یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

زنده باد علی اخوان


فریبرز رئیس دانا


• علی اخوان با قلب و روح وافرش سوسیالیست است و به فرمان ایست ناپذیر دلی دلداده و سری پرشور راه دفاع از حقوق محرومان و تلاش برای آزادی را برگزیده است. او در دوستی اش با من و دیگر دوستان متشرکمان بارها یادآور می شد که راه دیگری جز خدمت محرومان و افق روشن تری از آزادی و استقلال مردمی در این سرزمین نداریم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱٨ بهمن ۱٣۹۰ -  ۷ فوريه ۲۰۱۲


نگاه های تیز و با هوش و بسیار دوستدارانه ی روژان ۴ ساله دختر خوش صحبت علی اخوان چیزی نیست که کسی آن را به سادگی از یاد ببرد. این نگاه ها همیشه ترا تعقیب می کنند. از آن مهمتر به تو می فهمانند که ژرفای احساست را نسبت به خودش درک کرده است.
او می داند که چقدر برای من عزیز و دوست داشتنی است. می داند که من پدر فرداد سه سال و هشت ماه هستم که خودش را خیلی به رژان نزدیک می داند. از معدود مواردی است که فرداد با او تا آخر سر می کند. رژان برای من نماد کوچولوی در حال رشد و امید بخش عشق و ارزش است که آنها را از مادرش و پدرش و از همه مهمتر از رابطه ی بسیار صمیمی و رفیقانه، عاشقانه و به یادماندنی این دو یاد گرفته، به ارث برده است. چشمانش کاملابه مادرش رفته است اما در یک نگاه او را چون فرزند علی اخوان تشخیص می دهی. بیش از هر چیز روح باعاطفه و مهربانش و احساس مسوولیت و تعلق خاطرش به محیطی که در آن می زید ترا به یاد علی می اندازد.

آخرین باری که رژان را دیدم پدرش چند روزی بود که برای گذراندن دوره ی یک و نیم ساله ی زندان خود، شبانه بازداشت شده بود. پیش از آن او یکی دو ماهی بازداشت بود و سپس به ٣ سال حبس محکوم شد و بعد از اعتراض به رای خود، دادگاه تجدید نظر او را به یک سال و نیم حبس قطعی محکوم کرد. علی، این دوست و برادر من در برابر چشمان همه ی دوستان و اعضای جامعه ای که این گونه مسوولانه و انسانی با آن پیوند داشت، روز به روز روحیه دارتر، مصمم تر، شادمانه تر، پرامیدتر و پرحوصله تر می شد. یقین قطعی دارم که علی در زندان پخته تر می شود و وقتی بیرون می آید حتما پاسخگوی نیاز روژان و فرداد که امید داریم اعضای سرزنده و داوطلب خدمت مردمی برای نسل فردا باشند، خواهد بود.

علی روحی زیبا و عاشق دارد. راستگو، صمیمی و بی شیله و پیله است. او را تحقق این و آن ایدئولوژی و یا نفس جنب و جوش سیاسی نیست که به حرکت وا می دارد، بلکه وابستگی ذاتی اش به ارزش های انسانی، علاقه ی وافرش به خدمت به آدم های نیازمند و محروم و سلیقه ی ویژه اش برای انتخاب دوستانی از وابستگان به مردم به راه می کشاند.

از مدتها پیش مطمئن شده بودم علی اخوان مسیرهای چندی را به جز آن که در آن گام می زند، می توانسته است بپیماید آن هم برای منتفع شدن، برای زندگی راحت تر، برای پول پیدا کردن، برای حاشیه ای امن داشتن و برای تغییر محیطش به سمت بالاتر ها. علی در انگلستان زندگی و تحصیل کرده و از آنجا فقط دانش و توانایی را با خود به وطن نیاورد. او تجربه ی مبارزه در صحنه ی اندیشه و شیوه ی انتخاب راه درست از نادرست را، در هر وانفسایی که باشد، نیز با خود به ارمغان آورد. او تمام تواناییش را در خدمت بهروزی مردم قرار داد و می دهد. او بی هیچ تظاهر و طلب کاری از روزگار به ندای قلبش پاسخ می گفت: با مردم، با گارگران و با آزادیخواهان بودن.

علی از جمله به جرم دوستی با تشکل های مسالمت جوی کارگری و آزادی خواه و احتمالا استفاده ی محدود از کامپیوترش برای این دوستی ها به زندان افتاده است. بار اول که بیرون آمد نگرانی های زیادی داشت. بدجوری دلش برای رژان و همسرش تنگ شده بود اما وقتی آمد و پایداری ها و امیدهای دوستانش و همسرش را دید، روز به روز عوض شد و متعالی تر شد. این اواخر روحیه ای سرشار از عشق و مقاومت داشت. او مطمئن شده بود که بی وقفه گام زدن در راه آزادی و عدالت همان چیزی است که حیات انسان ها را پربار و بیمه می کند، بیمه به خاطر پاسخ به درخواست شرافت همگانی انسانی.

علی اخوان با قلب و روح وافرش سوسیالیست است و به فرمان ایست ناپذیر دلی دلداده و سری پرشور راه دفاع از حقوق محرومان و تلاش برای آزادی را برگزیده است. او در دوستی اش با من و دیگر دوستان متشرکمان بارها یادآور می شد که راه دیگری جز خدمت محرومان و افق روشن تری از آزادی و استقلال مردمی در این سرزمین نداریم. علی با آن خنده های آشنای همیشگی اش این را به من گوشزد می کرد. او اکنون در حصار بسته ی زندان بی تردید به آینده ی روشن خانواده اش، به رفقایش و هم میهنانش می اندیشد، باز با آن خنده های جای گرفته در گوشه ی صورتش.

با این که اکنون از روحیه و آمادگی او اگاهم و می دانم که می داند دوستانش نخواهند گذاشت رژان عزیز تنها و بی یاور بماند با این وصف آرزو می کنم هر چه زودتر بیرون بیاید و باز کار کند. من تردیدی ندارم که او نه تنها جرمی مرتکب نشده است بلکه شایسته ی دریافت نشان عالی از سوی جریان های کارگری است به خاطر خدمات بی خدشه و همیشگی اش برای حقوق کارگران و نابرخورداران جامعه. زنده باد علی اخوان.

منبع: کانون مدافعان حقوق کارگر 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست