یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

چشم در چشم حقیقت - س.ن.بی ریا



اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۱۵ مهر ۱٣۹۱ -  ۶ اکتبر ۲۰۱۲


امروز که این مطلب را مینویسم "ده مهر" هفتادویکمین سالروز تاسیس حزب توده ایران است.فرصت را غنیمت شمرده سالگرد تاسیس حزب را به مخاطب مستقیم این نوشته دوست عزیزٍ ندیده "کیومرث داودی انارکی"، گردانندگان"صدای مردم"،هواداران حزب توده ایران وهمه کسانیکه قلبشان برای سعادت و بهروزی مردم میهنمان می تپدشادباش   میگویم.
   ــ سخن مکتوب من با "بهزاد امیدی" که با عنوان "درباره حزب و ایدئولوژی" در سایت "اخبار روز" بازتاب یافت،
همزمان برای "صدای مـردم" نیز ارسال شده بود اما شانس انعکاس در این سایت را نیافت. دست انـدرکاران این سایت اینترنتی که میخواهند«صدای مردم» باشند با زیر پا گذاشتن ابتدائی ترین اصول اخلاق مطبوعاتی پاسخ انتقادی به متنی که از انتشارش ابا داشته اند را ـ بدون ارائه "لینک" آن ودر حالیکه اصل مطلب بدلیل گذشت زمان در "اخبار روز" نیز قابل دسترسی نیست ـ نیابتا از زبان دوست دیـگری ( " انارکی") با عنوان«انصاف در داوری»! منتشر کرده اند.(1) اینـکه دوستان ما (امیدی و انارکی) خود از گردانندگان "صدای مـردم" میباشند یا از سوبـسید مطبوعاتی ویژه این سایت برخوردارند را خـود بهتر میدانند، اما عـدم رعایت "انصاف" و اخلاق مطبوعاتی در" دنیای مجازی" نیز، بویـژه بـرای کسانـی که میخواهـند میراث دار سنن نیـک و تاریخ درخشان فعالیت مطبوعاتـی حزب توده ایران باشند کار بدی است و چاره ام ناچار از تکرار توصیه ای که در ارتباط با موضوعی دیگر برای دوست عزیز " نویدی" درنوشته قبلی داشتم: کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم!
ــ نکتـه مثبت در این چرخه اندیشه آنـست که سخن مکتوب من با "بهزاد امیدی" درارتباط با پاسخی که وی به "بهروز خلیق" داده بود را دوست عزیز دیگری (انارکی) نـقد کرده است. اینکه افراد مختلف از زاویه دیدهای گونگون بـه نیابت ازهم یا مستقل از یکدیگر موضوع معینـی را مورد مداقه قرار میدهنـد را باید به فال نیـک گرفت با ایـن امیـد که دوستان دیگری هم در این تبادل نظـر و اندیشه مشارکت کنـند. نگارنـده بنوبه خود ممنون وسپاسگزار بهره وری از این برخورد اندیشه هاست.
   ــ دوست عزیز(انارکی) مرا و نوشته مرا با عناوینی از قبیل «غیر مستند و غرض ورزانه»؟!، «اظهاراتـی که مبتنـی بر واقعیت نیست وراه به جائی نمیبرد»؟!، و«هدفش گل آلود کردن فضای بحث است»؟! نواخته اند. من جهت جلوگیری از غیـربهداشتـی شدن فضـای بحث این نـوع عناویـن بـی مقدار را به چالـش نخـواهـم کشـید و تلاش خواهـم کـرد در حد بضاعت خود به اصل ومحتوای موضوع بپردازم.
   ــ یـورش جمهوری اسلامی به حـزب تـوده ایـران با هدف نابـودی و حذف فیزیکـی حـزب سازماندهـی شد. ارتجاع و امپریالیسم که در وجود حـزب عمده ترین مانع پیشبرد سیاستهای خود در ایران و منطقه را میدید به این نتیجه رسیده بود که بدون نابودی کامل حـزب تـوده ایـران امکان بازگشت ناپذیر کردن "چرخـش به راست" که از مدتـها پیش شروع شده بود را نخواهد داشت. با توطئـه برنامه ریزی شده، ارتجاع توانست رهبری برآمده از انقلاب را که از مدتها پیش گرفتار چنبره چرخش به راست ونتایج فاجعه آمیز "جنگ، جنگ تا پیروزی" بود را با خود همراه سازد. درادامه این توطئـه که با همدستی و همراهی سرویس های امنیتی بین المللی بویژه انگلیس پیش برده شد بخش عمده رهبری حزب توده ایران ــ مغزهای متفکر و معماران سیاست انقلابی حزب، گل های سرسبد جامعه روشنفکری میهنمان ــ در جریان" فاجعه ملــی کشتار زندانیان سیاسـی" و پیش از آن، به شهادت رسیدنـد. جان بدر بردگان از ایـن طـوفان بلا در "خانـه های امنیتـی" نگهداری و وادار به نوشتن "کـژراهه"ها و زدن مهر تائـید بر بازجـوئی های ویراستاری و تـدوین شده ازســوی مراکـز تحقیقاتـی ساواما، تحت عنوان "خاطرات سیاســی" گردیدند. نتیجه آنکه حـزب از وجود رهبـری پرتجربه و بادرایتـی که هدایت حزب در جریان انقلاب بهمن را برعهده داشت محروم ماند.
   هنوز باقیمانده رهبری حزب، درخارج از کشور با تبعات یورش به حزب دست بگریبان بود که بزرگترین زمین لرزه سیاسی قرن از راه رسید.اینک در مقابل حزبی که آنهمه خون از پیکرش ریخته و توان دستگاه رهبری اش فرسایش پیدا کرده بود وظیفه در دست گرفتن سکان هدایت حـزب در شرایط فروپاشـی "سوسیالیسـم واقعأ موجود" و بحران عمیق در جنبش جهانی کارگری ـ کمونیستی قرار گرفت.
    با آغـاز دوران مهاجرت، شور بختانه در کنار انفعال برخـی کادرهای حزبـی ـ که نتیجه طبیـعی دوران رکـود جنبش است ـ برخوردهای نابخردانه‍ی منجر به "اخراج های موسمی"، کنار گذاشتن ها و کناره گیریهای اجباری بخش بزرگـی از متفکرین و کنشگران سیاسی با تجربه‍ی حزبی ـ صرفنظراز نیات مسئولین این اقدامات ـ مکمل سیاست سرکوب وحذفی جمهوری اسلامی گردید.
   غیرواقعی است اگر تصور کنیـم حـزب ما روئین تنـی بوده که حتـی در چنین شرایطـی نیـز چه در عرصه بازسـازی تشکیلاتی و چه در عرصه سیاسی و تحلیل شرایط روز و ارزیابی لحظه ها، دچارلغزش و اشتباه نشود. منطقی تر آنست که با پذیرش این واقعیت تلاش کنیم لغزش ها و اشتباهات ناگزیـر و اجتناب ناپذیر را از انحرافات و کجـرویهای اجتناب پذیر تمیز داده و مهمتر از آن، بجای توجیه و سرپوش گذاری بر آنها در صدد ریشـه یابـی علل و عوامل خطاها با هدف پیشگیری از تکرار آنها در آینده باشیم.
   موضعگیریهای" زیگزاگی" در سه دهه گذشته پس از یورش به حزب، موید گفته بالا است. از طرح شعار "سرنگونی جمهوری اسلامی" در سال شصت و شش که هیچگونه تناسب و تطابـقی با شرایط روز جامعه نداشت، تا سیاستهای حـزب در دوران "جنبش اصلاح طلبی" و "جنبش سبز" که هر دو از بزرگترین و مهمترین برآمدهای اجتماعی پس از" انقلاب بهمن" بوده اند، اینک همه پیش روی ماست.
   ــ ببینیم برخورد دوست ما (انارکی) که برخوردی نمونه وار از طرف طیف معینی ازهواداران و مسئولین حزبی است، با آنچه گفته شد چگونه است؟
   من در سخن مکتوب خود با (امیدی) به دو مورد کاملأ مشخص و واضح به روشنی اشاره کرده بودم:
ـ اعلامیه ک.م.حزب توده ایران در ارتباط با انتخابات دوم خرداد که منجر به آغاز دوران هشت ساله ریاست جمهـوری خاتمی شد، تاریخ چهارم خرداد را بر پیشانی دارد. یعنی اگر ارگان مرکزی حزب گوش شنوای توده ای در گستره وسیع جامعه ایران میداشت تکلیف مردم در جریان این انتخابات حداقل ناروشن میبود!خوشبختانه هواداران حزب با شم سیاسی متکی بر آموزش های سیاسی در گذشته، منتظر نمانده و خیلی پیشتر از اینها، درصف بسیجـگران تـوده ای بـرای ابـلاغ "نه بزرگ به ولایت فقیه" حضور فعال وموثر داشتند.
   برای هر "ناظر بیرونی" با اندک تجـربه سیاسـی روشن است که علت این تأخیـر در موضعگیـری در رابطه با چنیـن واقعـه‍ی مهمـی، به خواب رفتـن ک.م.حـزب نبـوده بلکه توازن قـوا بدلیل وجود اختلاف نظـر، امکان واکـنش بمـوقع را از ک.م.حـزب سلب کرده است. تازه پس از نـواخته شدن سـیلی جانانه تـوده های میلیونی مـردم بر بناگوش "رهبـری" و نـه بزرگ به "ولایت فقیهه"، پـژواک این سیـلی تـوازن قـوا در دستگاه رهبـری حـزب را در جهت صدور اعلامیـه‍ی چهـارم خرداد تغییر داده است.
   تا اینجای قضیه هم حتی، با توجه به ضعف دستگاه رهبری پس از یورش به حزب میتواند قابل فهم باشد. آنچه غیرقابل پذیرش است تلاش بیمعنی برای لاپوشانـی این قضیه و"نمایش انسجام فکری صوری" است. این روش در بهترین حالت بیانگر عـدم اعتماد به بدنه‍ی حزب، عـدم اعتقاد به لزوم چرخـه‍ی بحث نظـری در حـزب و حل اختلافات نظـری در گردونـه‍ی بسته دستگاه رهبری و...است. کسانیکه کمترین تجربه کار تشکیلاتی دارند بسادگی می فهمند که این روش و منش درحل اختلافات نظـری ، مقدمه‍ی یارگیـری ها ، جناح بندی ها ، .. .ونهایتا حذف مخالفان فکـری، اخـراج ها، کنارگذاشتن ها، و کناره گیری های اجباری است.
   دوست ما(انارکی) سئوال روشن و واضح طرح شده را دور زده وبا نقل قولی از پلنوم وسیع هفتادوشش که مدتها بعد از انتخابات دوم خرداد تشکیل شده مدعی صحیح و اصولی بودن سیاست حزب میشود.
   دوست عزیز ما همیـن برخورد را در مـورد پرسش واضـح و مشخص مـن در ارتباط با "جـنبش سبـز" نیز مـی کـند. ایشان که مرا متهم به "گل آلود کـردن فضـای بحث" و "غـرض ورزی" نموده اند، بهتر است، اگـر سـر سـوزنـی از آن "یک جـو انصافـی" که از من انتظار داشته انـد در خـود سراغ دارند را بکار گیرند و قضاوت کننـد که آیا یـکی دانستـن "مـوسـوی" و "احمدی نژاد" در آستانه‍ی رویش "جنبش سبز"، ـ چنانکه ایشان گفته اند ـ "یکـی از درخشانتـرین صفحات" مبارزه حزب ما می باشد؟!
   دوست عزیز ما(انارکی) بجای "مـوهـوم" خواندن نوشته من بهتر است از خود سئوال کند که چـرا "نامه‍ی مردم" مورد نظر از آرشیو اینترنتی حزب حذف شده است؟! آیا با پاک کردن صورت مسئله خود مسئله نیز حل میشود؟!
   هرآنچه تابحال اشاره وار گفته شد همگی جزئی کوچک و نه خیلی مهم مسئـله است. اینکه مسئولین حـزب ما در هردو برآمـد عمده‍ی اجتماعی بعد از ضربه خوردن حـزب نتوانسته اند ارزیابـی بموقع، صحیح و اصولـی داشته باشند، اظهرمن الشمس است و مستندات آن سیاه روی سفیـد در صفحات "نامه مردم" قابل بررسی و پیگیـری است.(2) اینکه هـر حـزب سیاسـی در جـریان عمل ممـکن است دچار اشتبـاه شــود، امـری بدیهـی وقابل پذیـرش است. مهم تشخیـص و تمیـز دادن لغـزش ها و اشتباهات از انحرافات و خطاهای اجتناب پذیـر و مهمتر از آن شیـوه برخورد و درس آمـوزی از اشتباهات پیش آمده است. برای این مهم باید نحوه‍ی چرخش نظـر و اندیشه در داخل حـزب، شیـوه‍ی تدارک نظـری پلنوم های وسیـع و کنگره های حـزبی ، شیوه‍ی بررسـی عملکرد ک.م.حـزب در فاصله‍ی بـین کنگره ها وبرگماری مسئولیـن حـزبـی را مـورد پژوهش قرار داد، که میتواند موضوع بحث جداگانه ای باشد.
بخش دوم این نوشته در صورت دریافت نشانـه های علاقمـندی از سوی دیدار کنندگان سایت "صدای مردم" میتوانـد به این موضوع یا موضوع "حزب و ایدئولوژی" بپردازد.

س.ن.بی ریا
ـــــــــــــــــــ

www.sedayemardom.net       1ـ
   
2ـ برای اینکه این تصور اشتباه آمیز پیش نیاید که نگارنده همه چیز را سیاه میبیند لازم میدانم اشاره کنم اینجا صحبت از نقد خطاهاست وگرنه هرآنکه حتـی دستی از دور بر آتش داشته باشـد به خوبـی میدانـد که ادامـه‍ی حیات زندگـی حـزب در شرایط فوق العاده دشوار پس از یورش به حـزب مدیون فداکاریـها و از جان گذشتـگی های همه کسانـی است که در این دوران از هیچ تلاشـی فروگذار نکردند، چـه آنهائیکه امروز کلیددار خانه حـزبنـد و چه آنهائیکه در شرایط معینـی از این "خانه" بیرون رانده شدند یا بناچار در حاشیه قرار گرفتند. به امید روزی که همه در"خانه امان" گرد هم آئیم! 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست