یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

رفرمیست ها یا پراگماتیست های مسلمان


حمید آقایی


• اگرچه حلقه نشریه کیان از هم گسسته شده و یاران آن یا در زندانهای جمهوری اسلامی هستند و یا مجبور به مهاجرت شده اند اما متاسفانه کار تئوریک و عملی، از جانب کسانی که امکان آنرا دارند، روی رفرم در ساختار دین و نهاد روحانیت کمتر دیده میشود و بنظر میرسد به حداقل رسیده و یا به فراموشی سپرده شده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۴ دی ۱٣۹۱ -  ۲۴ دسامبر ۲۰۱۲


شاید برخی از ما هنوز امیدواریم و چه بسا آرزو میکنیم که با نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری در ایران بار دیگر جناحهایی از این نظام که به "اصلاح طلب" معروفند وارد فعالیتهای انتخاباتی شوند تا به اعتبار آن، ما نیز که بیش از هر چیز به پراتیک روز و ضرورتهای زمان فکر میکنیم بتوانیم به پشتیبانی از اصلاح طلبان بر خیزیم. و اگرامکان حضور این اصلاح طلبان فراهم نشد امیدواریم که حداقل جناحهای نرم تنی در مقابل سخت سران اصول گرا و بویژه در برابر آیت الله خامنه ای قد عَلَم کنند تا ما بتوانیم به عمل سیاسی که به آن باور داریم و معتقدیم که تنها طریق ممکن و درست است، عمل کنیم.
البته در کادر عملگرایی و پراگماتیسم در سیاست شاید ایرادی به این نوع برخورد با مسائل ایران و بطور مشخص انتخابات ریاست جمهوری نباشد. پراگماتیستها دردرجه اول به نتیجه بخش بودن یک استراتژی و موفق بودن آن با کمترین هزینه ممکن می اندیشند و حتی معتقدند که به این دلیل که همواره به سود و زیان کار و نتایج آن توجه دارند، راه و روش درستی برگزیده اند.
حتی از این نظر هم که اصولا پراگماتیسم همیشه در پی پیوند بین تئوری و عمل بوده است، ایرادی به این خواسته ها و آرزوهای برخی از کنشگران سیاسی نتوان وارد کرد. از سوی دیگر مگر هدف پراگماتیسم چیزی جز حل مشکلات واقعی با استفاده از همه ابزارهای ممکن و البته با کمترین هزینه ممکن، نیست؟ و مگر نه اینکه در این میان، مهم و در اولویت اول مفید و کارکرد داشتن یک راه حل است تا تئوریهای غیرکارآمد و حتی اصول اخلاقی و مرامی؟
اگر سایر جنبه های نظریه پراگماتیسم را نیز مورد ملاحظه قرار دهیم متوجه میشویم که بازهم نمیتوان انتقاد چندانی به این کنشگران سیاسی وارد دانست. واقعیت این است که در دنیای امروز پراگماتیسم درعرصه سیاست و رئال پلیتیک حرف اول را میزند.
بسیاری از پراگماتیست های ایرانی اما در تحلیل و نام گذاری جناحهای داخلی جمهوری اسلامی به کادر اندیشه عملگرا و پراگماتیستی خود وفادار نیستند. به این معنی که بخشی از جناحهای داخلی این رژیم را همانطور که این جناحها خود را "اصلاح طلب" می نامند، می شناسند و تحلیل میکنند. شاید شمار اندکی از نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستند که هم خود را پراگماتیست میدانند و هم جناحهای داخلی رژیم را پراگماتیست تعریف میکنند و می شناسند.
حال جای این سوال است که آیا اصلاح طلبان به معنای واقعی کلمه اصلاح طلب و رفرمیست هستند و یا بهتر است آنان را نیز پراگماتیستهای نظام حاکم دانست؟ نگارنده اعتقاد دارد که بخش اعظم اصلاح طلبان جمهوری اسلامی بویژه آنان که در سازمانها و احزاب اصلاح طلب جمع شده اند در حقیقت پراگماتیست هستند تا به معنی واقعی کلمه رفرمیست و اصلاح طلب. حداکثر میتوان آنان را اصلاح طلبان سیاسی دانست که در پی رفرم در نظام سیاسی و حکومتی جمهوری اسلامی بوده اند.
در واقع اگر بخشی کوچکی از اصلاح طلبان داخل حکومت را که از دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در نشریه کیان فعالیت میکردند و در زمینه رفرم، بویژه رفرم در مبانی دین اسلام قلم میزدند استثنا کنیم، بنظر میرسد که اکثریت غالب اصلاح طلبان داخل جمهوری اسلامی در حقیقت پراگماتیست و عملگرا بوده اند تا رفرمیست.
سمبل های این جریانِ به اصطلاح "اصلاح طلبی" (و در واقع پراگماتیست) هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و احمد کروبی و میرحسین موسوی هستند که در حرف و عمل همیشه وفاداری خود را به ساختار جمهوری اسلامی و بطور کلی ساختار روحانیت که اکنون با ساختار حکومتی یکی شده است، نشان داده اند و حتی با برخی از نظراتی که از جانب فعالین نشریه کیان از جمله هاشم آغاجری مبنی بر ضرورت تحول در ساختار روحانیت مطرح شد، شدیدا مخالفت کردند.
سرانجام نیز این رفرمیست های واقعی در دوران ریاست جمهوری خاتمی به اشکال مختلف، از جمله بسته شدن نشریه اشان، از ادامه این نوع فعالیت منع گردیدند. رفرمیست های نشریه کیان اما در سالهای بعد نشان دادند که علاقه اصلی اشان مسائل سیاسی روز است؛ و پس از پایان عمر نشریه کیان در روزنامه های عمدتا سیاسی، که آنها نیز در دوران خاتمی ممنوع گردیدند، به فعالیت های خود، البته کمتر در حوزه تئوریک و در راستای تحول در ساختار دین و روحانیت، بلکه بیشتر در عرصه پراگماتیسم سیاسی ادامه دادند.
در دورانهای قبل نیز تنها معدودی از روشنفکران مسلمان از جمله احمد کسروی بودند که رفرم واقعی در ساختار دین و روحانیت را پیشنهاد میکردند؛ در مقابل اما بسیاری از نواندیشان مسلمان از سیدجمال الدین اسد آبادی تا دکتر شریعتی بهبود وضع مسلمانان ونجات از عقب ماندگی امت اسلام و ملل مسلمان که از قافله تمدن دور افتاده اند را مدنظر داشتند تا رفرم در مبانی دینی و شریعت اسلام و ساختار روحانیت.
سید جمال الدین اسد آبادی به معنی واقعی کلمه پراگماتیست بود و قصد آن داشت که با استفاد از ابزار سیاست وبه واسطه مقامات حکومتی شکوه و عظمت امت اسلام را مجددا زنده کند. وبرخی نیز مانند مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی در تلاش بودند که دین را با علم و نظریات فیزیک و تئوری تکامل داروین تطبیق دهند و با این کار در برابر موج مدرنیسم و علم گرایی، مسلمانان را مجهز به پاسخ هایی کنند و اثبات کنند که دین اسلام و قران با علم و نظریات علمی تناقضی ندارند.
دکتر شریعتی نیز با وجودی که گاه از اسلام منهای روحانیت سخن میگفت اما هدفش در درجه اول مجهز کردن جوانان مسلمان به یک دین شورشی و آرمان خواه برای مقابله با استعمار غرب بود. بازگشت به خویشتن او که توسط جلال آل احمد بصورت عریان تر بازگشت به گذشته پر شکوه امت اسلام مطرح میشد در درجه اول هدفش نجات مسلمانان از استعمار و استبداد و باز گرداندن غرور دینی و ملی را مدنظر داشت. تز اسلام منهای روحانیت شریعتی در واقع در میان انبوهی از سخنرانی های آتشین و احساساتی او و در لابلای تئوری امت و امامت او گم شد و فراموش گردید.
اگرچه حلقه نشریه کیان از هم گسسته شده و یاران آن یا در زندانهای جمهوری اسلامی هستند و یا مجبور به مهاجرت شده اند اما متاسفانه کار تئوریک و عملی، از جانب کسانی که امکان آنرا دارند، روی رفرم در ساختار دین و نهاد روحانیت کمتر دیده میشود و بنظر میرسد که این ضرورت در کشمکشهای سیاسی روز و غلبه پراگماتیسم بر رفرمیسم به حداقل رسیده و یا به فراموشی سپرده شده است.
اما مباحثی که در میان رفرمیست های مسلمان مطرح بوده اند همچنان زنده هستند و بیش از هر زمانی ضرورت دارد که معتقدین به اسلام، بدور از پراگماتیسم سیاسی به آنها بپردازند، مباحثی مانند برخورد تاریخی با اسلام و قران، اسلام منهای روحانیت، جدایی دین از حکومت وجدایی اخلاق از مباحث فقهی؛ و بطورکلی همانطور که سلمان رشدی در یکی از مصاحبه های اخیر خود به آن اشاره کرده است اکنون بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که در ساختار دین رفرم صورت گیرد و قران به عنوان یک سند تاریخی تا کلام خدا مورد مطالعه مجدد قرار گیرد. 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست