یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

شاهنامه و تصویر دنیای مدرن


هاگار اولسون - مترجم: اسد رخساریان


• نام او در تاریخ ادبیات جهان میدرخشد. در نوشته‌ ها و سخنرانیهای تحصیل‌کرده‌ ها و استادان تکرار میشود. او زنده ی جاوید است به این دلیل که سخن او امروز هم مثل دیروز واقعیت را نشانه میگیرد و با کلام سرشار و آتشین‌ اش بر دل نومیدی حمله میبرد. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۴ خرداد ۱٣۹۱ -  ٣ ژوئن ۲۰۱۲


 
 
هر آن کس که دارد هُش و راَی و دین؛
پس از مرگ بر من کند آفرین.
نمیرم از این پس که من زنده ام
که تخم سخن را پراکنده ام.

فردوسی از خطّه ی خراسان شاعر جاودانگی است. در کشور او و همچنین در دیگر کشورها برگزاری هزاره ی او در صدر اخبار فرهنگی قرار دارد.(۲)
نام او در تاریخ ادبیات جهان میدرخشد. در نوشته‌ ها و سخنرانیهای تحصیل‌کرده‌ ها و استادان تکرار میشود. او زنده ی جاوید است به این دلیل که سخن او امروز هم مثل دیروز واقعیت را نشانه میگیرد و با کلام سرشار و آتشین‌ اش بر دل نومیدی حمله میبرد.
برخی با مراجعه به فرهنگنامه ‌ها و خواندن گزارشی کوتاه و سطحی و دانستن اینکه شاهنامه بزرگترین اثر حماسی آسیا و داستان پادشاهان ایرانی ار دوره‌ های اساطیری تا سقوط دولت ساسانیان است، گمان میکنند همه ی آگاهی لازم را در باره ی آن کسب کرده‌اند. امّا آنها از روحی که در بطن این اثر شناور است بی‌خبرند، کلام زنده و اثرگذار آن را نمی‌شناسند.
در بینش تراژیک فردوسی، ایرانِ کهن با آیینگرایی خاص خود به مرکز دنیای اعتقادات پوچ پرتاب شد. او در برابر چشمان خود به صحنه ‌آمدن درام جهانی هیجان‌انگیزی را دید که پیش از او زرتشت مشاهده‌ اش کرده بود. تضادهای آشتی‌ناپذیرِ هستیِ بشری را دید که به آتشِ کین و عشق درآمیخته ‌اند. و خدایان خشم آگین– اهورا مزدا– سمبل آزادی و رهایی را و اهریمنِ دشمن‌کیش را دید؛ در جوشنِ انتقام و داوران کین‌خواه را در برابرشان.
و در منظرِ نگاهِ شعله‌ ور و سختگیر خود، آدمی را دید که به محکمه ی اخلاق کشانیده میشود؛ جایی که به محضِ حضور در آنجا، ناگزیر از انتخاب این یا آن خواهد بود و زندگی و سرنوشت تاریخی ‌اش در رابطه‌ ای بلافصل با مبارزه ی جهانی قرار خواهد گرفت؛ جایی که در آن کسی تماشاگر منفعل و غیر سیاسی نمیتواند بود. همگان باید تصمیم خود را بگیرند آنکه این جریان را همراهی نکند، ناگزیر در مقابل آن قرار خواهد گرفت. در تصویری از جهانی چنین، آزادی فردی وجود ندارد و نیز صلح در بستری از آرامش و برابری و توازن.
نظم ناپایدار جهانی فاقد قدرت است و باورداشتن به تحوّلی به شیوه‍ی رفرمیست‌ها دیگر ثمری نمیتواند داشت. تضادهای آشتی‌ناپذیر در تمامِ جهان سر بلند میکنند. جبهه‌ های جدید پدیدار میگردد. مبارزه ی طبقاتی، نژادی و جنسییتی شدّت می‌ یابد. لذا این جریانِ پایان‌ناپذیرِ زورآزمایی از اعماق زمانها با آگاهی در تمام روابط انسانی وارد شده است و باورداشتن به یک سیستم پیشرفته و عدالت و صلح پایدار را در سایه ی آن تضادها مدفون می‌سازد. با وجود این فرد به شیوه‍ی عبثی در جستجوی پناهگاهی برای تماشا یا غارتگری است. امّا ضرورت مبارزه او را نیز برمی ‌انگیزد. پرچمها به اهتزاز در میآیند و او ناگزیر باید جایگاه خود را مشخص نماید.
با خواندن شعر فردوسی آدمی جذب نمایش دینامیک زندگی بشری میشود و با ترسی اسرارآمیز نمادهای جهان باستان را می ‌بیند که در گرماگرم نبرد مردم، در زمینِ خون ما پدیدار می آیند. و می بیند که ارزشهای والای انسانی بار دیگر در وجودش زنده میشود و میخواهد برای آزادی به مبارزه برخیزد. از آنسوی دشمن پرچم آزادی را به خون میکشد و به گونه‌ای چندش‌آور فاتحان را در خاک می‌افکند.
آدمی نگاهش را در گستره ی یک راز آشکار و پنهان بشری میگشاید و آن شمشیر غلاف ‌شده در همه ی حوادث تاریخی و تلاشهای انسانی را می‌بیند که تعیین‌کننده ی سرنوشت تمام مبارزه ‌ها و انقلابها بوده است.
شاهنامه کتاب مبارزه ی انسانها و حماسه ی زندگانی آنان است. چیزی که در ادبیات جهان نظیری برای آن نمیتوان پیدا کرد. در این جا پادشاهان، قهرمان به معنای فردی آن نیستند؛ آنها دلبخواه با اعمال برجسته به حکومت نمی‌رسند بل، به مثابه ابزار و قربانی آن قدرتی هستند که در یک مرحله ی تاریخی برتری یافته است و هم محکوم هستند و هم فاضی. داستان امپراطوری و سرنگونی ضحّاک که یکی از اسفناکترین درامها به ترجمه ی اریک هرمه‌لین ۱٩۴۴-۱٨٦۰، میباشد نمونه ‌ای از این دست است.







۱ – نشر "فرهنگ و طبیعت، استکهلم
۲ – این مطلب در ۱٩۳۲ میلادی نوشته شده است.




اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست