یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

ته دیگ سوخته فوتبال و یکه تازی کی روش در شهر کلاغ ها



اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه  ۱۱ آبان ۱٣۹۴ -  ۲ نوامبر ۲۰۱۵



اخبار روز - بخش ورزشی: بار دیگر موضوع کی روش و فوتبال بی صاحب ایران فضای رسانه ها را اشغال کرده و در نگرشی تازه خبرگزاری ایسنا و روزنامه اعتماد بر کی روش تاخته اند. هر چند مطلب ایسنا را می توان انعکاس نظرات وزارت ورزش تلقی کرد زیرا تعدادی از خبرنگاران این خبرگزاری روابط نزدیکی با وزارت ورزش دارند. اما علی عالی در اعتماد فارغ از این دسته و آن دسته نوشته ای را روی سایت این رسانه برده که دیدگاهی منطقی در نقد کی روش و فوتبال ایران را بیان می کند. اینک موضوع فقط کی روش نیست بلکه وضعیتی است تاسف بار که بر فوتبال ایران حاکم شده و به واقع مرزهای اخلاقی و انسانی و معرفتی را در قلمرو فوتبال شکسته و در حال از بین بردن است.
آن چه در پی می آید نخست مطلب علی عالی در اعتماد است و سپس بیانیه عجیب کارلوس کی روش است که می توان گفت در دنیای فوتبال بندرت سابقه داشته که سرمربی تیم ملی کشوری این چنینی رفتار کند و مرز و حدودی برای وظایف خود نشناسد و فدراسیون فوتبال را تحت سیطره و قدرت خود قرار دهد. از طرفی بیانیه باشگاه استقلال نیز در نقد کی روش جالب است که در زیر آمده است.
در حاشیه مصاحبه‌های آتشین «کارلوس کی‌روش» که فوتبال ایران را به‌چالش کشیده است

لاف عقل و گله نقد
علی عالی
نکته: احتمالا این متن برای آقای کی‌روش ترجمه می‌شود. تنها به‌قصد یادآوری می‌نویسیم که نه پدرخوانده و پدرخوانده‌ها نقشی در نگارش این مطلب دارند و نه قصد جانبداری از فرد یا جریانی را داریم. هدفِ ما تنها حفظ «منافع فوتبال» است که کارگزاران فوتبال ایران آن را فراموش کرده‌اند.
از ابتدای انقلاب تا به امروز، هیچ سرمایه‌گذاری‌ای توسط کشورهای خارجی در ایران انجام نشده است. سرمایه‌گذاری به این معنا که مثلا شرکت پژو هیچگاه حاضر نشد عضو هیات‌مدیره یک کارخانه تولیدی در ایران شود. این شرکت‌های خارجی محصولات تولیدی خود را تنها به قصد فروش به ایران صادر کردند. حتی در هیچ سرمایه‌گذاری مبتنی بر توسعه منابع داخلی ایران مثل راه‌سازی و راه‌آهن و... هم حاضر به سرمایه‌گذاری نشدند. در این میان فقط شرکتی ترکیه‌ای برای احداث فرودگاه امام‌خمینی حاضر به سرمایه‌گذاری شد که آن هم بعد از چند ماه فعالیت از ایران اخراج شد و درمقابل ایران هم مجبور به پرداخت غرامتی سنگین به آن شرکت شد. پس یک نکته را نباید از یاد ببریم: مدیران ایرانی تصور نادرستی از مشارکت «طرفِ خارجی» دارند. آنها تصور می‌کنند که علم را وارد کشور کرده‌اند و غافلند از اینکه در این فرآیند به علم «کپی» شده دست پیدا کرده‌ایم و «دانشِ فنی» را وارد کشور نکرده‌ایم. ایران ۱۱۰ سال است که از نعمت نفت و درآمد حاصل از فروش آن بهره‌مند است اما همچنان تجهیزات نفتی مورد نیاز ایران، از کره‌جنوبی می‌آید که نه نفت دارد و نه فرآورده‌های نفتی تولید می‌کند. این اشارات از آن رو بود که کارلوس کی‌روش و مخاطبانِ این یادداشت از نوع نگاهی که در ایران نسبت به «طرف خارجی» وجود دارد، آگاه شوند. واقعیت این است که نسبت کی‌روش و فوتبال ایران هم دور از این نگاه نیست. کارلوس کی‌روش برای فوتبال ایران «کپی فوتبال روزِ دنیا» را به‌ارمغان آورده است. تیمی دارد که با وجود همه کمبودها توانِ جنگیدن دارد اما آیا کی‌روش به فوتبال ایران آمده است تا این «کاریکاتور» را بدون نتیجه‌ای مشخص و بدونِ دورنمایی روشن از آینده تاریک و غبارآلود فوتبال ایران، برای‌مان به‌نمایش بگذارد؟ همین می‌شود که عدم‌نتیجه‌گیری فوتبال ما در جام‌جهانی و جام ‌ملت‌های آسیا –که روند شکلی تیم‌ملی، تیم‌تر از هر باشگاه ایرانی در این سال‌ها بود- به‌چشم نمی‌آید و اقلیت شریفی که می‌پرسند «خب؟ که چه؟ چه‌چیزی به فوتبال ایران اضافه شد؟»، صدای‌شان با کمک پروپاگاندای رسانه‌ای خاموش می‌شود. در جامعه‌ای که نظم مدیریتی و اخلاقی وجود ندارد، صحنه توهینِ کی‌روش- به عنوان ژنرال سربازهای کشور ایران- به سرمربی تیم‌ملی کره بعد از صعود به جام‌جهانی هم می‌شود «نماد غیرت»، صحنه کنترل سرمربی تیم‌ملی توسط یک بازیکن برای برخورد با داور مسابقه در جام‌ملت‌های آسیا می‌شود «نماد غرورملی» و اصرار، قهر و نیامدن او به ایران برای دریافت مطالباتش از پول بلوکه شده فوتبال ایران در فیفا هم می‌شود «حرفه‌ای‌گری» و مصاحبه علیه هر فرد و هر مسوول و هر جایگاهی که نقض محرز قرارداد است، می‌شود «مدیریت». تاسف‌آور این است که هنوز بعد از سال‌ها نمی‌دانیم «حق‌مان» در مقابل «طرف خارجی» چیست و چون نمی‌خواهیم یا قادر نیستیم اتفاقات گذشته را کنار هم بگذاریم و بررسی عمیقی از آنچه روی داده است داشته باشیم، مقابل پدیده‌هایی مثل «کی‌روش»، هیجانی رفتار می‌کنیم. تلقی اشتباه ما از غیرت، غرورملی، مدیریت و حرفه‌ای‌گری موجب شده تا برخی چهره‌ها را «قدیس» بدانیم و برخی دیگر را «ابلیس» و در این میان راهی به رهایی گشوده نیست.
هیچگاه هم عزم جزم نکردیم تا علت این سفید و سیاه‌بینی تاریخی‌مان را واکاوی کنیم. این تنبلی یکی از دلایل عدم‌توسعه کشورمان هم هست. نه اینکه «نمی‌توانیم» این کار را بکنیم، بلکه «نمی‌دانیم» باید چه کنیم و بسیاری بر موج همین ندانستن‌های ما ‌سوار می‌شوند و منافع فوتبال ایران (بخوانید منافع جامعه ایران) به‌راحتی از دست می‌رود.
حالا کی‌روش که منتقدانش را به «بازی رسانه‌ای» متهم می‌کند، بیشترین بهره‌برداری از بازی رسانه‌ای را در همین دوهفته انجام داده است. او حالا در انجام مصاحبه‌ «حاتم بخشی» می‌کند و گویی که اصلا همانی نیست که پیشتر در انجام مصاحبه، خسّت داشت. او که متهم می‌کند «مشارکت در راستای حمایت از تیم ملی در واقعیت صفر بوده است» از مشارکت خود در توسعه فوتبال و تدریس و آموزش در فوتبال ایران بگوید که چرا بخشی از «دانش فنی» خود را در اختیار فوتبال ایران قرار نمی‌دهد. و سخن مهم‌تر با آقای کی‌روش؛ شما از همه دعوت کرده‌اید که «دیگر ماسک‌هایتان را‌بردارید»، آیا بهتر نیست شما هم ماسکی را که یکی از اعضای هیات‌رییسه فدراسیون مقابل صورت‌تان قرار داده و برای به دست آوردن صندلی «ریاست» با گزینه «اعتبار اجتماعی کارلوس کی‌روش» بازی می‌کند، کنار بزنید و در همان برنامه ۹۰، صادقانه با مردم ایران و یک‌بار برای همیشه مسائل‌تان را در یک «مناظره آزاد» بیان کنید تا این گرد و غبارهایی که از طرف شما و رقیبان‌تان که تنها به یک یا دو نام محدودشان کرده‌اید، بلند شده دیگر فرو نشانده شود؟ لطفا به تحقیرِ ملی فوتبال ایران پایان دهید که همه شما کارمندان فدراسیون فوتبال ایران و خادمان مردم ایران هستید. می‌خواهید کفاشیان باشید یا کی‌روش، اسلامیان یا اسدی، تاج یا هر فردی که داعیه «مدیریت» دارد.

کی روش در بیانیه اش تاکید کرد؛
رحمتی هیچ شانسی ندارد
انتخاب اسدی هدیه‌ای در تاریکی بوده است!

سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در واکنش به درخواست دوباره دعوت از سیدمهدی رحمتی به تیم ملی اعلام کرد افرادی که از بُعد شخصیتی مردود شوند هیچ شانسی برای بودن در کنار وی ندارند.
به گزارش خبرنگار مهر، کارلوس کی‌روش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران به صحبت‌های علیرضا اسدی دبیرکل فدراسیون فوتبال درباره لزوم دعوت از سید مهدی رحمتی به تیم ملی، گفت: معیار انتخاب‌های من همیشه بنا بر دو مطلب اصلی بوده است: ۱- شخصیت ۲- استعداد
وی افزود: ۱- افرادی که از بعد شخصیتی مردود شوند هیچ شانسی با من ندارند، حتی اگر درون زمین استعدادشان را نشان دهند. ۲- متاسفانه انتخاب علیرضا اسدی در فدراسیون فوتبال نیز بنابر معیار شخصیت و استعداد نبوده است. انتخاب ایشان هدیه‌ای در تاریکی بوده است.
پس از درخشش سیدمهدی رحمتی در تیم ملی ایران، علیرضا اسدی دبیرکل فدراسیون فوتبال اعلام کرد این دوازه‌بان باید به تیم ملی دعوت شود زیرا یک اسطوره است.
کی روش که بیانیه اش را در دو بخش و با فاصله زمانی در اختیار رسانه ها گذاشت، در بخش اول بیانیه اش آورد:
«چرا من، کارلوس کی‌روش نباید در برنامه ۹۰ رودروی علیرضا اسدی مناظره کنم؟
۱- به خاطر اینکه تاکنون ایشان تصمیم به بازی در پشت پرده و در تاریکی گرفته اند و با استفاده از بازیکنان دیگر در خط اول سعی در نشانه گرفتن انگشت اتهام به سوی افراد داشته‌اند.
۲- به خاطر اینکه علیرضا اسدی فردی است که با چتر نجات و با لطف یک دوست به فدراسیون فوتبال آمده است. حضور ایشان در فوتبال با استحقاق، اعتبار و بر مبنای ارزش نبوده و به خاطر همین هم اشاره کردم که ایشان توسط چترنجات و برای لطف شخصی به شخص دیگر وارد فدراسیون فوتبال شده است.
۳- بنده سرمربی تیم ملی ایران هستم و قبل از ورود به اینجا در ۲ مقطع مختلف سرمربی تیم ستارگان فوتبال دنیا بوده‌ و دو بار توانسته‌ام به قهرمانی جهان برسم و دو بار قهرمانی در اروپا و یک بار هم قهرمانی در باشگاه‌های اروپا را تجربه کرده‌ام، قهرمانی‌های مختلفی را در انگلیس، پرتغال، اسپانیا و ژاپن داشته‌ام و توانسته‌ام سه مرتبه تیم‌های ملی مختلف را به جام جهانی هدایت کنم. چرا بنده باید در یک مناظره (بازی) مقابل فردی تفرقه انگیز و از نظر فوتبالی کاملا آماتور شرکت کنم؟ اگر شما می‌خواهید در زمین مناسب (فدراسیون فوتبال) این بازی را انجام دهید، می‌توانید با حضور افراد مصلح و مناسب که شخص رئیس فدراسیون و اعضای هیات رئیسه هستند، این بازی را با من انجام دهید.
شکی نیست که از این پس دو گزینه روی میز داریم. یا طرز تفکر و فلسفه کارلوس کی‌روش که فلسفه‌ای برنده، مدرن و استراتژیک و رو به جلو برای آماده‌سازی آینده و رقابتی افتخارآمیز است و گزینه دیگرمان گزینه‌ای است به روش‌های علیرضا اسدی که با جانبداری، تفرقه انگیزیی و ایستایی از طرف دوست ایشان مورد حمایت قرار گرفته تا بتواند با ایجاد توجیهات، بهانه‌ها و همینطور اشک‌ها و سرزنش‌ها رقابت کند. اکنون زمان این است که شما مسیرتان را برای حرکت رو به جلوی فوتبال ایران انتخاب کنید.
۴- پس از انتخاب علیرضا اسدی از سوی وزارت ورزش که جایگزین مهدی محمدنبی شد، چه حمایت‌هایی از فوتبال صورت گرفت: تجهیزات، صفر. حمایت‌های مالی، صفر. کمپ تیم‌های ملی، صفر. مرکز تخصصی فوتبال، صفر. زمین تمرینی، صفر و در ازای آن تفرقه در فدراسیون فوتبال در حد عالی و شبهه افکنی و گمانه‌زنی در سطح اول جهانی و متاسفانه در فدراسیون فوتبال هم اتفاق می‌افتد. علیرضا اسدی می‌تواند یک کار فوق‌العاده در فوتبال انجام دهد و آن این است که ناپدید شود.
به من یک مربی نشان دهید که برای تیم ملی فوتبال کشور شما تک و تنها مقابل تیم‌هایی چون قطر، بحرین، کره‌جنوبی و عراق جنگید، آن هم در شرایطی که افرادی چون شما خودشان را پنهان کردند. این کاری بود که بنده با کمال افتخار با آنچه در توان داشتم تا سر حد جان انجام دادم. با احترام، کارلوس کی‌روش.
آخرین پرسشم از علیرضا اسدی این است که شما به عنوان دبیرکل زمانی که مربیان، بازیکنان، کادر پزشکی و اداری در حال فعالیت و زحمت پرشمار برای تیم ملی بودند و بدون دریافت مبلغی کار کردند، کجا بودید؟ بدون دریافت حقوق برای ماه‌ها؟ لطفا یک قدم شگفت انگیز برای ما بردارید و ناپدید شوید و مطمئنا این خدمت بسیار بزرگی برای فوتبال خواهد بود.
علیرضا اسدی، فکر می‌کند چه شخصی است که در حال حاضر خود را متولی اخلاقگرایی و حقایق می‌داند. ایشان فکر می‌کند که چه شخصی این وظیفه را به او داده است. آقای اسدی! شما باید خود را متعهد به وظایف و وفادار به رئیس فدراسیون‌تان، اعضای هیات رئیس، تیم ملی و فوتبال ایران بدانید. حرمت شخصی که جایگاه دبیرکلی فدراسیون را به شما داده، باید نگه دارید.
باز هم می‌خواهم تکرار کنم همانطور که در قبل به شما گفتم اگر اعتقاد دارید بنده شخص مناسب برای انجام این کار نیستم، جسارت لازم برای مطرح کردن رودررو و گفتن این مطلب که می‌بایست برای من جایگزین بیاورید، را داشته باشید، همانگونه که با دبیرکل پیشین این کار را انجام دادید. بر خلاف آنچه شما اشاره کرده‌اید، تمامی این صحبت‌ها، واقعیات و حقایقی است که بنده طبق وظیفه‌ای که بر دوش دارم مطرح می‌کنم و هیچ گونه سناریو یا سناریونویسی در کار نیست.
درگیری‌های لفظی کی‌روش با اسدی این روزها اخلاق را هم شرمنده کرده است. بیانیه پشت بیانیه و انتقاد پشت انتقاد. یک سوال. آیا هیچ کس در این کشور نیست که یک بار برای همیشه به این بی‌حرمتی‌ها و جنگ با اهداف شخصی پایان دهد؟

به دنبال بیانیه کی‌روش علیه مهدی رحمتی
باشگاه استقلال: کی‌روش پایش را از گلیم خود فراتر گذاشته است

باشگاه استقلال تهران با انتشار بیانیه‌ای نسبت به اظهارات و بیانیه اخیر کارلوس کی‌روش علیه مهدی رحمتی شدیدا واکنش نشان داد.
به گزارش ایسنا به نقل از سایت باشگاه استقلال، "در پی اظهارات غیرمسئولانه کارلوس کی‌روش درباره مهدی رحمتی کاپیتان استقلال و عدم مدیریت لازم در برخورد با وی در فدراسیون فوتبال، باشگاه استقلال بیانیه‌ای را صادر کرد. متن بیانیه به شرح زیر است:
سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در طول یک هفته‌ای که پشت سر گذاشته‌ایم چندین و چند مصاحبه انجام داده و بیانیه‌های متعدد صادر کرده است؛ مصاحبه‌ها و بیانیه‌هایی که با تندترین الفاظ نگاشته و به زبان آورده شده است. توهین، تحقیر، از بروز عصبانیت گرفته تا خشم، گویا کی‌روش این روزها بیش از هر زمان دیگری به آن چیزی شبیه شده که خودِ واقعی اوست.
کارلوس کی‌روش مدتهاست که ارکان مختلف فوتبال ایران را از جمله دبیرکل فدراسیون، بازیکنان و مسئولان ورزش کشور را به تمسخر گرفته و متاسفانه هیچگاه او خودش را ملزم به پاسخگویی ندانسته است. او در آخرین اظهاراتش در مورد کاپیتان استقلال مطالب سخیفی را در ساعاتی از شب و با محتوای عجیب عنوان کرده که باعث تعجب از احوال کی‌روش و رنجش میلیون‌ها تن از هواداران استقلال شده است.
سرمربی تیم ملی می‌تواند از نظر فنی یا سیستم مد نظر خودش بازیکنی را دعوت یا از بازیکنی چشم پوشی کند اما حق توهین به شخصیت هیچ بازیکنی را ندارد. آیا این همه حاشیه و بیانیه و توهین مستقیم آن هم با چنین ادبیاتی نشان از شخصیت کی روش است؟ شاید بتوان گفت کی‌روش متاسفانه این بار پس از درخشش مهدی رحمتی دیگر بهانه فنی را برای عدم دعوت از او بلاموضوع دیده و در تنگی قافیه گرفتار شده و شعری بی قافیه سروده است و متاسفانه به تخریب شخصیت رحمتی روی آورده است که همین شیوه، تصور قبلی از اصولگرا بودن او را به شدت زیر سوال برده است و حتی کسانی که تا به حال تصوری از اصول کی روش داشتند حالا تا حد زیادی در این موضوع دچار تردید شده‌اند. در حقیقت کی‌روش با توهین‌هایش، خودش و انگیزه‌هایش را زیر سوال برده و مردود کرده است. به عبارت دیگر شعور اجتماعی و اخلاق انسانی حکم می‌کند که به عنوان یک مهمان خارجی به ایرانی و فرهنگ ایرانی احترام بگذارد. حضور کی‌روش در تیم های بزرگ اروپایی نه تنها برای وی شخصیتی ایجاد نکرده بلکه توهم بزرگ آن، ایشان را احاطه کرده است.
با تمام احترامی که برای جایگاه سرمربی تیم ملی ایران قایلیم اما کی روش پایش را از گلیم خود فراتر گذاشته و لقمه‌ای بزرگ تر از دهان خود را برداشته است.
اکنون زمان آن فرا رسیده که بدانیم رفتارهای عوامفریبانه این فرد مثل به دست گرفتن پرچم ایران و یا درگیری با مربی تیم حریف و یا داور مسابقه همگی زشت و ناپسند بوده و خیلی از ما فقط به خاطر عرق ملی چشمهای‌مان را به روی واقعیت بستیم.
از فدراسیون فوتبال و کارلوس کی روش انتظار می‌رود اظهارات سخیف سرمربی تیم ملی را تکذیب یا پس گرفته و از باشگاه، سید مهدی رحمتی و هواداران میلیونی استقلال پوزش بطلبد. در صورت ادامه این گونه صحبت ها و بکاربردن ادبیات ناشایست از سوی سرمربی تیم ملی، باشگاه استقلال ضمن پاسخگویی و برخورد قانونی با این گونه هتاکی‌ها، ملی پوشان خود را در اختیار این گونه شخصیت ها قرار نخواهد داد!
اگر چه به نظر می رسد که پشت هیاهوی روزهای اخیر سرمربی تیم ملی تاکتیکی نهفته است که قصد دارد بهانه‌هایی را برای خروج از تیم ملی ایران فراهم کند.
اظهارات کی روش درباره رحمتی آنجا شگفت انگیز است که به نظر می رسد برای انتخاب بازیکنان توسط سرمربی تیم ملی ، فاکتور سومی هم دخیل است که آن را رحمتی اجرا نکرده است !
هنگامی که گفته می شود رحمتی شخصیت لازم برای حضور در تیم ملی را ندارد، عملا به ده ها مربی ایرانی که نظر مخالف سرمربی تیم ملی را دارند، توهین شده است. یادمان نمی رود مربیان بزرگ و با شخصیتی مانند علی دایی، حسین فرکی ، غلامحسین پیروانی و افشین قطبی یا برانکو ایوانکوویچ در تیم ملی بعنوان سرمربی با سید مهدی رحمتی کار کرده اند و همگان از شخصیت وی به نیکی یاد کرده‌اند.
تعریف شخصیت در ایران به اصالت، نوع رفتار، برخورد و گفتار انسان است نه مسایل مالی و ... . البته شاید در کشور موزامبیک واژه شخصیت معنای دیگری دارد؟!
امروز از نگاه هواداران میلیونی استقلال، شایستگی سرمربیگری تیم ملی ایران توسط کارلوس کی روش به دلیل توهین به اسطوره و کاپیتان استقلال مورد تردید واقع شده و از نظر شخصیتی این کی روش است که در حوزه اخلاق و شخصیت و ادبیات مردود شده است".
صبح امروز کی‌روش در بیانیه‌ای درباره امکان حضور مجدد مهدی رحمتی در تیم ملی بیانیه‌ای به این شرح صادر کرده بود: "معیار انتخابهای من همیشه بنا بر دو مطلب اصلی بوده است: ۱- شخصیت ۲- استعداد
۱- افرادی که از بعد شخصیتی مردود شوند هیچ شانسی با من ندارند، حتی اگر درون زمین استعدادشان را نشان دهند.
۲- متاسفانه انتخاب آقای اسدی در فدراسیون فوتبال نیز بنابر معیار شخصیت و استعداد نبوده است. انتخاب ایشان هدیه ای در تاریکی بوده است."


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست