با این توضیح که این بار هم دشمنان از تحلیل این حضور پرشور و شعور عاجز خواهند ماند.
این عجز و استراگیجی ناشی از آن است که آنها در فصل ٨ ماهه فتنه سال گذشته-۲۲خرداد تا ۲۲بهمن- تمام توان خود را بکار بستند و آنچنانکه رسانه های متعدد غربی برملا کردند تضعیف ساختار نظام جمهوری اسلامی و در رأس آن ولایت فقیه را نشانه رفته بودند.
پیوست این نشانه گیری، به این امید واهی و پوچ متمسک شده بودند که ۱-مشروعیت نظام را مخدوش خواهند کرد و ۲- شکاف میان مردم و رهبری برقرار خواهند ساخت. اما در فرجام کار، تمام نقشه های آنها نقش بر آب شد و طرفی نبستند. خب؛ اکنون آیا کینه توزان ناکام قادر خواهند بود شمیم حضور رهبر انقلاب که شهر مردمان بابصیرت را عطرآگین نموده دریابند؟
ارزیابی دشمنان از استقبال تاریخی مردم قم که در سالروز ولادت مسعود ثامن الحجج(ع) رهبرشان را همچون نگینی دربر گرفتند چگونه خواهد بود؟
واقعیت آن است که هرچند سفرهای رهبر فرزانه انقلاب به هر نقطه ای از ایران با دستاوردها و برکات زیادی همراه بوده است اما سفر دیروز «آقا» افزون بر آنکه منجر به شکوفایی و پویایی حوزه های علمیه، پیوند هرچه بیشتر رهبری با مرجعیت و علما، حل مشکلات مردم قم و منشأ تحولات تاریخی خواهد شد از همه مهم تر خنثی کننده بسیاری از شبهات و توهمات دشمن در مقطع کنونی است.
استقبال گسترده اقشار مختلف مردم قم که چند ساعت قبل از آغاز مراسم به خیابانها آمدند و کیلومترها رهبر خود را همراهی کردند نقش و جایگاه ولایت فقیه در میان آحاد ملت را به رخ دشمنان می کشد و دشمنان بر اهمیت این جایگاه آگاهی دارند اما از درک اینکه چه عاملی و کدام نیرو این چنین اقشار مختلف مردم از کارگر و کارمند و طلبه و دانشجو تا عالم و فرهیخته و نخبه را به صحنه آورده ناتوان خواهند ماند.
اینجاست که رسانه های ضدانقلاب به هذیان گویی روی می آورند و هربار که جمعیت آکنده از شور و شعور را می بینند که در دفاع از ارزشها و بخاطر علقه و علاقه به نظام اسلامی به میدان آمده اند به این توجیه سخیف و مبتذل گرفتار می شوند که مثلا آنها در قبال ساندیس یا توزیع کوپن!! در خیابان ها حضور یافته اند!!
آنچه دیروز در قم اتفاق افتاد تنها در ساختار نظام «امت- امامت» قابلیت بروز و ظهور دارد. تنها عشق به ولایت است که این چنین در جان مردمان این سرزمین ریشه دوانده تا رهبر و مقتدایشان را با چشمان بارانی دربر گیرند و در یک روز پاییزی، بهاری وصف ناشدنی را به بار بنشانند.
بدون تردید قدرت طلبان و زورگویان عالم همچون اوباما، نتانیاهو، پرز، دیوید کامرون، سارکوزی، لیبرمن، هیلاری کلینتون و... نخواهند فهمید و به مخیله شان خطور نخواهد کرد که راز این تشنگی مردم برای دیدن و رویت رهبرشان چیست همچنانکه کارتر و بگین و گورباچف و... نفهمیدند که عشق مردم به حضرت روح الله ناشی از چیست.
شاید این نفهمیدن ها و عدم درک دشمنان نسبت به وضعیت خاص و ویژه جمهوری اسلامی، به این علت است که عمق استراتژیک نظام اسلامی را که همانا ماهیت ایدئولوژیک آن است بخوبی درنیافته اند.
به عنوان نمونه- و تنها نمونه- می توان به جمله «دانی یاتوم» رئیس اسبق سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) اشاره کرد که با حالتی آمیخته به عجز و سردرگمی درباره ایران می گوید؛ خطر ایران فراتر از موشک ها و قابلیت دفاعی و نظامی آن است خطر آنجاست که ایرانیان معتقد به برخورداری از یک خط تلفنی مستقیم با خدا هستند!
در این مقال دیگر فرصت بسط موضوع وجود ندارد اما آنچه در بالا آمد توضیح طنین همان شعاری است که دیروز مردم بابصیرت قم آن را فریاد کشیدند که؛ خامنه ای کوثر است- دشمن او ابتر است.
و بالاخره درباره شور و شعف و عشق مردم به ولی امر و مقتدایشان نیز از حضرت مولانا باید کمک گرفت که؛
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل گردم از آن
گرچه تفسیر زبان روشنگر است
لیک عشق بی زبان روشن تر است
چون قلم اندر نوشتن می شتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
تهران امروز:اهداف پنهان پروژه اسلام بدون روحانیت
«اهداف پنهان پروژه اسلام بدون روحانیت»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز به قلم حسن وزینی است که در آن میخوانید؛یک نظام سیاسی، دینی یا حتی یک مجموعه منسجم و باهویت، واجد دو گونه خصلت است که برخی روبنا و برخی زیربنا را تشکیل میدهند.
دست بر قضا هر دو طیف از این خصلتها در حیات، بالندگی و سازندگی آن مجموعه نقشهای جداگانه و در عین حال توامان دارند اما ستون خیمه یا بهاصطلاح خصلتهای زیربنایی نقش حیاتیتر و اساسیتری در بقا و دوام آن مجموعه دارند اما اهمیت ستون خیمه، به این است که آن نظام سیاسی، دینی و... در مواجهه با مخاطرات درونی و بیرونی، مادامی که اصالت خود را حفظ کند، امکان آسیب کمتری در مقابل مخاطرات خواهد داشت و حتی در صورت مواجهه و برخورد با انواع و اقسام تهدیدهای درون یا بیرون از نظام، امکان تولید پادزهرهای جدید و متناسب با تهدیدهای جدید خواهد یافت.
بنابراین چنین نظامی در مرحلهای قرار میگیرد که در مقابل تلاشهای مخالفان خود، واکسینه میشود. البته این به معنای آن نیست که با هیچگونه گزندی مواجه نشود، بلکه به این معناست که در مقابل هر پرسشی، پاسخ و در برابر هر هجمهای، توان مقاومت و ایستادگی دارد.
اگر از این زاویه به موضوع پیوند سیاست و دیانت به عنوان دو پدیده در ظاهر با کارکردهای متفاوت که در قالب نظام سیاسی «جمهوری اسلامی» به عنوان پدیدهای نوظهور در میان رژیمهای سیاسی شناخته میشود، بنگریم، با این سوال مواجه میشویم که بهرغم تهدیدهای متنوع و تلاشهای سیاسی و روانی مخالفان برای اثبات عدم کارآمدی تلفیق دو نهاد سیاست و دیانت، راز عدم موفقیت آنها چیست؟
در پاسخ به این سوال است که بطن و ذات استقامت نظام سیاسی- دینی آشکار میشود و ما را به این پرسش اساسی رهنمون میکند که زیربنای یک نظام سیاسی بهخصوص با مختصات دینی و سیاسی جامعه ایران چیست؟ توجه به این نکته آنجا اهمیت ویژهای مییابد که حتی کسانی که در اندیشه خارج ساختن این نظام از حوزه کارآمدی هستند، پیوند مردم و نظام را مانع کامیابی خود در این عرصه میدانند. مردمی که به روحانیت انقلابی اعتماد دارند و نظامی که اساس آموزههای اسلامی را سرلوحه عملکرد خود قرار داده است.
بنابراین طبیعی است که جدیترین مخاطره برای چنین نظامی، امکان جداسازی اعتماد مردم از روحانیت و سیاستی باشد که برگرفته از مشی اسلامی است. گرچه تداوم نظام اسلامی و کارآمدی روزافزون آن، خود بهترین گواه بر ناکامی تلاشهای مخالفان به شمار میآید، اما نمیتوان از کیدهای مخالفان و دشمنان غافل بود. اکنون دشمنان پس از سالیان سال تلاش، به دنبال روزنهای هستند که بتوانند لطمهای به این زیربنا وارد کنند.
از این روست که شاهد سرمایهگذاریهای تازه آنها برای ایجاد انشقاق در پیوند اسلام با سیاست و روحانیت با اسلام هستیم. این موضوعات گرچه تازه نیست اما به نظر میرسد که آنها پس از ناامیدی در جداسازی مردم از نظام و خدشهدار کردن پیوند دین و سیاست، امید تازهای یافتهاند. بنابر نشانهها و شواهدی که وجود دارد مسئلهدار ساختن روحانیت و هموار ساختن پروژه اسلام منهای روحانیت که در گذشته نیز مطرح بود اکنون بیشتر و بهطور ویژهتر در ذیل توجه آنها قرار گرفته است.
اهمیت این سویه جدید دشمن و سرمایهگذاری تازه آنها، در این است که میدانند اصرار بر پروژه جداسازی دین و سیاست به دلیل اثبات کارآمدی تلفیق این دو نهاد، دیگر اثر چندانی ندارد. بنابراین تلاش میکنند با احیای موضوع اسلام منهای روحانیت، روزنهای جدید در این باب بگشایند. واقعیت این است که اکنون این پدیده، بهجد مطرح بوده و برخی رفتارها، گفتارها، ایدهها و سیاستها میتواند محملی برای پیشبرد این پروژه تلقی شود و قطعا روحانیتزدایی، ذیل پروسه جداسازی دین از سیاست قرار میگیرد.
در این راستا هرگونه تلاش برای تضعیف جایگاه روحانیت و ارائه قرائتهای سستبنیان و بدون برخورداری از مستندات عمیق و زلال و بدون تایید بزرگان دینی، به ارائه یک صورتبندی جدید از روحانیت و اسلام یاری خواهد کرد، منتهی صورت بندی که در آن زیر بنا از درون تضعیف خواهد شد. از این رو باید هشدارها درباره تلاش برای اسلامسازی بدون روحانیت را جدی گرفت و بهخصوص نسل جوان را نسبت به ابعاد این خطر آشنا کرد.
رسالت:روز به یاد ماندنی شهر مقدس قم
«روز به یاد ماندنی شهر مقدس قم»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن میخوانید؛اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضَی الْاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَ حُجَّتِکَ عَلی مَنْ فَوْقَ الْاَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّری ، اَلصِّدّیقِ الشّهیدِ صَلاهً کَثیرَهً تامَّهً زاکِیَهً مُتَواصِلَهً مُتَواتِرَهً مُتَرادِفَهً کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍمِنْ اَوْلِیائِکَ ۱- این صلوات خاصه به روح پر فتوح ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در مقابل میراث پر برکت تشیع و نعمت عظیم ولایتمداری ایرانیان کمترین کاری است که هر ایرانی مسلمان میتواند انجام دهد.
روز به یاد ماندنی شهر مقدس قم اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضَی الْاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَ حُجَّتِکَ عَلی مَنْ فَوْقَ الْاَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّری ، اَلصِّدّیقِ الشّهیدِ صَلاهً کَثیرَهً تامَّهً زاکِیَهً مُتَواصِلَهً مُتَواتِرَهً مُتَرادِفَهً کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍمِنْ اَوْلِیائِکَ
۱- این صلوات خاصه به روح پر فتوح ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در مقابل میراث پر برکت تشیع و نعمت عظیم ولایتمداری ایرانیان کمترین کاری است که هر ایرانی مسلمان میتواند انجام دهد.
استقبال باشکوه و فراموش نشدنی مردم ولایتمدار قم از سلاله پاک نبوی صلی الله علیه وآله حضرت آیت الله خامنه ای در عیدانه ولادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت بخشی از این نعمت بزرگ است که تداعی کننده استقبال کم نظیر ایرانی ها از امام رضا (ع) در نیشابور بود. استقبالی که در آن علیرغم تمام توطئه های مامون برای جلوگیری از حضور گسترده مردم اما همه ایران جزء مستقبلین بودند و جمیع اهالی خراسان اعم از شیعه و سنی در این استقبال تاریخی و تاریخ ساز شرکت کردند. سه شنبه به یاد ماندنی قم خاطره قدوم مبارک ثامن الحجج به نیشابور را برای شیعیان زنده کرد. شهر قم دیروز در پیشواز رهبر معظم انقلاب و در دفاع از ارزشهای انقلابی و اسلامی یکپارچه قیام بود. این استقبال گسترده در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) ریشه در ۱۴ قرن ولایتمداری ایرانیان دارد.
۲- استقبال گسترده مردمی از رهبر معظم انقلاب در مناطق مختلف که یکی از پدیده های نادر در جهان سیاست و زعامت محسوب می شود، نشان داد که مشروعیت و مقبولیت حکومت اسلامی به نحو فزاینده ای روبه افزایش است.
از ابتدای انقلاب اسلامی همواره حضور مردم و مشارکت عمومی آنها چه در شکلگیری انقلاب و چه در تثبیت و استمرار آن نقش حیاتی داشته است. اصولا تجمعات میلیونی در کشورهای مختلف جهان بسیار نادر و کم سابقه است واگر در برخی کشورها به ندرت و در سطحی محدود رخ میدهد بیشتر جنبه اعتراضی و واکنش به سیاستهای رسمی دولت دارد. فهم این پدیده بیبدیل در ایران ناشی از ادراک فرهنگ شیعی حاکم بر جامعه است. در واقع بدون در نظر گرفتن مفهوم ولایت که از مختصات فرهنگ شیعی است نمیتوان پدیده تجمعات میلیونی در حمایت از اهداف استراتژیک را تحلیل کرد. ولایت یک دال مرکزی است که حول آن مفاهیم و نشانههایی چون ایمان، جهاد، انتظار، شهادت و... منظومهوار در حرکت هستند.
از تحلیل گفتمانی این نشانهها میتوان به راز تجمعات میلیونی جوامع "شیعی فرهنگ" پی برد.
در تمام دنیا این احزاب و سیاستمداران هستند که بلندگوی توده ها می شوند و در خلال این پروسه اهداف و مطامع خود را پیگیری می کنند. اما در ایران نشاط ملی مبتنی بر بصیرت و خودآگاهی به گونه ای است که مردم همواره به دنبال میدانی هستند تا حرف خود را به گوش کنشگران سیاسی برسانند. دیروز مردم نشان دادند که حرف های زیادی برای گفتن دارند آنها یکپارچه آمده بودند تا بگویند:
الف) پس از گذشت سه دهه از تجربه موفق و با برکت مردمسالاری دینی مردم در حماسه دیروز قم ثابت کردند در دهه چهارم نیز پرچم اسلام و انقلاب برافراشته ترین بیرق و گفتمان در کشور است.
ب) مردم یک صدا آمده بودند تا بگویند حکومت اسلامی در ایران ولایی است و این موضوع نه در رای مردم و ظاهرشان بلکه در قلبشان جای دارد.
ج) کثرت بی نظیر جمعیت در استقبال دیروز گویای این مهم بود که در نبرد نرم دشمن پاسخ نرم ملت ایران کوبنده و توفنده است. استقبال با شکوه دیروز از رهبر معظم انقلاب چشم فتنه را کور کرد و بیماردلان متخاصم را نا امید ساخت. مگر می توان این مردم را از ولایت فقیه جدا کرد. مگر می شود بین روحانیت و مراجع معظم و ولی فقیه زمان که میراث هزار سال مجاهدت فقها و علمای بزرگ شیعه است تفرقه انداخت.
٣- یکی از جلوه های شعف برانگیز حماسه دیروز مردم قم حضور نسل سومی ها بود که پر جوش و خروش آمده بودند تا ارادت و محبت وِیژه خود را به ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله خامنه ای نشان دهند.
٣۱ سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد ولی نظام اسلامی هنوز تازه نفس است و گزافه نیست اگر بگوییم انقلاب در دهه چهارم عمر خود پرتوان تر، باهوش تر و خلاق تر از سه دهه گذشته طی می کند. این تکامل تدریجی و این برتری نسبت به گذشته معلول اعتماد انقلاب به نسل های سوم و چهارم خود است. دشمن در حوادث بعد از انتخابات تمام هم و غم خود را مصروف این توطئه کرد که از فرصت غفلت عده ای ازخواص مردود، پروژه القای شکاف بین نسلی را به پیش ببرد.
اما حماسه تاریخی نهم دی و۲۲ بهمن و حرکت انقلابی جوانان قمی در روز گذشته آب سردی بر آتش برافروخته دشمن بود. حضور چشمگیر جوانان و نسل های سوم و چهارم انقلاب در این استقبال تاریخی از مشخصه های غرور آفرینی بود که القائات دشمن را برملا نمود. واقعیتی که از آن تحت عنوان رویش های انقلاب یاد می شود. رویشهایی که به مراتب بیشتر از ریزشهای انقلاب بوده، هستند و خواهند بود.
مردم سالاری:سیلی با ریشه اصولگرایی!
«سیلی با ریشه اصولگرایی!»عنوان سرمقالهی روزنامهی مردم سالاری به قلم کورش شرفشاهی است که در آن میخوانید؛هر چند همه جورش را دیده بودیم اما این یکی دیگر نوبر است. یک مدعی اصولگرایی در صحن علنی مجلس سیلی بر گوش نماینده مردم در خانه ملت می نوازد و در رسانه ها اعلا م می کند که این سیلی ریشه در اصولگرایی دارد.
البته همه روزه به اشکال مختلف واز سوی افراد متفاوت سیلی نواخته می شود. به عنوان مثال خودرویی انحراف به چپ می شود و رانندگان آنها پس از رد و بدل کردن جملا تی ادیبانه! یقه یکدیگر را می گیرند و سیلی نواخته می شود و هزاران نوع دیگر را می توان مثال زد اما هضم سیلی مجلسی توسط یک نماینده و آن هم در خانه ملت قدری ثقیل است.
البته اکنون که این سیلی نواخته شده لا زم است به چند سوال اساسی برای اذهان عمومی پاسخ داده شود:
اول این که بارها صداو سیمای جمهوری اسلا می ایران صحنه هایی از زدو خورد نمایندگان یا فعالا ن سیاسی در کشورهای ژاپن، کره، ایتالیا و... را پخش کرده و الفاظ و جملا تی که در مورد این رفتارها به کار برده شده حکایت از آن دارد که چنین برخوردهایی حداقل دور از شان افراد فرهیخته و متمدن و در اذهان عمومی رفتاری قبیح و زشت است. لذا آیا ضارب یا حامیان احتمالی وی بر قبح چنین رفتار ناپسندی اذعان دارند؟
دوم این که بر فرض چنین رویه غیراخلاقی در برخی پارلمان های دنیا مرسوم باشد آیا این رفتار در خانه ملت با پسوند شورای اسلا می همراه است. در شان چنین مجلسی هست؟ آیا نواختن سیلی منطبق با شوون اخلاقی اسلا م است و بدتر از آن، به چه دلیل این رفتارهارا شاهد هستیم؟
سوم آن که نوازنده سیلی ادعا می کند که این سیلی اصولگرایی است و این نیز کلا می سوال برانگیز است. زیرا هنوز مشخص نیست که اصولگرایان کشور یا حتی اکثر اصولگرایان چنین وکالتی داده اند که یک نماینده مدعی اصولگرایی در خانه ملت به ابزاری تحت عنوان سیلی متوسل شود کدام اصولگرای واقعی می پذیرد که فرهنگ اصولگرایی با فرهنگ سیلی زدن قلمداد شود؟
چهارم آن که نماینده سیلی خورده ترجیح داده واکنش قانونی (نه مقابله به مثل!)نشان دهد و طی نامه ای به هیات رئیسه مجلس تقاضای بررسی داشته است. اکنون نتیجه چه خواهد بود؟ آیا در این مورد پرونده در دستگاه قضایی بررسی خواهد شد و حکم شرعی در این زمینه صادر خواهد شد و ضارب در برابر نمایندگان می ایستد تا حکم شرع اسلا م اجرا شود؟
پنجم آنکه آیا در حال حاضر هیات رئیسه مجلس مسوولیت سنگینی را بر عهده ندارد زیرا یک مضروب شاکی برای احقاق حقش به مرجعی مراجعه کرده که باید احقاق شود و از سوی دیگر با توجه به آنکه واکنشی که امروز مجلس نشان خواهد داد برای یک عمر در سابقه هشتمین دوره مجلس شورای اسلا می ثبت می شود، هیات رئیسه عکس العمل مناسب برای آنکه سیلی کنونی به مشت و لگد آینده منجر نشود از خود نشان خواهد داد؟
و اما ششم آنکه اصولگرایان چه خواهند کرد؟ آیا در قبال این سیلی سکوت می کنند تا غیرمستقیم چنین رویه ای را پذیرفته باشند یا واکنش منفی نشان خواهند داد و از این رفتار برائت می جویند؟
به هر حال رفتارهای آینده مجلسیان بر روی تصمیم و رفتار امروز هیات رئیسه مجلس و اصولگرایان بنا خواهد شد.
جمهوری اسلامی:فعالیت "ستاد سرکوب" در آستانه انتخابات مصر
«فعالیت "ستاد سرکوب" در آستانه انتخابات مصر»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛"ستاد سرکوب" در مصر در مدتی کمتر از یک هفته دستکم ۲۰۰ تن از مردم و اعضای جماعت اخوان المسلمین را بازداشت کرده و به ۹۰ مرکز اقتصادی و دانشگاهی یورش برده است.
این اقدام، به ویژه بخاطر نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات مجلس مصر با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان افکار عمومی این کشور صورت گرفته و حتی تشدید شده است. قرار است ماه آینده انتخابات مجلس ملی مصر برپا شود ولی نیروهای امنیتی و پلیس با تشکیل "ستاد سرکوب"، مأموریت دارند از یکطرف با تحرکات خود، فضای عمومی جامعه مصر را "امنیتی" کنند و از طرف دیگر مانع ورود داوطلبان مستقل و اعضای اخوان المسلمین به مجلس ملی شوند.
"عبدالمنعم عبدالمقصود" وکیل حقوقی اخوان المسلمین ضمن تشریح ابعاد این مطلب خاطرنشان ساخت که هدف اصلی حکومت، درهم ریختن ستادها و ایجاد رعب و وحشت در مردم و حامیان اخوان المسلمین است ولی جماعت اخوانالمسلمین سعی دارد با جدیت در انتخابات حضور یابد.
خشم فرماندهان "ستاد سرکوب" از این بابت است که اخوان المسلمین ابتدا تهدید کرده بود که انتخابات را تحریم خواهد کرد لکن بر اثر فشار افکار عمومی و همچنین رایزنی با چهرههای برجسته در تصمیم خود تجدیدنظر کرده و قویاً خواستار حضور فعال مردم و داوطلبان مستقل و نامزدهای اخوان المسلمین در انتخابات است. موضوع دیگر در همین زمینه به شگردهای رژیم مبارک برای حذف نامزدهای اخوان المسلمین و جلوگیری از ثبت نام چهرههای مستقل مربوط میشود که در مصر به یک "بازی همیشگی" تبدیل شده و تقریباً همه درباره این مسائل، اطلاعات کاملی در اختیار دارند.
جاسوسان رژیم قاهره با تلاش برای به دست آوردن اطلاعات جدید پیرامون مشخصات چهرههای مستقل و بویژه نامزدهای اخوان المسلمین، در خدمت بازوهای اطلاعاتی رژیم قاهره قرار گرفتهاند تا به هر طریق ممکن از ورود نیروهای مردمی به مجلس جلوگیری کنند درحالی که نامزدهای حکومتی در میان مردم فاقد جایگاه و پایگاهند و مردم مصر تقریباً هم قسم شدهاند که به آنها رای ندهند اما تجربههای گذشته نشان میدهد که آنها سرانجام با معجزه دولت باز هم سر از صندوقهای رأی در میآورند.
مراکز دانشگاهی مصر این روزها از تحرک سیاسی بیشتری برخوردارند ولی رژیم کمپ دیویدی با توسل به موج بازداشتها سعی دارد فضای کشور را در مسیر دلخواه خود سازماندهی کند. با اینحال، شدت و دامنه اعتراضات دانشجوئی علیه سیاست سرکوب خفقان رژیم قاهره، اوضاع را به کلی دگرگون ساخته است.
برخی گمانه زنیها نشان میدهد جماعت اخوان المسلمین برای کاستن از فشار سیاسی - امنیتی رژیم قاهره دست به تحریم انتخابات زده بود و سعی داشت چنین وانمود کند که گویا در انتخابات شرکت نخواهد کرد تا خیال حکومت از آنها راحت شود و باور کنند.
اخوان المسلمین هیچ نامزدی در پارلمان نخواهد داشت. اما فشار افکار عمومی همه چیز را تغییر داد و اخوان المسلمین مجبور شد سیاست جدیدی را در پیش بگیرد و فعالانه در فضای سیاسی کشور مشارکت کند.
با اینهمه، شدت و دامنه بازداشتها بیشتر شده و شهرهای قاهره، اسیوط و اسکندریه به کانون تشنجات سیاسی - اجتماعی مبدل گردیده است. رژیم قاهره سعی دارد با دستگیری چهرههای سرشناس مردمی و اخوان المسلمین به افکار عمومی نشان دهد که برای توسل به سیاست مشت آهنین هیچ حد و مرزی را نمیشناسد و در عین حال از این طریق به مهار جامعه بپردازد که در فقدان عناصر کلیدی، شاید انگیزههای چندانی برای ورود به فاز اعتراضات و برگزاری تظاهرات نداشته باشند و حتی نگران بازداشت هم باشند.
اخوان المسلمین از مردم مصر خواسته است با خفقان کمپ دیویدی مبارزه کنند تا شاهد آزادی و سربلندی مصر باشند ولی رژیم قاهره تهدید کرده است به هر قیمت ممکن به "اعمال قانون" میپردازد. این جمله به معنی "سرکوب مردم"است که تنها قانون مورد نظر رژیم مبارک محسوب میشود!
ابتکار:حذف نظارت، تعامل است یا تسلیم؟
«حذف نظارت، تعامل است یا تسلیم؟»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم غلامرضا کمالی پناه است که در آن میخوانید؛یکی ازشیوههای جناب احمدی نژاد این است که آن قدربه درمی کوبد تا بازشود . درمثل آمده که «واذا قرع الباب ولج ولج » هنگامی که دری کوبیده شود ولجاجت به خرج داده شود بالاخره آن درگشوده میشود . اما این که آیا هردری را باید کوبید واصولاً گشودن بعضی بابها به صلاح است یا نه، بحث دیگری است که درمجال دیگری باید به آن پرداخت .
ناگفته نماند کسی که دررأس امورقرارمی گیرد باید ازاعتماد به نفس لازم وشجاعت ولجاجت ضروری برخوردارباشد، تا بتواند امورراکد وسردرگم را حرکت وسامان دهد.
تردید وچه کنم چه کنم ممکن است همان بلایی را برسرمسئولان بیاورد که اصلاح طلبان دردوره حاکمیت خود، برسرخودشان آوردند. تهدید واقدام به استرداد «لایحه برنامه پنجم توسعه»، یکی ازدهها شگردی بوده که رئیس جمهورمحترم برای به عقب راندن مجلسیها به خرج داده است .
نمایندگان مردم درمجلس شورای اسلامی، دریک سردرگمی وپراکندگی دل آزاری به سرمی برند . عدهای بی محابا جانب دولت را گرفته اند وتکلیف خود را مشخص نموده اند، دسته دیگری داعیه حفظ استقلال مجلس دارند وهنوزرویای خوش «دررأس بودن مجلس» را درسرمی پرورانند وبرای تحقق این خواب تعبیرنشدنی هرازگاهی با دولت دست وپنجه نرم میکنند .
بارها برای این که خودی نشان دهند، اقدام به جمع آوری رأی برای استیضاح برخی ازوزرای دولت نموده اند، اما هربارشمشیراستیضاح آنها شکسته وتیرآنها هم به سنگ خورده است .
این حقیردرتاریخ ۶/۶/٨۲ درروزنامه رسالت درنقد مجلس ششم مقالهای با عنوان «استیضاح» نوشتم . درهمان مقاله با استناد به ضرب المثل بویراحمدی «گل پاش نه پتی بو» یعنی پای «گل برهنه نباشد» . اقدام مجلس برای استیضاح وزیروقت آموزش و پرورش را مصداق بارز این ضرب المثل که برای سمبل کاری وظاهرسازی به کارمی رود قلمداد نمودم . اکنون به نظرمی رسد، ازاین حیث وجوه مشترکی میان این مجلس وآن یک وجود داشته باشد . بنابراین شمشیراستیضاح یا ازغلاف بیرون نیامده یا هرازگاهی برای نمایش وبرای آن که «گل پاش نه پتی بو» یاشاید هم برای آن که زنگ نزند وهوایی بخورد، آن را بیرون میآورند وبه سروزیری میچرخانند وبی آن که جداً آن را فرود آورند دوباره درغلاف فراموشی یا مصلحت جویی فرومی برند، بی تردید ازچنین مجلسی چه انتظاری میرود، جزاین است که قدم به قدم تا همه قدم به عقب بنشیند؟ مجلسیها با «امیدهای درازومقاومتهای کم» چگونه میخواهند دررأس بمانند؟
ازیک سخن واقعی رئیس جمهوربرمی آشوبند ولی عملاً زیرپای خویش را خالی میکنند تا ازاوج به حضیض بیفتند گفته اند درست هم گفته شده که حرمت امام زاده را متولی نگه میدارد .
سوال ما موکلان ازشما وکلا این است کدام مصلحت ایجاب کرده که حق نظارت را ازخویش بگیرید وبه کام عامل ومجری بسپارید؟ چگونه میتوان هم عامل بود وهم ناظر؟ مگرمی شود داوری یک بازی را مثلاً به مربی یا کاپیتان یکی ازتیمها ی بازیکن سپرد، آن هم تیمی که انگیزه پیروزی به هرقیمتی دارد؟
درصورت نبود یک داوریا ناظربی طرف وذیصلاح بی شک ازخطاهای یاران نه تنها چشم پوشی خواهد شد بلکه درپارهای موارد امتیازی برای دستیابی به پیروزی وبرتری بیشتر قلمداد میشود . اگرچه ما دولت قدرتمند را لازمه توسعه وحفظ امنیت ورفاه به شمارمی آوریم، اما این قدرت باید درزیرنورچراغهای چشمان ناظران بی طرف وغیرمغرض درجریان باشد.
بستن چشمها، فراربه سوی تاریکی وتمایل به پنهان ماندن وحرکت درفضای مه آلود طریق مناسبی برای دستیابی به عدالت وتوسعه نیست. اگرخدا بخواهد نیتها خیراست، اما کسی که سنگ ترازوی بارش کم نیست دلیلی ندارد ازمحتسب بترسد.
به گفته شیخ اجل، سعدی شیرازی
اگرمحتسب گردد آن را غم است که سنگ ترازوی بارش کم است
واقعاً جای سوال است که استدلال دولت درحذف نظارت دیوان محاسبات چیست؟ چرا ازاین موضوع واهمه است؟
کم کم درذهنها این سوال قوت میگیرد که خدای ناخواسته دولت میخواهد یواشکی کارهایی کند که ازچشمها پنهان بماند؟ جای شگفتی است که کمیته مشترک رفع اختلاف دولت ومجلس، به منظورتعامل ! به این خواسته دولت تن داده است . دیوان محاسبات را که ابزارنظارتی مجلس است ازلایحه برنامه پنجم توسعه حذف کرده وهمان نموده که به کام دولت است
سیاست روز:عبور از یک صد سال اقتصاد نفتی
«عبور از یک صد سال اقتصاد نفتی»عنوان سرمقالهی روزنامهی سیاست روز به قلم بیژن کیامنش است که در آن میخوانید؛واریز یارانههای نقدی به حساب سرپرست خانوارها و مشخص شدن نسبی رقم برخورداری هر یک از اعضای خانوار از میزان این کمکها بیش از هر چیز نشانه نزدیک شدن به زمان اجرای طرحی است که در سه سال اخیر به یک موضوع رسانهای تبدیل شده بود.
هدفمندسازی یارانهها اتفاق بزرگ در اقتصاد و حتی فراتر از آن در سامانه برنامهریزی کشور به شمار میآید.
دور شدن از اقتصاد حمایتی و تمهید مقدمات در جهت توانمندسازی عناصر فعال اقتصادی، بیگمان فصل جدیدی در نظام برنامهنویسی کشور در یک صد سال اخیر است.
متاسفانه خونی که در یک صد سال اخیر در رگهای اقتصاد ایران جریان داشته است، فقط به شریانهای سیاه نفت متصل بوده است. این رویداد باعث شده است که اقتصاد ایران همواره از دو عنصر قدرتمند، خلاق و اثرگذار بیبهره بماند. دو عنصری که عبارتند از «رقابت» و «اقتصاد بازار»...
اهمیت استراتژیکی دو عنصر «رقابت» و «اقتصاد بازار» چنان است که ماهاتیرمحمد رئیسجمهور مالزی هنگامی که اصلاحات اساسی خودش را در حوزه اقتصاد این کشور آغاز کرد، استانداردسازی این دو مقوله را از جمله اهداف برجسته خود اعلام کرد.
تجربه اجرای پنج سال پی درپی این سیاست برای اقتصاد مالزی بسیار معجزهآسا بود. بطوری که اقتصاد مالزی از ناکارآمدی و فقرآفرینی به اقتصادی توسعه یافته و ثروت آفرین تبدیل شد.
این روش متحول کننده که در اقتصاد امروز جهان با آزادسازی اقتصادی و حذف یارانهها امکانپذیر شده است، هماکنون همچون یک طرح راهبردی فراروی اقتصاد ایران قرار گرفته است. اقتصادی که سالانه یک صد هزار میلیارد تومان یارانه برای جلوگیری از فرو کاستن آن از سوی دولتها به آن تزریق شده است. در حالی که این رقم چشمگیر و قابل توجه میتوانست به صورت مستمر در بخشهای کلیدی صنعت سرمایهگذاری شود.
اما پرداخت این میزان یارانه که به طور متوسط بیش از سه برابر هزینههای عمرانی کشور ارزیابی میشود نه تنها این چنین به هدر رفته است. بلکه مهمتر از مقوله اتلاف این میزان سرمایه در کشور، باعث به هم خوردن شرایط رقابت و مبهم شدن فضای اقتصادی کشور بوده است.
زیرا به هم خوردن شرایط رقابت آزاد و ناشفاف شدن عرصههای اقتصادی کشور باعث شده است که صنعت، تولید و تجارت ایران هیچگاه نتواند همپای توانمندیهای بالقوه جامعه رشد کند. در حالی که این گره کور و این زاویه انحراف در یک صد سال اقتصاد نفتی ایران، فقط با هدفمند شدن یارانهها به سرعت به سوی متعادل شدن سیر خواهد کرد.
در این صورت هدفمندسازی اقتصاد ایران تنها یک برنامه راهبردی به شمار نمیآید بلکه طرحی است که به دگرگونسازی اقتصاد کشور میانجامد. دگرگونی به سوی توسعهیافتگی و رشد مداوم ثروت و اشتغال.
آفرینش:زلزله و مدیریت بحران
«زلزله و مدیریت بحران»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم مهدی اسلامی است که در آن میخوانید؛اظهارات معاون وزیر مسکن و شهرسازی در نشستی به مناسبت هفته کاهش اثرات و بلایای طبیعی و اشاره وی به این که ۶۰ درصد از ساختمانهای فعلی در برابر زلزله مقاوم نیستند، و تاکید وی براین که طی ٣۰ سال گذشته پس از زلزله طبس ۲۰۰ هزار واحد مسکونی به صورت کامل تخریب شدهاند به مثابه زنگ خطری است که باید برای آن چارهاندیشی کرد.
وی همچنین تاکید کرده است که تعداد تلفات انسانی ناشی از وقوع زلزله طی ٣۰ سال گذشته ۱۰۰ هزار نفر بوده است بنابراین برای ایران که در بین ۱۰ کشور شاخص جهان از نظر بروز سوانح طبیعی قرار دارد و سالانه با خسارت ٣۰ تا ۵۰ هزار میلیارد ریالی سوانح طبیعی مواجه است، توجه به موضوع مقاوم سازی ساختمان بیش از پیش نمود پیدا میکند.
آنچه که بسیار با اهمیت و ضروری جلوه مینماید و باید دستاندرکاران و مسوولان به آن نگاه ویژهای داشته باشند میزان تخریب ساختمانها در همه زلزلههایی است که گاه و بیگاه در کشور به وقوع میپیوندد. اینکه زلزله بلایی آسمانی است و نه در ایران بلکه با درجهای بالاتر در بسیاری از کشورهای جهان به وقوع میپیوندد درست؛ اما پرواضح است که تعداد ساختمان و خانههایی که در اثر وقوع زلزله در ایران تخریب میشوند در مقایسه با کشورهایی مانند ژاپن به مراتب بیشتر است.
حال آنکه زلزلههایی که در ژاپن به وقوع میپیوندد از نظر قدرت شدیدتر هستند؛ اما میبینیم که ساختمانها در این کشورها مقاوم و تعداد تلفاتی انسانی ناشی از وقوع زلزله به نسبت ایران بسیار کمتر است. هر دو کشور ایران و ژاپن بر روی گسلهای فعال زلزله قراردارند و چه بسا ژاپن با زلزلههایی با بزرگتری بیشتری مواجه است اما به واقع میبینیم که با وقوع زلزلههایی با قدرت زیاد آب از آب تکان نمیخورد، گویی که زلزله جزئی از زندگی ژاپنیهاست و آنها با زلزله زندگی میکنند.
اما در ایران زلزله به کابوسی برای مردم و مسوولان تبدیل شده است، این نگرانی از آنجا سرچشمه میگیرد که ساختمانها بدون آنکه موضوع زلزله در آن لحاظ شده باشد ساخته میشود و هیچ دستگاه نظارتی نیز جلوی این ساخت و سازهای بدون توجیهات فنی و مهندسی را نمیگیرد. این چه رسم بدی است که هرگاه زلزله به وقوع میپیوندد و اثرات غمانگیز این بلای آسمانی گریبانگیر کشور میشود به فکر مقاومسازی ساختمانها میافتیم و آنگاه بازار انتقادات و پیشنهادات داغ میشود و به محض این که چند روز میگذرد، همه چیز به روال عادی خود بازمیگردد، انگار که دیگر قرار نیست که در ایران زلزله بیاید.
این یک واقعیت است که زلزله بازهم در کشور حادثه میآفریند اگر از امروز به فکر مقاومسازی ساختمانها نباشیم. در این راستا شایسته است که مسوولان جلوی ساختوسازهایی را که در برابر زلزله حادثه میآفرینند را بگیرند چراکه بیتوجهی به مقاومسازی ساختمان در کشور و مخصوصا در کلانشهرهایی مانند تهران آثار زیانباری را برای کشور به همراه خواهد داشت.
آرمان:هدفمندسازی باعث افزایش تورم نمیشود
«هدفمندسازی باعث افزایش تورم نمیشود»عنوان سرمقالهی روزنامهی آرمان به قلم سعید لیلاز است که در آن میخوانید؛ تاثیر تورمی یارانه نقدی به شیوه پرداخت دولت و منبع تحصیل این یارانهها ربط دارد. چنانچه یارانههای نقدی از محل حذف یارانه حاملهای انرژی پرداخت شوند، موجب تورم نمیشود، آن چه عامل اصلی تورم در ایران است، نه حذف یارانهها که سرعت رشد نقدینگی و کسری بودجه است. تورم متاثر از سیاست مالی و پولی است، اگر دولت یارانه نقدی را از محل حذف یارانه حاملهای انرژی بدهد، تورم چشمگیری اتفاق نخواهد افتاد، اما اگر برای پرداخت این یارانه متوسل به رشد
نقدینگی، مازاد درآمدهای فروش نفت و منابعی از این قبیل شود، ما شاهد تورم خواهیم بود. دو عامل سرعت گردش پول و رشد نقدینگی در افزایش تورم موثر هستند، اگر فرض کنیم ورود نقدینگی جدید به جامعه صفر باشد، هدفمند کردن یارانهها تاثیر اندکی بر تورم خواهد گذاشت که آن هم ناشی از نوسانات سرعت گردش پول است». اگر دولت انضباط مالی خود را حفظ نکرده، کسری بودجه داشته و پول جدید چاپ کند، با هدفمندی و بدون هدفمندی شاهد تورم خواهیم بود، چنان که در گذشته در دورههای متوالی افزایش رشد نقدینگی همواره موجب تورم شده است.
تاثیر جو روانی تورم اولا رقم جو روانی تورم چندان تاثیرگذار نیست، ثانیا زودگذر است و ثالثا مقدار زیادی از این جو روانی را پشت سر گذاشتیم و به نظر نمیرسد این جو از این پس سهم چشمگیری داشته باشد. کاهش هزینهها اصلی است که در هر صورت دستورالعمل همه بنگاههای اقتصادی است و محتاج رهنمود نیست. مهم این است که ساز و کارهای اقتصادی به نحوی سامان بیابد که بنگاهها حداکثر قدرت مانور را در برابر نوسانات قیمتها داشته باشند و این تنها با اجرای کامل استراتژی جامع آزادسازی اقتصادی در ایران ممکن است.
اصلیترین هدف قانون هدفمندسازی یارانهها به شکل کنونی نه افزایش بهای کالاها بلکه کاهش مصرف بوده است. به عنوان مثال در ایران سالیانه ۱.٣ میلیارد معادل بشکه نفت خام مصرف انرژی وجود دارد. مثلا کاهش ٣۰۰ میلیون بشکه از این مصرف، باعث صرفهجویی ۲۵ میلیارد دلاری ارزی- به قیمت روز- خواهد شد که از مجموع بودجه عمرانی دولت بیشتر است.
اگر همه این پول صرف سرمایه گذاری شود به معنای افزایش صد درصدی بودجه عمرانی دولت است. پس در اینجا نیز انضباط مالی دولت و این که منابع حاصل از هدفمندسازی در کجا هزینه خواهد شد، مهمترین مسئله است، و گرنه کاهش مصرف تنها دستاورد اجرای این قانون خواهد بود. بنا نیست دولت از محل افزایش بهای کالاها منفعتی کسب کند، هدف از افزایش قیمت، کاهش مصرف این کالاهاست.
البته با اختصاص ۲۰ درصد از این درآمدها به دولت، یکی از اهداف اصلی هدفمندسازی که افزایش سرمایهگذاری بوده، مغفول مانده است، مگر این که دولت همه این منابع را صرف سرمایهگذاری مجدد کند. بایدهدف از اجرای هدفمندسازی کاهش مصرف، افزایش بهرهوری و تخصیص بهینه منابع دانست. سیاست پرداخت یارانه در چهل سال اخیر، تثبیت نرخ ارز در ۱۰ سال اخیر و برخی سیاستهای اقتصادی باعث ایجاد عدم تعادل در قیمتها شده است.
یعنی در حالی که قیمت کالاهای انرژیبر به نسبت نرخ جهانی پایین است، بهای کالاهایی که انرژیبر نیستند به نسبت نرخ جهانی بسیار بالاست. از اجرای هدفمندی به هر شکلی دفاع میکنم، هدفمندسازی تنها در منظومه استراتژی آزادسازی اقتصادی، قادر به ایجاد تعادل پایدار در نظام اقتصادی خواهد بود. این منظومه شامل کاهش تصدی دولت، مقرراتزدایی، رقابتی کردن اقتصاد در سطح بینالمللی، خصوصیسازی، افزایش سهم بخش خصوصی، آمادگی ورود به بازار بینالمللی را شامل میشود.
جهان صنعت:پیمان شیکاگو را به یاد دنیا بیاوریم
«پیمان شیکاگو را به یاد دنیا بیاوریم»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت به قلم
حمید باستانی است که در آن میخوانید؛حملونقل هوایی از جمله صنایعی است که در دنیا با پیمان ۹۶ مادهای شیکاگو از بحث محدودیت و تحریم استثنا شده است. این صنعت به تردد انسانها و جابهجایی آنها مربوط است. این پیمان که ارایهکنندگان خدمات این صنعت هم آن را امضا کردهاند شامل هیچگونه محدودیتی نمیشود. اما با این حال سالهای سال است که کشورهای مطرح و سازنده هواپیماهای تجاری با روندی غیرقانونی و نامتعارف دست به اعمال محدودیت برای ایران زدهاند و از ارایه قطعات و فروش هواپیما به ایران امتناع میکنند.
همان کشورهایی که دم از حقوق بشر میزنند اما حقوق انسانی ایران را محترم نمیشمارند و با اعمال محدودیت در فروش هواپیماهای نو و قطعات مورد نیاز آن جان انسانها را به خطر میاندازند.
هر چند کارشناسان و متخصصان ایرانی در این راستا با تلاش مضاعف خود توانستهاند ایمنی پروازها را کسب کنند اما این تلاش مضاعف که به واسطه هوش و استعداد ایرانی است چیزی از تظلم غرب کم نمیکند و راه فراری برای آنها نیست اما انگار که این محدودیتها آنها را چنان سرکش کرده که این روزها دیگر در موضوع سوخت هم شاخ و شانه میکشند و به خاطر نمیآورند که ایرانیها راههای بهتر را زود مییابند و راه دشمنی را بر آنان میبندند.
نمونه این موضوع خودداری از سوخترسانی به هواپیماهای ایرانی در برخی فرودگاههای اروپایی است که دیروز با واکنش سخنگوی وزارت خارجه ایران مواجه شد و رامین مهمانپرست اعلام کرد که در صورت ادامه این روند ایران هم مقابله به مثل خواهد کرد زیرا این رفتار قابل تحمل نیست.وی اعلام داشته که ادامه دادن این رویکرد از سوی برخی از شرکتهای نفتی میتواند منافع خود آنها را در رابطه با گردشگری و تردد هواپیماها محدود کند و به آنها خسارت مادی وارد کند و این مساله خارج از چارچوبهای بینالمللی و حتی قطعنامه غیرقانونی شورای امنیت است و بر اساس مقررات بینالمللی این کار صحیح نیست.
در این رابطه با تقدیر از این واکنش بجا و منطقی وزارت خارجه ایران باید اعلام کرد که این پاسخ همان چیزی است که سالهاست انتظار آن میرفت و امروز شاهد آن هستیم.
چرا که اگر ایران از طریق دیپلماتیک طی سالهای گذشته در خصوص تحریم فروش هواپیما به ایران به مجامع جهانی شکایت میکرد امروز شاهد این گردنکشی غرب نمیبودیم.
بر این اساس و با احترام به تدابیر وزارت خارجه، باید از این مرجع قانونی بخواهیم که در کنار این موضوع به پیمان شیکاگو و توافقات آن هم توجه بیشتری نشان بدهد چرا که ایجاد محدودیت در بحث حمل و نقل هوایی براساس ماده ۴۴ این پیمان سال ۱۹۴۴ خلافبندی است که از عدم اعمال تبعیض میان اعضا و بسط و توسعه تمامی امور پشتیبانی با حمایت از طراحی و ساخت هواپیما برای اهداف صلحجویانه میگوید.بد نیست این پیمان را بار دیگر مرور کنیم و از آن به دنیا بگوییم تا مشخص شود حقوق ملت ایران چگونه نادیده گرفته میشود و کشورهای مدعی حقوق بشر نیز بدان وقعی نمینهد.
دنیای اقتصاد:قانون یارانهها و مسوولیت همگانی
«قانون یارانهها و مسوولیت همگانی»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در آن میخوانید؛آغاز واریز یارانه نقدی به حساب متقاضیان به برخی تردیدها درباره اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها پایان داد و قطار اصلاح ساختار اقتصادی را به حرکت درآورد.
براساس مفاد کلی این قانون، دولت مکلف است از آغاز سال ۱٣٨۹ به مدت پنج سال یارانههای غیرمستقیم کنونی را که از طریق برخی کالاها و خدمات در اختیار مصرفکنندگان قرار میگیرد، به صورت تدریجی هدفمند و پرداخت آنرا مستقیم کند.
همچنین به منظور جلوگیری از کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان و آسیبپذیر شدن صنایع و کشاورزی در برابر تغییرات قیمتی حاملهای انرژی، دولت مکلف شده است
۵۰ درصد عایدات حاصل از حذف یارانههای غیرمستقیم را به صورت نقدی به خانوارها پرداخت کند و ٣۰ درصد را در قالب کمکهای بلاعوض و یارانه سود تسهیلات در اختیار بخشهای مختلف صنعتی و کشاورزی قرار دهد. ۲۰ درصد باقیمانده نیز برای جبران آثار اجرای این قانون بر اعتبارات هزینهای و تملک داراییهای سرمایهای (دولت) هزینه خواهد شد.
اجزای این قانون به لحاظ نظری سازگارند و اگر همه این اجزا دقیق اجرا شوند، دخل و خرج دولت در بخشهای مرتبط با این قانون، متوازن خواهد شد. اما این تنها شرط لازم کامیابی دولت در اصلاح ساختار اقتصادی است و شرط کافی آن نیست. شرط کافی موفقیت این کار شامل دو مقدمه اجتماعی و اقتصادی است.از نظر اجتماعی، کمک شهروندان به دولت ضرورت دارد. این کمک شامل شکیبایی در برابر ناملایمات احتمالی در ماههای آغازین اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها و برخورد مسوولانه در برابر مشکلات دولت است. شرط کافی اقتصادی برای کامیابی این قانون، به دولت مربوط میشود. وقتی دولتی تصمیم میگیرد قیمتها را واقعی کند؛ یعنی میخواهد از اقتصاد دولتی فاصله بگیرد. جانشین نظام اقتصادی دولتی نیز چیزی جز اقتصاد بخشخصوصی نیست. اگر دولت قیمتها را اصلاح کند (که کاری درست و ضروری است) و در همان حال به حجم تشکیلات و بنگاههای خود بیفزاید یا حتی وضع کنونی را حفظ کند، بیم آن میرود که قانون سازگار هدفمندسازی یارانهها به قانونی متناقض و دست و پاگیر تبدیل شود.
پس پا به پای اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها و برای جلوگیری از تناقضهای آتی آن ضرورت تام دارد که دولت علاوه بر شتاب بخشیدن به خصوصیسازی، آثار پولی اجرای قانون از جمله به همخوردن توازن بین نرخ سود رسمی و نرخ سود واقعی را از نظر دور ندارد؛ به تفاضل نرخ دلار رسمی و کشش واقعی بازار توجه کند و در نظر داشته باشد که صنایع و کشاورزی ایران برای جبران آثار کاهش یارانهها به درآمدزایی از طریق صادرات و بانکها برای سامان دادن به امور پولی افراد و بنگاهها، به کم کردن شکاف نرخ سود واقعی و اسمی نیازمندند. علاوه بر همه اینها، تسهیل اخذ مجوزهای اقتصادی و کاهش تشریفات و مقررات و ایضا هزینههای مترتب بر آنها، بر سرعت فعالیتهای اقتصادی خواهد افزود. هموارشدن راه بنگاههای بخشخصوصی و افزایش حجم کالاها و خدمات در کشور موثرترین ضربهگیر در برابر آثار جانبی اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها است.
بنابراین، حال که دولت اجرای دشوارترین بخش برنامه اصلاح اقتصادی را آغاز کرده است، دلیلی برای تعلل در اجرای بخشهای تکمیلی آن وجود ندارد.
منبع: جام جم آنلاین
|