•
درود به این سیب که دست به دست می شود
هر یکی به نوبه
نفس به نفس میدمند
...
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
يکشنبه
۲۴ ارديبهشت ۱٣۹۱ -
۱٣ می ۲۰۱۲
این آتشی است که سبز میزند
گره در گره
تارمی تند
سنگ می شکند
به جای
تا برمی جهد
قدکشیده است
نازک و صریح
چشم می توانی داشت
به این کنده ی نهیب
این ساقه غریو
این شاخه های عجیب
اتفاق را
نام میگیرد
رست و خیزرا
تولدی دیگر می یابد
می بالد
دامنه می گشاید
پنج پنج انگشت ها را که نشان می گذارد
بالا می گیرد
یا
سایه می دواند
کجای را به کجای می خواهد
صلح و مراعات وامان را
نمی شنوی ترانه ی شیوای دهانی را که زبان سبز کرده است
و دندان به دندان ردیف شده است
آشکاره
جوی به جوی
پنجه هایش ریشه می گذارد
شکوفه می کند
تبسمی
به رونق جوانی و طراوت دم نخست پس از هماغوشی
پرنیان
سپیدی واژه ی سلام
درود به این سیب که دست به دست می شود
هر یکی به نوبه
نفس به نفس میدمند
زنی تازه روی
مردی جوان
با ترنم و تمنای خیس لب
پلک هم می گذارند
و
بوی می کنند میوه را
از انقلاب تا آزادی
پرویز زاهدی
|