یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

جنبش های خودجوش و رهبران نوظهور


اردشیر زارعی قنواتی


• در جریان قیام مردمی مصر که به طور خودجوش و خارج از اراده احزاب و رهبران اپوزیسیونی اتفاق افتاده است، همین ویژگی دوگانه ی دوران گذار به سمت جامعه دمکراتیک به صورت عینی تبلور یافته است. ورود و حضور "محمد البرادعی" دبیرکل سابق آژانس بین المللی انرژی هسته یی به صفوف معترضان در روز جمعه ۲۸ ژانویه در قاهره، کلید خوردن مرحله اول زایش یک رهبر تازه برای این جنبش تلقی می شود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲۱ بهمن ۱٣٨۹ -  ۱۰ فوريه ۲۰۱۱


ماهیت جنبش های خودجوش مردمی در شرایطی که احزاب و گروه های سیاسی فاقد تشکیلات منسجم و فراگیر در چارچوب یک نظام توتالیتر می باشند، عدم برنامه ریزی و وجود آلترناتیو از پیش تعیین شده برای بدیل سیستم مستقر خواهد بود. جنبش های اعتراضی که در چنین بستری ظهور و بروز می یابند یک دوره دوگانه ی گذار را طی می کنند که از یک طرف نظم موجود را نشانه رفته است و از طرف دیگر استعداد خلق رهبران برآمده از وضعیت عینی به صورت نمادین یا هژمونیک را خواهند داشت. نقش چنین رهبرانی که پشتوانه ی قدرت حزبی – تشکیلاتی را ندارند بیش از هر چیز بستگی به قدرت خلاقه و اراده عمل آنان برای درک شرایط عینی و ذهنی موقعیت ایجاد شده را دارد. رابطه ی دوگانه بین جنبش اعتراضی مردمی با چنین رهبران خلق الساعه یک رابطه "علت – معلولی" می باشد که میزان موفقیت یا شکست آن ارتباط مستقیمی با توان مطالباتی جنبش و جایگاه این رهبران در بیان مطالبات اساسی و متنی توده های معترض خواهد داشت. بر اساس یک اصل خدشه ناپذیر، شرایط تاریخی خود بستر تحولات و زایش رهبران را موجب می شود که در وضعیت ساختار حزبی این مهم از طریق تشکیلات حزبی انجام می شود و در موقعیت عدم وجود ساختار حزبی این الزام تاریخی در فرارویش و ظهور جنبش های سیاسی – اجتماعی به طور مستقل و اعتبار شخصی نمود عینی می یابد. بعد از مرحله اول ظهور و بروز جنبش خودجوش – رهبر مستقل، مسیر تحولات به تعمیق یا انفعال جنبش و نقش رهبر در این بستر بستگی دارد. همان رابطه ی علت و معلولی در این مرحله نیز نقش دوگانه و هارمونیک خود را بازی می کند و مسیر تحولات، تاثیرپذیری خود در چارچوب شناخت درست از شرایط رقم خورده را نمایندگی می کند. جنبش های خودجوش و جهشی هر چند که ریشه در زیرساخت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی جامعه ی هدف را دارند اما به همان نسبت چیدمان نیروی بدنه و رهبری در مقابل هژمون حاکم، متاثر از اراده مردمی و شناخت درست رهبران تازه از فرایندهای تحول برای اتخاذ و انتخاب بهترین راه جهت اقدام برای تغییر است. در این مرحله شرط موفقیت جنبش های خودجوش مردمی و اعتبار رهبران برآمده از آن، بستگی تام به چگونگی ورود به "متن" و اجتناب از هرز روی این پتانسیل دووجهی در "حاشیه" خواهد داشت. هر چند که نوع نقش جنبش و رهبری آن در تحولات اصلاح درون سیستمی و فراسیستمی کاملا متفاوت می باشد ولی معمولا جنبش های اعتراضی در شرایط استقرار نظام دیکتاتوری هویت فراساختاری داشته و به تبع همین وضعیت بازیگران متنی آن می بایست منعکس کننده مطالبات نسبتا رادیکال توده های ناراضی باشند. تجربه جنبش های شکست خورده و به انفعال کشیده شده در طی سال های اخیر نشان می دهد عدم درک درست چنین رهبرانی از مطالبات عینی جامعه و نقش پذیری در میدان بازی حریف دقیقا همان مفهوم ناکامی را نمایندگی کرده است.                                                      
هم اکنون در جریان قیام مردمی مصر که به طور خودجوش و خارج از اراده احزاب و رهبران اپوزیسیونی اتفاق افتاده است، همین ویژگی دوگانه ی دوران گذار به سمت جامعه دمکراتیک به صورت عینی تبلور یافته است. ورود و حضور "محمد البرادعی" دبیرکل سابق آژانس بین المللی انرژی هسته یی به صفوف معترضان در روز جمعه ۲٨ ژانویه در قاهره، کلید خوردن مرحله اول زایش یک رهبر تازه برای این جنبش تلقی می شود. به همان نسبتی که جنبش اعتراضی مصر به طور شتابنده تعمیق یافت، البرادعی نیز با درک درست از این شرایط خاص و پاسخ مطلوب به مطالبات جنبشی مردم، جایگاه خود را تثبیت کرد. اراده مردمی برای تغییرات اساسی و پذیرش آن از سوی رهبری تازه یک موقعیت مطلوب را در اختیار جنبش و البرادعی قرار داد که به جهت توجه به متن و اجتناب از حاشیه، سبب تعمیق و تثبیت جایگاه دوگانه ی راس و بدنه جنبش اعتراضی را فراهم آورد. زمانی که حاکمیت مستقر به فرمان حسنی مبارک در همان شب جمعه در سراسر کشور اعلام حکومت نظامی کرد مردم با شعار "مبارک باید برود" به خیابان ریخته و ابتکارعمل را از دست وی خارج کردند. آقای البرادعی نیز در مسیر حرکت رادیکالیسم اعتراضی مردم با حضور شبانه خود در میدان التحریر ضمن نقض فرمان حکومت نظامی نشان داد که دوگانه ی جنبش و رهبری به طور همسو برای سرنگونی دیکتاتوری و تاکید بر مطالبه بنیادین جنبش عزم جزم دارند. حضو به موقع، بیان درست مطالبات اساسی، پذیرش عدم اصلاح پذیری نظام حاکم و مهم تر از همه شناخت درست از مولفه های یک رهبری بدیل توسط آقای البرادعی را می توان رمز موفقیت وی برای ایفای نقش در این مسیر به حساب آورد. از آنجا که مردم و خرده جنبش های اپوزیسیونی مصر نیز ایفای نقش رهبری البرادعی را به طور روشن یا تلویحی پذیرفته بودند وی نیز در هیبت یک رهبر تصمیم گیر با رژیم مبارک و جامعه جهانی سخن گفت. اینکه دبیرکل سابق آژانس در جمع شبانه معترضان به صراحت می گوید "از سوی مردمی که این تظاهرات را برگزار کرده اند نمایندگی دارم تا دولت وحدت ملی را تشکیل دهم" گویای همین موضوع است. البرادعی سپس با تاکید بر این موضوع که قصد دارد برای جلب حمایت نظامیان از مردم با امرای ارتش تماس برقرار کند خطاب به آنان می گوید "در این شرایط حساس ما نیاز به همکاری با یکدیگر داریم". البرادعی که دیپلماسی را به درستی می شناسد در همین فرصت کوتاه ضمن اشاره به جامعه جهانی، واشینگتن را نسبت به حمایت از مبارک زنهار می دهد. وی خطاب به آنان گفته است "شما از یک سو از دمکراسی، حکومت قانون و حقوق بشر سخن می گویید و از سوی دیگر از دیکتاتوری حمایت می کنید که هم چنان مردم خود را سرکوب می کند". ایفای این نقش از سوی آقای البرادعی دقیقا منطبق بر پرنسیب های سیاسی – اجتماعی خاص یک رهبر اپوزیسیونی در مبارزه با نظام دیکتاتوری است و هر چه غیر از این انجام می شد به هرز دادن پتانسیل توده یی مردم برای تغییرات ساختاری بود.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست