یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

چین در بحران جزایر دست بالاتر دارد


اردشیر زارعی قنواتی


• اهمیت بروز بحران در مناسبات بین المللی در مناطق مختلف به همان اندازه که اخلال در نظم جهانی به حساب می آید بستگی به جایگاه قدرت های رقیب در وضعیت ژئوپلتیک، توازن قدرت بین دو طرف منازعه، ارتباط ارگانیک مورد منازعه با مطالبات ملی، تاثیر منطقه یی بحران بر محیط پیرامونی و هم چنین صف بندی هژمون های بین المللی "له یا علیه" بازیگران محلی خواهد داشت ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۵ مهر ۱٣۹۱ -  ۶ اکتبر ۲۰۱۲


اهمیت بروز بحران در مناسبات بین المللی در مناطق مختلف به همان اندازه که اخلال در نظم جهانی به حساب می آید بستگی به جایگاه قدرت های رقیب در وضعیت ژئوپلتیک، توازن قدرت بین دو طرف منازعه، ارتباط ارگانیک مورد منازعه با مطالبات ملی، تاثیر منطقه یی بحران بر محیط پیرامونی و هم چنین صف بندی هژمون های بین المللی "له یا علیه" بازیگران محلی خواهد داشت. به همین دلیل ابتدا در خصوص یک بحران می بایست برای درک اهمیت آن به میزان قدرت و جایگاه ژئوپلتیک طرفین منازعه توجه داشت چرا که سهم جهانی قدرت در عرصه جهانی در طول چنین اختلافاتی تابعی از درجه بندی در روابط بین المللی و بحران موجود خواهد بود. در وهله بعد موازنه قوا و پتانسیل قدرت بین دو طرف بحران، یک عامل تعیین کننده جهت نیل به اهداف یا توان بازدارندگی در طی بروز، استمرار و خاتمه بحران اهمیت غیرقابل انکاری خواهد داشت. عامل بعدی در تعیین تکلیف، چرایی بروز و چگونگی ختم بحران به نوع ارتباط ذات و ماهیت بحران با خواست و مطالبات ملی درون هر کدام از ساختارهای محلی درگیر منازعه دارد که به میزان دوری یا نزدیکی نقش این عامل در بحران، توان بسیج نیرو، همبستگی دوگانه دولت – ملت، دستیابی به اهداف اصلی و فرعی حول بحران و و مهم تر از همه تعیین تکلیف در طول استمرار را برای نظم حاکم فراهم می کند. مورد بعدی که همیشه در جریان یک بحران اهمیت ویژه یی خواهد داشت تاثیر منطقه یی آن بر محیط پیرامونی است که می تواند از محیط بیرونی ولی نزدیک، برای هر کدام از طرفین دعوا یک حوزه نفوذ و همسویی در پشت جبهه را شکل دهد. آخرین مورد در طی مراحل یک بحران نقش انکارناپذیر هژمون های بین المللی و بلوک بندی های جهانی به نفع یا زیان هر کدام از دو نیروی خط مقدم منازعه است که در بحران های با بازیگران کوچک معمولا تعیین کننده بوده و در بحران های با بازیگران بزرگ تاثیرگذاری محتطانه تری را به دنبال خواهد داشت. با توجه به مجموعه ی این عوامل تاثیرگذار می توان بحران در روابط بین چین و ژاپن حول منازعه بر سر مالکیت جزایر پنجگانه به مرکزیت جزیره "دیائویو" یا به قول ژاپنی ها "سین کاکو" را به درستی رصد کرد. منازعه کنونی بین دو کشور تا حدود زیادی به منزله آرایش نوین منطقه یی و بین المللی در چارچوب رویش یک قدرت نوظهور و رشد یابنده در تقابل با یک قدرت رو به افول بر سر میراث استعماری امپراتوری ملیتاریستی باستانی ژاپن است.
بسیاری از تحلیلگران در طی هفته های اخیر که تنش بین پکن و توکیو حول مالکیت جزایر شروع شده است بیش از حد لازم به منفعت اقتصادی ناشی از کشف نفت و گاز و اهمیت صنعت ماهیگیری در آب های ساحلی این جزایر پرداخته اند. این در صورتی است که اصولا در راهبرد سیاست های کلان چین به آنچه بیش از هر چیز اهمیت داده می شود اعمال هژمونی، مالکیت ارضی، چینش های ژئوپلتیک، تاثیر سیاست خارجی بر وحدت ملی و شکل دادن به عمق استراتژیک در عرصه منطقه یی در رقابت با همسایه رقیب و زیر فشار قرار دادن برنامه ریزی های استراتژیک آمریکا در منطقه اقیانوس آرام خواهد بود. این اشتباه در تحلیل را درست زمانی که چینی ها تصمیم گرفتند مشعل بازی های المپیک ۲۰۰٨ را از اروپا به آسیا برگزار کنند به لحاظ اعتراضات حول موضوع تبت و حملاتی که در پایتخت های اروپایی به حاملان مشعل انجام گرفت نیز توسط چنین تحلیلگرانی به صراحت عنوان می شد. در صورتی که دولتمردان زیرک چینی با دامن زدن به اعتراض یک بخش از اقلیت ۶ میلیونی تبتی در مقابل یک موضوع ملی که برای یک میلیارد و ٣۰۰ هزار چینی جنبه حیثیتی یافته بود توانستند ثبات داخلی و همبستگی ملی خود را در طول این بازی ها بیمه کنند. امروز نیز رهبران کمونیست چین با ارتباط برقرار کردن بین مطالبات ارضی و ژئوپلتیک خود در مقابل رقبای منطقه یی و بین المللی خویش موفق شده اند قدرت مرکزی را در آستانه تغییرات بزرگ در کادر رهبری حزب و دولت با ناسیونالیسم چینی در یک همسویی ارگانیک قرار داده و ثبات سیاسی در چنین موقعیت حساسی را در درون ساخت سیاسی کشور تضمین کنند. رهبران پکن هم چنین در طول این منازعه توانسته اند با تحریک احساسات ناسیونالیستی در هنگ کنگ و تایوان بر سر منازعه جزایر، تمدن کنفوسیوسی را با مانیفست حزب کمونیست چین در یک راستا قرار داده و یک عمق استراتژیک مطلوب را برای خود فراهم کنند. این در حالی است که ژاپنی ها در منطقه به لحاظ ادعاهای ارضی دیگر همسایگان در یک انزوای ژئوپلتیک قرار گرفته و حتی کره جنوبی به عنوان اصلی ترین متحد منطقه یی این کشور خود نیز بر سر بخشی از میراث استعماری امپراتوری با توکیو در تقابل قرار دارد. به همین دلیل با توجه به مجموعه عوامل متنی و حاشیه یی حول منازعه جزایر و هم چنین ایستادگی مستمر چینی ها بر سر ادعاهای ارضی در طول تجارب تاریخی به نظر می رسد که پکن در مقابل توکیو از توان و شانس بالاتری برخوردار خواهد بود.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست