روزنامه های ایران چه می نویسند؟
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
آدينه
۱۲ آبان ۱٣٨۵ -
٣ نوامبر ۲۰۰۶
تصمیم سازی درباره چالشهای تحمیلی آینده
بدون تردید غرب حاضرنیست در تقابل با ایران وارد فاز نظامی شود
هفت نگرانی و یک پیشنهاد!
انتقاد از تصمیم دولت و مصوبه مجلس
واکنش اصولگرایان و رسانه های هوادار دولت با موج تخریب برخی شخصیتها
وعده های قدیم را فراموش کنید وحرفهای جدید را بشنوید!!
• روزنامه رسالت با عنوان: کالبدشکافی چالشهای تحمیلی دشمن نوشته است:
فارغ از توهم تئوری توطئه باید به این واقعیت اذعان کرد که نظام جمهوری اسلامی از بدو تاسیس تاکنون با چالش های تحمیلی داخلی و بیرونی فراوانی روبه رو بوده است که بنابر اقتضائات هر دوره این توطئه ها شکل و شمائی خاص داشته اند.
در دهه اول انقلاب اسلامی اقدامات دشمن در مقابله با نظام در قالب براندازی سخت تعین می یابد. در این دوره کشور شاهد جنگ تحمیلی و تحریم های اقتصادی بود.
در دو دهه بعدی توطئه های دشمن بیشتر در قالب براندازی نرم خلاصه می شود. تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی در این دوره در پیچیده ترین شکل خود، کشور را با چالشی جدی مواجه می کند.
اما اقبال گسترده عمومی به دولت اصولگرا در اواسط دهه سوم انقلاب به یک باره تمام مخیلات دشمن پیرامون پروژه براندازی نرم را از هم پاشید و نشان داد که مردم ایران هنوز اصولگرا هستند.
اما با توجه به روی کارآمدن دولت اصولگرا نباید غفلت کرد که توطئه های دیگری در راه است که طبیعتا این چالش های تحمیلی پیچیده تر از دو مرحله سابق خواهد بود. کالبدشکافی اقدامات احتمالی دشمن در این دوره حساس می تواند کشور را از موضع انفعال خارج سازد و تصمیم سازی های نظام را در یک سطح فعال تعریف کند.
اولین و عینی ترین چالش تحمیلی بر کشور موضوع مخالفت اروپا و آمریکا با فناوری صلح آمیز هسته ای است. تحریم های تسلیحاتی که گروه ۱+۵ سعی در اعمال آن دارد و یا هرگونه تحریم اقتصادی دیگر.
بدون تردید غرب حاضر نیست بر سر موضوع هسته ای در تقابل با ایران وارد فاز نظامی شود، زیرا هزینه های این اقدام بسیار سنگین است. توطئه احتمالی دیگر دشمن در این دوره که برخی از مراحل آن نیز کلید خورده است بازی با سرمایه های اجتماعی کشور است. البته این توطئه بیشتر توسط عوامل داخلی دشمن در حال اجراست. سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموعه منابع نرمی که درون یک جامعه در حمایت از سیاست های کلان وجود دارد مثل اعتماد عمومی و اعتبار سیاسی دولت. از آنجا که دولت نهم از بدو شکل گیری، افزایش و جبران آن بخش از سرمایه های اجتماعی کشور که در دوره های گذشته از دست رفته بود را در اولویت اهداف خود قرار داده است، به نظر می رسد دشمن بر همین موضوع فوکوس کند و با زیر سئوال بردن عقبه کارشناسی دولت و القأ تلقی شتابزدگی تصمیم گیری ها و رویکرد پوپولیستی دولت در میان مردم به نوعی از اعتبار سیاسی دولت بکاهد و مانع اعتماد عمومی مردم نسبت به تصمیم گیری های کلان کشور شود. در جهت خنثی سازی این توطئه در گام اول خود دولت نقش بی بدیلی را می تواند بازی کند و باید بسیاری از منافذ را مسدود نماید. این چالش که بیشتر در فاز تئوری های جنگ روانی قرار دارد متاسفانه برخی از گروه های همسو با دولت را نیز در دام خود گرفتار کرده است. بخش معظمی از این جنگ روانی سلب اعتماد از پایگاه اجتماعی دولت است. این جنگ در حالی کلید خورده است که مقام معظم رهبری بارها از عقبه کارشناسی دولت دفاع کرده اند و رویکردشان نسبت به این دولت بسیار مثبت تر از دولت های سابق بوده است.
چالش احتمالی دیگر افزایش فشارهای اقتصادی و معیشتی بر مردم است که می تواند به واسطه تحریم های اقتصادی و یا شیطنت های کانون های ثروت و قدرت معاند با نظام در داخل کشور صورت بگیرد. به هر حال با توجه به حجم توقعات به وجود آمده در میان مردم، دولت باید هم و غم خویش را مصروف کاهش این فشارها کند.
توطئه احتمالی دیگر دشمن در این دوره جنگ مجدد رژیم صهیونیستی با حزب الله لبنان و توسعه دامنه آن به سوریه و حتی ایران می باشد. به هر حال نباید فراموش کرد، اسرائیل و حامیانش پس از شکست مفتضحانه از مقاومت اسلامی در لبنان ساکت نخواهند ماند و بدون شک این زخم روزی سر باز می کند. اگر رژیم صهیونیستی بخواهد دامنه این جنگ را بگستراند شاید تحریمات تسلیحاتی ۱+۵ قابل توجیه تر باشد.
اما این وعده الهی است که و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین . کشور و نظام، این دوره را نیز با فضل و عنایت الهی و به مدد توجه صاحب امر(عج) به سلامت خواهند گذراند و رمز مصونیت در برابر همه این توطئه ها به تعبیر مقام معظم رهبری در سه فاکتور اتحاد، ایمان و به کارگیری عقل و علم خلاصه می شود.
• هفت نگرانی و یک پیشنهاد
روزنامه آفتاب با عنوان: هفت نگرانی و یک پیشنهاد نوشته است:
هرچه از آغاز به کار دولت نهم می گذرد، یک ویژگی این دولت بیش از پیش برای مردم و سیاستمداران مشخص می شود. این ویژگی چیزی نیست جز پافشاری بر تصمیمات به هر قیمت! شکی نیست که هرگاه تصمیم گیری ها بر اساس مطالعات کارشناسی کافی و با بهره گیری از همه ظرفیتهای علمی و تجربی کشور صورت گیرد، این خصوصیت، باعث سرعت پیشرفت کشور می شود. اما دلایلی وجود داردکه ثابت می کند بسیاری از تصمیمات و برنامه های دولت نهم، تنها متکی به ظرفیت محدود کارشناسی بخشی از دولت ـ و نه حتی همه دولت ـ می باشد. متاسفانه این نقیصه، هم در ارتباط با مسائل ظاهراً کوچک مانند ابلاغ ناگهانی تعطیلی چند روزه کشور مشاهده می شود و هم به برنامه ها و ساختارهایی تسری می یابد که سابقه چند ده ساله دارد.
اعلام غیرمترقبه مخالفت دولت با تغییر ساعت ـ که حدود سه دهه در موفق ترین کشورهای دنیا تجربه شده است ـ ونیز خبررسانی ناگهانی پیرامون تغییر ساختار ۶۰ ـ ۵۰ ساله برنامه ریزی و بودجه نویسی کشورنمونه هایی در این زمینه است.
البته دولت می تواند کماکان ادعا کند که همه تصمیمات اتخاذ شده، مبنی بر کارشناسی قوی است اما مردم نیز حق دارند به دلایل زیر نگران باشند:
۱ـ مردم مسائلی از قبیل گرانی مسکن، مواد غذایی، مصالح ساختمانی و بسیاری از خدمات را با گوش و پوست خود لمس می کنند، اما مسئولان عالیرتبه، با اتکا به گزارشی که از مشاوران امین خود دریافت داشته اند این گرانی ها را تکذیب می نمایند. پس مردم حق دارند که بسیاری از برنامه ها و تصمیمات دیگر را نیز متأثر از مشاوره ها و رهنمودهای همین مشاوران امین بدانند و در دقت آنها تردید روا دارند.
۲ـ محدودهٌ کارشناسی برای تصمیم گیری درمورد برخی مسائل مهم آنقدر تنگ می شود که حتی مسئول مربوطه در دولت، خواستار توقف اجرای تصمیم می شود! همانطور که اخیراً مردم، اخباری از نامه نگاری رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی با رئیس جمهور شنیدند که متضمن درخواست او برای توقف اجرای برنامه ادغام دفاتر استانی سازمان مدیریت در استانداری ها بود.
٣ـ برخی تصمیمات، اعتراض همزمان جناحهای مختلف سیاسی و صاحبان دیدگاههای گوناگون اقتصادی و اجتماعی را برمی انگیزد و جز برخی وابستگان دولت، کسی حاضر به دفاع از این تصمیمها نمی شود. تغییرناگهانی تعرفه ها یکی از نمونه هایی است که مدعای این بخش از یادداشت را ثابت می کند.
۴ـ بعضی از اظهارات و تصمیمات به گونه ای است که معمولاً بلافاصله ماشین توجیه و تفسیر به راه می افتد و عده ای ناچارند آن را به نوعی تأویل کنند تا پیامدهای منفی آن کاهش یابد. برخی اظهارنظرها در مورد مسائل خاورمیانه ونیز سخنان جدید پیرامون افزایش جمعیت، نمونه هایی است که بعضی مسئولان سیاست خارجی و یا سخنگوی دولت را ناچار به یافتن توجیهاتی نمود.
این وضعیت ثابت می کند که قبل از طرح برخی سخنان، مشاوره کافی و مطالعه دقیق انجام نشده است ومی توان از حاکمیت همین وضعیت بر برخی تصمیمات نیز نگران بود.
۵ـ افزایش سریع میزان تذکرات، انتقادات و اعتراضاتی که از سوی نمایندگان مجلس ـ بدون توجه به وابستگی های سیاسی آنها ـ ابراز می شود، نشان می دهد که کارشناسان نزدیک به سران دولت نهم، حتی در قانع کردن بسیاری از حامیان جدی دولت و رئیس جمهور نیز مشکل دارند. نمونه این وضعیت، در اظهارات احمد توکلی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی تجلی یافت که روز دوم آبان ماه جاری در نطق پیش از دستور خود گفته بود:
… به عنوان مثال، وقتی گفته می شود برای تغییرات انجام شده در سازمان مدیریت و برنامه ریزی، یک سال کارشناسی شده است حداقل باید یک ماه برای اقناع قاطبه کارشناسان که از کار دولت بی خبر هستند، تلاش می شد .
۶ـ تجربه پانزده ماه فعالیت دولت نهم نشان می دهد که بعضی از دولتمردان ترجیح می دهند از هرگونه پاسخگویی به منتقدان خودداری نمایند. شاید آنها فکر می کنند اکثر منتقدان، پس از چند بار طرح انتقاد، ناچارند موضوع را رها کنند وآنگاه با خیال راحت می توان اجرای تصمیم متخذه را دائمی کرد.
این ویژگی حتی شامل برخی مسائل می گردد که مخالفت باآن عامل اجماع نمایندگان وابسته به طیفهای گوناگون فکری درمجلس بوده است.
عدم تغییر ساعت که تذکرات مکرر نمایندگان وگزارش هشدارآمیز و مستند مرکز پژوهشهای مجلس را به دنبال داشت، تکرار وعده های استانی به رغم هشدار تعدادی از نمایندگان درمورد عدم قابلیت اجرای بسیاری از آنها وکاهش اعتماد مردم به مسئولان دولتی و نهایتاً تذکر ۱۷۰ نماینده مجلس درمورد لزوم تغییر ساعت کار بانکها و پافشاری برخی مسئولان دولتی در عدم تغییر این تصمیم، از نمونه هایی است که نشان می دهد بی توجهی به انتقادات و اعتراضات، در حال نهادینه شدن است؛ حتی اگر معترض و منتقد، اکثریت نمایندگان مجلس باشند!
۷ـ از ماههای گذشته تا روزهای اخیر، برخی از نمایندگان مجلس از تقویت بلیه ای در سیستم مدیریت کشورخبر داده اند که قبلاً کمتر مورد توجه قرار می گرفت. عبدالرضا مصری ـ که هم اکنون به عضویت دولت
درآمده است ـ چند ماه پیش درکسوت رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس، محبوبیت طلبی برخی از مسئولان را عامل تبلیغ پیرامون بعضی مسائل وموجب ایجاد مشکلاتی از جمله افزایش قیمت برخی از کالاها و خدمات دانست. دو اقتصاددان سرشناس مجلس نیز در روزهای گذشته، نگرانی شدید خود را از عوام زدگی و اقدامات پوپولیستی در تصمیمات دولت، ابراز داشته اند. این وضعیت می تواند این نگرانی را تقویت کند که تلاش برای جلب رضایت آنی گروههایی از مردم بر اقناع کارشناسان و ایجاد اجماع در صاحب نظران ترجیح داده می شود و لذا ممکن است بسیاری از تصمیم گیریها، تنها مبتنی برهمان محبوبیت طلبی باشد که وزیر فعلی رفاه به آن اشاره کرده بود. البته درآمد کلان نفتی امسال می تواند به جای استفاده در پروژه های بزرگ و سرمایه ای، در خدمت این رویه قرارگیرد.
با عنایت به موارد فوق، به نظر می رسد نمایندگان مجلس و دستگاههای صاحب نفوذ، اکنون وظیفه ای فراتر از سخنرانی و ابراز نگرانی دارند و باید برای رفع دغدغه خود و موکلان، از اختیارات قانونی خویش استفاده و اقدامات دولتی را تحت نظارت دقیق تر بگیرند. البته باتوجه به اینکه پس از ۱,۵ سال از زمان فعالیت مجلس هفتم وکمتر از سه سال از دوره مسئولیت دوره نهم باقی مانده است و از طرفی مردم به خوبی با روشهای مورد عمل این دو قوه موثر آشنا شده اند، شاید برگزاری نوعی همه پرسی برای کسب اطلاع از نظر مردم در زمینه ترجیح روش مورد عمل دولت یا آنچه توسط نمایندگان مجلس ـ که اکثریت قاطع آنها وابسته به طیف اصولگرایان هستند ـ توصیه می شود بتواند حداقل تکلیف مردم را به ۱,۵ سال آینده روشن نماید. پس از آن نیز رأی مردم در انتخابات مجلس هشتم، تکلیف همه را روشن خواهد ساخت.
• بدترین مصوبه بود
دو روزنامه کارگزاران و اعتماد ملی تصمیم دولت و مجلس را برای اختصاص ۲,۵ میلیارد دیگر برای وارد کردن بنزین مورد انتقاد قرارداده اند.
کارگزاران با عنوان: درجا زدن نوشته است:
… تصمیم دیروز دولت در مورد بنزین پوپولیستی بود… مصوبه مجلس بدترین مصوبه بود. . مصوبه مجلس مصوبه خوبی نبود… هنوز نه در دولت و نه در مجلس، هیچ اراده جدی برای حل مشکل بنزین وجود ندارد… از این تصمیم بسیار متأسفیم…مصوبه مجلس تنها در کوتاه مدت موثر خواهد بود… این سخنان و داوری را روز گذشته به ترتیب غلامرضا مصباحی مقدم، حسین آفریده، اسماعیل جبارزاده، محمدرضا میرتاج الدینی، حسن سبحانی و حمیدرضا حاجی بابایی بر زبان آوردند.
مصباحی مقدم از اصولگرایان نزدیک به راست سنتی است. حسین آفریده نماینده مستقل نزدیک به اصلاح طلبان است. جبارزاده عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران است که از احزاب نیرومند جریان اصلاح طلبی به حساب می آید. تاج الدینی از اعضای هیات رئیسه فراکسیون اصولگرایان مجلس به حساب می آید. حسن سبحانی و حمیدرضا حاجی بابایی نیز از قانونگذاران نزدیک به اصولگرایان به حساب می آیند.
وقتی چنین مجموعه ای از نمایندگان شاخص جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی از مصوبه دیروز مجلس برای ادامه وضع موجود در اقتصاد و سیاست بنزین ناراضی اند و گلایه دارند، کارشناسان و فعالان سیاسی مبهوت می مانند پس چه جریانی در داخل مجلس حاکم است که مصوبه ای عجیب و غریب رأی می آورد و اعتراض به پوپولیستی بودن مصوبه دیروز مجلس از سوی غلامرضا مصباحی مقدم و محمد خوش چهره و همچنین اظهارات روز گذشته حسن سبحانی قانونگذار قدیمی مجلس ایران و اعتراض به چنین مصوبه هایی نشان می دهد که این وضعیت نمی تواند ادامه یابد.
روزگار اقتصاد ایران در بخش انرژی در حالی ناخوش و بیمار است و نمی تواند گامی به سوی جلو بردارد که اتفاقا روز گذشته یک مجادله قدیمی درباره صنعت خودرو نیز احیا شد. روز گذشته بار دیگر عضو ارشد کمیسیون صنعت و معدن مجلس در برابر همفکر قدیمی اش ـ وزیر صنایع و معادن ـ ایستاده و تهدید کرده است در صورت تن ندادن رنو به شرایط موردنظر مجلس، برخی ناگفته های این قرارداد را فاش خواهد کرد. نکته جالب این است که اکنون در وزارت صنایع و معادن گروهی مصدر امورند که منتخب دولت فعلی اند و از نظر بینش و رفتار با امضاکنندگان قرارداد اولیه ناسازگار بوده و هستند. یکی از مهمترین قراردادهای صنعت خودرو که می توانست اندکی از مصرف بنزین را کاهش داده و از آلودگی هوا بکاهد نیز در حالی متوقف مانده است که مجلس نیز روز گذشته به خواست دولت تن داد و در جایی ایستاد که پارسال نیز ایستاده بود.
ادامه رفتار و تصمیم های پوپولیستی، گرفتاری های عجیبی به بار می آورد که احتمالاً جزو نیت ها و هدف های اصرارکنندگان بر آن نیست. پوپولیسم یک جریان گمراه کننده و بر هم زننده تعادل اجتماعی ـ سیاسی است که اگر موریانه آن در تن و جسم جامعه ای افتاد آن را چنان از درون تهی می کند که روزگاری بدتر از آن نتوان برایش تصور کرد.
• تصمیم گیری های پوپولیستی پذیرفته نیست
روزنامه اعتمادملی نیز با عنوان: آسودگی با جیب نفتی نوشته است:
با مهربانی مجلس، قضیه بنزین ختم به خیر شد، تا دولتی ها با خیالی آسوده از آسودگی صاحبان خودروهای پرمصرف، که بنزین ارزان خواهند سوزاند، از شر زحمت سهمیه بندی و چاره اندیشی برای بنزین خلاص شوند.
شاید امروز دولتمردان افسوس می خورند که کاش تلاشی را که یک شبه کلیات تصویب شده مجلس را معلق کرد تا سهمیه بندی لغو و واردات بنزین ٣۰۰ میلیون دلار افزایش یابد، دوچندان می ساختند تا همان ٣,۵ میلیارد دلار درخواستی دولت تامین می شد. دیروز مجلسی ها با عقب نشینی از مصوبه خود در پاییز پارسال و نادیده گرفتن تکلیف مصرح شده در تبصره ۱٣ بودجه سال ٨۵ برای دولت و حتی با فراموش کردن مصوبه یک روز قبل خود، خیال دولت را آسوده کردند و سهمیه بندی بنزین را که با هیاهوی بسیار بر سر صدور کارت های هوشمند یا کوپنی کردن بنزین آغاز شده بود، ملغی ساختند. اینکه چگونه دولت به راحتی از انجام تکلیف قانونی در تبصره ۱٣ سر باز می زند و در این میان مجلس نسبت به حسن انجام مصوبات خود حساسیتی ندارد، پرسشی است که باید مسئولان دولت و مجلس پاسخ گویند. چراکه براساس تبصره ۱٣ بودجه سال ٨۵، دولت مکلف به توسعه و راه اندازی حمل ونقل عمومی و گسترش این شبکه بود که ظاهرا قرار نیست این مصوبه قانونی اجرایی شود. با این حال دولت که راحت ترین و کم هزینه ترین راه را برگزیده و حتی مجلس را با توسل به ابزارهای پیدا و پنهان با خود همراه ساخته است، همچنان در ظاهر دغدغه عدالت گستری و هدفمندکردن یارانه ها را دارد، دغدغه ای که با انتخاب راهکارهایی از این دست در حد شعارهای بی پایه و اساس تبلیغاتی باقی مانده است.
با تصمیم دیروز مجلس، می توان پیش بینی کرد که اگر بودجه ۵,۲میلیارد دلاری تصویب شده برای واردات بنزین کفاف روزهای باقیمانده از سال را نکند، لایحه ای در قالب متمم بودجه یا نامی دیگر، تقدیم مجلس شود و بودجه واردات بنزین تا پایان سال را تامین کند. توجیه برای واردات بیشتر بنزین هم چندان سخت نیست، کافی است در همان روزها هم دولتی ها از اضطرار، بحران های پیش رو و رضایت مردم سخن بگویند تا دور باطل افزایش مصرف، فروش نفت، واردات بنزین، مصرف بیشتر، قاچاق سوخت و هدر رفتن سرمایه ها و منابع ملی و بین نسلی کشور همچنان ادامه یابد. رفتار دولت تاکنون نشان داده است که قوه مجریه، مجری شجاع احکام و مواد قانونی نیست اما رفتار مجلس در تصمیم گیری بر سر بنزین، به مراتب خطرناک تر از مجریانی است که آسوده ترین و سهل ترین راه را برمی گزینند. وقتی متولی قانون و قانونگذار چندان اهمیتی به تصمیم خود نمی دهند تکلیف دیگران روشن است، تصمیم گیری بر سر بنزین، با هر حرف و حدیث و گمانه زنی با ربط و بی ارتباطی پیش رفت مگر تکلیف روشن و صریحی که قانون برعهده مجریان گذاشته بود.
حال باید دید تکلیف پروژه های دهان پرکن زمان بر و پرهزینه ای که برای ساماندهی مصرف بنزین و اعمال سهمیه بندی طراحی شد و به اجرا درآمد، چه می شود؟
اگر از مردم پذیرفته شود که در برابر تصمیم گیری های عوامانه شادمان شوند، به طور قطع تصمیم گیری های پوپولیستی و اجرا نکردن قانون از قانونگذاران و مجریان پذیرفته نیست.
• واکنش در مقابل موج تخریب
روزنامه جام جم در یک گزارش خبری با عنوان: دوباره تخریب نوشته است:
موج تخریب برخی شخصیتها و مسئولان کشور که از مدتی قبل از سوی جریانهای بی نام و نشان با ادعای حمایت از دولت آغاز شده با واکنش اصولگرایان و رسانه های هوادار دولت مواجه شده است.
در تازه ترین واکنش، خبرگزاری مهر روز گذشته در تحلیلی نوشت: علیرغم توصیه اکید ومکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر عدم هر گونه فعالیت دولتمردان و وابستگان آنها و همچنین استفاده از امکانات دولتی له یا علیه کاندیداهای انتخاباتی، همسر سخنگوی دولت در نامه ای دیگر ضمن حمله شدید به نظامیانی که به اعتقاد وی براساس هوی و هوس قصد حضور در صحنه سیاست را دارند، به تخطئه برخی مسئولان نظام و نامزدهای انتخابات آینده شوراها پرداخت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات تازه خود از جمله دیدار اخیر با کارگزاران نظام و نیز در جمع نمازگزاران عید سعید فطر، موکداً از هرگونه رویکرد تخریبی در فضای انتخاباتی و حمله علیه رقبایی که براساس قانون حق کاندیداتوری دارند؛ بویژه از سوی دولت و وابستگان به دولت نهی نمودند.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است: اکنون نیز با عنایت به تاکیدات رهبر معظم انقلاب در برگزاری سالم انتخابات مجدداً یادآوری می کنیم که عدم برخورد دولت با رویه تخریب و توهین به مدیران نظام و شخصیت های انتخاباتی و غیر انتخاباتی توسط نزدیکان سببی و نسبی دولت پسندیده نیست و اگر واقعاً رئیس محترم دفتر رئیس جمهور دولت نهم را قربانی تخریب های انتخاباتی می داند خود به عنوان مجری انتخابات نباید دیگران را به همین ترتیب با تیغ قدرت اجرایی قربانی کند یا به بهانه آزادی بیان و اندیشه دربرابر قربانی شدنشان سکوت اختیارنماید.
پیش از این همسر سخنگوی دولت به مسئولانی چون رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس، رئیس جمهور سابق، رئیس سازمان صداوسیما و… چنین نامه هایی نوشت و اینک نیز با نامه ای دیگر، نظامیانی را که طبق قانون و براساس شرایط و مقرراتی خاص می توانند در انتخابات شرکت کنند، اتهام افتادن در هوی و هوس قدرت را مطرح کرده و از قالیباف شهردار تهران و سردار طلایی، فرمانده دوم سابق نیروی انتظامی تهران که اخیراً بازنشسته شده به عنوان مصادیق آن نام برده و خدمات چندین ساله آنهانیز در راستای هوا و هوس قدرت ارزیابی شده است.
خبرگزاری مهر افزود: آیا ادعای همسر سخنگوی دولت در تبعیت از مقام عظمای ولایت با عملکرد ایشان انطباق دارد؟ آیا فقط نظامیان باید تحت امر رهبر بزرگوار و صبور انقلاب باشند و حامیان و نزدیکان دولت از این قاعده مستثنی هستند.
آیا بی کفایت خواندن مسئولان محترم نظام که طبق قانون اساسی از سوی معظم له منصوب شده اند، تبعیت از رهبری است؟ اگر حضور نظامیان فقط در پادگان ها و هنگام جنگ پسندیده است، پس حضور بسیاری از اعضای ارشد دولت نهم، از جمله برخی وزرا، قائم مقام وزارت کشور و طیف زیادی از استانداران و مدیران عامل شرکتهای دولتی که از نهادهای نظامی توسط رئیس جمهور به کابینه دعوت شده اند را چگونه باید ارزیابی کنیم؟! آیا این عزیزان و امثال کسانی که در نامه خانم رجبی مورد حمله قرار گرفته اند و روزگاری همسنگر دوران پرافتخار دفاع مقدس بودند، اگر در دولت و مناصب اجرایی و خدمتگزاری مردم حضور دارند غرق در هوی و هوس شده اند؟!
خبرگزاری مهر اضافه کرد: گفتنی در خصوص این قبیل اقدامات که در روزهای گذشته نمونه های دیگری هم داشته و زیاد است. معتقدیم که ساحت ریاست محترم جمهوری از این اقدامات مبراست. لذا به عنوان هشداری جدی در فاصله ۴۵ روزه به انتخابات مطرح می شود تا بلکه با توجه خاص رئیس محترم جمهور، دکتر الهام و سایر مدیران عزیز دولت، انتخابات آینده چنان شود که شایسته دولت نهم باشد، انتخاباتی سرشار از سلامت و صحت و پیراسته از توهین و تخریب.
انتقاد خبرگزاری مهر از تخریب مدیران نظام و نامزدهای انتخاباتی بلافاصله با واکنش فاطمه رجبی روبه رو شد.
خبرگزاری مهر دیروز با اعلام این که متاسفانه خانم فاطمه رجبی مجدداً بدون ارائه پاسخ منطقی نام افراد و دستگاه های مرتبط دیگری را نیز به میان آورده اند، ضمن درج بخشهایی از نامه وی که مرتبط با گزارش موردنظر بود، اعلام کرد: با توجه به نسبت دادن اتهامات بی پایه به خبرگزاری مهر، در صورت لزوم، این خبرگزاری صلاحیت پیگیری قانونی موضوع را خواهد داشت.
فاطمه رجبی در پاسخ خود، خبرگزاری مهر را مورد حمله شدید قرار داده و آن را به عقده گشایی، جنگ علیه دولت و جانبداری از محمدباقر قالیباف متهم کرد و افزود: فرقی نمی کند که سایت مهر نیز، به تقلید از ضدانقلاب خارجه نشین و شکست خوردگان انتخاباتی و فحاشان و هتاکان مافیایی، فاطمه رجبی را با همه شناخت و آشنایی، همسر سخنگوی دولت بنامد و با این وجود پی در پی خود را حامی و مدافع دولت بخواند؟! رجبی در پایان نامه خود آورده است: خداوندا، دولت مظلوم و تنهای احمدی نژاد که جز به تو تکیه ندارد، و جز حمایت عامه ملت، ابزاری تبلیغی در دست ندارد؛ در میان امواج پرتلاطم تخریب ها در امان بدار.
• وعده ها را فراموش کنید!
نویسنده ستون طنز روزنامه آفتاب با عنوان: وعده های قدیم و حرفهای جدید نوشته است:
گاهی اوقات مرور زمان باعث می شود حرفها وگفته های گذشته از خاطر برود وحرفهای جدیدی جایگزین آن شود. مثلاً چند ماه قبل وقتی صحبت از سهمیه بندی بنزین، تازه گل کرده بود، یکی از مسئولان در توضیح و تشریح فواید این کارگفت که سهمیه بندی هیچ ضرری برای مردم ندارد و فقط از سفرهای غیرضروری آنها می کاهد. حالا چند ماهی از آن ماجراگذشته و دیگر دولت حرفی درباره سهمیه بندی نمی زند و بیشتر تمایل به واردات بنزین دارد و از طرف دیگر مجلس هم با سهمیه بندی مخالفت کرده است. از طرف دیگردولت و هوادارانش از افزایش تعطیلات دفاع می کنند که به افزایش سفرهای غیرضروری و تفریحی مردم منجر شده و طبق اعلام رسمی دراین تعطیلات، مصرف بنزین هم به شدت بالا رفته است.
با این اوصاف اگر از ما بپرسند می گوئیم وقتش است که آن حرف قبلی شدیداً تکذیب شود، همانطور که وعده آوردن پول نفت بر سر سفره ها تکذیب شد و همانطور که حرفهای گفته شده درباره هواپیمای تشریفاتی خریداری شده از فرانسه به راحتی کنارگذاشته شد و این هواپیما مورد استفاده قرارگرفت. این وسط فقط می مانند عده ای از مردم همیشه در صحنه وحیران که بالاخره نمی دانند باید به سفرهای غیرضروری بروند یا نه؟! باز هم اگر از ما بپرسند می گوییم که درحال حاضر برای تقویت دولت و تصمیمات غیرمترقبه و غیرکارشناسی، سفر رفتن بهتر از نرفتن است و البته به شرط آن که در حین سفر هیچ کس یادش نیفتد که دولت قول داده بود بن سفر به کارمندانش بدهد و به وعده اش عمل نکرد! سفر رفتن با یادآوری این وعده کار خیلی بدی است و بهتر است که ترک شود.
• گفته کنفوسیوس درباره اختلاف نظرها
پاسخ عطاء الله مهاجرانی به سخنان پاپ چنین ادامه یافته است:
کنفوسیوس گفته است، اگر مفاهیم به خوبی تعریف می شد، اختلاف از میان برمی خاست. بسیاری اختلاف نظرها از این روست که انسان ها درباره آنچه اختلاف می کنند تعریف روشنی ندارند. مثل اختلاف ساده و عمیقی که مولوی در داستان درگیری آن چهار تن بر سر مصداق انگور مطرح کرده است.
در آن تمثیل او به صورت زبان اشاره می کند، آن هم درباره یک مصداق روشن، که اختلاف تنها در صورت زبان تحقق پیدا می کند. بدیهی است وقتی اختلاف بر سر مفاهیم است. شاهد پیچیدگی بیشتری خواهیم بود. کار بزرگ سقراط به روایت افلاطون این بود که مفاهیم را تبیین می کرد و حیطه هر مفهوم را نشان می داد. مثلا فضیلت را که در آغاز مفهومی آسان به نظر می آمد می کاوید. پاپ در سخنرانی خود، از پاراگراف پنجم که بحث نسبت عقل و اراده خداوند را مطرح کرده است با بهره گیری از مفهوم لوگوس در فلسفه و عقلانیت یونانی کوشیده خدای مسیحیت را معقول و خدای مسلمانان را غیرمعقول تلقی کند. شاهدی هم که در اثبات مدعای خود دارد، این است که خدای مسلمانان جنگ مقدس ـ جهاد ـ را ترویج می کند. در بحث نسبت عقل و خداوند، واقعیت این است که پاپ به دلیل موضعی که در دفاع از نظریه تثلیث بایستی داشته باشد در موقعیتی نیست که از فلسفه یونانی ولوگوس، در حل مشکل او کاری ساخته باشد. تعریف و تبیینی که از تثلیث در میراث کلامی و نظری مسیحیت بر جای مانده است، در یک کلام تثلیث را به عنوان یک راز تلقی می کند. به عبارت دیگر می توان پرسید آیا نظریه تثلیث یک نظریه معقول است؟
بدیهی است که ارزش و اعتبار ویژه مسیح علیه السلام که در قرآن مجید به عنوان کلمه خداوند و روح خداوند مطرح شده است به این مفهوم که مسیح خداوند است، نیست. لزوما مسلمانان دچار پیچیدگی های ناشی از باور به چند خدا نمی شوند. باب شنوده رهبر دینی قبطیان مصر، کوشیده است از عناوین کلمه و روح این برداشت را داشته باشد که مسیح از دید قرآن همان خداوند است. به نکته شایسته تاملی نیز اشاره می کند. می گوید وقتی با کسی سخن می گویید، نمی توانید بگویید کلمات من با شما سخن می گوید و نه خودم! این استدلال را در مورد روح نیز مطرح کرده اند. گویی باب شنوده که از زمره حکیمان دینی و ایمانی روزگار ما است، اضافه عناوین کلمه و روح را به خداوند حقیقی تلقی کرده است. در این صورت با آیاتی مواجه می شویم که همه انسان ها خدا هستند، چون خداوند روح خود را در انسان دمیده و انسان را مطابق صورت خود آفریده است. در مورد یدالله و یا بیت الله در شناخت قرآن مجید تفاوت اساسی با کتاب مقدس وجود دارد. آن تفاوت این است که قرآن مثل منظومه ای اجزای آن یکدیگر را تبیین می کند، یفسر بعضه بعضا، در صورتی که در کتاب مقدس به دلیل تنوع زبان ها و ترجمه ها و نویسندگان و طول زمان نگارش و گردآوری، چنین هماهنگی ای میسر نیست. البته هماهنگی قرآن صرفا در بعد معنا نیست. حروف و موسیقی حروف نیز یک نظم آهنگ ویژه دارند. آیت الله معرفت، که از زمره مفاخر قرآن پژوهی در کشور ما هستند، و کتاب التمهید ایشان مهم ترین کتابی است که در دهه های گذشته در شناخت قرآن نوشته شده است، بحث جذابی درباره نظم آهنگ موسیقی آیات قرآن دارند.
نظریه توحید، عاقلانه ترین نظریه ای است که می توان از آن دفاع معقول و فلسفی کرد. اتفاقا متفکرانی که با کلیسا و مسیحیت رسمی کلیسای کاتولیک رم مشکل پیدا کردند، و برخی مثل راسل صدای مخالفت خود را با بانگ رسا اعلام کردند از جمله مشکلاتی که مطرح می کنند فهم معقول خداوند است. به عبارت دیگر این سخن مقدم بر حرف پاپ است. وقتی خداوند ذاتا غیرمعقول باشد چگونه می توانیم از رابطه او و عقل سخن بگوییم؟ پیش از این اشاره کردم که پاپ به نقطه قوت اسلام و مسلمانان یعنی دفاع عقلانی از اسلام حمله کرده است، در وضعیتی که او خود در ضعیف ترین موقعیت قرار می گیرد. بی تدبیری غریبی است! به نظر می رسد کسی که می خواهد به طرف دیگر یورش برد، می بایست بر نقطه قوت خود و نقطه ضعف حریف تکیه کند و نه برعکس.
بیش از هزار سال پیش، اصول کافی، یکی از مهم ترین مجموعه حدیثی مسلمانان و مهم ترین مجموعه حدیثی تشیع، با کتاب العقل و الجهل آغاز شده است. چند دهه بعد از تدوین اصول کافی، فردوسی در تنظیم شاهنامه حماسه جهانی خود را به نام خداوند جان و خرد آغاز کرده است و این تعبیر را اوج پرواز عقاب اندیشه آدمی تلقی کرده است: کزین برتر اندیشه بر نگذرد.
خداوند وقتی آفرینش را آغاز می کند نخست عقل را می آفریند. نخست آفرینش خرد را شناس همین مضمون را فردوسی از کتاب العقل کافی اقتباس کرده است.
مسلمان باید با بصیرت و برهان خداوند را بشناسد.
خداوند عقل محض است. این تعبیر را ابن سینا در الهیات شفا به کار برده است. این تعبیر بهترین تفسیر همان آیات ابتدای انجیل یوحناست!
و واجب الوجود عقل محض لانه ذات مفارق للماده من کل وجه و قد عرفت ان السبب فی ان لا یعقل الشئهو الماده و علائق ها لا وجوده… و کذالک هو معقول محض، لان المانع للشئان یکون معقولا هو ان یکون فی الماده و علائق ها و هو المانع ان یکون عقلا…
واجب الوجود خرد ناب است. برای اینکه گوهر او از هر بعدی از ماده بری است. دریافتی که دلیل عدم عقلانیت پدیده ماده است و وابستگی های ماده نه وجود آن…خداوند معقول محض است. برای اینکه عدم معقول بودن ماده به سبب مادی بودن و وابستگی های آن است… پاپ می گوید خدای مسلمانان غیرمعقول است و فیلسوف و حکیمی یکه، ابن سینا، می گوید خداوند خرد ناب و معقول محض است.
سخن پاپ از بعد تجربی هم برایم شگفت انگیز است. به دلیل اشتیاق و کارم، متفکران و نظریه پردازان غربی را کم و بیش می شناسم. بسیار به ندرت اتفاق می افتد در ساحتی که خبرگی ندارند وارد شوند و مهم تر از آن داوری کنند. در کشور خودمان، دو پدیده رایج است؛ همه پزشکند و همه عالم دین. برای امتحان، به چند نفری بگویید حالتان خوش نیست. حتماً تجویزهایی آماده در ذهن دارند. در مغرب زمین ظاهراً این گونه نیست. با مراقبت سخن می گویند و به ندرت داوری می کنند. چگونه میراث مهم شصت سال پژوهش و تدریس الهیات به پاپ نیاموخت که درباره دینی که بیش از هر آیین دیگری بر تعقل تکیه کرده است با دقت بیشتری سخن بگوید. دینی که پیامبرش می گوید: اذا رایتم رجلا کثیر الصلوه، کثیر الصیام فلا تباهوا به حتی تنظروا کیف عقله (روایت ۲٨ کتاب العقل کافی) به تعبیر مولوی: ذره ای عقلت به از صوم و نماز! و روایتی که مثل ستاره بر تارک حکمت می درخشد. پیامبر اسلام(ص) به امام علی(ع) توصیه کرد، وقتی می بینی مردم با انواع خوبی ها و خیرات می خواهند به خداوند نزدیک بشوند، تو با انواع عقل به خداوند تقرب بجوی.
منبع: روزنامه ی اطلاعات بین المللی
|