یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

حکایت درماندگی - ایرج باقرزاده



اخبار روز: www.iran-chabar.de
پنج‌شنبه  ۱۰ آذر ۱٣۹۰ -  ۱ دسامبر ۲۰۱۱


شاید اگر در دو سال قبل با دقت به سخنرانی خامنه ای پس از حوادث انتخابات و انتصاب احمدی نژاد به مسند ریاست جمهوری توجه می شد میتوانستیم به راحتی شکست استخوانهای رهبری و اوج درماندگی و عجز او را دریابیم انجا که در یک به نعل و به میخ زدن اشکارا میخواست تا هم دل هاشمی را بدست اورده هم ناطق را راضی نگهدارد و هم از احمدی نژاد و انتصاب خودش دفاع نمایداما اکنون تنها پس از ۲ سال باندهای متعدد ثروت و قدرت که در طی این ٣۰ ساله به تاراج منابع ملت و فربهی خویش مشغول بوده اند هر با کدام با علم به همین درماندگی ,ناتوانی وضعف مفرط رهبری بی خرد ملون الحال اشکارا با چنگ و دندان نشان دادن به هم به جان یکدیگرافتاده اند و هر کدام نیز به فراخور موقعیتشان عبای خامنه ای را که ارزشش اکنون تنها در حکم پیراهن عثمانی برای قدرت گیری اعتبار دارد و نه بیش؛ بر دوش میکشند و خامنه ای هم مات و مبهوت و ناتوان تر از همیشه و غرق در اوهام بی پایان خویش سیر میکند و در این گرداب خود بافته و خود ساخته مبهوت مانده؛اری خامنه ای به شدت درمانده است زیرا نه میتواند به سپاه تکیه و یا اعتماد مطلق داشته باشدچه او نیک میداند که سپاه یک نیروی هماهنگ نیست و بدنه سپاه که اکثرا از جنس مردم بوده اند و بیشتر به سپاهی بودنشان به عنوان یک شغل نگاه میکنند با حاکمیت او دارای تعارضات بسیار جدی بوده وبطور حتم انگاه که جنبش مردم عمیقتر شود در کنار مردم خواهند ایستاد؛ در راس سپاه هم فرماندهان به واسطه فساد عمیقی که بدان الوده شده انداکثرا دارای تعارضات بسیار جدی با هم هستند وباندهای درونی ان به شدت بر سر چپاول بیشتر و بدستگیری موقعیتهای تازه با همدیگر رقابتی خصمانه دارند و همچنین نگرشهای متفاوتی بین انان وجود داشته و دارد که بسیاری از مواقع سر باز کرده و باز هم هر چه بیشتر سرباز خواهد کرد (نگاهی به حوادث بعد از انتخابات و دستگیری بسیاری از فرماندهان سپاه بیانگر این مدعاست) این تعارضات و رقابتها و الودگیهای بین فرماندهان سپاه و باند بازیهای پنهان و اشکار عملا از امکان تکیه او بر این نیرو به شدت کاسته است؛ نه بر بسیج امکان تکیه کامل هست چه بسیاری که تحت عنوان بسیجند تنها به فراخور اقتضائات و بهره مندی از مزایای بیشمار ان به این کسوت درامده اند ومعلوم نیست که تا کجا اجرا کننده بی چون و چرای اوامر او باشند. در هیچ کجای دنیا نمیتوان به مزدوران تکیه کرد و از این رهگذر است که هر روزبا اختصاص بودجه های جدید سعی دارد تادهن گشاد این مزدوران را بسته و راضیشان نگه دارد اما این امر تا کجا مگر میتواند ادامه داشته باشد؛از طرفی نمیتواند به باند احمدی نژاد تکیه کند چه فهمیده که انان در صورت امکان فراهم امدن موقعیت او را کنار خواهند زد، اینان نشان دادند که با دقت خود را از اریکه قدرت بالا کشیده اند و با علم به پایان دوران حاکمیت جمهوری اسلامی سعی دارند تا با شیوه های پوپولیستی مطلقا و به تنهایی بر اریکه قدرت نشینند و با یک استحاله سیستم را به سمت اهداف خود به پیش ببرنداو حتی نمیتواند به باند لاریجانی ها و موتلفه تکیه کند چه از یکسو اینان دارای پایگاه مردمی نبوده اند و ملت سالهاست که از اینان عبور کرده اند و تازه درغیر اینصورت هم رهبری باید تنها اجرا کننده خواستهای افزون خواهانه انان باشد وباز نمیتواند دست به دامن اصلاح طلبان شود چه انان نیز اکثرا ولایت او را قبول نداشته و نه فقط از او که در بسیاری موارد حتی ار حاکمیت هم عبور کرده اند و از اینجاست که میتوان پی به اوج درماندگی خامنه ای برد زیرا نه فقط هیبت اوکه هیبت حکومت جمهوری اسلامی که طشت رسوایی اش گوش فلک را کر کرده واعتبارش برای خیلی ازدرون حکومتی ها که ناشناخته مانده بود به شدت فرو ریخته است.
کارتهای بازی فریب مردمی حکومت اسلامی پایان یافته واین نکته را میتوان ازسخنرانی اش در کرمانشاه و اعتراف به ناکارامدی نظام و لزوم پوست اندازی نظام که به نوعی به درماندگی نظام منحطش ونیزخودش اعتراف کرده بود دریافت. او اگاه است که پیراهن ولایت اعتبارش برای ولایت زدگان فقط تا رسیدن به اهدافشان است و نه بیش و این مسئله هست که ممکن است خامنه ای برای فرار از این دام خود تنیده همچون اسلافش در دیگر نقاط چون لیبی راهی را انتخاب کند که برای کشور بسیار مصیبت بار باشد. اری مقابله با خواستهای منطقی ملت و درگیر نمودن کشور به ورطه یک جنگ هر چند کوتاه مدت البته به خیال خودش ؛این تنها راهی است که او به باور باطلش حیات خویش را در ان میبیند و این همان بازی دنیای غرب است که انان را به اینجا میکشاند تا هم راحت به اهدافشان دست یابند و هم افکار عمومی مردم جهان را اقناع سازند.نقطه کثیف اصطکاک تاریخ در همین جاست انجا که باید چنین حکومتهای کثیفی که سالها به غارت منابع و سرکوب ملتها و براندازی اندیشه ها مشغول بوده اند و اب را به طور کامل به اسیاب انها میریختند و بهای این سیاستهای کثیفشان را ملتهای رنجور باید میپرداختند اکنون نیز باید به اجبار بپردازند. این مسئله است که شاید اگر روشنفکران دلسوز در داخل و خارج چاره ای نیندیشند هزینه های بسیار بیشتر و بدتری از لیبی را به کشور تحمیل نماید بنابر این در چنین موقعیتی است که میتوان گفت ما در گردنه بسیار حساس تاریخی قرار گرفته ایم. واقعیت این است که در پرتو ٣۰ سال حکومت جهل تمامی ساختارهای جامعه به شدت دستخوش اسیبهای جدی شده اند .بی پرده تر باید گفت که فرهنگ عمومی ما به شدت دستخوش اسیب گردیده و ٣۰ سال حاکمیت خرافه هم بخشی از جامعه را به این درد مبتلا ساخته و هم جامعه را به شدت به عقب رانده است.
یاس و نامیدی و سرکوبهای وحشیانه رژیم در این سالها و از بین بردن تمامی روزنه هایی که میتوانست هسته های اندیشه جمعی را شکل دهد و حاکمیت فرهنگ دروغ و ریای دینی و کشاندن جامعه به سمت اندیشه های خرافی با تعطیل نمودن عقل و جایگزینی اوهام و خرافات مذهبی و.... و در نهایت میتوان گفت که به نوعی هرج و مرج کامل بر تمامی ارکان جامعه حکم فرماست و این مسئله در کنار تحقیر ملیتهای مختلف درون جغرافیای ایران و به جان هم انداختن انها و مجموعه های بی پایانی از رذالت و شقاوت جامعه را دچار خطرات فراوانی ساخته است. اکنون عملکرد این سیستم ننگین ما قبل تاریخی میرود تا کشور را با خطرات و مصائب بسیار جدی مواجه سازد تا بدانجا که پس از نابودی و منحرف نمودن تاریخ میرود تا جغرافیای ما را هم به نابودی بکشاند وبیم ان میرود تا همه بنیانهای این جامعه کهن را بر باد دهد. درماندگیهای چنین حاکمان پلیدی را باید قبل از در انداختن جامعه به دست ناملایمات بیشتر با تلاشهای همه جانبه چاره کردتا شاید یکبار برای همیشه تاریخ این سرزمین از تکرار دور باطل رهایی یابد

ایرج باقرزاده


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست