یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

خاموشی در زندان
به یاد جلیل شهبازی


مجید نفیسی


• دیگر خیلی دیر شده
و لکه های خون تو را
از دستشوخانه ی زندان گوهردشت شسته اند
و پیکر نیمه جانت را
با چند هزار "شصت و هفتی" دیگر
در گورستان کفرآباد چال کرده اند. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۷ مرداد ۱٣۹۲ -  ٨ اوت ۲۰۱٣


 دیگر خیلی دیر شده
و لکه های خون تو را
از دستشوخانه ی زندان گوهردشت شسته اند
و پیکر نیمه جانت را
با چند هزار "شصت و هفتی" دیگر
در گورستان کفرآباد چال کرده اند.
با اینهمه هنوز من
برّندگی آن شیشه ی شکسته را
بر جسم و جان خود حس می کنم
وقتی که سالها پس از مرگت
خبر خودکشی نافرجامت را
از زبان شاهدی می شنوم،
و از خود می پرسم:
چرا نباید خاموش ماند
و از پذیرش پرسش، سر باز زد
وقتی که دیگر نمی توان
ده ضربه ی تازیانه را
با یک رکعت نماز تاخت زد
یا در آن راهروی بی پایان
در برابر پرسش قاضی القضات
که"مرتدی یا مسلمان"
به چپ رفت، به قتلگاه
یا به راستِ زنده زار؟

۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست