یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

روزنامه های ایران چه می نویسند؟



اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه  ۱۹ آبان ۱٣۹٣ -  ۱۰ نوامبر ۲۰۱۴


«عوامل ایجابی و سلبی در توافق احتمالی هسته ای»عنوان یادداشت روز روزنامه جام جم به قلم دکتر سید محمد حسینی است که در آن می خوانید؛جیمز روزنا در بررسی عوامل تأثیر گذار بر رفتار خارجی کشورها به پنج متغیر اشاره می کند: شخصیت تصمیم گیران سیاسی، نقشی که تصمیم گیران سیاسی برای خود تعریف می کنند، محذورات و الزامات بروکراتیک، عوامل اقتصادی سیاسی داخلی و الزامات سیستمیک (شامل الزامات منطقه ای و بین المللی).
بنا بر استدلال روزنا، رفتارهای کشورها را باید در این عوامل جستجو کرد و به هر یک وزن متناسب داد.
مذاکرات هسته ای ایران با گروه ۱+۵ به روزهای حساس خود نزدیک می شود. در توافقی نانوشته، طرفین در طول سال گذشته به این تصمیم رسیدند که به منظور حفظ روند مذاکرات از آسیب های ناخواسته، محتوای مذاکرات سری مانده و رسانه ای نشود.
همچنین از شواهد و قرائن چنین بر می آید که طرفین رغبتی به تمدید مذاکرات پس از ضرب الاجل چهار ماهه (۲۷نوامبر) نداشته باشند.
با این همه پیش بینی می شود، شرایط محیطی، طرفین مذاکره را به انعقاد توافقی مرضی الطرفین سوق می دهد. با بهره از ۵ متغیری که از جیمز روزنا آوردیم، به عوامل ایجابی و سلبی می پردازیم که دولت اوباما را به عنوان طرف اصلی مذاکره به سمت انعقاد یک توافق برد- برد تشویق می کند.
اوباما با توجه به شکست های دولت بوش در سیاست خارجی و نارضایتی افکار عمومی مردم آمریکا و جهان از جنگ افروزی دولت بوش، نقشی متفاوت برای خود تعریف کرد تا چهره مخدوش و آسیب خورده آمریکا را نزد افکار عمومی بین المللی و بخصوص در خاورمیانه از طریق چندجانبه گرایی و دوری از تک روی و جنگ افروزی تلطیف کند.
دموکرات های آمریکایی هفته گذشته در انتخابات میان دوره ای مجلس سنا، پس از هشت سال اکثریت نسبی خود را از دست دادند و حالا هم مجلس نمایندگان و هم سنا در اختیار اکثریت جمهوریخواهان قرار گرفته است. در ساختار تصمیم گیری سیاست خارجی آمریکا، دست برتر با رئیس جمهوری است.
بر این اساس دولت اوباما از توافق هسته ای ایران به عنوان برگ برنده ای برای پیروزی دموکرات ها در انتخابات دو سال آینده ریاست جمهوری آمریکا استفاده خواهد کرد. توجه داشته باشیم که عدم توافق با ایران باعث می شود فشارها به اوباما برای استفاده از گزینه نظامی افزایش یابد.
کاری که اوباما نه رغبتی به آن دارد و نه شرایط آن برای آمریکا مهیاست. در نقطه مقابل جمهوری خواهان در شناسنامه خود استفاده از گزینه نظامی را ثبت شده دارند. بنابراین اوباما برای فرار از گزینه نظامی علیه ایران و نیز خارج کردن این گزینه از دست جمهوریخواهان به عنوان برگه ای برای پیروزی آنها در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا، توافق هسته ای با ایران را ترجیح می دهد.
آمریکا بتازگی از بحران مالی وال استریت قد راست کرده است. بحرانی که بسیاری از اقتصاددانان آن را با بحران مالی دهه ۷۰ آمریکا مقایسه می کنند.
دولت آمریکا آمادگی ورود به یک برخورد نظامی را به لحاظ اقتصادی و شرایط سیاسی داخلی ندارد. اگر توافق حاصل نشود فشار زیادی بر دولت اوباما طی دو سال آینده از طرف جمهوریخواهان، لابی صهیونیسم و لابی اعراب وارد خواهد شد. تنها توافق هسته ای می تواند این فشارها را مهار کند.
الزامات منطقه ای و بین المللی نیز مشوق های زیادی را به دولت اوباما برای توافق ارائه می کند:
الف- ناتوانی آمریکا در برخورد موثر با گروه های تروریستی نظیر داعش، آمریکا را نیازمند پویش های منطقه ای ایران کرده است. تمنای اوباما در نامه اخیر او به رهبر معظم انقلاب، این واقعیت را نشان می دهد.
ب- دولتمردان آمریکا برتری و تداوم قدرت خود را خروج هر چه سریع تر از منازعات امنیتی خاورمیانه و رقابت سیاسی و اقتصادی با چین در حوزه آسیا می دانند.
سیاست خارجی آسیا محوری دولت اوباما نشان از این واقعیت است. بر این اساس، خروج آمریکا از خاورمیانه مشروط به استقرار دولت های باثبات است و در این میان نقش کشورهای منطقه ای در خاورمیانه نظیر ایران، ترکیه و عربستان بی بدیل است.
ج- در سطح مادی، ایران یک قدرت منطقه ای و آمریکا یک قدرت جهانی است. مذاکرات هسته ای ده سال به طول انجامیده است و ایران موفق شده ۱۰ سال آمریکا و پنج قدرت جهانی دیگر را پای میز مذاکره نگه دارد، مانع حمله نظامی آنها به تأسیسات هسته ای خود شود و از آن مهم تر اراده سیاسی خود را مبنی بر حفظ فعالیت صلح آمیز هسته ای به شش قدرت جهانی تحمیل کند. حال اگر توافقی حاصل نشود برای آمریکا راهی باقی نمی ماند، به جز استفاده از گزینه نظامی. گزینه ای که هم اکنون و با اطمینان تا دو سال آینده اصلأ مطلوب دولت آمریکا نیست و بشدت از آن حذر می کند. بر این اساس دولت اوباما برای حفظ پرستیژ جهانی آمریکا و ناتوانی اش در مواجهه نظامی با ایران مجبور به انعقاد توافق هسته ای با ایران است.

کیهان:از عابر چه خبر؟!
«از عابر چه خبر؟!»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن می خوانید؛از راننده های قدیمی تهران بود. روی اتوبوس های خطی کار می کرد. آن روز در قهوه خانه ای که پاتوق راننده ها بود، نشسته و تعریف می کرد که... بعله! با اتوبوس وارد میدان شوش شده بودم که دیدم باد، کلاه عابری را برده است و عابر وسط میدان دنبال کلاه خود می دود. ترمز اتوبوس چند پا بود- یعنی باید چند بار با پا فشارش می دادی تا کار کند!- اما خودم را گم نکردم! دست فرمانم معرکه بود! ماشین را با هزار زحمت کنترل کردم و بالاخره کلاه عابر را رد کردم!... پرسیدند؛ پس عابر چی؟ و جواب داد؛ خدا رحمتش کند، زیر چرخ اتوبوس له شد!
اگرچه از متن و محتوای مذاکرات هسته ای تیم کشورمان با ۵+۱ گزارش رسمی و قابل استنادی منتشر نشده است و به قول خانم وندی شرمن در گزارش به مرکز مطالعات بین المللی واشنگتن- و به نقل از خانم مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا- «مذاکرات مانند قارچ است که بیشترین رشد آن در تاریکی است»! ولی شواهد موجود و آنچه در اظهارنظر برخی از مقامات رسمی آمریکا آدرس داده می شود، حکایت از آن دارد که حریف در پی آن است که موضوع و دستور کار اصلی مذاکرات را که «لغو تحریم هاست» به حاشیه برده و در مقابل امتیازات نقدی که دریافت کرده و انتظار دریافت بیشتر آن را دارد، «وعده های نسیه» تحویل دهد. از این روی، اگر تا پایان مهلت تعیین شده- ٣ آذرماه جاری/ ۲۴ نوامبر- توافقی حاصل شود، این توافق با توجه به مختصات کنونی آن، برای جمهوری اسلامی ایران یک «توافق بد» و برای آمریکا و متحدانش یک «توافق ایده آل» خواهد بود. البته بدیهی است و از تیم مذاکره کننده کشورمان هم که فرزندان انقلابند جز این انتظار نمی رود که با عبور هوشمندانه از حاشیه سازی های حریف، میدان بازی را به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر دهند... و در این باره گفتنی هایی هست؛
۱- توافقنامه ژنو که قرار است ادامه مذاکرات تا رسیدن به توافق نهایی در بستر و چارچوب آن صورت پذیرد، برخلاف آنچه عزیزان مذاکره کننده توصیف می کنند، در تمامیت خود به نفع حریف بوده است و در آن، منافع ایران غیر از چند نمونه اندک و غیر قابل اهمیت - چیزی شبیه کلاه همان عابر در داستان صدر این نوشته- دیده نشده است. در این خصوص پیش از این با ارزیابی مفاد توافقنامه یاد شده مطالبی داشته ایم که تکرار آن را اطاله کلام ارزیابی می کنیم. آمریکا در این توافقنامه تقریباً همه آنچه را که در پی آن بوده است به دست آورده و ادامه مذاکرات را فقط برای نهایی کردن و تثبیت امتیازات به دست آمده دنبال می کند، بنابراین، تلاش تیم مذاکره کننده باید روی باز پس گرفتن و پیشگیری از تثبیت امتیازاتی باشد که در توافق ژنو به حریف داده شده است.
در این زمینه اشاره به اظهارنظر صریح «آنتونی کوردزمن»، استراتژیست آمریکایی و نزدیک به کاخ سفید درخور توجه است که تصریح می کند؛ «آنچه آمریکا در توافق ژنو به دست آورده است و قرار است در توافق نهایی افزایش نیز داشته باشد، حتی با حمله نظامی به ایران و تأسیسات هسته ای آن هم قابل دسترسی نبود»! این در حالی است که پیش از او، «مایکل هایدن» رئیس سازمان «سیا» در دولت جرج بوش اعتراف کرده بود که سازمان متبوع وی نتیجه و پی آمدهای حمله نظامی به تأسیسات ایران را به دقت مورد ارزیابی قرار داده و به این نتیجه قطعی رسیده است که گزینه نظامی علیه ایران کمترین نتیجه مطلوبی! در پی نخواهد داشت و نمونه های فراوان دیگری از این دست. اگر عزیزان تیم مذاکره کننده کشورمان بپذیرند که نه از روی عمد، بلکه به غفلت در توافقنامه ژنو امتیازاتی را به حریف داده اند که با حمله نظامی - بخوانید بلوف حمله نظامی- نیز برای آنان قابل دسترسی نبوده است! اکنون باید بستر مذاکرات را فرصتی برای بازپس گیری امتیازات یاد شده و پیشگیری از تثبیت و رسمیت یافتن آن در توافق نهایی بدانند و نه، دادن امتیاز بیشتر!
۲- در چالش هسته ای دوازده ساله، موضوع اصلی، لغو تحریم های ظالمانه و غیرقانونی بود ولی اخبار و گزارش های درز کرده از مذاکرات که شواهدی از صحت آن نیز در دست است، حکایت از آن دارد، که این مسئله اصلی به حاشیه رانده شده و با وعده های باز هم «نسیه» روبروست.
بر اساس این گزارش، آمریکایی ها اصرار دارند که رژیم و سامانه تحریم ها دست نخورده باقی بماند و تنها بخشی از آن را- که خواهیم دید اهمیت چندانی ندارد و به وعده نسیه شبیه است- به حالت «تعلیق» و نه «لغو» در آورند. یعنی تحریم ها را همچنان به عنوان «شمشیر داموکلوس» بر سر فعالیت هسته ای - بخوانید اقتدار و پیشرفت- ایران نگاه خواهند داشت. توضیح آن که تحریم ها را عمدتاً به چهار دسته تقسیم کرده اند:
اول: تحریم های شورای امنیت سازمان ملل «U. N. SANCTIONS». آمریکایی ها می گویند این بخش از تحریم ها بی کم و کاست و بدون تغییر باقی می ماند و ادعا می کنند که لغو یا تعلیق آن در اختیار شورای امنیت سازمان ملل است و به این پرسش پاسخ نمی دهند که مگر ۵+۱، از سوی همان سازمان ملل به چالش هسته ای با ایران نیامده اند؟!
دوم: تحریم های اتحادیه اروپا ««E.U. SANCTIONS. حریف این بخش از تحریم ها را نیز بیرون از مذاکرات و عمدتاً غیر هسته ای ارزیابی می کند.
گفتنی است متأسفانه تیم مذاکره کننده کشورمان بیشترین- بخوانید اصلی ترین- بخش از مذاکرات را روی آمریکا متمرکز کرده است و سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان را، تا حدودی و دو کشور چین و روسیه را تقریباً به طور کامل از دور مذاکرات خارج کرده است! که مذاکرات پی درپی و طولانی مدت با طرف آمریکایی- از جمله مذاکرات در حال انجام مسقط- نمونه آن است و صد البته به نظر می رسد حضور خانم اشتون تنها برای آن است که مذاکرات سه جانبه! تلقی شود! که این حدیث مفصلی است و نوشته جداگانه ای می طلبد.
سوم: تحریم های کنگره ««C. SANCTIONS. تیم مذاکره کننده آمریکا اعلام داشته است که برای لغو یا تعلیق این بخش از تحریم ها اختیاری ندارد و تنها می تواند در صورت لزوم برای تعلیق آن به کنگره توصیه کرده و پادرمیانی کند!
چهارم: تحریم هایی که از سوی رئیس جمهور آمریکا - دولت آمریکا- وضع شده اند. بر اساس گزارش های موجود، آمریکایی ها اعلام کرده اند که فقط بخشی از این تحریم ها را در صورت پذیرش مقدمات آن از سوی ایران - بخوانید باج های تحمیلی - به حالت تعلیق - و نه لغو- در می آورند.
و اما این بخش از تحریم ها را نیز به دو نوع تقسیم کرده اند:
الف: تحریم های اولیه PRIMERY SANCTIONS. این بخش از تحریم ها شامل شرکت ها، موسسات و شخصیت های حقیقی و حقوقی آمریکایی است که آنها را از رابطه تجاری، علمی و... با ایران منع کرده و در صورت تخلف به جریمه های سنگین محکوم می کند. آمریکایی ها اعلام کرده اند که این بخش از تحریم ها را نه لغو می کنند و نه به حالت تعلیق درمی آورند!
ب: بخش دوم از تحریم های دولت آمریکا، تحریم های ثانویه «SECONDARY SANCTIONS» است که مطابق آن شرکت ها و موسسات و اشخاص حقیقی و حقوقی غیر آمریکایی از رابطه تجاری و علمی و... با ایران منع شده اند. آمریکایی ها اعلام کرده اند که فقط این بخش از تحریم ها را، آنهم برای مدت ۲ سال به حالت تعلیق در می آورند و این تعلیق ناچیز و کم اهمیت تحریم ها را نیز با دو قید محدود کرده اند.
قید اول آن که آژانس بین المللی انرژی اتمی - که بارها نشان داده است به طور کامل در اختیار آمریکاست- پایبندی ایران به تعهداتش در توافق نهایی را تأیید کند! توجه داشته باشید که آژانس طی ۱۲ سال گذشته علی رغم بازرسی های فراتر از NPT و پادمان مربوطه و حتی بازرسی های سرزده «از هر نقطه در هر زمان»- ناشی از پذیرش داوطلبانه پروتکل الحاقی- هرگز حاضر به اعلام صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای کشورمان نشده است و به قول البرادعی- البته بعد از برکناری- اقداماتش سیاسی است و نه فنی و حقوقی که وظیفه تعریف شده آژانس است.
قید دوم: تنها آن دسته از تحریم های مذکور در بخش تحریم های ثانویه به حالت تعلیق درمی آید که علیه فعالیت هسته ای ایران وضع شده است و بقیه موارد که شامل اتهاماتی نظیر نقض حقوق بشر! تولید موشک های بالستیک!
تردید در تولید سلاح شیمیایی! حمایت از تروریسم!- حمایت از حزب الله، حماس، جهاد اسلامی، انقلابیون یمن و... - مخالفت با طرح صلح خاورمیانه -مخالفت با به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی - و... است به قوت خود باقی می ماند!
باید توجه داشت که از مجموع ۱٨ «فرمان اجرایی» روسای جمهور آمریکا برای تحریم ایران، فقط ۲ مورد آن علیه برنامه هسته ای کشورمان است و ۱۶ مورد دیگر به اتهاماتی نظیر نقض حقوق بشر، ساخت موشک های بالستیک و... مربوط است و این نکته نیز گفتنی است که شدیدترین تحریم ها علیه ایران در دوره اوبامای دموکرات وضع شده و از ۱۰ مصوبه کنگره در تحریم کشورمان ۶ مصوبه آن، یعنی بیشترین آنها مربوط به زمانی است که کنگره در اختیار دموکرات ها بوده است. قابل توجه جریانات آمریکاگرا- آمریکوفیل- که ساده لوحانه تصور می کنند دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا در مقابله با ایران اسلامی، نگاه های متفاوتی دارند!
٣- شواهد موجود و اظهارات مقامات رسمی آمریکا- اعم از دموکرات و جمهوریخواه- کمترین تردیدی باقی نمی گذارد که تحریم ها فقط به بهانه فعالیت هسته ای کشورمان وضع شده اند و هدف اصلی از آن، مقابله با اساس انقلاب اسلامی و اقتدار روزافزون نظام و بازگشت به دوران غارتگری و چپاول ثروت ملی از سوی آمریکا و متحدانش است و...
و البته گفتنی است دیروز آقای ظریف وزیر محترم امور خارجه، در مسقط تأکید کرد که «لغو کامل تحریم ها و افزایش ظرفیت غنی سازی ایران مهم ترین محور مذاکرات است.» و این نگاه از جدیت ایشان در حفظ منافع ملی کشورمان حکایت می کند.
این وجیزه به درازا کشید و داستان همچنان باقی است که به نوبت دیگری موکول می کنیم ولی این نکته را نمی توان ناگفته رها کرد که اگر در توافق نهایی، «تحریم»ها یعنی موضوع اصلی مذاکرات کماکان به قوت خود باقی باشد، چه دستاورد قابل ملاحظه ای به عنوان نتیجه مذاکرات قابل ارائه است؟ جز آن که مطمئن باشیم آمریکا قابل اعتماد نیست و باید به ظرفیت ها و توانمندی های خود بازگردیم که در این صورت، تحریم ها به یک درگیری فرسایشی تبدیل می شود و این در حالی است که صدها نشانه از ناتوانی آمریکا و متحدانش برای ادامه این جنگ فرسایشی در دست است.

خراسان:نامه اوباما و ادامه سیاست مقصرسازی ایران
«نامه اوباما و ادامه سیاست مقصرسازی ایران»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم امیرحسین یزدان پناه است که در آن می خوانید؛در فاصله ۱۴ روز به پایان ضرب الاجل دستیابی به توافق جامع هسته ای روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی از ارسال یک نامه محرمانه توسط اوباما رئیس جمهور آمریکا برای رهبر انقلاب در اواسط اکتبر(اواخر مهرماه) خبرداد. کاخ سفید نیز در واکنش به این نامه نه آن را تکذیب کرد و نه تایید! اوباما در این نامه «هر گونه همکاری در مقابله با گروه تروریستی داعش را مشروط به دستیابی به توافق جامع هسته ا 

منبع خبر:جام جمآنلاین


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست