یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

به یک روزنامه نگار زندانی


مجید نفیسی


• ای روح خیابانی!
می بینمت که آنجا نشسته ای
درون قاب آهنی ات
کنار ایستگاه "خط آبی"، ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۲ خرداد ۱٣۹۲ -  ۱۲ ژوئن ۲۰۱٣


 ای روح خیابانی!
می بینمت که آنجا نشسته ای
درون قاب آهنی ات
کنار ایستگاه "خط آبی"،
و هیچ سرانگشتی نمی کوبد
بر پشت جام شیشه ای ات
مگر دانه های باران.

می ایستم و زیر نوری کمرنگ
خیره می شوم به حروف سُرخت
که، چون گلوله های پاسداران
بر صفوف خاموش راهپیمایان
در خیابان های سبز تهران،
می نشیند داغ داغ
بر شقیقه ها و سینه ی من.

من می روم، اما تو می مانی
ای شاهد خیابانی!
در تمام چهارراه های جهان
جلوه کنان پشت جام شیشه ای ات،
و دست هیچ خودکامه ای نمی تواند
حروف سرخت را
از سینه ی کاغذی ات
پاک کند.


۱۴ اکتبر ۲۰۰۹


 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست