ولی فقیهِ اتمی مرگ می شود؛ نابود کننده دنیا
محمود خادمی
•
در حالی که رئیس جمهور و دست اندرکاران پروژه های اتمی در کشورهای پیشرفته دنیا؛ مسئولانه به چاره جوئی و اتخاذ تدابیر امنیتی ویژه برای مراکز اتمی کشورهای خود می پردازند و در حالی که مراکز اتمی کشور ما آسیب پذیرتر از این کشورها است... احمدی نژاد می گوید: فن آوری نیروگاه هسته ای بوشهر بالاتر از فن آوری نیروگاه های هسته ای ژاپن است و تمام تدابیر احتیاطی و امنیتی در آن رعایت شده
...
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
سهشنبه
۹ فروردين ۱٣۹۰ -
۲۹ مارس ۲۰۱۱
توضیح: عنوان مقاله حاضر بر گرفته شده از گفته "اوین هایمر" از دانشمندان اتمی امریکا که در پروژه ی منهتن (پروژه ای که طی سال های 1939 تا 1945 به اجرا گذاشته و اولین بمب اتمی امریکا در جریان آن ساخته شد) نقش اصلی را به عهده داشت و با همکاری دانشمندان دیگر اولین بمب اتم را تولید کردند؛ وی بعد از آزمایش اولین بمب و مشاهده آثار مخرب و ویرانگر آن گفت : "من مرگ شده ام؛ نابود کننده دنیا"
اولین بمب اتم در فاصله سالهای 1939 ــ 1945 ساخته شد؛ از آن تاریخ تاکنون 3 فاجعه اتمی در نیروگاههای اتمی دنیا به وقوع پیوسته است؛ که هر کدام با شدت و حدّتی آثار مخرب و فاجعه آفرین خود را به جای نهاده اند. نخستین آنها در سال 1979 در منطقه ی "تری مایل آی لند" در ایالت پنسیلوانیای امریکا بوده است که؛ به علت نقص فنی در سیستم پمپِ آب خنک کننده راکتور روی داد. در این حادثه اگر چه کسی آسیب ندید ولی تا مدتها آثار مخرب روحی و روانی آن بر افکار عمومی مردم امریکا باقی بود.
دومین حادثه اتمی در تاریخ 26 آوریل سال 1986 در شهر چرنوبیل اوکراین رخ داد. این حادثه که به علت خطای کارکنان نیروگاه در خاموش کردن کلید سیستم های امنیتی یکی از راکتور ها بوقوع پیوست؛ منجر به انفجار در مخزن فولادی راکتور و سرپوش بتونی آن شده و علاوه بر آتش سوزی؛ باعث گردید محتویات راکتور وارد آسمان شده و ابرهایی از ید رادیو اکتیودار و دیگر عناصر شیمیائی مضر آسمان های اوکراین؛ بلا روس؛ روسیه و اروپای غربی را فرا گرفت.
در این حادثه بیش از 600 نفر که در معرض مستقیم امواج رادیو اکتیو قرار گرفتند در جا کشته شدند. برآوردها در مورد عوارض طولانی مدت این فاجعه روی مردمی که بعداً بطور غیرمستقیم با تشعشعات کمتر رادیو اکتیو مواجه شدند و یا بطور غیرمستقیم از طریق مواد غذائی در معرض مواد پرتو زا قرار گرفتند مورد مناقشه است. آخرین آماری که آژانس سازمان ملل متحد در سال 2005 ارائه داد؛ میزان نهائی کشته شد گان را 4 هزار نفر اعلام کرده است.
سومین و آخرین حادثه اتمی که به تازگی و در 11 مارس (30 اسفند) 2011 روی داده است؛ انفجار در 4 راکتور از 6 راکتور اتمی نیروگاه شماره 1 فوکوشیمای ژاپن است؛ که در این نوشته به آن پرداخته می شود.
ژاپن گرفتارِ قهر طبیعت دچار زلزله ای با شدت 9\8 ریشتر گردید؛ این زلزله یک سونامی ویرانگر بدنبال داشت که باعث گردید؛ نیروی الکتریسیته خارجی نیروگاه از کار انداخته شود و جریان خنک کننده ها در اطراف هسته راکتور بیش از اندازه گرم شود که؛ این مسئله باعث ذوب جزئی میله های سوختی راکتور گردید. با افزایش هیدروژن؛ انفجارهائی در تأسیساتی که این راکتورها در آن قرار داشتند بوجود آمد.
علیرغم تمام تلاشهای ضروری و مراقبت های امنیتی مقامات دولت ژاپن؛ اکنون تشعشعات رادیو اکتیو در خارج از نیروگاه به اندازه ای رسیده که می تواند علاوه بر سلامت مردم این نواحی؛ سلامت تمام مردم ژاپن و حتی کشورهای همجوار ژاپن را نیز به خطر بیندازد. تاکنون که گزارش هائی از افزایش میزان تشعشع اتمی در شهر توکیو ــ که با این نیروگاه 230 کیلومتر فاصله دارد ــ منتشر شده است و همچنین کشورهای همسایه با دل نگرانی حوادث ژاپن را دنبال می کنند. بهرحال هنوز تعداد قربانیان انفجار در نیروگاههای اتمی ژاپن و خسارات زیست محیطی وارده قابل برآورد نیست؛ ولی آنچه که مصیبت وارده بر مردم ژاپن را دردآور تر می کند آثار زیانبار این فاجعه است که تا چندین دهه دیگر از مردم این کشور قربانی می گیرد.
این حادثه تلخ و درد آور ــ انفجار در یکی از نیروگاههای اتمی ژاپن ــ سند انکارناپذیری است که نشان می دهد خطرات استفاده از انرژی اتمی حتی در یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا هم قابل کنترل و قابل پیشگیری نیست.
اما آنچه که حوادث ژاپن را برای ما ایرانیان ــ بیشتر از مردم سایر کشورها ــ می تواند نگران کننده سازد؛ این است که؛ فاجعه ژاپن بر خلاف فاجعه "تری مایل آیلندِ" پنسیلوانیا و حادثه اتمی "چرنوبیل" اوکراین به دلیل نقص فنی و یا در اثر خطای انسانی بوقوع نپیوسته؛ بلکه در اثر قهر طبیعت و بلایای طبیعی (زلزله و سونامی) صورت گرفته؛ امری که ــ به دلیل زلزله خیز بودن و قرار داشتن ایران روی خط زلزله ــ در ایران هم قابل تکرار است. بنابراین زلزله ژاپن می تواند زنگ خطری برای ما ایرانیان تلقی شود و ما را بفکر فرو برد؛ که هدف رژیم ضدملی حاکم بر کشور ما در اصرار بر ادامه برنامه مشکوک و سئوال برانگیز اتمی اش و لجاجت ویژه آنها در اینهمه هزینه های سنگین برای داشتن نیروگاه اتمی در کشوری که مانند ژاپن در خط مستقیم زلزله قرار دارد برای چیست؟
در حالی که ژاپن با سابقه طولانی در مقابله با حوادث طبیعی ــ کشوری که از مدتها پیش؛ قوانین و مقررات دقیق ساختمان سازی؛ تمرین تخلیه سریع و امنیت زلزله اجرا می کند؛ کشوری با توانائی تکنولوژیک مدرن و پیشرفته و کشوری با مدیریت و انضباط مثال زدنی ــ این چنین در مقابل ویرانگری های بلایای طبیعی ناتوان و درمانده است؛ ایران با کدام آمادگی؛ کدام تکنولوژی و کدام توانائی مدیریتی می خواهد در صورت وقوع رویدادی مشابه ژاپن از بروز یک فاجعه مرگبار انسانی و زیست محیطی جلوگیری کند؟
در ایرانی که مدارس و ساختمان های عمومی؛ عمدتاً دهه ها پیش ساخته شده و هیچ انطباقی با استانداردهای بین المللی زمین لرزه ندارند؛ فهرست و لیست بناها و تأسیسات آسیب پذیر ــ مانند سدها؛ پل ها؛ لوله های آب و نیروگاههای اتمی که در صورت وقوع هر زمین لرزه ای آسیب های جدی خواهند دید ــ سر به آسمان می زند و در حالی که هیچ گوشه ایران از خطر زلزله در امان نیست؛ زلزله ای نه در ابعاد زلزله ژاپن؛ حتی یک طوفان موسمی و هر رویداد طبیعی دیگر و حتی زلزله ای در ابعاد 6 ریشتر ــ زلزله ای که بم را با خاک یکسان کرد ــ میتواند بلایا و فاجعه های ویرانگر و جبران ناپذیری بدنبال داشته باشد.
اما فراتر از آن؛ با وجود هرگونه تدابیر ایمنی و پیشگیری های دیگری که برای مقابله با زلزله اتخاذ شود؛ آنچه که حتمی و مسلم است؛ نیروگاههای اتمی و سایر مراکز هسته ای در هر کشوری که باشد اساساً و ذاتاً خطرناک و خطرآفرین می باشند. درست به همین دلیل است که هیچیک از کمپانی های بیمه حاضر نمی شوند که بیماری های ناشی از انفجارات و دیگر فعل و انفعالات اتمی و هسته ای را زیر پوشش خود بگیرند.
الف ــ واکنش های جهانی به فاجعه ژاپن:
حادثه اتمی در ژاپن و پی آمدهای بعدی آن؛ مردم کشورهای مختلف دنیا و دولتمردان و سیاستمداران اکثر کشورها را به بازاندیشی در باره سیاست هسته ای در کشورشان وا داشته و تماماً خواستار افزایش ضریب ایمنی بالاتری در طرح های مربوط به تأسیسات هسته ای و بعضاً خواستار توقف احداث تأسیسات هسته ای جدید شده اند.
سوئیس ساخت و بازسازی نیروگاه های هسته ای در کشور را تا بازنگری دقیق و کامل جنبه ایمنی طرحها متوقف کرده و وزیر نیروی این کشور گفته است: اولویت؛ ایمنی و سلامت مردم است.
آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان دستور داد به مدت 3 ماه تمامی طرح های توسعه اتمی این کشور متوقف و مطالعات ایمنی و حفاظتی تازه ای در این رابطه صورت گیرد و قول داده است 7 نیروگاه اتمی قدیمی تر را تعطیل کند.
کشور فنلاند اقدامات پیشگیرانه جدی و جدیدی را در دستور کار قرار داد.
ادوارد مارکی نماینده دمکرات در یکی از مجالس امریکا هشدار میدهد: ایالت متحده نیز در برابر حادثه هسته ای مشابه ژاپن آسیب پذیر است.
کره جنوبی و تایوان گفته اند: برنامه های هسته ای را با توجه به حوادث ژاپن بازنگری خواهیم کرد.
مات ماهان سینگ نخست وزیر هند خطاب به پارلمان: ایمن بودن تمام نیروگاههای اتمی کشور کنترل می شود؛ تا اطمینان حاصل شود که در مقابل زلزله و سونامی مقاومند.
نیکو لاس بر لاکویچ وزیر محیط زیست اتریش: در پارلمان اروپا؛ خواستار آزمایش میزان ایمنی نیروگاه های اتمی در سراسر اروپا شد.
در حالی که رئیس جمهور و دست اندرکاران پروژه های اتمی در کشورهای پیشرفته دنیا؛ مسئولانه به چاره جوئی و اتخاذ تدابیر امنیتی ویژه برای مراکز اتمی کشورهای خود می پردازند و در حالی که مراکز اتمی کشور ما آسیب پذیرتر از این کشورها است و نه بر اساس تکنولوژی پیشرفته امروزی ساخته شده و نه از ایمنی کافی برخوردار هستند و همچنین نیاز جدی به بازرسی و بازبینی مجدد دارند؛ احمدی نژاد رئیس جمهور آخوند ها وقیحانه و به دروغ در مصاحبه با تلویزیون دولتی اسپانیا می گوید: فن آوری نیروگاه هسته ای بوشهر بالاتر از فن آوری نیروگاههای هسته ای ژاپن است و تمام تدابیر احتیاطی و امنیتی در آن رعایت شده.
با توجه به خطرات تولید انرژی اتمی که اکثر کشورهای استفاده کننده به آن اذعان دارند و با توجه به احتیاط های ایمنی این کشورها بعد از حادثه ژاپن می توان گفت ؛ این کشورها در صورت برخوردار بودن از منابع انرژی کم خطر تر از انرژی هسته ای ؛ برای تأمین برق بدان منابع روی می آوردند . این کشورها به دلیل محروم بودن از منابع نفت و گاز طبیعی مجبور به استفاده از انرژی اتمی هستند . در صورتیکه حاکمان ایران در حالی بر اصرار خود به استفاده از انرژی هسته ای ادامه می دهند که کشور ما دومین ذخیره گاز جهان را در اختیار دارد و بر دریای نفت خوابیده است
ب ــ مراکز اتمی ایران و تهدیدات :
علاوه بر وقوع زلزله و رویداد های طبیعی دیگر که در پیدایش یک فاجعه اتمی در ایران موثر است؛ می توان به عوامل دیگری نیز اشاره کرد:
1 ــ بدلیل انزوای بین المللی و تحریم های فراگیر تصویب شده توسط شورای امنیت؛ مراکز اتمی ایران به خصوص مراکز غنی سازی اورانیوم با تکنولوژی قاچاق و غیراستاندارد راه اندازی شده و یا مانند راکتور بوشهر با تکنولوژی 40 سال پیش و یا تکنولوژی تجدیدنظر شده راکتور های روسی ــ که چندان قابل اعتماد نیستند ــ ساخته شده است. این کیفیت نازل تکنولوژی بکار رفته در تأسیسات اتمی این مراکز را ناامن و خطرآفرین کرده است.
مورد دیگری که باید به آن اشاره کرد مجتمع آب سنگین اراک است؛ بر اساس ادعای رژیم راکتور آب سنگین اراک با طراحی داخلی ساخته و استفاده می شود؛ این در حالی است که رژیم نه از رشد صنعتی کافی برای ساختن راکتور برخوردار می باشد و نه تجربه قبلی در این زمینه دارد؛ بعلاوه برای داشتن یک راکتور اتمی و راه اندازی و بکار بردن آن نیازمند مدیریت دقیق و آموزش دیده و آشنا به تجارب و فن آوری های روز اتمی؛ نظارت کارشناسانه؛ توجه به امور ایمنی و برنامه ریزی منظم برای این منظور می باشد در حالیکه در مراکز اتمی رژیم به خصوص مجتمع آب سنگین اراک؛ اصلاً چنین تدابیری اتخاذ نشده است. و به همین خاطر رژیم از ارائه نقشه های فنی و نوع طراحی مجتمع اراک به آژانس بین المللی خودداری می ورزد. در حال حاضر چون چنین تبادل و نظارتی از طرف آژانس وجود ندارد؛ آژانس نمی تواند بی خطر بودن این راکتور را تأئید کند.
2 ــ جنگ طلبی رژیم ــ خطر دیگری که مراکز اتمی رژیم و بالطبع مردم ایران را تهدید می کند سیاست های احتمالی مربوط به تولید بمب اتم؛ بحران زائی و جنگ افروزانهِ رژیم است. در ادامه در این باره بیشتر خواهم نوشت؛ همین قدر بگویم که ادامه این سیاست جنگ افروزانه رژیم؛ هر آن؛ کشور ما را به آستانه جنگ جدیدی می کشاند که در این صورت مراکز اتمی در ایران نخستین آماج چنین جنگ ویرانگری خواهند بود؛ ضمن اینکه مراکز اتمی رژیم برای پیشگیری از تولید احتمالی بمب اتم؛ همیشه اهداف خوبی برای هر نوع خراب کاری تلافی جویانهِ عوامل نفوذی کشورهای مخالف رژیم حاکم بر کشور می باشند.
ج ــ اهداف رژیم از بلندپروازی های اتمی:
بازی اتم در ایران اساساً بازی قدرت است؛ آخوندهای حاکم بر کشور از ابتدای حاکمیت جمهوری اسلامی سیاست دوگانه سرکوب و اختناق در داخل و بحران و جنگ افروزی در خارج از مرزهای کشور را برای مهار نارضایتی ها و اعتراضات مردم اتخاذ نمودند. این رژیم در دور اول؛ حیات خود را به جنگ ویرانگر و کشور بربادده 8 ساله با عراق گره زد و تا توانستند به بهانه جنگ با دشمن خارجی هر ندای حق طلبی را در گلو خفه کردند. بی جهت نبود که خمینی ملعون جنگ را نعمتی الهی می خواند و از ادامه جنگ تا آخرین خشت خانه های مردم ایران صحبت می کرد؛ بعد که رژیم مجبور به آتش بس در جنگ شد؛ جنایتکاران حاکم بر کشور؛ استمرار برنامه اتمی بهر قیمتی را به عنوان جانشینی برای تداوم سیاست جنگ بر گزیدند. حکام رژیم در واقع بعد از خاتمه جنگ با عراق شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" را جانشین شعار "جنگ جنگ تا پیروزی" کردند.
بمب اتمی که رژیم بدنبال تهیه آن است؛ بدلیل ماهیت ویرانگر و رعب آفرین خود اساساً کارکردی سرکوب گرانه دارد؛ به همین دلیل تقویت کننده و مکمل دستگاه سرکوب و نظامی گری است و به عبارتی مکمل دستگاه سرکوبی است که به عریان ترین وجه ممکن به سرکوب و قلع و قمع در جامعه ایران مشغول است. از طرف دیگر پروژه اتمی از دیدگاه امنیتی رژیم به مثابه وسیله ای برای تهدید و باج گیری منطقه ای و جهانی برای حفظ و بقای رژیم اهمیت اساسی دارد.
ابراز شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" از طرف سردمداران حاکم بر ایران؛ در کشوری که پاسخ حق خواهی مردم با زندان و شکنجه و رگبار گلوله ها داده می شود؛ شعاری است در جهت فریب و تحمیق مردم؛ هیچ حق مسلمی بالاتر از آزادی و برقراری حاکمیت ملی برای مردم ایران وجود ندارد؛ حقی که بیش از 30 سال است با سرکوب تمام عیار از مردم ایران سلب شده است. آنچه را که رژیم ضدبشری حاکم بر ایران حق مسلم مردم می داند چیزی جز بردن مردم به آستانه یک خودکشی جمعی و تباهی کشور نیست.
در ایران آزاد فردا می تواند این حق (حق برخوردار بودن از انرژی هسته ای) در محیطی آزاد به بحث گذاشته شود؛ رسانه های آزاد در مورد امنیت و دل نگرانی های مردم در این باره به آزادی بنویسند و صحبت کنند؛ متخصصان مستقل؛ مراکز اتمی را کنترل و بررسی کنند و در مورد ریسک ها و خطرات احتمالی آن به مردم گزارش دهند و آنگاه مردم آزادانه انتخاب کنند.
رژیم ضدملی و کشور بر بادده و متخصصان وی؛ برای این منظور نه صلاحیت لازم را دارند و نه قابل اعتمادند. سطح آگاهی و صلاحیت رئیس جمهور ام القرای اسلام در همان حد است که انرژی اتمی را در آشپزخانه تولید کند. تخصص واقعی این رژیم و کارگزاران اش در دسیسه چینی علیه مردم و منافع ملی کشور؛ بازجوئی و شکنجه؛ دروغ و فریب و چپاول ثروت کشور است نه انرژی اتمی و مدیریت پروژه های هسته ای.
بنابراین سیاست اتمی رژیم که حاصلی جز تشدید اختناق؛ تشدید فقر و بی عدالتی و گسترش فساد در همه سطوح مملکت و تشدید مسابقه تسلیحاتی در منطقه ـ که علیه منافع ملی و حسن همجواری با همسایگان است ــ برای مردم ایران ندارد باید هر چه سریعتر متوقف گردد.
د ــ نتیجه:
اصرار رژیم به ادامه برنامه مشکوک و سئوال برانگیز اتمی که با هزینه های هنگفت اقتصادی بر گرفته از سفره مردم انجام می گیرد ــ و هیچ گونه توجیه اقتصادی برای کشوری که بر دریای نفت نشسته و از بزرگترین ذخایر گازی در جهان بر خور دار است؛ ندارد ــ جز تحریم بیشتر؛ فقر و سیه روزی بیشتر برای مردم ایران؛ انزوای جهانی کشورمان؛ خطر جنگ ویرانگر دیگری برای کشور هیچ ثمر دیگری در بر نداشته و ندارد.
انفجار در راکتور های هسته ای یکی از پیشرفته ترین کشورهای جهان نقشی اساسی در روشن شدن افکار عمومی ــ در مورد ابعاد خطر ویرانگر برنامه های ــ اتمی بازی کرده است. اکنون که این حادثه؛ نیروی محرکه فزاینده ای در کشورها و جوامع مختلف برای مخالفت با سیاست های اتمی کشورها ایجاد کرده؛ ما ایرانیان هم باید صدای مان را علیه سیاست های ماجراجویانه هسته ای رژیم بلند کنیم و اعلام کنیم در شرایط فعلی که رژیمی دیکتاتور؛ غیرمسئول و غیرپاسخگو به مردم بر کشور ما حکومت می کند حتی انرژی هسته ای صلح آمیز هم برای کشورمان خطرناک است. بنابراین وظیفه ایرانیان شریفی که قلب شان برای ایران آزاد؛ آباد و مستقل و برای نسل های آینده کشور می طپد مقابله و مخالفت با خطر خانمان برانداز سیاست اتمی رژیم است. این مقابله و مخالفت باید در اعتراضات و حرکت های اجتماعی مردم بازتاب یابد.
محمود خادمی ــ 9 فروردین 1390
arezo1953@yahoo.de
|