یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

تلفن و یک سروده ی دیگر
دو شعر از جان موکش


جان موکش - مترجم: اکبر ایل بیگی


• مادرم گفت:
دیشب خواب دیدم
دوباره آمده ای
و می نوشی از سینه ام مادر جان.
{تلفن} ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲۲ مهر ۱٣۹۰ -  ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱


 تلفن

مادرم گفت:
دیشب خواب دیدم
دوباره آمده ای
و می نوشی از سینه ام مادر جان.
و گفت:
من جوان بودم
اما پدر که مرده بود یکباره آمد و گفت:
دیوانه، پرنده که شیر نمی نوشد.
من خندیدم
با مادرم آنجا
با پدرم در قبر
با خدا اما در خلوت گریستیم .   




تاریخ

در دایره ای از آتش
کلمنس نشسته بود
با لبخندی مقدس بر لب
گرداگرد او مردم چون برگ
گم می شدند با باد.
کلمنس
در آینه ی خدا دیده بود
آتش نگهبان است.




Clemens VI
پاپ کلمنس ششم، فرانسه ۱۲۹۱-۱٣۵۲ میلادی، در روزگار او طاعون، مرگ سیاه، سراسر اروپا را فرا گرفت. این طاعون که از آسیا به اروپا رسیده بود یک سوم مردم اروپا، ٣۰ میلیون نفر، را په کام مرگ کشاند.
در تمام اروپا هر چند مردم یهودیان را مسئول این بیماری وحشتناک می دانستند اما کلمنس و کلیسا بعد از ماه ها دعا و نیایش دریافتند که هوا باید آلوده باشد و برای نجات پاپ می بایست هوای آلوده را با آتش از او دور کرد.
کلمنس ماه ها در دایره ای از آتش نشست و از این طاعون جان سالم بدر برد و کلیسا آن را معجزه ی خداوند نامید.   



 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست