جامعه ی جهانی بهائی خواهان آزادی کشیش مسیحی محکوم به اعدام شد
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
پنجشنبه
۱۴ مهر ۱٣۹۰ -
۶ اکتبر ۲۰۱۱
ژنو، ۱۲ مهر ۱۳۹۰ (۴ اکتبر ۲۰۱۱) (سرویس خبری جامعه ی جهانی بهائی) – جامعه ی جهانی بهائی به خواستاران آزادی یوسف ندرخانی، کشیش مسیحی ساکن رشت در ایران، پیوسته است.
کشیش ندرخانی که دو فرزند خردسال دارد، مدیر یک شبکه از کلیساهای خانگی است. او به ارتداد یا «ترک دین اسلام» و «دعوت سایر مسلمانان به مسیحیت» متّهم و در شهریور ۱۳۸۹ (سپتامبر ۲۰۱۰) به اعدام محکوم شد.
دیوان عالی کشور ایران اخیراً خواست پرونده ی او دوباره بررسی شود تا معلوم شود که آیا او قبل از گرویدن به مسیحیت، مسلمانِ بالغ و عامل به اسلام بوده است یا خیر. به حکم دادگاه پاسخ این بررسی منفی بود، با این حال او هنوز به خاطر ارتداد مجرم شناخته شده زیرا اجدادش مسلمان بوده اند.
این پرونده با محکومیت شدید از سوی حکومت ها، سازمان ها و رهبران دینی سراسر دنیا مواجه شده است.
در ۹ مهر (۱ اکتبر) پس از این اعتراض جهانی، رسانه ی ملّی ایران به یک باره گزارش داد که کشیش ندرخانی در حقیقت به دلایل دیگری، از جمله جرائم خشونت آمیز، اخاذی، صهیونیسم و خیانت، محکوم شده است. این اتّهامات هرگز و حتی یک بار در سراسر دورانی که آقای ندرخانی متّهم، محاکمه و محکوم می شد، مطرح نشده بود و فقط اخیراً عنوان شد.
بیانیه ی جامعهی جهانی بهائی
ما به موج جهانی اعتراض به محکومیت کشیش یوسف ندرخانی میپیوندیم و خواهان آزادی او هستیم.
این که یک دادگاه قانونی کسی را که اجدادش مسلمان بوده اند و آزادانه تصمیم گرفته که مسیحی باشد محکوم کند، نمونه ی دیگری از قساوت مقامات ایرانی علیه مردم این کشور است.
اعلان عمومی اخیر مبنی بر تغییر اتهامات مطرح شده علیه آقای ندرخانی که در نتیجه ی اعتراض جهانی به محکومیت او انجام شد، بیش از پیش بی ضابطه بودن تصمیمات نظام قضائی ایران و فقدان علنی عدالت در این شرایط را آشکار می کند.
حکمی که برای او تعیین شده نه تنها قابل انتقاد است، بلکه نقض همه ی معیارهای قانونی، اخلاقی، روحانی و انسانی نیز به شمار می آید.
کدام حکومت امروزی در جهان می تواند منطقاً تصمیم بگیرد که حق سرکوب آزادی عقیده را دارد؟ عقیده چیزی نیست که بتوان از کسی بازگرفت یا بر سرش معامله کرد؛ به باور قلبی، فکری و روحی مربوط است که فراتر از حوزه ی نظارت هر حکومتی است.
جامعه ی بهائی شرایط چالش برانگیزی را که اقلیت ها در ایران امروز با آن مواجه اند، به خوبی درک می کند. و حال روشن است که اقلیت هائی که به ظاهر توسط دولت به رسمیت شناخته شده اند نیز مانند آنها که هیچ حقوقی ندارند، در مرتبه ی پائین تری نسبت به اکثریت قرار دارند.
در اینجا نیازی نیست فهرست بی پایان اعدام ها، شکنجه ها، محکومیت های زندان، محرومیت ها و مصیبت های دیگری که بر مردم سخت آزموده ی ایران وارد می آید، تکرار شود.
آنچه نمایندگان آن کشور در صحنه ی جهانی اظهار می دارند، با رفتاری که در کشور با مردم خود نشان می دهند، تناقض دارد. امّا مقامات ایرانی آزادانه به کشورهای دیگر سفر می کنند و به آنها برای انتشار اکاذیب خود و انکار رفتار بی رحمانه با شهروندان شان و تظاهر به خیرخواهی برای مردم جهان فرصت داده می شود.
باید برای آگاه کردن جهانیان از تزویر حکومتی که در سطح وسیع و مداوم بر مردم خود ظلم می کند، اقدامات گسترده تری انجام داد.
باید برای آگاه کردن بشریت از آنچه در ایران می گذرد و یادآوری امکان تکرار خاطره ی هول آورِ اقدام نکردن علیه اشاعه ی نفرت توسط حکومت ها، به تلاش گسترده تری دست زد.
|