یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

گزارش مرمت و بزرگداشت
پنجاهمین سال ساخت جان پناه کارگر توچال


• پنجاه سال پیش از این در اول ماه مه ۱۳۴۳ ،گروه کوهنوردان فلزکار وابسته به سندیکای کارگران فلزکارمکانیک پس از صعود به قله توچال تهران در ارتفاع ۴۰۰۰ هزار متری از دریا ، در اولین جلسه گروه کوهنوردان تصمیم می گیرند در قله توچال با هزینه شخصی خود و بدون امکانات دولتی جان پناهی برای کوهنوردان بسازند. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۹ شهريور ۱٣۹٣ -  ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۴



اخبار روز- نیم قرن از ساخت جان پناه کارگر در قله توچال گذشت. پنجاه سال پیش اسکندر صادقی‌نژاد کارگر میل‌لنگ‌تراش، جلیل انفرادی فلزکار مکانیک ، ناصر صدری و احمد تاجیک- کارگران تراشکار، محمد ولایتی کارگر پارس آمریکا، رافائل داداش‌لو کارگر کارخانه ارج، محسن عبدلی و مهدی یزدی- کارگران فلزکار، ابوالقاسم گنجه‌ای کارگر لیلاند موتور، ناصر گارسچی کارگر قالبساز، بهمن شهوندی و محمد خسروشاهی – اعضای کانون کوهنوردی تهران بعد از مراسم اول ماه مه آن سال تصمیم می گیرند برای روزهای بحرانی، در قله توچال جان پناهی برای کوهنوردان بسازند. صادقی نژاد و جلیل انفرادی از اعضای سندیکای فلزکار مکانیک از کوهنوردان باسابقه و افراد موثر گروه کوهنوردی کاوه بودند. این گروه به ابتکار علی اکبر صفائی فراهانی، سعید کلانتری و صادقی نژاد به وجود آمده بود و با بیژن جزنی در ارتباط بودند. صادقی نژاد یکی از بازماندگان چریک ها بعد از رویداد سیاهکل بود که به ابتکار آنان در فرودین ۱٣۵۰ سازمان چریکهای فدایی خلق اعلام موجودیت کرد.
جان پناهی که اسکندر صادقی نژاد و سایر کارگران فلزکار مکانیک پنجاه سال پیش ساختند تا در روزهای بحرانی پناهگاهی برای کارگران و کوهنوردان باشد، همچنان پابرجاست. آنچه می خوانید گزارش گروه کوهنوردان فلزکار از مرمت جان پناه و بزرگداشت پنجاهمین سال ساخت آن است.

                                                                           
                                                                         ***
پنجاه سال پیش از این در اول ماه مه ۱٣۴٣ ،گروه کوهنوردان فلزکار وابسته به سندیکای کارگران فلزکارمکانیک پس از صعود به قله توچال تهران در ارتفاع ۴۰۰۰ هزار متری از دریا ، در اولین جلسه گروه کوهنوردان تصمیم می گیرند در قله توچال با هزینه شخصی خود و بدون امکانات دولتی جان پناهی برای کوهنوردان بسازند. گروه کوهنوردان فلزکار در آن سال متشکل از محمد حسین خوان یغما بنیان گذار گروه کوهنوردی و عضو هیات مدیره سندیکا،ناصر گارسچی مسوول گروه کوهنوردی،اسکندر صادقی نژاد، جلیل انفرادی، محسن عبدلی، محمد ولایتی ،اسفندیارجمالی ، محمدعلی آذردوست،مهدی یزدی ... بود.

از اواخرسال ۱٣۹۲ در گروه کوهنوردان فلزکار بحثی در گرفت و پیشنهادی شد مبنی بر جشن گرفتن پنجاهمین سال ساخت جان پناه کارگر در قله توچال تهران. این بحث منوط شد به کار کارشناسی و ارتباط با بزرگان گروه کوهنوردان فلزکار. به همین منظور دوستان با پیگیری توانستند چند نفر از بازماندگان این حرکت ورزشی را پیدا کرده و با حضور در منزلشان از آنان این اجازه را بگیرند تا با مشورت و راهنمایی این بزرگان جشنی فرا خور شخصیت و نام گروه کوهنوردی فلزکار گرفته شود. بعد از عید امسال این پیشنهاد به سمت اجرایی شدن پیش رفت. پیشنهاد برگزاری جشن از طرف دیگر گروه های کوهنوردی استقبال شد و در نهایت جمعی به این حرکت پیوستند. با مشورت دوستان بازدیدی از جان پناه به عمل آمد که وضعیت اسف بار آن دوستان را متقاعد کرد که قبل از جشن باید سر و سامانی به جان پناه داد. دو گروه به فاصله یک هفته به توچال رفته و گزارشی از ترمیم این جان پناه به گروه داد. با سازماندهی و هزینه گروه کوهنوردان فلزکار ، خرید و تهیه وسایل و همچنین آماده سازی این وسایل برای نصب در ارتفاع ۴۰۰۰ متری از دریا در دستور کار همه دوستان داوطلب قرار گرفت. در خرداد ماه اولین گروه برای پاکسازی و مرمت جان پناه به سمت قله روانه شدند که در اولین مرحله پنجره ها تعویض و پنجره های اهدایی دوجداره در جان پناه نصب گردید و سقف برداشته و سقف جدیدی نصب شد. متاسفانه در این بین تله کابین خراب شد و برنامه پیش بینی شده عقب افتاد. در شهریور ماه با پیگیری گروه کوهنوردان فلزکار و با راه اندازی مجدد تله کابین مرحله دوم بازسازی انجام شد که درب و رنگ آمیزی داخل و نصب کفپوش چوبی و وموکت کردن کف جان پناه صورت گرفت. در همین بین گروه کوهنوردان فلزکار با فرستادن کارت دعوت ،از همه گروههای کوهنوردی و بزرگان این رشته دعوت کرد که در جشنی که روز جمعه ۱٣ شهریور ماه ساعت ۱۱ در قله توچال ،برای گرامی داشت سازندگان جان پناه ، حضور یابند. البته بسیاری از این بزرگان به دلیل کهولت و بیماری از حضور پیدا نمودن در این جشن عذرخواهی کردند. با هماهنگی گروه کوهنوردان فلزکار بیش از صد کوهنورد در این جشن حاضر شدند.

طبق برنامه خانم مجری چنین آغاز به سخن نمود:
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
ضمن خیرمقدم به شما دوستان ، من زیبا رحیمی عضو گروه کوهنوردان فلزکار و نوه اسکندرصادقی نژاد از سازندگان جان پناه کارگر هستم. امروز پنجاه سال از ساخت این جان پناه توسط کارگران فلزکارمکانیک می گذرد و ما پس از ترمیم و بازسازی آن این همایش را برگزار می کنیم.امیدواریم که مورد توجه شما همنوردان عزیز قرار بگیرد. برای گرامیداشت یاد همه کوهنوردانی که برای گسترش کوهنوردی و آرمان های آن تلاش کرده اند یک دقیقه سکوت می کنیم.

پس ار یک دقیقه سکوت مجری چنین ادامه داد:
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد.
عشق ها می میرند،
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
وفقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می ماند

از آقای کیادلیری از اعضای گروه کوهنوردان فلزکار برای بازگویی تاریخچه ای ازساخت جان پناه کارگر دعوت می کنیم برای شما صحبت کنند.
کیا دلیری ضمن خیرمقدم به کوهنوردان حاضر و کسانی که در این امر به یاری آمدند سپاسگزاری کرد و شمه ای از چگونگی ساخت و تاریخ آن بیان نمود.

پس از پایان سخنان کیادلیری ، مجری چنین ادامه داد:
زندگی چیست؟ عشق ورزیدن
زندگی را به عشق بخشیدن
زنده است آنکه عشق می ورزد
دل و جان را به عشق می بخشد
عشق شادی ست
عشق آزادی ست
عشق سرحد آدمیزادی ست

از آقای کامبیز بختیاری مسوول هیات کوهنوردی کارگران استان البرز می خواهیم گزارشی از ترمیم و بازسازی جان پناه کارگر برای دوستان بگوید.
آقای بختیاری ضمن سپاسگزاری از کلیه کوهنوردانی که در این جمع گرد آمده اند چنین گفت: مرحله پایانی مرمت وبازسازی جان پناه کارگر باحضور تعدادی ازبانیان آن به اتمام رسید .با شروع بازسازی جان پناه کارگر در اردیبهشت و خرداد ماه سال جاری و بعلت تعطیلی تله کابین (جهت حمل بار به ایستگاه هفت ) ادامه کار درتاریخ ۱٣و۱۴ /۶/۹٣ باحضور کثیری ازهمنوردان وعاشقان کوه انجام گردید .
روز پنج شنبه مورخه ۱٣/۶/۹٣ راس ساعت ۶صبح همراه آقایان پرویز هداوند ، یداله فقیهی وجمشید لطفی ابزار و وسایل نقاشی ، درب وچهارچوب آن ، پالت وتخته های سه لا ،موکت و........را سوار یک دستگاه وانت کرده وآقای لطفی به همراه وانت ازکرج به سمت تهران ، ولنجک حرکت کردند وبقیه بایکدستگاه سواری شخصی پس ازسوارشدن آقایان مصطفی تخیری وفخرالدین موسوی درپل فردیس به طرف تهران ،ولنجک حرکت کردیم .
باهماهنگی هایی که قبلا بامسئولین محترم تله کابین (ازهمکاری مناسب کارکنان تله کابین دراین خصوص تقدیر وتشکر می گردد) انجام شده بود وآقای محمد رضا کیادلیری موضوع راپیگیری نموده بودند . راس ساعت ٨ صبح باهمراهی دیگر دوستان ازتهران آقایان محمد رضا کیا دلیری ، ناصرابراهیمی ، مازیار گیلانی نژاد ، عظیم آشتیانی ، واله زمانی و خانم زیبا رحیمی بارها راداخل سبد مخصوص بارتله کابین کرده وبقیه ، به غیر ازمازیار گیلانی نژاد باتله کابین به طرف ایستگاه هفت حرکت کردیم .
حدود ساعت ۹صبح پس ازتخلیه بار درایستگاه ۷ وتقسیم کارها وهمچنین پیوستن آقای بابک دکترزاده از گروه آسمان البرز (ایشان ازمسیرشیر پلا –امیری به قله آمده بودند )ومتعاقب آن آقای بهروز پدرود وخانم مینا حسینی ازگروه یاران زاگرس (پیاده ازولنجک تا ایستگاه ۵) به ما پیوستند وحرکت به طرف قله را با بخشی از بارها شروع کردیم .برای پیشرفت کار تعداد نفرات درپنج تیم تقسیم شد .تیم اول : نقاشی کامل داخل جان پناه – تیم دوم : نصب چهار چوب ودرب – تیم سوم : جمع آوری وساماندهی فنسهای اطراف جان پناه – تیم چهارم : حمل بارهای باقی مانده ازایستگاه هفت به قله درچند نوبت ونصب تابلو یادبود جان پناه. تیم پنجم : جمع آوری وتخلیه زباله های قله ومسیر تا ایستگاه ۷ .ناگفته نماند که در حین کار هرکجا که نیاز به نیروی اضافی ویا جابجایی بود بنحو مطلوبی توسط دوستان وهمنوردان عزیزی که در منطقه بودند کارانجام می گرفت .
پس از برقراری و تخلیه بخشی از ابزار و وسایل برروی قله ،سریعا کار شروع و تا ساعت ۱۴ تیم نقاشی با مصرف بیست کیلو گرم رنگ داخل جان پناه را نقاشی کرده وبقیه تیمها نیز بخش عمده ای ازکار خود راانجام دادند وبعد ازآن هرکس سفره خود را بازکرده و نهار را در فضائی کاملا صمیمی و دوستانه درکنار هم صرف کردند . مجددا کارتاساعت ۱٨غروب ادامه پیدا کرد روزبعد مجددا ساعت ۷صبح پس ازصرف صبحانه وبیرون آمدن ازچادر کارادامه پیدا کرد و تقریبا ساعت ۱۰ صبح کلیه کارهایی که ازقبل برنامه ریزی شده بود به اتمام رسید وحالا دوستان درانتظار عزیزانی بودند که جهت برگزاری مراسم می بایست راس ساعت ۱۱صبح حضور داشته باشند .
دوستان کم کم می رسیدند ، آقای فرشاد پورکافی ازگروه هامون ،خانم اسدی ودوستانشان ازگروه تامین اجتماعی کرج عزیزان گروه کوهنوردی همنورد البرز، تیم دوم کانون بازنشستگان(تیم اول روز قبل آمده بودند و حضور داشتند) وگروه کوهنوردی عصای سفید وآب وفاضلاب استان کردستان از مسیرهای شیرپلا و شهرستانک وجمعی ازبانیان وپیشکسوتان و دوستان از جمله محمد ولایتی ،مهدی یزدی ،خانم صادقی نژاد (دختر اسکندر صادقی نژاد)، آقای محمد حسین طهماسب پور ملقب به شهرک میرزا به همراهی آقای مازیار گیلانی نژاد و محمدرضا کیا دلیری (روزقبل جهت هماهنگی ساعت ۱۵عصر ازقله به پایین رفته بود ) از مسیر تله کابین به ما پیوسته اند.من از همه دوستانی که در این بازسازی شرکت داشتند سپاسگزاری می کنم.امیدوارم که این کار آغاز حرکت تازه ای باشد بر مبنای اینکه این جان پناه بصورت موزه ای برای کوهنوردان در بیاید.درپایان لازم است ازکلیه پیشکسوتان ،کوهنوردان وهمنوردان عزیز وگرامی که در تمام مراحل مرمت وبازسازی همراهی وکمکهای مالی همه جانبه ای داشته اند کمال تشکر وقدردانی بنمائیم وآرزو می کنیم . این جان پناه که نماد راستی ، پاکی وایمان سازندگان است که هر سنگ وخشت آن را باشور وعشق و انساندوستی درآن روزگار به یادگار گذاشته اند ، حفظ و حراست شود و روزی برسد که این جان پناه به عنوان سمبل اثر ملی و فرهنگی و یک موزه تاریخ کوهنوردی کارگری به ثبت برسد وبرای نسلهای بعدی چراغی فروزان باشد .


پس از پایان گزارش آقای کامبیز بختیاری خانم مجری چنین گفت:
وحالا پیام محمدحسین خوان یغما ، بنیان گذار گروه کوهنوردان فلزکار و پدر کوهنوردی استان تهران ، به همایش پنجاهمین سال ساخت جان پناه کارگر را آقای کیادلیری برای شما می خواند.

پیام محمد حسین خوان یغما به همایش بزرگداشت پنجاهمین سال ساخت جان پناه کارگر:
درود   درود   درود
سلام و درود بی پایان به شما همنوردان عزیز که امروز در اینجا اجتماع کرده و پنجاهمین سال تاسیس جان پناه کارگر را که یادگاری ازهمکاری وپیوند و دوستی و سازندگی عزیزانی است که بعضی آنها از نعمت حیات بی بهره اند . اتحاد و همبستگی خود را گرامی بداریم و در توسعه و استحکام آن برای توسعه ورزش کوهنوردی و سربلندی کشور عزیزمان ایران بکوشیم.توانمندی و سلامت شما را آرزو می کنم واز اینکه نتوانستم در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم متاسفم.
شاد و سربلند باشید.
محمدحسین خوان یغما
مرداد ۱٣۹٣

با خاتمه پیام محمد حسین خوان یغما مجری گفت:
حال از آقای مهدی یزدی از سازندگان جان پناه کارگر دعوت می کنیم برایمان شعر جوشکارم را دکلمه کند.
آقای مهدی یزدی در سخنانی چنین گفت:
وقتی برای سیمان کاری داخل جان پناه از پدرم خواسته شد که به اینجا بیاید ، وقتی پیرمرد را با هزار ترفند به قله رسید نگاهی به جان پناه و سپس به دوستانم کرد و گفت : من فقط فکر می کردم که پسر من دیوانه است حالا می بینم که دوستانش هم دیوانه اند . شهر را گذاشته اید و آمده اید اینجا برای خود خانه ای می سازید.......
جوشکارم جوشکارم ، همدم ابزار کارم
چکش و سندان وگیره، روز و شب در دست دارم
تکه ها آهنی را بر سر هم می گذارم
تا که برجی را به اوج آسانش می سپارم
کارفرماست ، می برد محصول رنج بیشمارم
جوشکارم،جوشکارم،جوشکار

تا جهد برقی بسویم،من به دیده اشکبارم
با که گویم ،من چه بینم؟ چرا اندوهبارم؟
کارفرماست می برد محصول رنج بیشمارم
جوشکارم جوشکارم جوشکار

چشم طفلم هست به ره ، تا که بیند شب معاشم
با که گویم ؟ من چه بینم؟ چرا اندوهبارم
کارفرماست می برد محصول رنج بیشمارم
جوشکارم جوشکارم جوشکار

روز بیکاری و بیماری چگونه بگذارانم
درد جان فرسای قبلم ،می زند آتش به جانم
کارفرماست می برد محصول رنج بیشمارم
جوشکارم جوشکارم جوشکار
این شعری بود که اسکندر صادقی نژاد بسیار برای دوستانش می خواند.

پس از خواندن شعر زیبای جوشکارم که با عشق و شور و اجرای زیبای مهدی یزدی صورت گرفت مجری از محمد ولایتی از سازندگان جان پناه کارگر در سال ۱٣۴٣ و از سنگنوردان بنام دهه چهل خواست که از لوح رونمایی کرده و خاطره ای هم برای حضار نقل کند.
محمد ولایتی گفت :روزی که پس از آمدن به توچال برای گرامی داشت جشن اول ماه مه ،به تهران برگشتیم در اولین جلسه گروه کوهنوردی که در سندیکای کارگران فلزکارمکانیک برگزار شد ناصر گارسچی،اسکندرصادقی نژاد،جلیل انفرادی،محسن عبدلی ،اسفندیار جمالی و من محمدولایتی برگزار شد تصمیم گرفتیم در قله توچال جان پناهی برای کوهنوردان بسازیم تا در مواقع بحرانی بتوانند از آن استفاده کنند. آن شب تمام دارایی ما کارگران ۲٣۰ ریال بود که برای ساخت جان پناه جمع شد.بعدها مردم و کوهنوردان زیادی به ما در ساخت این جان پناه کمک کردند.......... وسپس از لوح یادبود پنجاهمین سال ساخت جان پناه کارگر توسط محمدولایتی رونمایی شد.
در ادامه از شاعر کارگری محمدحسین طهماسب پور خواسته شد شعری برای کوهنوردان حاضر بخواند. آقای طهماسب پور شعر «من با توام ای رفیق » را خواند که مورد تشویق حضار قرار گرفت.
پس از آن آقای رضایی آهنگ ای ایران محمد نوری را خواند و همایش به پایان رسید.
ما خوشحالیم که توانستیم همچون پنجاه سال پیش منادی اتحاد و همکاری بین گروه های کوهنوردی شویم.در این کار گروهی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک،سندیکای کارگران نقاش استان البرز، هیات کوهنوردی کارگران استان تهران، هیات کوهنوردی کارگران استان البرز، گروه کوهنوردی بازنشستگان کرج، خانه کوهنورد تهران، گروه کوهنوردی آسمان البرز،گروه کوهنوردی یاران زاگرس ، به یاریمان شتافتند.

گروه کوهنوردان فلزکار شهریور ۱٣۹٣


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست