قاسملو، در نوع خود میراثی قابل تامل - فرخ نعمت پور
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
آدينه
۲۴ تير ۱٣۹۰ -
۱۵ ژوئيه ۲۰۱۱
قاسملو به مانند هر انسان دیگری در زندگی خود دارای وجوه متناقض و ناهمگونی است، و وجود همین وجوه متناقض و ناهمگون باعث می شود که هم شخصیت وی بهتر شناخته شود، و هم راه را برای پیشرفت آیندگانش بهتر باز کند. اما دریغ که سنگینی نوع بینش سیاسی ای که بر جامعه سیاسی ما حاکم است، از این بازخوانی این وجوه جلوگیری به عمل می آورد.
فرخ نعمت پور
سالگرد ترور دکتر قاسملو به بهانهای تبدیل شد تا بار دیگر نقش این شخصیت بارز سیاسی در صحنه سیاسی مبارزات مردم ایران و بخصوص مردم کردستان مورد بازخوانی قرار گیرد. بی گمان در این مورد تردیدی نیست که قاسملو نقش اساسی در تاریخ معاصر مردم کرد و مبارزاتشان دارد، و یکی از آن افرادی است که توانست روند دیگری را از چگونگی مبارزه بر علیه سیستم دیکتاتوری در ایران بنیان بنهد.
اما آنچه که در سالگرد ترور وی و یارانش بیشتر مورد توجه قرار می گیرد، زوایای مثبت (به معنای جامعه شناسی آن) نقش و حضور وی می باشد، و اساسا زوایای دیگر زندگی سیاسی وی که می توانند عناصر مهم دیگری از موقعیت وی باشند یا عمدا مسکوت گذاشته می شوند و یا به نوع دیگری از آن تفسیر به عمل می آید.
قاسملو به مانند هر انسان دیگری در زندگی خود دارای وجوه متناقض و ناهمگونی است، و وجود همین وجوه متناقض و ناهمگون باعث می شود که هم شخصیت وی بهتر شناخته شود، و هم راه را برای پیشرفت آیندگانش بهتر باز کند. اما دریغ که سنگینی نوع بینش سیاسی ای که بر جامعه سیاسی ما حاکم است، از این بازخوانی این وجوه جلوگیری به عمل آورده و راه را برای تفسیری تک بعدی که بیشتر حاوی خصوصیات کیش شخصیت است، باز نگه می دارد.
دکتر قاسملو که خود به علت بینش عملی و علمی اش دارای خصوصیاتی انتقادی بود، در طول زندگی خودش به نظر من به دو عمل مهم دست یازید، که یکی همانا بازخوانی انتقادی جنبش کردستان در زمان قاضی محمد در کتاب مشهورش "چهل سال مبارزه" بود، و دیگری جرات اندیشیدن در نقد سوسیالیسم عملا موجود که او را به ادنیشه سوسیالیسم دمکراتیک رهنمون شد، انتقادهایی که که وی را به راهکارهایی دیگر در حوزه فکر و عمل سیاسی رهنمون شد.
اما قاسملو در طول زندگی خود شاهد و یا عامل اعمال و حوادثی بود که خود به نوعی در آنها نقش داشت، از جمله اینکه:
ـ در طول زندگی سیاسی و در هنگام مسئولیت وی به عنوان رهبر حزب، دو انشعاب بزرگ در حزب دمکرات کردستان ایران رخ دادند که بنوعی مسئولیت چنین حوادثی را بدوش دارد.
ـ در جریان زندگی سیاسی وی و به عنوان سکرتر حزب دمکرات، حزب مطلوبش شاهد دو جنگ بزرگ داخلی در عرصه کردستان بود، یکی جنگ با کومله و دیگری جنگ با حزب دمکرات کردستان ایران ـ رهبری انقلابی. دکتر قاسملو بنوبه خود در قبال شروع و یا حداقل ادامه آنها مسئولیت داشت.
ـ دکتر قاسملو بر خلاف منطق این گفته که "پیغمبر آشتی بود"، نه تنها این خصوصیت نسبت داده شده را در جریان زندگی خود پیگیرانه به پیش نبرد، بلکه به یکی از معماران اصلی جنگ مسلحانه در کردستان تبدیل شد. دکتر قاسملو هر از گاهی سعی می کرد که با مذاکرات با رژیم به درگیریهای خونین کردستان پایان دهد، اما این تلاشها نه تنها نمی تواند نسبت دادن "پیغمبر آشتی" را به وی توجیه کند، بلکه مسئله را غامضتر از آنچه که هست بیشتر هم می کند، زیرا عنوان "پیغمبر آشتی" بودن مال کسانی می تواند باشد که اساسا به شیوههای مسالمت آمیز مبارزه معتقد باشند (به عنوان نمونه فردی مثل گاندی)، و نه به افرادی که به آشتی تنها به عنوان هدف و نه به عنوان ابزار می نگرند.
ـ سرانجام اینکه دکتر قاسملو نتوانست در جریان زندگی خودش، نیروی شایستهای در فقدان احتمالی خودش در حزب دمکرات بازتولید کند، امری که حزب دمکرات همیشه به علت آن در رنج بوده است. البته شاید بتوان گفت که افت کیفیت در رهبری حزب دمکرات ناشی از شرایط مبارزه مسلحانه بوده باشد که بنا به ماهیت خود بازتولید چنین نیرویی را امکان ناپذیر می کند (کشته شدن کادرها در جریان جنگ مسلحانه و نیز دوری از زندگی شهرنشینی و مدرن که در دنیای امروزه شرط اساسی تربیت نیروی با کیفیت است). شاید بد نباشد که به این امر توجه شود که دکتر قاسملو و شرفکندی خود دو فرد مبارزی بودند که اساسا در بیرون از حزب دمکرات به کیفیت لازم علمی رسیدند، چنانکه بعدها توانستند با حضور در حزب دمکرات، نقش مهم خود را در این حزب پیش برده و بخوبی ایفا کنند.
در پایان اینکه متاسفانه رهبری و نیروی کنونی حزب دمکرات، نه تنها به کنه تفکر انتقادی دکتر قاسملو نتوانسته پی ببرند، بلکه در طول این سالها بیشتر با روش کیش شخصیت خواستهاند با این شخصیت سیاسی تماس برقرار کنند، امری که بیشتر گذشتهگرایی را در میان آنان تقویت کرده تا آیندهگرایی را. قاسملو شاگرد خوب جنبش مردم کردستان زمان ماقبل خودش بود زیرا که جرات اندیشیدن و انتقاد داشت، و برای اینکه بتوان به شاگرد خوب قاسملو تبدیل شد، باید بسان وی جرات اندیشیدن و انتقاد داشت. زندگی قاسملو مواد خام چنین حرکتی را به خوبی به دست می دهد.
|