یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

سازمان راه کارگر: گرامی باد هشت مارس روز همبستگی بین المللی زنان



اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۱۶ اسفند ۱٣۹٣ -  ۷ مارس ۲۰۱۵


هشت مارس یاد آور مبارزه زنان کارگر نساجی نیویورک، روزی است که به همت مبارزه خونین آنان در سال ۱٨۵۷ و سپس با پیگیری و تلاشهای زنان سوسیالیستی نظیر کلارا زتکین در کنگره زنان سوسیالیست اروپا در سال ۱۹۱۰ " روز جهانی زن " نام گرفت ، روزی که الهام بخش مبارزه متشکل زنان برای در هم شکستن ستم، فرودستی، تبعیض و بدست آوردن آزادی و برابری است. جامعه مرد سالار بر مبنای تقسیم جنسیتی، با نقشهای ازلی، ابدی و از پیش تعیین شده و تبعیض و ستم بر زنان ، سابقه ای به قدمت جامعه طبقاتی دارد و مبارزه علیه ستم جنسیتی از ارکان مهم مبارزات اجتماعی برای دستیابی به جامعه ای برابر، آزاد وعاری از هر گونه تبعیض می باشد.
در ایران با استقرار رژیم جمهوری اسلامی ، سازمان دادن ستم بر زن به یکی از صریح ترین و روشن ترین امور دولتی تبدیل شده است. برقراری شکل جدیدی از ستم بر زنان در ایران یکی از معرفهای شاخص رژیم است. تعمیق سرکوب زنان همواره از پیگیرانه ترین سیاستهای جمهوری اسلامی بوده که با موجودیتش عجین شده است. سیاستها ی رژیم نه تنها ساختار نظام مرد سالاری را تقویت کرده ، بلکه آنرا به دیگر ساختارهای سرکوب پیوند زده و همانند حکومتهای فاشیستی کنترل خانواده و جامعه را در دست گرفته است. این دولت و حاکمیت است که تصمیم میگیرد که خانواده باید به چه شکلی باشد و چه ترکیبی داشته باشد. چه کسی نان آور خانواده باشد، چند فرزند داشته باشند و حتی برای پیشبرد طرحهای بلند پروازانه خود در منطقه بر روی تعداد فرزندان در خانواده سرمایه گذاری میکند.
سلب حقوق زنان و محدود کردن آنان به خانه و آشپزخانه و نقش همسری ومادری پدیده جدیدی نیست. جمهوری اسلامی با سرکوب سیستماتیک زنان، تحمیل حجاب اجباری ، جدا سازی جنسی، تقلیل زنان به ابزار ارضای جنسی مردان و ماشین بچه زائی تا اسید پاشی و تیغ کشی بر روی صورت آنان ، نشان داد که از بربریت و تحجر، چیزی از برادر دوقلوی خود یعنی داعش کم ندارد و همانند بسیاری از نظامهای اقتدارگرا تنها با سلطه سیاسی و اقتصادی نمی تواند بقای خود را تضمین کند از اینرو همواره از شگردهای فاشیستی برای افشاتدن بذر وحشت در پیش بردن سیاستهای خود استفاده میکند.
از اینروست که رژیم پیاپی طرحهای ضد زن در مجلس ارتجاعی خود تصویب میکند. وضع قوانین بشدت تبعیض آمیز بویژه در سالهای اخیر همچون " صیانت از حریم عفاف و حجاب" ، طرح های گوناگون در رابطه با افزایش جمعیت ، تفکیک جنسی در محل کار که نخستین بار در شهرداری تهران به اجرا در آمد و طرح آمران به معروف و ناهیان از منکر، واگذاری اجرای آن به بسیج و الزامی بودن آن برای تمام اماکن و مراکز خصوصی یکی از تازه ترین طرفندها برای تشدید اختناق و سرکوب و وادار کردن زنان برسر دو راهی : پذیرش حجاب اجباری مورد نظر رژیم و یا خانه نشین شدن است.
اینها همه نشان از آن دارد که علیرغم سی وشش سال تحمیل قوانین بشدت ضد زن، فرهنگ سازیهای کاذب، آموزشهای دینی ارتجاعی و ضد زن در مدارس ، رژیم قادر نشده زنان ، این نیمه عصیان گر جامعه را از حضور اجتماعی وسیاسی پر رنگشان در جامعه محروم و به تبعیت از خود وادارد. روحیه سرکش و مبارزه جویانه دختران جوان ، رژیم را درمانده کرده است. زنان نقشهای اجباری مرد سالارانه و پدرسالارانه را که رژیم به آنها تحمیل میکند نفی میکنند و با به چالش کشیدن ارزشهای اسلامی ضد زن به هر شکلی که شده راه ورود و حضور به جامعه را پیدا میکنند. بعلاوه جنبش زنان ماهیتا مدرن و سکولار است، خواست روابط اجتماعی، خانوادگی و جنسی مدرن، و جهانشمول بودن حقوق زنان، خواستی واقعی است.
زنان کارگر طیف بسیار وسیعی از زنان را در جهان تشکیل می دهند، بویژه امروز با تحولاتی که در بازار جهانی در حال انجام یافتن است این زنان بیشترین سهم را از فقر، فلاکت ، خشونت، استثمار ، جنگ و آواره گی می برند و محروم ترین بخش از نیروی کار و بی حقوق ترین گروه در عرصه اجتماعی و سیاسی محسوب میشوند . در سیستم سرمایه داری ایران زنان بخش وسیعی از طبقه کارگر را تشکیل میدهند، با توجه به وضعیت فلاکت بار اقتصادی، تورم، تحریمها وبیکاری وسیع به اضافه قوانین ضد زن ، زنان اغلب با دستمزدهای ناچیز و بدون قرارداد، بدون بیمه، امنیت شغلی و در محیطی آکنده از تبعیض و نابرابری مشغول به کارهستند. با تنگ تر کردن و بستن هر چه بیشتر بازارکار هر چند محدود بر روی زنان، بازار کارغیر رسمی امکان رشد بیشتری پیدا کرده و سبب استثمار هر چه بیشتر زنان کارگر و زحمتکش در فروش نیروی کار خود با دستمزد کمتر و ناچیز تر شده است. بر طبق مطالعه ای که انجمن جامعه شناسی ایران انجام داده است : " نرخ بیکاری زنان در ۱۶ ماه گذشته سه برابر شده است، ۵۲ در صد از زنان شاغل در ایران در بخشهای غیررسمی اقتصاد کار میکنند که ۷۵ در صد از آنها از ۵ دهک پائین جمعیتی هستند، روزگاری ما با کار مزدی روبرو بودیم اما الان پدیده جدیدی به نام "جا مزدی " وجود دارد ".
اما چاره چیست؟ واقعیت اینستکه جنبش زنان ایران در ذات خود یک جنبش سیاسی و ضد حکومتی است چرا که با دولتی سرو کار دارد که تمام قوانین و نظام ارزشی اش ضد زن است. جنبش زنان برای تعیین سرنوشت خود، برای رسیدن به جامعه ای عاری از ستم و تبعیض، ابزار دیگری بجز مبارزه متشکل وسازمانیافته و مستقل ندارد. رشد و پیشروی جنبش زنان فقط با برخورداری از استقلال امکان پذیر است. جنبش مستقل زنان در راه رسیدن به جامعه ای عاری از ستم و تبعیض ، نیاز به رفتن به اعماق جامعه به درون زنان کارگر و زحمتکش و بسیج این نیروی گسترده وبه میدان آمدن همه آحاد زنان را دارد. بدون شک تحقق خواستهای زنان از مسیر مبارزه با جمهوری اسلامی میگذرد. ضمن اینکه طیف رادیکال جنبش ، آگاه است که رهایی کامل زنان ایران ، نه تنها در گرو سرنگونی جمهوری اسلامی ، بلکه همچنین در گرو پایان دادن به هرگونه تبعیض از جمله نابرابری طبقاتی میباشد .

سرنگون باد رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی
مداوم باد نبرد برای رهائی و برابری زنان
زنده بادآزادی زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر
مارس ۲۰۱۵ - اسفند ۱٣۹٣


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست