کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن: به تحریم فعال “انتخابات” رژیم بپیوندیم!
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
آدينه
۱۰ خرداد ۱٣۹۲ -
٣۱ می ۲۰۱٣
ملت شریف تورکمن!
باز هیاهوی ادواری "انتخابات ریاست جمهوری" در ایران که در آن انتخابات معنا و مفهومی ندارد، فضای کشور را دربرگرفته است. این هیاهو در اصل برای گزینش رئیس قوهی مجریهی ولی فقیه، از میان مردان شیعه با محروم ساختن تمامی زنان و اقلیتهای دینی و مذهبی دیگر چون سنی ها، مسیحیان، کلیمیان، زردشتیان و... مطابق قانون اساسی رژیم، از حق انتخاب شدن بعنوان رئیس جمهور، بهمراه منع عضویت تمامی اقلیتهای مذهبی در کابینهی آن است.
اما، همین مردان شیعه نیز نه حق نامزدی آزادانه و نه حق آزادی انتخاب کاندیدای مورد نظر خود را دارند و این شورای نگهبان انتصابی و غیرمنتخب ولی مطلقه استکه نامزدهای احراز این پست را از قبل تعیین میکند و بعداز آن نیز پست ریاست جمهوری با تقلب و حتی با کودتای آشکار انتخاباتی به "نظر کردهی رهبر" تعلق میگیرد!
در حالیکه در یک انتخابات آزاد و دمکراتیک، اولا تمامی شهروندان بدون درنظر گرفتن جنس، دین و مذهب، رنگ و نژاد، ملیت و قومیت آنها، بطور مساوی حق انتخاب شدن و انتخاب کردن به هر مقام انتخابی را دارند. دمکراسی نیز روشی است برای کشورداری و دولتمداری و تعیین قدرت سیاسی که شرط تحقق آن نیز وجود حداقلی از آزادیهاست که در غیر اینصورت انتخابات به نمایشی با چند نامزد از پیش تعیین شده و صرفا جهت کسب مشروعیت برای حکومت و تحکیم آن صورت میگیرد. این حداقل آزادیها در یک انتخابات سالم و دمکراتیک عبارتند از، رعایت و احترام به حقوق فردی شهروندان که در منشور حقوق جهانی بشر سازمان ملل تصریح شده و حق آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی بیان، اجتماعات، رقابت سالم، اطلاع رسانی، عدم مداخلهی دولت و حکومت در نتیجهی انتخابات و احترام به آرای اکثریت جامعه که بصورت تغییر مسالمت آمیز قدرت بدون مقاومت هیچ قدرتی در مقابل آن صورت میگیرد.
مسلما این حداقلی از آزادیها در انتخابات، در ایران استبدادی با حاکمیت مطلقهی فردی نمی تواند محلی از اعراب داشته باشد که فقدان آن نیز سعی میشود با بالا بردن میزان مشارکت مردم در انتخابات جبران گردد تا مشروعیت لازم برای تداوم حکومت ظلم و جور بر مردم ایران نزد افکار عمومی جهان بدست آورده شود و با اتکاء بر همین "مشروعیت نیز از موضع قدرت و عنادورزی بیشتری در مقابل ارادهی جهانی مبنی بر خلع سلاح اتمی خود به حساب تنگتر شدن هرچه بیشتر دایرهی تحریمهای اقتصادی بر گردهی مردم بایستند.
مسلما برای تورکمنهای ایران که در فروردین ماه سال ١٣٥٨، در رفراندوم "آری یا نه" به ج. اسلامی، بصورتی یکپارچه به آن رأی "نه" داده اند، شرکت در هر نوع انتخابات این رژیم که بنیانی برای آن قائل نشده اند نیز خودبخود منتفی است. بویژه آنکه ملت تورکمن که تا آنزمان، جنگ تحمیلی تمام عیاری را از طرف رژیم برآمده از انقلاب مردم در ششم فروردینماه سال ١٣٥٨ متحمل شده بود، با این واکنش انتقامجویانه و کینه ورزانهی دروغ آمیز در دیدار با "جامعه فرهنگیان قم در پانزدهم فروردینماه همانسال "مبنی براینکه: "آن ١٤٥ هزار رأی منفی که به رفراندوم برای تصویب ج. اسلامی داده شده است از دست نشانده های آمریکا و دشمنان اسلام بود. معنایش این بود که ما طاغوت را می خواهیم. اینهایی که در ایران مشغول فتنه هستند ملت نباید به آنها اعتناء بکند باید آنها را رد (= قتل عام) کند. اینها با آمریکا مرتبط هستند هرچند اسم شان چیز دیگر است!" بهای این بیان آزادانه و دمکراتیک خود برای گفتن این "نه" ملی بزرگ را با تحمل جنگ خونین دیگری در نوزدهم بهمن ماه همانسال پرداخته است!
امروزه نیز هر رأی ما به نمایش "انتخاباتی" رژیم در حکم نفی این "نه" ملی و تأئید سرکوبی بیرحمانهی ملت خود از طرف این رژیم، کشتار و اعدامها، آدم ربائی و ترور رهبران ملی و شریفترین فرزندان ملت ما و تأئید اشغال نظامی، غارت و جنایت، بریدن زبان مادری هر نسل از فرزندان ما تابه امروز و بی حقوقی ملی، فرهنگی و انسانی مان خواهد بود!
رژیم اسلامی ایران، بویژه جهت فریب مردم مناطق ملی در شهرها و روستاها با توجه به بیزاری آنها از نمایش روحوضی "انتخابات" ریاست جمهوری خود، آنرا با انتخابات شهر و روستا همزمان ساخته است. اما در کشوری که از رئیس جمهور و تمامی روسای قوای مملکتی بعنوان "تدارکچیان" رهبر، تا مادامیکه تمامی قدرت در دست وی و بنام ولی مطلقهی فقیه متمرکز شده و هیچ کاری از آنها بغیر از اجرای فرامین و سرسپردگی محض به وی ساخته نیست، از شورای شهر و دهات چه معجره ای می توان انتظار داشت؟ شوراهایی که تماما تحت نظارت و کنترل امامان جمعه، سپاه پاسداران، مأموران امنیتی و بعضا با عضویت مستقیم این "سربازان گمنام امام زمان" اداره میگردند، ساخته است؟ اگر افراد صادق و مستقلی نیز به این شوراها راه یافته باشند آیا تاکنون اجازه یافته اند که مصدر امور خیری برای مردم بشوند؟
در ایران اسلامی، نه تنها شوراهای شهر و روستا، حتی شورای اسلامی و شورای نگهبان نیز تنها یک مهر لاستیکی برای تصویب و تأئید امیال شهوانی یک رهبر خودکامه و دیگر سردمداران و پایوران اصلی رژیم، بیش نیستند. بویژه آنکه در تورکمنصحرا، همانند یک منطقهی فتح شده با تحمیل دو جنگ تمام عیار ژیم به آن که امروزه به خان یغما و غارتکدهی این فاتحیت مبدل شده که در این میان شوراهای شهر و روستایی منطقه برای صورت "قانونی" دادن به این تاراج آب و خاک ما بکار گرفته میشوند. ما در اینجا به این غارتگران که تحت عنوان خصوصی سازی منابع طبیعی و اجرای طرحهای گوناگون دروغین، هم بودجهی این طرحهای ساختگی را با مسئولین مربوطهی رژیم تقسیم کرده و هم به غارت بیسابقهی مالکیت اصلی و منابع طبیعی ملت ما با وساطت شوراهای شهر و روستا زده اند، اعلام میداریم که عمر "سند مالکیت" و مالکیت این ثروتهای کلان بدست آمدهی آنها، تنها به اندازهی عمر رژیم اسلامی خواهد بود. زیرا، تمامی این اموال و املاک غصبی بظاهر قانونی و تمامی ثروتهای اندوخته شده به بهای خانه ویرانی مالک اصلی این سرزمین یعنی ملت تورکمن، بصورت کاملا قانونی تا آخرین قطره، بهمراه خسارت وارده به منطقه و به صاحبان حقیقی این اموال غصبی، از آنها مسترد شده، مسببین آن و دستیاران بومی و غیربومی این غارتگری به جوابگوئی در قبال مردم کشانیده خواهند شد. زیرا، تورکمنصحرا وجب بوجب صاحب دارد که همانگونه که به غارتگران دوران رژیم سلطنتی آنرا ثابت کرده اند به غارتگران دوران سلطنت غیرموروثی فقهای شیعه نیز بخاطر این تعدی و تجاوز آشکار به مالکیت ملی خود گذشتی نخواهند کرد!
بزرگترین دستاویز تبلیغی مبشران آگاه و ناآگاه رژیم برای مشارکت هرچه بیشتر مردم در "انتخابات" شورای شهر و روستا، از جیره خواران و همکاران امنیتی و سیاسی رژیم تا ساده لوحان و نادمین شرمگین از همراهی خود با مبارزات ملت تورکمن در اوائل انقلاب علیه رژیم، از چپ نماهای سابق و فعلی در داخل و خارج تا نوکسیه هایی که از قبل این رژیم از حاشیهی جامعه بدر آمده و تداوم وضعیت خود را وابسته بتداوم حیات رژیم میدانند، ممانعت از تسلط سیستانیهای مهاجر و دیگر گروههای اتنیکی و غیربومی در تورکمنصحرا بوسیلهی عضویت و مشارکت بیشتر تورکمنها در این شوراها بوده است!
اما، در واقعیت امر، مسئلهی ملت ما و جنبش آن، رقابت با یک گروه اتنیکی دیگر و غرق شدن در مبارزه ای فرعی در تورکمنصحرا جهت تسلط بر شوراهای ساختگی رژیمی که ما را بسوی پرتگاه نیستی ملی سوق داده است، نیست. مسئلهی ما تغییر سیستم خودکامهی دینی بنام ج. اسلامی و ساختار قدرت تبعیض آمیز ملی و شوونیسم مبتنی بر فرهنگ و زبان تنها یک ملت در ایران و با مسبب و مشوق اصلی مهاجرت سیستانیها و دیگر گروههای اتنیکی به منطقه جهت برهم زدن ترکیب ملی منطقه و مسلط ساختن عناصری از آنها بر حیات سیاسی و اجتماعی مردم و رو در رو قراردادن مذاهب و ملتهای دیگر با ملت ما می باشد. مسئلهی ما نه آفریدن طوفانی در فنجان با مبارزه با زابلی ها و شاهرودیها و تورکهای آذری... بلکه ایجاد جمهوری فدرال تورکمنها در چهارچوب یک ایران فدرال و دمکراتیک با حق شرکت نمایندگان آن در ادارهی کل کشور فدرالی و دمکراتیک ایران است که مسلما بدون همکاری مبارزاتی و تفاهم ملی با دیگر ملتها و اقوام امکانپذیر نخواهد بود!
ما اگر تمامی شوراهای شهر و روستا و حتی شورای اسلامی را نیز با نمایندگان تورکمنها پر بسازیم، در داخل یک سیستم متمرکز قبضه شده با حقوق لایتناهی و فراقانونی در دست یک خودکامهی دینی بنام "ولی مطلقهی فقیه"، درحالیکه انسانهای درجهی دوم بدون هیچگونه حقوق ملی و اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و رسما بعنوان امتی برای یک رهبر شیعهی اثنی عشری بشمار میرویم، چه چیزی می توانیم به نفع آزادی و کسب حاکمیت ملی تورکمنها در سرزمین خود و حتی در جهت بهبود زندگی روزمرهی آن با کوهی از مشکلات معیشتی انباشته شدهی ناشی از حاکمیت سیاه رژیم اسلامی که فرسنگها از نرم های زندگی بشریت امروزه عقب افتاده ایم، تغییر خواهیم داد؟
بنابراین، موضع ما بایکوت و تحریم فعال هرگونه انتخابات در رژیمی استکه ملت ما از همان روز بنیانگذاری به بنیان آن "نه" بزرگ و ملی گفت و ما خود را وفادار به این تصمیم و ارادهی ملی ملتمان می دانیم که امروزه این "نه" در میان دیگر ملتها و اقوام تشکیل دهندهی ایران نیز بصورت جنبشی بزرگ فراگیر شده است.
ما از هواداران خود در داخل تورکمنصحرا می خواهیم که با پیوستن به "تحریم فعال انتخابات"، از بحران مشروعیت اخلاقی، اقتصادی و سیاسی، بحران دولتمداری و رقابت باندهای درونی آن، از افشاگریهای نامزدهای جناحهای مافیائی آن علیه یکدیگر و از بحران خارجی آن، در این فرصت "انتخابات" نهایت بهره برداری در جهت افشای کلیت رژیم و عدم مشروعیت چنین مجموعه ای با این کودتای قبل از انتخاباتی را بعمل بیاورند.
مسلما هریک از هشت نفری که تنها تکرار یکدیگر و همه از منسوبین و از حافظان این نظام و سرسپردهی رهبر هستند و با حذف صدها نفر دیگر از نامزدهای انتخاباتی به مردم تحمیل شده اند، باواسطه قراردادن کسانی از میان تورکمنهایی که منافع خود را در تقابل با منافع ملی ملت خود، با منافع و آیندهی رژیم اسلامی گره زده اند، جهت گدائی رأی و فریب مردم جهت کشانیدن آنها به پای صندوقهای رأی جهت تأئید نظام اسلامی، هرکدام با همان وعده وعیدهای ده دورهی گذشتهی انتخاباتی که هیچگاه حتی یکی از آنها نیز عملی نشده است، به منطقه سرازیر خواهند شد. از نظر ما، این وعده وعیدهای زیبا و خواست ملی و انسانی ملت ما هنگامی تحقق خواهد یافت که بزرگترین مانع در مقابل هرگونه تحول مثبت جامعهی ما و ایران، یعنی ج.اسلامی از حیات سیاسی و اجتماعی ایران محو و تعیین کنندهی سرنوشت هر ملتی در آن کسی بغیر از خود آنها نباشند!
هواداران کانون باید در میان مردم روشنگری بکنند که جنگ درونی و مبارزهی :انتخاباتی" کاندیداهای مورد نظر خامنه ای، نه علیه رژیم بلکه برای رژیم و تداوم حیات فاجعه بار آن برای مردم ایران و بر سر منافع مافیائی خود آنها میباشد. اگر در این "انتخابات" نه تنها رفسنجانی بلعیده شده از طرف رژیمی که خود وی از بنیانگذاران آن بوده، بلکه حتی فرشته ای نیز بر روی کار بیاید با وجود ولی مطلقهی فقیه بر سریر قدرت و با وجود سخیف ترین قانون اساسی موجود در جهان بعنوان اساس و بنیان این رژیم، نمی تواند هیچ کاری خارج از میل و خواست یک رهبر خودکامه دینی انجام بدهد. اصولا مراجعه به آرای عمومی در یک سیستم تئوکراتیک مذهبی امریست تنها برای جلای دمکراتیک دادن به یک دیکتاتوری ناب. زیرا، در چنین سیستمی از نظر دیدگاه و ایدئولوژی غالب در آن نظر اکثریت جامعه نه با مراجعه به آراء عمومی بلکه تنها از طریق فتوا و نظر ولی مطلقهی فقیه کسب می گردد!
زنـده بـاد آزادی و دمـکـراسـی
برقـرار بـاد جمهـوری فـدرالـی دمکراتیک در ایران!
کـانـون فـرهـنـگـی- سـیـاسـی خـلـق تـورکـمـن
۸ خرداد ۱۳۹۲ / ۲۹ مه ۲۰۱۳
|