فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی، قدرتهای بزرگ، مردم ایران
علی جلال
•
هدف مقدماتی رژیم این است که در فعالیتهای اتمی تا آنجا پیش رود که به عنوان حکومتی شناخته شود که هروقت اراده کند می تواند بمب اتمی بسازد تا آنجا که برتری استراتژیک اسرائیل در منطقه شکسته شود
...
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
چهارشنبه
۲۵ مرداد ۱٣۹۱ -
۱۵ اوت ۲۰۱۲
نگاهی کلی به اوضاع
به نظر من برجسته ترین ویژگی جمهوری اسلامی بیسوادی است، نه تنها به این معنی که سرکردگان رژیم دوره معمول "آموزش و پرورش" را ندیده اند نه! ؛فاجعه در این است که آنها مجموعه ای از جهل وخرافه ضد علمی را علم می نامند و خودرا دریای آن (بحرالعلوم)، پس اگر بالاترین متخصصان عالم را هم گرد آورند، چون ماهیت "نظام" شان بر این استوار است که سر انجام، تصمیم نهایی را، این بحرالعلوم ها و رهبر "عظیم الشان"شان بگیرد، نتیجه ویرانی ایران و افزودن به رنج مردمان است.
سیاستهای رزیم بویزه سیاست های اصلی آن بر دو پایه است
ـ1- حفظ موجودیت رژیم ، که آنرا بصورت زیر بیان می کنند
حفظ نظام از اهم واجبات است، برای حفظ نظام واجبات دین را زیر پا می گذاریم و حرام های
(دین را انجام می دهیم (اسلام فدای بقای رژیم
2- همه چیز و همه کس (غیر از "نظام") را فدای اسلام می کنیم. در اینجا منظور از "اسلام در_
تحلیل نهایی "دنیای عرب" است (یا بخشی از دنیای عرب)، یعنی منظور افغانستان، ترکمنستان، ازبکستان، جمهوری آذربایجان (تنها کشور شیعه در جهان بعد از ایران) ، چچنستان، کاشغرچین، اندونزی، مالزی، مسلمانان روسیه و ...نیستند بلکه منظور مثلا "قدس" است یا سودان و لیبی وسوریه و عراق و ...، در ادامه این سیاست ضد ایرانی جمهوری اسلامی از همان اوایل کار اعلام کرد که، اسراییل دشمن است، و تنها دشمنی است که به هیچ روی و هیچ وقت هیچ مذاکره و صلحی با آن امکان ندارد.
بین سوریه و اسراییل هنوز حالت جنگی بر قرار است، یعنی پس از آخرین جنگ، قرارداد صلح
بسته نشده، فقط قرارداد "آتش بس" است. جمهوری اسلامی چند سال پیش با حکومت سوریه قرار داد دفاعی استرتژیک بست، معنی این قرارداد این است که اگرکشوری با سوریه وارد جنگ شود ایران با آن کشور وارد جنگ خواهد شد و همانطور که گفته شد تنها اسرائیل با سوریه درحالت جنگی است
سید علی خامنه ای علنااعلام کرد که " هر که با اسرائیل مبارزه کند ما به او کمک می کنیم و این امر را نیز پنهان نمی کنیم
ـ در قران آمده : "در برابر دشمنان آنچه توانائی دارید از نیرو آماده سازید ... تا به وسیله آن دشمن ... را بترسانید"
(وَ أَعِدُّوا لَهُم مَّا استَطعْتُم مِّن قُوَّهٍ ... تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکمْ؛ آیه60 سوره انفال)
جمهوری اسلامی این آیه را در قانون اساسی خود و در آرم سپاه پاسدارهای آورده است .
آری اکنون چند سال است که جمهوری اسلامی می گوید که می خواهد در چارچوب قوانین آژانس بین المللی اتمی به فن آوری هسته ای کاملا مجهز شو د.
رژیمی که بارها فریاد زده و همه عالم شنیده اند که "اسرائیل دشمن اصلی است که صلح با آن غیر ممکن است"، رژیمی که خود داوطلبانه میرود بسیار دور تر از مرزهای ایران
در مرز سوریه -اسرائیل با کشوری که اسرائیل با آن رسما در حالت جنگی است، قراداد می بندد و تعهد می کند که در صورت بروز جنگ بین اسرائیل و سوریه، به نفع سوریه وارد جنگ شود؛ و همه عالم هم می دانند که اسرائیل بمب اتم دارد که اقلا دویست تای آن آمده پرتاب است، رژیمی که رهبر آن علنا اعلام می کند "هر که با اسرائیل مبارزه کند ما به او کمک می کنیم" رژیمی که خودرا مجری احکام قران می داند و در قران حکم شده که مسلمانان در برابر دشمنان، خود را به اندازه آنان و بیشتر مسلح، کنند و رژیمی که خود اعلام می کند : که می خواهد به فن آوری هسته ای بطور کامل دست یابد. آنگاه می گوید هیچکس نباید شک و گمان کند که گویا من (رژیم) ممکن است درفعالیتهای اتمی اهداف نظامی داشته باشم! دلیل هم "فتوای آقا"!!.
به روباه گفتند شاهدت کیست ؟ گفت دمم !!؟
منافع جهانی
کشورهای بزرگ منافع جهانی دارند چون بطور عینی در گردش زندگی مردم جهان حضور دارند مثلا چین را در نظر بگیریم ،اقتصاد چین بطور عینی در بازارجهانی حضور فعال دارد، از نظر صنعتی و تولید و درآمد ناشی از آن یکی از قوی ترین کشورهای جهان است، آمریکا به مقدار زیادی به چین بدهکار است(۱۱۰۰ میلیارد دلا اوراق قرضه) چین بخش بزرگی از بازار آمریکا را نیز در اختیار دارد، و...؛ از این روی، چین نمی تواند به میزان نفوذ کشورهای رقیب مانند آمریکا و انگلیس.در کشورهای نفت خیز بی تفاوت بماند، چون این امر مستیما به روند رشد و توسعه کشور چین و بهبود زندگی مردم آن بستگی داردپس چین منافع جهانی دارد و بر آن پایه استراتژی جهانی خود را تعریف می کند. کشور کوبا در دهه ۶۰ و ۷۰
میلادی در کشورهای مستعمره آفریقایی برای رهایی آنها از چنگ امپریالیستها ن دخالت میکرد حتی نیروی نظامی گسیل می کرد (مثلا در جنگ رهایی بخش آنگولا از چنگ استعمار پرتقال) این اقدامات کشوری مثل کوبا به پشتیبانی و کمک ابرقدرت شوروی بود، اکنون کوبا تمام تلاش خود را می کند تا از محاصره رذیلانه آمریکا خارج شود ورشد و رفاه مردم خودرا سامان دهد، مثال دیگر لیبی معمر قذافی بود که آفریقا را حوزه نفوذ خود معرفی می کرد اما کشوری صحرایی! وصرفا بر پایه درآمد نفت! چنین سوداهایی! در سر پروراندن، چه عاقبتی برای مردم لیبی به بار آورد، البته حکومت قذافی در توسعه اقتصادی وآموزش و پرورش در لیبیِ قبایلی، خیلی کار کرد.
توسعه طلبی و دخالت( و نه همکاری) در کشورهای دیگر به هر حال معطوف به شکست آست. حال جمهوری اسلامی، به یک اقلیت بسیار کوچک شیعه، در فلان کشور مستقل آفریقایی اسلحه قاچاق می کند, که کشف می شود و سازمان ملل بر تحریمهای خود می افزاید و آن کشور و چند همسایه اش سفرای رژیم را می اندازند بیرون؛ آیا این هزینه ها جز با پول نفت مردم ایران آست؟ این باج دادن ها این اسلحه خریدن ها، این هزینه های هنگفت جاسوس درست کردنها، این خرید قطعات مونتاژ سلاح ، موشک سازی، اتمی گری و ..؛ .در بازار های قاچاق جهانی، این استخدام "متخصصان " خارجی برای مسائل اتمی و جاسوسی های رایانه ای و ... با پرداختهای هنگفت! جز با پول نفت مردم ایران و به قیمت تخریب اقتصاد کشور و فقر مردم آست؟ که همه این "نفوذ" ها چون بر بنیانهای عینی، رشد وتوسعه ،استوار نیست همچون کف روی آب آست
این چند کلمه بویژه برای این بود که جمهوری اسلامی و هوادارانش (مانند ملی-مذهبی ها) ازجمله می کوشند از میهن پرستی ایرانیان سو استفاده کنند.
ابرقدرتها و مجامع قانونی جهانی
آری کشورهای بزرگ برای "دفاع" از منافع جهانی شان دارای استراتژی جهانی هستند؛ که از جمله و به زبان ساده ترمی توان گفت خط قرمزهایی در سطح جهانی دارد، که نزدیکی به آن یا تهدید آن خط قرمزها گویی با هست و نیستِ موقعیتِ کنونیِ آنها بستگی دارد. از این روی چه بسا دست به جنگ بزنند، مثل جنگهای جهانی اول و دوم، که تقریبا همه این کشورها را تخریب کرد.
از آن پس، تصمیم گرفتند که استراتژی های جهانی یکدیگر را رعایت کنند، از جنگ "بین خود" پرهیز کنند( و البته نه اینکه از اصل "جنگ" بپرهیزند ) ، و دنیا را با گفتگو و مذاکره بین خود "کنترل" و یا استثمار کنند، پس سازمان ملل،را بنیاد نهاده، کشورهای بزرگِ پیروزِ جنگ دوم، جلساتِ "گفتگو" و "مذاکره"یِ خود را "شورای امنیت" نامیدند و سازمان ملل را تابع بی چون و چرای این "شورای امنیت" قراردادند. این شورای امنیت ارگانهایی دارد که از جمله ی آن "آژانس بین المللی انرژی اتمی" است.
ابرقدرتها و فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی.
بزرگترین ابر قدرت دنیا آمریکا است، هر بچه محصلی می داند که "امنیت اسرائیل" در استرتژی جهانی آمریکا اصل اساسی است. همینطور در استراتژی جهانی فرانسه و آلمان نیز، امنیت اسراییل صراحتا بعنوان اصل اساسی تاکید شده، هم شوروی سابق هم روسیه کنونی نیز "عدم کمترین تهدید علیه اسرائیل" را پذیرفته و استراتژی جهانی خود را بر این پایه پی نهادند.
به دیگر سخن کشور جدیدی که می خواهد بسوی بمب اتمی برود یا در چارچوب یکی از ابرقدرتهای موجود است(مثل پاکستان یا کره شمالی)، یا خود متناسب توسعه اقتصادی، میزان جمعیت، وسعت خاک و ...؛ بطورواقعی کشور بزرگی به حساب می آید و با ابرقدرتهادر همکاری است و منافع آنها را رعایت می کند(هند، برزیل)، یا نه مثل" جمهوری اسلامی"، هم بر علیه مردم کشور است هم جهان،هم منبع بزرگی از درآمد نفتی را خرج موشک واتم و جاسوسی رایانه ای، بسیج وفتنه گری دردیگر کشورها و ...می کند، می باشد، در این صورت ابر قدرتها دلیلی نمی بینند که صبر کنند تا اوبه سلاح اتمی دست یابد، و "تهدید" خطرناکتری شود. برای آنها بکار گیری توان خود و از جمله توان نظامی خود همین امروزعلیه کشوری که چنین سودایی دارد، بسی مقرون به صرفه تر است ، تا سروکله زدن با کسی که فردا با سلاح استراتژیک خود (بمب اتم) به محدوده های استراتژیک آنها نزدیک شود. .
پس بین سیاستهای اتمی رژیم و منافع اساسی قدرتهای بزرگ تضادی آشتی ناپذیروجود دارد. در چنین حالاتی طرف قوی تر دست به سلاح می برد. از قدرت نظامی غرب همه آگاهند، اما لازم به تاکید است که علیرغم هارت و هورت های رژیم. توان نظامی که جمهوری اسلامی امروزه می تواندبه میدان بیاورد، بطور نسبی از توان نظامی ایران در هنگام جنگ با عراق، کمتر است.
ماهیت رژیم و فعالیتهای اتمی آن
در این بخش بر رسی میکنیم که چرا رژیم همواره مردم ما و کشور ما رادر معرض بحران های خطرناک قرار می دهد
اینجانب در سالهای گذشته چندین بار دراینباره نوشته ام،
جمهوری اسلامی پدیده ای مربوط به این عصر و دوران نیست، او در واقع مرده ای است که استثنائا زنده است؛ پس در محیط مرگ و فلاکت و بدبختی مردمان می تواند به "زنده ماندن" خود ادامه دهد. جامعه ای را در نظر بگیریم که مردم آن در رفاه باشند روز به روز خوشبخت تر شوند، شاد باشند، شادی کنند، جشن ها بر پا دارند، غم و بیماری کم و کم تر شود، عمرها طولانی و مرگ و میر کم شود ...؛ آنگاه آیا رژیمی مذهبی چون جمهوری اسلامی در چنین جامعه ای کارکردی برای خود می بیند؟ آیا ملاها بطور کلی و رژیم اسلامی، اصلا هیچ ایده ای! فکری! عقلی! ، هیچوقت داشته و اندیشیده اند که مثلا چه کار کنیم که کشور توسعه اقتصادی پیدا کنند، یا با بیماری های خطرناک واگیر دار چگونه مبارزه کنیم، چه کار کنیم که مردم شاد و شادتر شوند، چگونه کارو تولید و صنعت راتوسعه دهیم، چگونه هنر: سینما و تاتر، نقاشی ،موسیقی و ...را گسترش دهیم بدیهی است که پاسخ این پرسشها منفی است، مردمی که کار می کنند و زحمت می کشند بخوبی این حقیقت را می شناسند ، تنها کسانی چون دکتر شریعتی(با حمایت مالی بخش ارتجاعی بازار ) ، تیپهایی مثل دانشجوی خط امام و نهضت آزادی، که خود نیز اساسا از اقشار در حال انقراض بودند، با ریا کوشیدند تا مردم را فریب دهند،و میهن ما ایران را اسیر عفریت جمهوری اسلامی کردند و تا امروز به کار خود افتخار می کنند و به آن ادامه می دهند
جمهوری اسلامی تنها "نظام" ارتجاعی و میرای جهان نیست اما جزء عقب مانده ترین وارتجاعی ترین هاست. این "نظام" مربوط به دوران پیش از سرمایه داری است، مربوط به عصر فئودالیسم و قانونیت برده داری است.نیروهای ارتجاعی، ماهیتا "میرا" هستند. طبیعتا هدف اصلی همه فعالیت هایشان به تاخیرانداختن این "مرگ تاریخی" است. در این راه برخی از آنان دست به رفرم هایی می زنند. "حوزه های علمیه" و فراورده آن جمهوری اسلامی، همچون همه جریانهای ارتجاعی، با نیروهای اجتماعی بالنده دوران کنونی ماهیتا در تضاد می باشند. اما ازجمله به دلیل از دست دادن همه فرصتهای تاریخی برای "رفرم وباز نگری"، رودرروی "تمدن سرمایه داری" نیز قرار گرفته اند.
در جامعه در حال توسعه سالهای پیش از انقلاب "حوزه علمیه" تکیدن استخوان هایش را، روزانه زجر می کشید. هنگامی که جنبش اجتماعی برای برپایی نظام سیاسی منطبق با تحولات زیر بنایی که انجام شده بود ، روی نمود ، عده ای از ملایان که از دست و پا زدنهای "مرگ و زندگی" حوزه،بر آمده بودند بر انقلاب سوار شده، و ایران و مردمش را برای "رهایی حوزه از احتضار"، به گروگان گرفتند(حفظ نظام اوجب واجبات است، همه و حتی اسلام فدای بقای "نظام"). نه تنها هزینه "این حفظ بقا"، به قیمت نابودی ایران است. بلکه از آنجا که "ارتجاع مخل حیات است" پس هر یکروز بقای رژیم ماهیتا کارکردی علیه زندگی، علیه کار و تلاش و تولید و پیشرفت و شادی و بهروزی مردمان دارد . جمهوری اسلامی "احتضار" خودرا می فهمد اما آنرا صرفا به دشمنان خود نسبت می دهد. دشمنان جمهوری اسلامی عبارتند از: نیروهای بالنده اجتماعی در جهان ؛ مردم ایران؛ قدرتهای غرب و بسیاری از کشورهای جهان. جمهوری اسلامی ناتوان از درک "سرشت میرای" خود میپندارد که اگر "دشمن" را مهار کند، پس زنده می ماند. از این روی گمان می کند با بدست آوردن تجهیزات اتمی، در گام نخست غرب را "عقب براند"و درگام دوم در معامله با آنان، از آنان بخواهد که "مجامع دفاع از حقوق بشر" و رسانه های جهان را دررابطه با سرکوب مردم ایران به سکوت وادارند. و سوم با دست باز "به حساب " دشمن اصلی یعنی مردم ایران برسددر خیالات رژیم، این پایان کار نیست آغاز "کارهای" دیگر است، ارتجاع ماهیتا ضد هستی و پیشرفت زندگی است، در مرگ و تباهی و بدبختی مردم می تواند زنده بماند، بلی به گمانش اسرائیل را فلان می کند، وهابیت را بهمان می کند و ...؛
آری علت اصلی فعالیتهای اتمی رژیم رهایی "نظام" از مرگ است. اما این "نظام" در ماهیت خود میرا است. تا این رژیم هست، فتنه گری های آن ادامه دارد
هدف مرحله ای جمهوری اسلامی از فعالیتهای اتمی
هدف مقدماتی رژیم این است که در فعالیتهای اتمی تا آنجا پیش رود که به عنوان حکومتی شناخته شود که هروقت اراده کند می تواند بمب اتمی بسازد تا آنجا که برتری استراتژیک اسرائیل در منطقه شکسته شود. در این راه ایران و مردم ایران هیچ اهمیتی برای ملا ها ندارند آنچه حدو مرز است تنها موجودیت حکومت ملاها ست، تا آنجا که برای اصل "حفظ نظام اوجب واجبات است" احساس خطر نکنند کار را ادامه می دهند.
نیروهای جنگ افروز جهانی و برنامه اتمی رژیم
همانطور که گفته شد جناح های جنگ افروز که شرکت ها نظامی، کارتل های تولید سلاح و سلاح های ویرانگر، و سرمایه داری مالی؛ را نمایندگی می کنند در غرب (آمریکا ؛ بیشتر در حزب جمهوریخواه . فرانسه ، جناح سارکوزی ) و حکومت اسرائیل لانه دارند و بسیار می کوشند که فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی را بهانه ای برای جنگ قرار دهند.
انگلیس: حکومت سلطنتی-دینی بریتانیا مرکز سرمایه مالی(ارتجاعی ترین نوع سرمایه داری) است اما از آنجا که دکترین پیر استعمار بویزه در کشورها مسلمان بر پایه حمایت ازارتجاع مذهبی نهاده شده، از این روی تا امروز، انگلیس خواهان حفظ اساس رژیم اسلامی در ایران است.
اسرائیل: نخست اینکه مردم اسرائیل و مردم آگاه جهان به خوبی می دانند که مردم ایران از گفتار های ضد اسراییلی جمهوری اسلامی و نژادپرستانه دولت اسلامی متنفرند و همچنین مخالف سیاست های فتنه گرایانه و سو استفاده گرایانه رژیم در رابطه مسائل اعراب و اسرائیل هستند؛ مردم ایران این موضع خود را بارها درتظاهرات های ملیونی فریاد زدند: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. اپوزیسیون ترقی خواه ایران همواره مخالف اشغالگری و سیاست آپارتاید کشور اسرائیل علیه فلسطینیان بوده و هست، و از حقوق فلستیطینیان دفاع کرده و خواهد کرد ما شعارهای ضد اسراییلی و ضد یهودی رژیم و "سیاستهای" آن در منطقه را محکوم می کنیم. اما بعد:
نیروهای نظامی-مالی جهانی که ارتجاعی ترین جناح سرمایه داری جهانی هستند در اسرائیل و در: ساخت حکومت آن قدرتمندند ، بعلاوه سیاست اساسی اسرائیل نفی موجودیت فلسطینیان و: اشغال دایمی و ضمیمه کردن خاک آنان است، در این راه دولتهای اسرائیل دست به هرکاری می زنند، که مهمترین آنها جنگ افروزی است. در رابطه با مسائل اتمی جمهوری اسلامی، اسرائیل می کوشد تا آنرا هرچه بحرانی تر کرده و اوضاع را به سوی تصادم سوق دهد
ما لازم می بینیم تا به حکومتگران اسرائیل یاد آورشویم که در رابطه با میهن ما ایران مودبانه حرف بزنند . در طول تاریخ طولانی زیست پر افتخار مردم ما در این میهن، آنها که به کشور ما و مردم ما آسیب رساندند همگی از بین رفتند مردم ما و میهن ما پایدار ماندند و پایدارند
نیروهای جنگ افروز در جمهوری اسلامی
درجمهوری اسلامی در سطح سپاه پاسدار ها و بیت "رهبر" هم جنگ افروزهای اسلامی بطرزی چشمگیرسیاستی همسو با جناح جنگ افروز جهانی دارند
سخنان به شدت تحریک کننده احمدی نژادو دولت او ، علیه یهودیان و ضد کشور اسرائیل، سخنان سرکردگان سپاه پاسدارها در اینکه در خلیج فارس چنین و چنان خواهند کرد، یا اینکه "آرزو میکنیم که اسرائیل به ایران حمله کند تا آن کشور را فلان...کنیم و ...؛ "(که همواره هم به نفع حکومت اسرائیل بوده) نشان از چنین همسویی است که به نظر من آنرا باید در رشد سرمایه داری مالی (بانک-بورس-قاچاق ) وسلاح بارگی در دستگاه رژیم بویژه دردایره "بیت"و "سردارها" و ارتباط پنهان و آشکار آنها را با جریان نظامی-مالی جنگ افروز و فاشیستی جهان دید. اینهمه پول نفت ایران کجاها صرف میشود؟ اختلاس، باندهای مافیایی واردات وقاچاق،فعالیت وسیع در بازار قاچاق سلاح و قطعات آن و تجهیزات اتمی ، مانورهای نظامی بسیا پرهزینه(ماهی یک مانور)، چنین مسیر سرمایه داری که طی سالهای طولانی در دستگاه "ولایت"پیوستگی داشته و دارد ، منطقا در ارتباط و همیاری با جناح مالی-نظامی جنگ افروز جهانی قرار می گیرد.
مذاکرات هسته ای، ۱+۵
بنا به آنچه گفته شد: اصل اساسی برای جمهوری اسلامی، حفظ "بقاء رژیم" است.
وظیفه اصلی: جمهوری اسلامی وظیفه اصلی خود را دخالت در مسایل مربوط به بخشی از منطقه عربی بویزه برهم زدن برتری استرتژیک اسرائیل در منطقه، می داند. فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی اساسا برای تامین این دو امر است. از این روی، هدف حداقل جمهوری اسلامی از فعالیتهای اتمی رسیدن به موقعیت کشوری است که "هروقت بخواهد می تواند سلاح هسته ای تولید کند "
اصل اساسی و حد اقل برای قدرتهای بزرگ در رابطه بافعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی، این است که "جمهوری اسلامی نباید امکان دستیابی به سلاح هسته ای را داشته باشد"، " نزدیک شدن جمهوری اسلامی به سلاح اتمی با استراتژی جهانی ابر قدرتها در تضاد و با استراتژی جهانی قدرتهای بزرگ غربی در تضاد آشتی ناپذیر است، از این روی قدرتهای بزرگ غربی برای تامین اطمینان خود از عدم امکان دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی آماده اند تا نیروی نظامی خود را هم بکار گیرند، یعنی حاضرند تا به ایران حمله نظامی هم بکنند
برای جمهوری اسلامی، حمله به ایران، کشته شدن مردم ایران، ویرانی ایران و...؛ خود بخود مساله ای نیست (حتی ممکن است "خوب" هم باشد چون ملاها و رژیم اسلامی در مرگ و ویرانی و بد بختی مردمان، جای شو و نما دارند )، آنچه برای این رژیم اهریمن مهم است، این است که این حملات، "بقاء "او را تهدید نکند و یا در اثر این حملات، توان سرکوب خود علیه ایرانیان را ازدست ندهد که مردم بتوانند قیام کنندو
پس در مذاکرات هسته ای،سخن خلاصه قدرتهای بزرگ این است که یا جمهوری اسلامی نظارت دائم و همه جانبه نمایندگان آنان بر فعالیتهای اتمی خود(مثلا قرداد الحاقی) را بپذیردو یا منتظر اعمال زور آنها تا به آخر باشند
و استراتژی جمهوری اسلامی در این مذاکرات این است که برای تامین "هدف حد اقل " خود(به شرح فوق الذکر) هر طور شده دست خود را در فعالیتهای اتمی باز نگهدارد ولی بشرط اینکه فشارهای غرب به آن حد نرسد که موجودیت"نظام" تهدید شود. زیرا جمهوری اسلامی برای حفظ حیات ننگین خود (یعنی زندگی سران رژیم ) حاضر است همه چیز را بدهد حتی آنچه را مردم "ناموس" می نامند
دولت کنونی آمریکا و فعالیتهای اتمی رژیم
بنا به آنچه در این نوشته گفته شد آن "هدف مقدماتی" رژیم با استراتژی جهانی ابر قدرتها در تضادی آشتی ناپذیر قرار می گیرد و اکنون غرب نیز بخوبی می داند که جمهوری اسلامی تا موجودیت خود را در خطرنبیند به سر "عقل" نمی آید. هنگامی که اوباما سر کار آمد نقشه مواجهه با فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی گویی با تمام مراحل آن تنظیم شده بود: از آنجا که رژیم می کوشد برای فریب ایرانیان و جهانیان، آن هدف "مقدماتی" خود را زیر پوشش "فعالیتهای قانونی در چارچوب قوانین بین المللی" ، "انرژی هسته حق مسلم ماست" ، پیش ببرد؛ اولین کار اوباما این بود که با پیام های علنی و نوشتن نامه هایی به سران رژیم به آنها بگوید اگر رژیم مکانیسمی را بپذیرد که طی آن ابر قدرتها عملا و بطور پیوسته مطمئن باشند که رژیم بسوی بمب اتمی نمیرود آنگاه غرب می تواند غنی سازی اورانیوم برای تولید برق را بپذیرد و در ادامه حاضر به حذف تحریمها و حتی همکاری با جمهوری اسلامی در زمینه هایی است. اما آخوند سید علی خامنه ای "رهبر مسلمین جهان"، موقعیت رامناسب دید تا پیش "پاسدارها"، "پهلوانی" عشوه کند او پاسخ پیام های رییس جمهور آمریکا را مرتبأ به درشتی د اد. همانطور که گفته شد ابرقدرتها برای حفاظت از ستراتژی جهانی خود به جنگ نیز متوسل می شوند. به نظر من غرب اکنون به جنگ نزدیک می شود اما جنگ سیاست ترجیحی اوباما نیست از این روی پیش از آن همه اقدامات سخت و بسیار سخت ممکن را می آزماید به امید اینکه به جنگ نیاز نداشته باشد
برای اینکه بدانیم آمریکا و غرب در تحریم های کنونی تا کجا پیش می روند باید گفت اکنون آمریکا و غرب با خروج از عراق و تدارک خروج ازافغانستان و کنترل تقریبی بر تحولات اخیر منطقه انرژی کافی دارند که مساله اتمی رژیم اسلامی را برای "تمام کردن" قضیه، در دستورکار خود قرار دهند، به نظر می رسد آنها در مرحله قبل از آخرین تصمیم ( اقدام نظامی) هستند، از اینجا معلوم می شود که تحریمها و فشار ها تا چه حد جدی است و تا کجا پیش می رود، غرب در این راه همه هزینه های کمتر از هزینه جنگ را تقبل می کند..
مردم ایران، منافع ملی و فعالیتهای اتمی رژیم
جدا از اینکه تعریف "منافع ملی" چه باشد، هیچکس نمیتواند ولو یک "منفعت ملی" ایران را نشان دهد که جمهوری اسلامی در این سی و سه سال، با هدف دفاع از آن اقدامی کرده باشد. تنها هنگامی که موجودیت خود را در خطر حس کند بطرز خنده آوری ادای "ایران دوستی" در می آورد. بیاد جزایر و "خلیج فارس " می افتد. چنانکه در بالا گفته شد اساس سیاست خارجی رژیم، بر پایه "فدا کردن ایران و مردم آن برای منافع چند کشور عربی است"
از این روی در این سی و سه سال آگاهانه بیشترین ضربه را به "منافع ملی "ایران در منطقه بویزه در خلیج فارس (و سه جزیره) وارد کرده است. تمام به اصطلاح فراورده های نظامی خود را به اسامی: سجیل، فجر، صاعقه...(بزبان مردم کشورهای عربی)نام می نهد. اکنون که ترس برش داشته: "موشک" خود را "خلیج فارس" نام گذاشته.
آدم باید خیلی کودن باشد که نبیند و نداند که تا همین امروز فعالیتهای اتمی رژیم تا چه حد به ضرر ایران و مردم ایران بوده است . اگر جمهوری اسلامی به بمب اتمی دستیابد مردم ایران در چنان مهلکه ای قرار می گیرند که هرگز در تاریخ ما پیش نیامده بود. در این صورت چون رژیم درامور دیگر کشورها فتنه گری می کند و در حیطه منافع استراتژیک ابر قدرتها پا می نهد و بویزه کشوری دارای سلاح اتمی را تحریک می کند، مردم ما را بطور پیوسته در معرض تهاجمات با بمب اتم قرار خواهند داشت .و البته که جمهوری اسلامی در این سی و سه سال نشان داده که جان انسان ها برایش هیچ ارزشی ندارد. و اما اگر جمهوری اسلامی نه به بمب اتمی بلکه به توانایی داشتن بمب اتمی دستیابد، از آنجا که رژیمی ماهیتا بی مسولیت، و ماهیتا دارای تضادها واختلافات درونی و باند بازی هاو حسینقلی خانی است. آنگاه هیچ اعتباری ندارد، که برای دستیابی به خود بمب اتمی اقدام نکند. این "نظام" از قبرستان گریخته است و ایران را چون قلعه ای می خواهد تا درپناه آن از "دشمنان"در امان مانده مردم ایران را سپر بلای خود کند ."ملی-مذهبی" ها بخوبی از این حقیقت آگاهند اما چون تاریخا از سلاله ایرانیانی هستند که با ایران ستیزان مسلمان همکاری کرده و نیز در بقدرت رساندن این رژیم سهم بسزایی داشته اند راه باز گشتی برای خود نمی بینند. گویی آنان حیات خود را به حیات رژیم گره خورده می دانند، از این رو با هزار توجیه می کوشند که از شوریدن ایرانیان بر "حکومت اسلامی" جلوگیرند.
اگر آینده نگر و هوشیار باشیم مسولیت تامین امنیت مردم ما و فرزندان ایران به ما حکم می کند که بدون کمترین تردید و با تمام قوا برعلیه تمام فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی و افشاگر پیوسته آن باشیم(غیر از تحقیقات دانشگاهی وصرفا در چارچوب دانشگاه) .آری فعالیتهای اتمی رژیم بیشتر از هر چیزی بر ضد "منافع ملی" مردم ایران است مردم ما بخوبی ماهیت ضد ایرانی "جمهوری اسلامی" را می شناسند. این تنها مردم ایران هستند که می توانند رژیم را عقب برانند و سرنگون کنند. چنانکه در شاهکار اجماعی خود یعنی در قیام ۸۸ با هوشیاری تاریخی، بطور ملیونی فریاد زدند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران.
سیاست ما
بنا به آنچه گفته شد ما و اپوسیون ترقی خواه ایران باید بطور صریح و روشن ، بدون کمترین تردیدبه شرح زیر اقدام کنیم:
-ما مخالف همه فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی هستیم و آنرا محکوم می کنیم زیرا اساس این فعالیت ها با نیت ضد انسانی و با هدف نظامی است . حتی جمهوری اسلامی بهیچوجه صلاحیت تامین ایمنی مراکز اتمی را هم ندارد،
ما با صدای بلند به مردم ما اعلام می کنیم که هر گام جمهوری اسلامی بسوی سلاح اتمی، در بردارنده خطرات نابود کننده برای مردم ما و میهن ماست.
- مسولیت اصلی تمام فشارها و تهدیدات خارجی علیه مردم ما و ایران بر عهده جمهوری اسلامی است.
- ما مخالف تحریم ها و فشارهای قدرتهای بزرگ بر علیه کشور ما هستیم، زیرا گرچه فتنه اصلی و بهانه ساز این رنجها را جمهوری اسلامی می دانیم، ولی معتقدیم که در برپایی این رژیم و کمک به آن در این سی سال و حتی در ارائه سرویسها و تجهیزات ضد مردمی و اتمی به این رژیم، دولتها و شرکتهای بزرگ غربی مسولند. ما گرچه از لحاظ سیاسی منافع استراتژیک جهانی قدرتهای بزرگ را درک می کنیم و خواهان درگیری با ان نیستیم، اما اهداف و سیاستهای این قدرتها در رابطه با کشور ما و مردم ما فراتر از مبارزه با فتنه گری های جمهوری اسلامی است، اهداف و سیاستهایی که با توانمندیهای واقعی وامروزی مردم ما در ضدیت است، در مخالفت با رشد آزادانه، و بروز آزادانه استعداد های ستایش آمیز مردم ماست، که پرچم اصلی مبارزه سه هزارساله آنها، استقلال و آزادگی بوده است. وظیفه انترناسیونالیستی ما حکم می کند که ما تمام نیروی خود را بکار گیریم تا مردم ما بتوانند سهم خود درپیشرفت و اعتلای جامعه بشری را با آزاد کردن همه انرژی های خود، به بهترین کیفیت ممکن ادا کنند.
- وجود حمهوری اسلامی" با زندگی مردم ما و میهن ما در تضاد آشتی ناپذیر است. مردم ما کاملا توانایی براندازی جمهوری اسلامی، و بر پایی کشور آزاد، آباد و دمکراتیک به مثابه عضوی پیشرو و همیار جامعه بشری رادارند و هم اینک رژیم را در محاصره درآورده و آنرا درهم می ریزند.
اگرکشوری به میهن ما حمله کند، به مردم ما آسیب برساند، ما در دوجبهه مبارزه خواهیم کرد علیه جمهوری اسلامی تا سرنگونی آن و علیه نیروی متجاوز.
سخنی با اپوزیسیون ترقی خواه ویاران
- تقریبا همه اپوزیسیون ایران در این باره با عدم قاطعیت برخورد می کند، به نظرم یک دلیلش درگیر "منافع ملی" و "ناسیونالیسم" پیش خود و ایرانیان بودن است ، که از هیچیک از این دو؛ تعریف روشنی ندارند، و راه فرار را در کلی گویی و توصیه کاری دیده اند، متاسفانه در سازمان ما هم این طرز برخورد به فعالیتهای اتمی رژیم غلبه دارد. جمهوری اسلامی بعد ازویران کردن ایران در ۶ سال کش دادن جنگ با عراق، آنگاه چند سالی به باز سازی خود پرداخت، سپس فتنه اتمی برافروخت . اکنون دهسال است که این رژیم "مرگ ستا " مردم ما و میهن ما را اسیر "بحران اتمی" کرده، و رفقای ما آنرا "ماجراجویی" می نامند، اینهمه فتنه و کشمکش در سطح جهانی، پیرامون این مسئله بر انگیخته، تا جایی که فیدل کاسترو" خطر جنگ جهانی" میبیند، آنگاه سالهای سال است که پایه"تحلیل" رفقای ما پیرامون این مسئله، "ماجراجویی" است، اگر این طور باشد، همه جنگ ها و بحرانهای بزرگ تاریخ بشر را می شود بطور ساده "ماجراجویی" این و آن دید و نامید. به این تردید ها و کلی گویی ها پایان داده و تا دیر نشده شجاعانه صراحتا همه فعالیتهای اتمی رژیم را محکوم کنید
مسائل پیرامونی *
سازمان ملل: دبیر کل پیشین سازمان ملل آقای کوفی عنان انسانی است با آگاهی بالای سیاسی، ترقی خواه، دمکرات، بی طرف که در راه رفع بی عدالتی های جهان مبارزه می کرد
آقای بانکی مون دبیرکل کنونی متاسفانه نقش بی طرفانه و میانجیگرایانه شایسته این مقام را رعایت نمی کند، او بیشتر جانب سیاست دولتهای بزرگ غربی و بویزه آمریکا را می گیرد، همچنین در رابطه با بحران اتمی که جمهوری اسلامی برای کشور ما بوجود آورده، آقای بانکی مون بی طرفی را رعایت نمی کند.
آژانس بین المللی انرژی اتمی: رییس پیشین آژانس، آقای البرادعی آدمی با سواد، کلا منصف و بدور از بازی های آتش بیاران بود، گرچه جمهوری اسلامی چه به علت بیسوادی و نفهمی خود و چه بنا به نفوذ نیروهای جنگ افروزدرون خود با او بد برخورد می کرد، اما آقای البرادعی در رابطه با این پرونده هسته ای در برابر سیاست های قدرتهای غربی پایداری کرد
یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی:
به نظر من این شخص استقلال ندارد، دیپلمات شایسته ای برای این مقام نیست شواهد نشان
می دهد که ایشان با نفوذ آمریکا به این مقام رسیده است. گزارشهای آژانس در این دوره جانبدارانه، غیر مستند و تحریک آمیز است. جنبه جانبدارانه و تحریک آمیز این گزارش ها از جمله در آنجایی است که آژانس مدعی می شود که گویا مستنداتی دال بر فعالیت اتمی-نظامی رژیم دارد، در حالی که تا امروز هیچ سند محکمه پسندی دایر بر فعالیت اتمی-نظامی جمهوری اسلامی یست.
نیروهای سیاسی، و همچنین ما، باید "تحلیل" کنیم و از اوضاع ارزیابی بدهیم، از مردم بخواهیم که به هشدارهای ما توجه و بر این پایه عمل و پیشگیری کنند و ...؛
اما ارگانهای حقوقی-فنی بین المللی مثل آژانس جای اینگونه کارها نیست. آژانس باید بیطرفانه، صرفا بر پایه مدارک عینی قابل ارائه به افکار عمومی جهان و احیانا به مرجع پیش بینی شده داوری، عمل کند
آژانس در گزا رشهای خود آنجا که وانمود میکند که مدارکی دایر بر فعالیت اتمی-نظامی رژیم دارد. از ارائه این مدارک خودداری می کند حتی حاضر نیست منبع آن "اسنادو مدارک" رابه روشنی اعلام دارد. مثال دیگر اینکه بازرسان آژانس طبق پیماننامه ان پی تی باید دیدار دوره ای از تاسیسات اتمی رژیم داشته باشند. اما درست درهنگام رهسپاری بازرسان به ایران آنها می گویند ما می خواهیم فلان مرکز نظامی را مورد بازدید قرار دهیم، در حالیکه چنین بازدید در قرارداد ان پی تی اجازه داده نشده. و اگر هم کشوری بخواهد داوطلبانه با چنین باز دیدی موافقت کند. نیاز به وقت برای تصمیم گیری و سیر روند اداری دارد، این را همه و آژانس به خوبی میدانند. اما رسانه های "جامعه جهانی" با هدف منحرف کردن افکار عمومی جهان بوق و کرنا راه می اندازند که: "بازرسان آژانس به خاطر ممانعت رژیم بی نتیجه بر گشتند". بعد بین رژیم و آژانس مذاکره می شود برای بازرسی احتمالی از آن پادگان نظامی، در جریان این مذاکرات فلان موسسه آمریکایی که از طرف رسانه های "جامعه جهانی"! موسسه ای خصوصی معرفی می شود ولی در ضمن عکسهای ماهواره ای! از تاسیسات رژیم تهیه می کند؛ اعلام می نماید که: "خیر! رژیم دارد آن پادگان را پاکسازی می کند". و تعجب آور اینکه یکی دو روز بعد آژانس بین المللی انرژی اتمی هم این همین ادعا را مطرح می کند. خب اولا این روش, سراسرغلت تحریک کننده و بدور از بیطرفی است. وانگهی اگر فعالیت انجام شده در یک تاسیساتی به این راحتی و سرعت قابل پاکسازی است! پس چرا می خواهید از آن بازرسی کنید. این در حالی است که همه می دانند که فعالیتهای واقعا اتمی در یک جایی, تقریبا غیر قابل پاکسازی است.
خب ما به عنوان یک حزب ترقی خواه که مهمترین وظیفه ما دفاع از مردم ماست نمی توانیم و نباید در این فضای تهدید آمیز چنین تحریکات خطرناکی را از جانب یک ارگان سازمان ملل(آژانس بین المللی انرژی اتمی) نادیده گرفته و اعتراض نکنیم.
متد رژیم آخوند ها:
بی تصمیمی، بی سیستمی، سست ارادگی و ...؛
توجیه این همه: "تکلیف" است
آخوندهابه مردم می گویند که انجام فلان کار "تکلیف" است، بدین ترتیب مردم را به جنگ و جدال می کشند و هنگامی که منافع آخوند ها مورد تهدید قرار گیرد ، می گویند "تکلیف" ساقط است،و خود و اهل بیت خود را کنار می کشند.
اینکه گفتیم هدف اصلی جمهوری اسلامی از فعالیتهای اتمی نه تولید برق، بلکه سمت گیری اتمی-نظامی است،
هم اکنون این مساله شروع شده: مذاکره در باره مدیریت جهان، در باره سوریه، عراق، سودان لبنان و ...؛
در مذاکره با ۱+۵ جمهوری اسلامی آنها را دعوت به مذاکره در باره مدیریت جهان، در باره سوریه، عراق، سودان لبنان و ...؛ می کند ، این رژیم جنایکار اعدامها ی سیاسی جوانان این مرز و بوم را در جریان مذاکرات یا ۱+ ۵ اجرا می کند
روشها و سیاستهای رژیم در مسائل بین المللی -
قانون: با اینکه "جمهوری اسلامی" در داخل کشورهمواره قوانین(قوانین خودش را) به مسخره کشیده، در مقیاس جهانی از قانون و حق ناشی از این قانون صحبت می کند. این هم اساسا بخاطر بنیان ایده آلیستی" فکر" آنان است.
از لحاظ سیاسی آنچه در واقعیت عمل می شود تفسیر قانون است ونه لزوما آنچه که روی کاغذ نوشته شده است. اصولا قانون را آن نیروی اجتماعی (سیاسی) تفسیر و اجرا می کند که از لحاظ عینی قویتر از دیگرنیروهاست.
قوانین بین المللی را اصولا قدرتهای بزرگ تفسیر و اجرا می کنند و نه تنها این، بلکه در بسیاری موآرد خود آنها(شورای امنیت) یا کسانی که حدو حدود آنها را رعایت می کنند، این قوانین را می نویسند، از این روی "حق" را هم آنها تعریف می کنند. جمهوری اسلامی ۶ سال جنگ را با نابودی کشور ادامه داد، از جمله از ابرقدرتها (شورای امنیت) می خواست: "تنبیه متجاوز"!!، و اکنون چندین سال است که زندگی مردم ما را اسیر شعار "انرژی هسته ای حق؟! مسلم ماست" کرده . ولی مساله فقط این نیست آنچه بسیار وخیم است این است که جمهوری اسلامی با این بیسوادی سالهاست که منابع ما را برباد می دهد، و سی سال است که پولهای هنگفت خرج می کند که "دیپلمات" تربیت کند اما همانطور که گفته شد : جمهوری اسلامی به لحاظ ماهیت خود جز کارگزاران کودنی که ناتوان از یاد گیری "علوم" هستند، را نمی تواند جذب کند. نمایندگان رنگارنگ پر نازو عشوه جمهوری اسلامی در مذاکرات با نمایندگان ۱+۵ در پشت درهای بسته تمام وقت خود را صرف می کنند تا با "منطق مشعشع حوزه" برای دیپلماتهای غربی "ثابت" کنند که رژیم راست می گوید واز، ان پی تی، تخلف نکرده و نخواهد کرد. در حالیکه الفبای دیپلماسی از دوهزار پیش تا کنون این است که قول و قرار شفاهی پشیزی نمی ارزد. رییس هیات مذاکره کننده اتمی جمهوری اسلامی بعد از ادا اطوارهای مسخره در مذاکرات مسکو، به کاترین اشتون نامه می نویسد و از او می خواهد که "منطق" رارعایت کنند و تحریم ها را افزایش ندهند.
فتوا
گستره فتوا معمولاً محدود و نسبی است، فتوا فقط در حوزه خودِ مرجع فتوا دهنده و مقلدان او لازم الاجرا است و تنها بر آنها حجت شرعی دارد و تکلیف آور است،
خامنه ای "فتوا"! داد که بمب اتمی حرام است! تا اروپایی ها و آمریکایی ها باور کنند که "جمهوری اسلامی " بمب نمی خواهد .
اگر هدف قانع کردن طرفهای مذاکرات هسته ای بود آنگاه باید گفت که: "ایکاش فتوا نمی داد" اینها هنوز می خواهند با حیله های حوزوی اروپا را گو ل بزنند.
اگر حلال بودن یا حرام بودن چیزی در دین روشن و معلوم باشد، دیگر نیازی به فتوا دادن آخوندی در باره آن چیز نیست.
اگر این بیسواد فتوا نمی داد برایش بهتر بود اما او با این فتوا به جهانیان دو چیز اعلام کرد:
نخست اینکه : در دین اسلام، خود به خود معلوم نیست که بمب اتم حرام باشد یا نه
و دوم: از نظر من (خامنه ای)! در شرایط امروز (و نه برای همیشه)! و برای مقلدین من! بمب اتم حرام است
زبان در دهان ای...چیست؟ ...کلید در، چو در بسته باشد چه داند کسی که جوهر فروش است یا پیله ور!
|