با قلم زهرآگین، به کجا چنین شتابان - سایت خبری جنبش خرداد
در حاشیه «پاسخ» حسن حسام به انتقادات ما
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
شنبه
۶ آبان ۱٣۹۱ -
۲۷ اکتبر ۲۰۱۲
حسن حسام در پاسخ به انتقادات ما پیرامون سخنرانی اش در استکهلم ، درشب یادبود قربانیان دهه شصت، که یک دفاع تمام عیاراز» ایران تریبونال » بود، به جای وارد شدن به یک بحث منطقی و مستدل، سخت بر آشفته شد و تلاش کرد تا باز هم با فضا سازی وارد ماجرا شود.
او درمقاله ای تحت عنوان » ما به کجا می رویم…»، از آن شکوه می کند که به ناروا «اتهامات» بی اساس به او وارد کرده اند در حالی که وی همچنان یک چپ انقلابی است و برای آزادی و سوسیالیسم می جنگد. او البته در مقاله مزبور، مطابق معمول، متاسفانه منتقدین را با کلمات و توصیف های ناپسند مرسومش مورد خطاب قرار داد ه است. همان طور که درسخنرانی اش در دفاع از ایران تریبونال و نقد چپ انقلابی منتقد ایران تریبونال، به صحرای کربلا زده بود تا جایی که با عصبانیت و حکم صادر کردن، به آن ها می گوید: «اگر همکاری نمی کنید، لااقل دم فرو بندید». یعنی این که لال شوید وخفه خون بگیرید. حسن حسام به اشتباه فکرمی کند که دیگران ساکت خواهند ماند و از کنار آن دسته ازسخنان و رفتارغیر قابل قبولش، خواهند گذشت.
آنچه که تحت عنوان : « با » زلال نامیدن » ایران تریبونال «نمی توان برای آن حقانیت تراشید» که در «سایت خبری جنبش خرداد« آمده بود، البته نقدی بی رحمانه برعملکرد سیاسی وی در رابطه با ایران تریبونال و سخنرانی » بدیع اش» در استکهلم بود. تردیدی نیست که تیزی انتقادات ما در لغزش های بزرگ سیاسی کسانی که خود را کمونیست می دانند، بدون تعارف و هرگونه اما و اگری، بیرحمانه ودرعین حال دوستانه خواهد بود. بی آن که ذره ای به کسی توهین و یا اسائه ادب نماییم.
بنا براین، حسن حسام بهتر است از فضا سازی دست بکشد. همه می دانند که با ایجاد فضای آشفته و ایراد اتهامات واهی به دیگران، نمی توان ازحقایق مسلم گریخت. گذشت آن زمانی که با به راه انداختن جار و جنجال بتوان دیگران را مرعوب ساخت و یا افکارمردم را به بیراهه کشاند. اما برخی ازحقایق غیرقابل انکاربه قرار زیرند؛ این حقایق را یکبار دیگر و محض اطلاع حسن حسام و همفکرانش مورد یا دآوری قرار می هیم :
۱ـ شما کارتان امروز به جایی کشیده شده که به همراه برخی دیگر از چپ های ساده اندیش و در همراهی با عناصر شناخته شده سازمان مجاهدین خلق، وارد یک ائتلاف با عناصر و نهادهایی شده اید که تصادفاً خودشان هم آشکارا نسبت به سرمایه داری جهانی ارادت دارند و اصلا پیش برنده پروژه های امپریالیستی هستند. پروژه هایی که اجرای عدالت کذایی فاتحان را در برابر خود قرار داده است. هدف نیز کاملا مشخص است : محاکمه مستبدین متمردی که در روند نظم جهانی اربابان جهان اخلال ایجاد می کنند و نیز به سرقت بردن مبارزات مردمی. عصای جاودیی ایشان نیز «حقوق بشر» است. البته از نوع مسخ شده امپریالیستی اش. حقیقت این است که شما و بسیاری ازهمفکران تان در ماجرای مربوط به ایران تریبونال رو دست خورده اید. این شما نیستید که امور واقعی را پیش می برید، بلکه امثال پیام اخوان ها و حامیان امپریالیستی شان هستند که سر رشته امور را دست دارند. اگر آ ن ها پایشان را عقب بکشند، دولت های امپریالیستی و موسسات حقوق بشری بورژوایی و رسانه های گروهی هم آهنگ شان برای شما تره هم خرد نخواهند کرد. حتی طوری زیر پای تان را خالی می کنند که نخواهید فهمید از کجا خورد ه اید. به خاطر داشته باشید که چرا همه این نیروها در برابر کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت سکوت کرده بودند و اکنون چرا و به چه دلیلی سنگ قربانیان دهه شصت را به سینه می زنند و شده اند «مدافع » مردم ایران. چشم تان را بازکنید و ببیند چه کسانی هسته اصلی «اتاق فکر» ایران تریبونال را تشکیل می دهند و اراده خود را پیش می برند. شما بهتر است درباره این حقایق فکر کنید و پاسخ گو باشید.
در ضمن، بر خلاف ادعای تان، هیچکس نگفته که شمادر کنگره آمریکا حضور داشته اید و گزارش ارائه کرده اید. آقای پیام اخوان به چنین کاری مبادرت ورزیده اند. شما در کنار کسانی در یک صف ایستاده اید که گزارش کار و طرح های آتی خود را در صحن کنگره آمریکا قرائت می کنند. با کسانی در نشست ها و کنفرانس ها شرکت می کنید که یکی شان ناگهان فیلش یاد هندوستان می کند و گل یاد بود بر مزار » حیدرعلی اف» دیکتاتور جمهوری آذربایجان نثار می کند و یکی هم از دولت آمریکا تقاضای برقراری منطقه ی پرواز ممنوع در آسمان کردستان ایران. شما با کسی دردفاع از زندانیان سیاسی دهه شصت همگام شده اید که در مقام دادستان ارشد ایران تریبونال مامور اجرای عدالت فاتحان است. شما متاسفانه چپ انقلابی را به توپ بسته اید که چرا همکاریتان را با گردانندگان اصلی و وابسته به امپریالیسم مورد انتقاد قرار داده اند. فراموش نکنید که یک کمونیست همیشه برای اجرای عدالت ستمدیدگان و لگد مال شدگان جهان مبارزه می کند و نه برعکس. آیا همین که افرادی مثل پیام اخوان و آن به قول شما «دو سه نفرقضات نو محافظه کار» به سرکرده های اصلی تریبونال تبدیل شده اند، کافی نیست که انسان به نیات واقعی آن ها شک کند. چشم تان را باز کنید و ببینید که در کجای دعوا ایستاده اید.
خوب است بدانید که مسئله تنها ایران تریبونال نیست؛ این فقط نوک کوه یخ است. هدف منزوی کردن هرچه بیشتر چپ انقلابی است و به بیراهه بردن جنبش انقلابی مردم ایران. بی جهت نیست که مجاهدین خلق، که اکنون روشن می شود که برای آلتر ناتیو سازی امپریالیستی سازمان داده می شوند، به یک پای اصلی ایران تریبونال تبدیل شده اند.
بگذارید با صراحت سخن بگوییم؛ نفس حضورو همکاری شما و سایرچپ هایی که در صف حامیان ایران تریبونال قرار گرفته اید، نقدا شکست تلخی است برای جنبش کمونیستی. به نظرمی رسد این مسیری که آغاز شده اگرمتوقف نشود، پس از شکستی که حزب توده در دهه سی برپیکر چپ ایران وارد ساخته و بعدها یعنی درسال های اول انقلاب بهمن (به اتفاق فداییان اکثریت )، در حمایت از جمهوری اسلامی، چپ ایران را برای دومین بار از هم پاشاند و زمین گیر کرد، اکنون نیزچپ ایران به دلیل حمایت بخشی ازچپ از ایران تریبونال و همکاری با نهاد ها و موسسات امپریالیستی، برای سومین باربا خطر سقوط و شکست سنگین دیگری روبرو می شود. این خطر بر خلاف دفعات قبل، تنها از ناحیه جریانات راست درون جنبش چپ شکل نمی گیرد، بلکه ازبطن جریانات چپ این جنبش نیزدارد شکل می گیرد. اگر در گذشته حربه «ضد امپریالیست» بودن رژیم اسلامی بخش بزرگی ازچپ را به ورطه سقوط کشانید، حالا دقیقا عکس ماجرا دارد اتفاق می افتد. پناه بردن به امکانات و نهاد ها و موسسات امپریالیستی و تن دادن به پروژه های آ ن ها در ضدیت با جمهوری اسلامی است که دارد بخشی از چپ انقلابی را به بیراهه می کشاند.
آخرهیچ کس تصور آن را نمی کرد که بخشی ازچپ های انقلابی وفردی مانند حسن حسام، که در تمامی این سی و اندی سال، همواره تلاش می کردند که ستم دیدگان در مبارزه با رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی در دام پروژه های امپریالیستی و ارتجاع جهانی گرفتار نشوند، چگونه حضورافراد و جریان های وابسته به سرمایه جهانی را در رهبری » ایران تریبونال » نادیده می گیرند و ازهشدارچپ ها در مورد نقش تعیین کننده پیام اخوان، که علاوه برحضور در انواع نهادها و موسسات امپریالیستی، عضو «هالیفاکس» – برای امنیت جهانی- نیزهست( و نژاد پرستی چون اهودبارک وزیر دفاع اسراییل، نومحافظه کارجنگ افروزی چون جان مک کین و فرماندهان ناتواز اعضای آن هستند و صنایع بزرگ تسلیحات سازی از حامیان پر قدرت آن به حساب می آیند)، برآشفته می شوند.
۲ـ یک حقیقت انکار ناپذیر دیگر این است که لااقل این شما و همفکران تان نیستید که «راه کارگر» را نمایندگی می کنید. شما متاسفانه به دلایلی که البته جای وارد شدن به آن ها دراین جا نیست، ابتدا از سنت های تشکیلاتی یک سازمان رزمنده کمونیستی فاصله گرفته اید و سپس در اندک زمانی در عرصه سیاست نیز به راست چرخیده اید.
همین وارد ائتلاف شدن با جریانات و عناصر شیفته سرمایه جهانی در ایران تریبونال، که برخی شان علنا از تحریم های اقتصادی فلج کننده غرب علیه ایران حمایت می کنند و برخی نیز همین که سخن از تهاجم نظامی و یا منطقه پرواز ممنوع به وسط می آید به وجد می آیند و برای وقوع اش لحظه شماری می کنند، بخوبی نشان گر چرخش به راست شماست. با نوشتن این که دم درنشسته اید یا در زیر زمین پارلمان بوده اید، نه درسالن اصلی، نمی توان بر این حقیقت سرپوش نهاد که به دعوت حزب دمکرات کردستان ایران که رهبرش از آمریکا برای ایجاد منطقه ی پرواز ممنوع دعوت می کند، انستیتو کرد و حزب سوسیالیست فرانسه برای بحث پیرامون وضعیت ملیت های غیرفارس به پارلمان فرانسه رفته اید تا جنس سناریوی دولت فرانسه برای دخالت در تحولات داخلی ایران از طریق دامن زدن به مسئله قومی در کشور را جور کرده باشید. این ربطی به مراسم پرلاشز برای گرامی داشت دکتر شرفکندی و یارانش ندارد . مسئله ملیت های ایران و تلاش برای اتحاد داوطلبانه آن ها در ایرانی فدرال مسئله خود ایرانیان و ملیت های ساکن آن است نه حزب حاکم فرانسه. چرخش به راست که شاخ و دم ندارد.
در ضمن، همه می دانند که بنیانگذاران اصلی راه کارگر که همزمان، بنیاد های تئوریک و نظری و همچنین سیاست های آن را پایه گذاری کرده اند، چه کسانی بوده اند و چه کسانی هستند و از کدام سیاست و سازمانی حمایت می کنند. و این را مخصوصا شما بهتر از همه می دانید. همچنین لازم است یادآوری کنیم که شهدای راه کارگر، اگر زنده بودند، نه تنها در یک ائتلاف عوامفریبانه با گردانندگان اصلی تریبونال لندن شرکت نمی کردند، بلکه با پافشاری بر صدای سوم، ماهیت آن ها را نیز افشا می کردند.
۳ـ اما وارد شدن به یک ائتلاف که سرش به نهادها و موسسات بورژوازی و حتی دولت های امپریالیستی وصل است، هیچ سنخیتی با » صدای سوم» که شما آن را به خود نسبت می دهید ندارد. معلوم نیست ازکی تا به حال ائتلاف با مهره های دادگاه فاتحان و سینه چاکان لابی گری برای نظم نوین جهانی ، صدای سوم را معنا می دهد. صدای سوم صدای ستمدیدگان است که در منازعات بین نیروهای ضد مردمی مستقلا عمل می کنند و علیه همه نیروها ی ارتجاعی بر می خیزد.
۴ـ بر خلاف ادعای بی پایه شما ( که متاسفانه برای فرار از یک بحث روشنگر چنین ادعایی را مطرح کرده اید) «سایت خبری جنبش خرداد» به هیچ وجه » زیر مجموعه» سایت راه کارگر هیئت اجرایی نیست و سایتی است کاملا مستقل. سایتی که درباره خودش و هدف هایش تحت عنوان «درباره ما» در پیشانی سایت توضیح داده و برای خودش چهارچوب های روشنی دارد که با همه جریانات و سازمان های سیاسی از جمله راه کارگر( هیئت اجرایی )، براساس آن چهارچوب ها برخورد می کند. ما همچنین حتی در برخی موارد انتقاداتی به راه کارگر هیئت اجرایی در برخی اززمینه ها داریم. ما اگر»زیر مجموعه» راه کارگر ( هیئت اجرایی ) می بودیم بی تردید و قاطعانه آن را اعلام می کردیم و مخصوصا ازشما واهمه ای نداشتیم. ما مقالات و نظرات و مصاحبه هایی را در ستون اصلی درج می کنیم که با مضمون شان موافق باشیم در غیر این صورت در ستون دیدگاه قرار می دهیم. حال بخواهد نوشته و یا مواضع هر کسی که می خواهد باشد. «سایت جنبش خرداد» برای خودش پرنسیب هایی دارد و بازار مکاره ای نیست که هر چیزی را بپذیرد و در ستون اصلی قرار دهد. در این میان معیار اصلی مان تنها و تنها جنبش آزادی خواهانه و برابری طلبانه ستمدیدگان است و بس.
در پایان آرزوی مان این است که شما و دیگر افراد و جریانات چپ حاضر در » تریبونال لندن » متوجه خطری که در کمین جنبش آزادی خواهانه مردم ایران است، باشید. چپ ایران در همکاری با هم و با نیروهای مترقی بین المللی می تواند و باید دادگاه مردمی مترقی و نیرومندتری با الهام از سنت مترقی دادگاه راسل را بر پا سازد. دادگاهی که عدالت ستمدیدگان باشد و نه «عدالت فاتحان».
چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۱ - ۲۴اکتبر ۲۰۱۲
|