سیاسی دیدگاه ادبیات جهان - مقالات و خبرها بخش خبر آرشیو  
   

دیگر چه زنهاری!
قطعه ای در دشتی


دکتر تورج پارسی


• آب آشفته
خاک غمگین
بادسرگردان
و هوا خفته در خویش است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۰ آذر ۱٣۹۰ -  ۱ دسامبر ۲۰۱۱


 آب آشفته
خاک غمگین
بادسرگردان
و هوا خفته در خویش است
نه آب
نه خاک
نه باد
نه هوا
همزاد من نبودند که نبودند .
هزاره هاست که با فانوسی شکسته
از این سوی شب تا آن سوی شب کوچ می کنم
می گردم ، می گردم ، می گردم و هیچ و هیچ و هیچ !
بی آنکه رد پایی از سایه ساری بیابم .

نه آب ، نه خاک ، نه باد ، نه هوا
همزاد من نبودند که نبودند
دیگر چه زنهاری
بگذارید خودرا به دست باد بسپارم
چون دیگر پای رفتنم نیست .
زمان نه خواب است و نه بیدار
اما من از خشک سالی این همه لحظه حیرانم
بگذارید خود را به دست باد بسپارم
چون دیگر پای رفتنم نیست ، دیگر چه زنهاری ؟

۲۴ نوامبر ۲۰۱۱ اپسالا


 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست