یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

بازنگری اصطلاح سیاسی «قتل های زنجیره ای»!
م. گنبدلی


• راقم این سطور بعنوان فردی که بهترین عزیزان و همرزمان و همفکران خود را در راه مقاومت و مبارزه علیه رژیم جهل و جنایت اسلامی از همان بدو انقلاب از دست داده است، از تمامی سازمانهای سیاسی که ادعای مبارزه علیه هرگونه جنایتی علیه هر انسانی توسط این رژیم را دارند خواستارم که از طبقه بندی تبعیض آمیز میان نام قربانیان این رژیم خودداری کنند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۶ دی ۱٣۹٣ -  ۲۷ دسامبر ۲۰۱۴



در ادبیات سیاسی معاصر «قتل های زنجیره ای» به جنایات و ترورهای سال ۶۰ به بعدِ جنایتکاران ج. اسلامی اطلاق میگردد. متأسفانه در لیست اسامی قربانیان، جانباختگان و شهدای ملت های تحت ستم از کرد و تورکمن، بلوچ و عرب از اقلیت های مذهبی و دینی چون بهائیان و یهودی ها از بدو انقلاب، آورده نمی شود. چرا که در آن دوره بسیاری از گروههای سیاسی یا در «بهار آزادی» خود سیر میکردند و یا بتدریج جهت تحکیم این رژیم جنایتکار دست در دست خمینی و جلادان وی «مبارزه‍ی ضد امپریالیستی» میکردند! برخی از این گروهها حتی جنبش ملی ملت های تحت ستم را «تجزیه طلبی» تلقی کرده نظاره گر جنایات رژیم در میان این ملت ها بودند.
اما وقتی این گروهها به سرشت اصلی و ذات تبهکارانه‍ی این رژیم پی برده و در اوج سیاست تمامیت گرایی مطلق روحانیت شیعه از سالهای ۶۰ خود در مسلخ گاه رژیم جهل و جنایت قربانی شدند، تازه به طبیعت خون آشام آن پی برده و از آن تاریخ ببعد خود را بعنوان تنها قربانیان این رژیم معرفی و به افشای جنایات بیشمار آن پرداختند و جنایات سالهای قبل از آن را عمدا یا سهوا به فراموشی سپردند و می سپارند.
در حالیکه افشا و محکومیت جنایت در حق هر انسانی با هر مسلک و مرام و عقیده ای، در هر زمان و مکانی یکی از وظایف اصلی و انسانی تمامی گروههایی که ادعای مبارزه با رژیم جهل و جور اسلامی را دارند، می باشد، متاسفانه مبارزین ملت های تحت ستم که از اولین قربانیان تبعیض ملی و انسانی و حقوقی رژیم اسلامی بودند حتی بعداز شهادت شان نیز از طرف بعضی از این گروهها مورد تبعیض قرار میگیرند! اینجا این سئوال به اذهان خطور می کند که مطرح کردن خواسته های ملت های تحت ستم در اوائل انقلاب از طرف برخی از گروههای سیاسی یا مصلحتی بوده است و یا برای نشان دادن پرستیژ خود در میان این ملتها بوده است. اگر چنین نبود چطور دو سال بعد از آن همه جنایات مثلا در ترکمنصحرا، شهدایی که دیروز نام و شهرت شان آوازه هر ترانه و سرود بود، مطلقا فراموش می شوند و در لیست شهدای رژیم آورده نمی شود و یادشان گرامی داشته نمی شود؟ آیا این قربانیان از میان بهترین فرزندان ملتهای کرد و عرب و ترکمن و بلوچ و... که تا سال ۶۰ بیشترین قربانی ها را در راه آرمانهای ملی و میهنی تقدیم کردند، انسان و ایرانی نبوده اند؟
چه اصراری در کار است که «قتل های زنجیره ای»، اعدام های وحشیانه و محاکمات سرپایی- صحرایی و تیرباران های گروهی توسط خلخالی ها در ترکمنصحرا و در کردستان، سرکوب وحشیانه‍ی چمران ها در مریوان و پاوه، آدم ربایی و ترور رهبران ملی ملت ترکمن چون توماج، مختوم، جرجانی و واحدی را دربرنگیرد؟ چرا در لیست قربانیان «قتل های زنجیره ای» نام نوجوانان، زنان نوزاد در بغل و پیرمردان و افراد بی گناه ترکمن که طی دو حمله‍ی تمام عیار رژیم به ترکمنصحرا درخون خود غرق شدند گنجانده نمی شود؟ آیا کشتار عوامل تیمسار مدنی از میان شریف ترین فرزندان ملت عرب ایران از یادها زدوده شده است؟ چرا نام آن پزشکانی که در بلوچستان به جرم مرهم گذاشتن بر زخم برجای مانده از تیرهای زهرآگین چکمه پوشان رژیم بر تن و جان مردم بلوچ به جوخه های اعدام سپرده شدند، برده نمی شود؟ اصولا چرا باید از اصطلاحی بنام «قتل های زنجیره ای» برای بیان جنایات رژیم استفاده کرد که خود زمانی به قتل های غیر سیاسی چون قتل های زنجیره ای «اصغر قاتل» در دوران رضاشاه و یا قتل زنان خیابانی توسط جانیان روانی اطلاق میشده است؟ آیا بهتر نیست که در مورد مفهوم این اصطلاح که جنایات سیاسی را در حد قتل های ددمنشانه‍ی عادی می نشاند، باز اندیشی گردد؟ چرا نباید تحت نام و عنوانی مطرح شود که نشاندهنده‍ی تمامی سبعیت رژیم اسلامی از بدو استقرار و حتی قبل از آن از قتل ها باشد و ترورهای «فدائیان اسلام» و سینما رکس آبادان ...را در بر بگیرد. چرا نباید پرونده ای جنایی گشود و آنرا به مجامع بین الملل حقوق بشری و دادگاههای جنایت علیه بشریت تسلیم کرد؟
راقم این سطور بعنوان فردی که بهترین عزیزان و همرزمان و همفکران خود را در راه مقاومت و مبارزه علیه رژیم جهل و جنایت اسلامی از همان بدو انقلاب از دست داده است، از تمامی سازمانهای سیاسی که ادعای مبارزه علیه هرگونه جنایتی علیه هر انسانی توسط این رژیم را دارند خواستارم که از طبقه بندی تبعیض آمیز میان نام قربانیان این رژیم خودداری بورزند. زیرا با هیچ منطق و وجدان انسانی سازگار نیست که تفاوتی بین قربانیان این رژیم که توسط باندهای سیاه حکومتی تحت فرماندهی رفیق دوست ها، محسن رضایی ها، ابوشریف ها، خلخالی ها و چمران ها و... که در اوائل انقلاب صورت گرفته است با قربانیان لاجوردی ها و فلاحیان ها، موسوی تبریزی، املشی ها، پورمحمدی ها، اژه ای ها، یزدی ها، شاهرودی ها، قاضی صلواتی ها، مرتضوی ها و صادق لاریجانی ها و... قائل گردید. تمامی آنان جلادان و آدمکشان زنجیره ای اند که سلسله جنایاتی را با عزم ولی مطلقه‍ی خود از خمینی تا خامنه ای برای شناور ماندن نظام اسلامی بر روی دریایی از خون و اشک بهترین فرزندان ایران انجام داده اند.
در خاتمه بعنوان یک ترکمن دردمند از ترکمنصحرا اسامی بعضی از شهدای سال ۶۰ به بعد که با کمک دوستانم تهیه کرده ام را جهت تصحیح این اشتباده تاریخی در تبعیض قائل شدن بین قربانیان رژیم ارسال می نمایم!
به امید پیروزی و بهروزی ایرانیان
و برای ایرانی آزاد، دمکراتیک و فدراتیو
با احترام:
م. گنبدلی

اسامی برخی از اعدام شدگان سال های ۶۰ تا ۶۷

۱- أنین گوگلانی
۲- حالی حالی زاده (آلغیر)
٣- گورگن بهلکه
۴- مرد گلدی بیدار
۵- مهدی امینی
۶- آی محمد آق بایرامی
۷- بایرام سید قوجق
٨- عبدالله قزل
۹- ابراهیم ندیمی
۱۰- یعقوب کورد
۱۱- اراز محمد بصیری
۱۲- حمید فرجاد
۱٣- جلیل سلاق
۱۴- یعقوب ……
۱۵- بایرام مقصودی
۱۶- مصطفی خدمتکن ٣۰ ساله. از اعضای کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن
۱۷- موسی خدمتکن. سوم مرداد ۱٣۶۷. موقع دستگیری ۱۷ ساله بود. از اعضای کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن
۱٨- عبدی دلاور (آراقویی). از اعضای کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن
۱۹- اسن وزیری تورکمن (فرزند صوفی کل). از اعضای کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن
۲۰- حمید نظری- از مجاهدین خلق ایران- تهران. ۱٣۶۷
۲۱- حسن فرج بخش- از مجاهدین خلق ایران- گنبدقابوس. ۱٣۶۷
۲۲- احمد ایزدی. آزاد شهر
۲٣- حسین بای ترک. رامیان
۲۴- علی دنکوب. از علی آباد. ۲۶ ساله. بعداز ۵ الی ۶ سال اسارت در زندان گنبد برای همیشه ناپدید شده است.
۲۵- بهروز خیرخواه. از سازمان چریکهای فدایی اقلیت- گنبدقابوس
۲۵- صدرایی. ....
أنین گوگلانی را همه بیاد دارند، او همسنگر توماجها و مختومها بود. اوبطور وحشیانه شکنجه گردید، حتی جسد او را میسوزانند و عاقبت نیز نه در سرزمین ترکمن بلکه در بیابانی گم و ناپیدا در حوالی قم وتهران به خاک سپرده میشود.
از آنانی که شکنجه و اعدام گردیدند:

- شهید حالی حالی زاده
- شهید گرگان بهلکه
- شهید مرد گلدی بیدار
- شهید مهدی امینی
- شهید آی محمد آق بایرامی
- شهید بایرام سید قوجق
- شهید عبدالله قزل
- شهید ابراهیم ندیمی
- شهید یعقوب کورد
- شهید اراز محمد بصیری
- شهید حمید فرجاد
- شهید جلیل سلاق
- شهید یعقوب ……
- شهید بایرام مقصودی
                                                                  **********
در جریان جنگ تحمیلی بهمن ماه آشکار گردید که هدف رژیم خمینی فقط و فقط استقرار حاکمیت ضد مردمی و غیردمکراتیک نبود، بلکه آنان آمده بودند تا هرگونه مظاهر ملی را نابود سازند، از این میان انتخاب برخی شخصیتهای ترکمن که حتی در جریان جنگ مدافعانه نقشی نیز نداشته اند قابل شمار میباشد. در جریان سرکوب بهمن ماه ناگهان پاسداران کردکوی و بهشهر در بندر ترکمن به گشت و پیگرد میپردازند و ناجوانمردانه برخی از اهالی بندر ترکمن که در میان آنان وکلا و پزشکان ترکمن نیز کم نبوده اند به بهشهر مرکز سازماندهی سرکوب و مقر حزب الهی ها برده میشوند، در آنجا از میان دستگیر شدگان ٣ نفر به اسامی :
- شهید پرویز ایرانپور
- شهید نازدوردی نوشین
- شهید یوسف قره جه
   
          اسامی شهدای بعداز سال ۶۰ :
- مصطفی خدمتکن ٣۰ ساله. از اعضای کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن
- موسی خدمتکن. سوم مرداد ۱٣۶۷. موقع دستگیری ۱۷ ساله بود. از اعضای کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن
- عبدی دلاور (آراقویی). از اعضای کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن
- حمید نظری- از مجاهدین خلق ایران- تهران. ۱٣۶۷
- حسن فرج بخش- از مجاهدین خلق- گنبدقابوس. ۱٣۶۷
- احمد ایزدی. آزاد شهر
- حسین بای ترک. رامیان
- علی دنکوب. از علی آباد. ۲۶ ساله. بعداز ۵ الی ۶ سال اسارت در زندان گنبد برای همیشه ناپدید شده است.
- حسن وزیری تورکمن (فرزند صوفی کل). از قربانیان سال ۱٣۶۷. از اعضای کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن
- بهروز خیرخواه. از سازمان چریکهای فدایی اقلیت- گنبدقابوس
- صدرایی. ....

در تاریخ سوم مرداد ۱٣۶۷ از گنبدقابوس ۲۴ نفر را با اتوبوس به تهران جهت اعدام منتقل می کنند. از این تعداد تنها ۵ نفر بعداز طی چندین سال اسارت به منطقه بازگشتند و ۱۹ را به جوخه‍ی اعدام سپردند.
توضیح: این افراد به واحد سه بند یک اوین منتقل و بدست رئیس این بند حاج داود رحمانی و مسئولین این بند محمود ناطقیان و شهرنوش فارسی پور سپرده می شوند.  


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست