یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

تُنگِ آب


مجید نفیسی


• تُنگِ آبم را نمی یابم.
آن را توی مهتابی گذاشتم
تا نیمه های شب که بیدار می شوم
به غلغلِ آبش گوش دهم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۲ اسفند ۱٣۹٣ -  ٣ مارس ۲۰۱۵


 
 تُنگِ آبم را نمی یابم.
آن را توی مهتابی گذاشتم
تا نیمه های شب که بیدار می شوم
به غلغلِ آبش گوش دهم
که از دلِ پاکِ زمین می گوید.

به مولای روم بگوئید:
از تشنگی بی تابم
اما آبی نمی یابم*.
من واژه ی "آب" را چون او
به فارسی و تازی
ترکی و رومی می دانم
اما از دیدنِ رُخِ یار
در کاسه ی آب ناتوانم.

در مهتاب، سروهای تشنه
چون عابدانِ بیدار در نمازند
باشد که کاریزکَنانِ کویر
از دلِ کرکس و شیرکوه
آبی به تشنگان برسانند.

در بسترم زنی خوابیده
که از الهه ی آبها نشان دارد.
من صدای نفسهایش را می شنوم
اما سالهاست که دیگر نمی توانم
چهره ی زیبایش را ببینم
یا پچپچه ی شیرینش را بشنوم.

۲۷ اکتبر ۲۰۰۶

*- "آب کم جو، تشنگی آور بدست / تا بجوشد آب از بالا و پست" مثنوی، دفتر سوم.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست