اسناد پاناما، قطرهای از اقیانوس مملو از فساد سیستم سرمایه داری؟ - حسن رحمان پناه
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
آدينه
۲۰ فروردين ۱٣۹۵ -
٨ آوريل ۲۰۱۶
روز یکشنبه ٣ آوریل ٢٠١٦ ، ۱۱ میلیون و٥٠٠ هزار سند مربوط به شرکت حقوقی "موساک فونسکا" که یکی از مخفی کارترین شرکتهای دنیا تلقی می شد و در کشور کوچک "پاناما" در آمریکای مرکزی فعالیت میکند، منتشر شد. این اسناد شامل اطلاعاتی پیرامون ایجاد و فعالیت بیش از ٢٠٠٠ شرکت فراساحلی در مدت زمان ٤ سال گذشته است. اسناد پخش شده توسط مجموعهای روزنامهنگار به نام گروه "آی سی آی جی"منتشر شد که بیش از یک سال است برروی این اسناد فعالیت میکنند. بیش از ١١٠رسانه مختلف و معتبر جهانی در کشورهای جداگانه به انتشار نتیجه تحقیقات این گروه مبادرت کردند که جنجال و سروصدای زیادی در سطح جهان به همراه داشته است.
بنا به گزارشات منتشر شده ،آنچه به "اسناد پاناما" معروف شده است این اقدام با همکاری ١٠٠ موسسه خبری و نزدیک به ۴۰۰ روزنامهنگار از ۸۰ کشور مختلف جهان که اقدام به افشای میلیون ها سند محرمانه کردهاند، ممکن شده است . "اسناد پاناما" نشان می دهد که شرکت "موساک فونسکا"، به مشتریان خود کمک کرده تا داراییشان را پنهان و در واقع به پول شویی مبادرت ورزند و از پرداخت مالیات فرار کنند. این رسوایی پای بسیاری از رهبران دولت های فاسد سرمایهدای ، صاحبان ثروت و قدرت و از جمله فوتبالیست های شناخته شده را نیز به گنداب تقلب و دروغگویی کشانده است. طبق گزارشات منتشر شده در اسناد فوق، حدود ٢١٤ هزار شرکت و ٥٠٠ بانک، که حدود ٤٠ سال را شامل می شود، بویژه شرکت های برون مرزی، یکصد و چهل سیاستمدار و حداقل حاکمان و مسئولین رده بالای ۱٢ کشور جهان از جمله ایران، عربستان سعودی، ایسلند، سوریه، آرژانتین، روسیه، سوئیس، اوکراین، چین، گینه، آلمان، انگلستان در این شبکه پولشویی نقش داشتهاند.
به نوشته روزنامه آلمانی "زوددویچه زایتونگ" این مدارک که به "برگههای پاناما" معروف شدهاند توسط گروهی از خبرنگاران تحقیقی "آی سی جی آی" منتشرشده " که برای دست یافتن به این اطلاعات ایمیلهای مربوط به بیش از ۴۰ سال گذشته و جزئیات گذرنامههای افراد زیادی دسترسی یافتهاند که ردیابی پولشوییهای افراد سرشناس از دهه ۱۹۷۰ قرن بیست تا بهار ۲۰۱۶ قرن ٢١ را مورد بررسی و پیگیری قرار دادهاند".
گروه "آیسیآیجی" اظهار داشته که در "برگههای پاناما" نام ۷۲ نفر از سران سیاسی کنونی یا سابق کشورها و شرکت های وابسته به آنان از جمله " محمود احمدی نژاد رئیس جمهور اسبق ایران، ملک سلمان پادشاه کنونی عربستان، حسنی مبارک رییس جمهور سابق مصر، معمر قذافی دیکتاتور مقتول لیبی، ولادیمیر پوتین رییس جمهور کنونی روسیه، پاولو لازارنکف نخست وزیر سابق اوکراین، پترو پرشنکوف رئیس جمهور فعلی اوکراین، گونلاگسون نخست وزیر ایسلند، بشار اسد رئیس جمهوری فعلی سوریه، یان کامرون پدر دیوید کامرون نخست وزیر فعلی بریتانیا، لیونل مسی بازیکن فوتبال و ... وجود دارد. اطلاعات دیگری که از "اسناد پاناما" منتشر شده استفاده دولتهایی از جمله "سوریه، کره شمالی و زیمبابوه از تسهیلات ارائه شده توسط شرکت موساک فونسکا برای دور زدن تحریمهای بینالمللی بوده است".
واکنش ها به "اسناد پاناما"
عکس العمل به اسناد منتشر شده متفاوت بوده است. دولت روسیه به منظور تبرئه رییس جمهور این کشور و نزدیکانش که در رآس بخشی از مافیای جهانی قرار دارند "آنرا اقدام سازمان سیاه نامید". دولت چین که نام مسئولین و نزدیکان رییس جمهورش در لیست این اسناد است "هرگونه اطلاع رسانی در مورد آنرا ممنوع کرد". نخست وزیر ایسلند که از متهمان این لیست است بعد از مقاومت های اولیه در تبرئه خود، بر اثر فشار افکار عمومی کشورش ناچار به استعفا گردید. "دیود کامرون" نخست وزیر بریتانیا که نام پدرش و شرکت تحت مسئولیت آن در لیست است، در صدد "تبرئه خود و خانوادهاش" برآمده، اما فشارها علیه نامبرده جهت انتشار جزئیات وضعیت مالیاتی خود و اعضای خانوادهاش افزایش یافته است. در ایران که بسیاری از مسائل و رویدادها چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، تحت کنترل سپاه و بیت رهبری است و تشدید جنگ جناحها بویژه در ماههای اخیر نیز عمیق تر شده و همچنین وجود سانسور شدید و بریدن زبان منتقدین و عدم وجود مطبوعات آزاد و غیرحکومتی، این خبر و دزدی از "بیت المال مستضعفین" نیز تحت الشعاع آن قرار گرفته است. جناح رفسنجانی و روحانی قصد دارند نظام فاسد و چپاولگر جمهوری اسلامی را تبرئه و محمود احمدی نژاد رییس دولت نهم و دهم و همراهان نامبرده را به فعالیت اقتصادی مخفیانه، پولشویی و فرار مالیاتی متهم کنند. این حقه و شیادی اسلامی در شرایطی صورت میگیرد که اکثریت عظیم اقتصاد و بانک ها در ایران تحت کنترل مافیای بیت رهبری و نهادهای وابسته به آن، "ستاد اجرایی فرمان امام" که "رویترز" ٣ سال قبل ثروت قابل شمارش آنرا حدود ١٠٠ میلیارد دلار برآورد نمود، سپاه پاسداران و بنیاد مستضعفان، استان قدس رضوی و دهها نهاد مافیایی دیگر قرار دارد، آشکارا و بدون شرم حضور از مردم زجرکشیده ایران که رنج کار و عرق جبین آنان را در نهادهای تحت کنترل خود بدون پرداخت مالیات و حساب و کتاب و تنها با طلاع "آقا" و "برادران قاچاقچی خودمان" (تشر احمدی نژاد به همپالگیهایش در سپاه پاسدارن) و بدون نیاز به افشاگری روزنامهنگاران غیر حکومتی و انتشار "اسناد پاناما" حیف و میل و سرمی کشند و غم هم به ابرو نمی آورند، نامشان در "اسناد پاناما" نیست، اما از بزرگترین مافیاهای اقتصادی در سطح جهان هستند. پرونده قطور بابک زنجانی میلیاردر زندانی محکوم به اعدام که سیستم قضایی رژیم قصد وارونهنگری و قربانی کردن این عنصر تبهکار را به جای رۆسا و آقازادههای مسئولش را دارد، در رشوهدادن، پولشویی و فرار مالیاتی که از نورچشمی های سران حکومت بود، نیازی به توضیح ندارد. بنابراین لزومی به وجود اسم احمدی نژاد در "اسناد پاناما" نیست، زیرا همه سران و رهبران جمهوری اسلامی دزد، قاچاقچی، پولشو و در رآس مافیای دولتی و شخصی قرار دارند و این حقیقت از چشم مردم ایران و حتا جهان نیز پنهان نیست.
تمرکز سرمایه، فساد نهادینه شده و تقابل مطبوعات مستقل؟
در جهان کنونی سرمایهداری، مطبوعات را رکن چهارم "دمکراسی" می نامند. تردیدی در این نیست که سه ارکان اصلی دیگر قدرت، قوه مقننه، قوه قضائیه و قوه مجریه در خدمت دولت طبقاتی سرمایهداری و سیستم استثمارگر آن قرار دارند. سرمایه که تضمین ادامه حیات و خودگستردگی آن در استثمار شدید نیروی کار کارگر و اندوختن ارزش اضافی حاصل از آن است، تنها با در اختیار گرفتن ٣ نهاد بیان شده رضایت نمی دهد. کنترل بر آموزش و پرورش و تسخیر افکار عمومی جامعه، در اختیار گرفتن کانال های اطلاع رسانی و بویژه مطبوعات و تلویزیون یکی دیگر از عرصههای مهم و اصلی در جهت خدمت به سه نهاد یاد شده دیگر و خدمت به کل نظام و سیستم طبقاتی استثمار اکثریت جامعه توسط اقلیت آن است. اما در طرف مقابل هم، مبارزه برای به دست گرفتن ٣ قدرت مورد اشاره یا به عبارت دیگر "تصرف قدرت سیاسی" که نبرد طبقاتی بر مبنای آن شکل گرفته و موتور محرکه تا کنونی تاریخ بوده و عامل اصلی درهم پیچیدن مناسبات تولیدی و طبقاتی ماقبل سرمایهداری است، با اتکا به اگاهگری و اطلاع رسانی که حاصل آن سازماندهی انسان اگاه و طبقه کارگر و ستمکش برای خودرهایی است، مطبوعات و روشنگری، بویژه در عصر جهانی شدن سرمایهداری نقش مهم و به سزایی دارد. به عبارت دیگر این تنها سرمایه نیست که از ابزار اطلاع رسانی چه با اتکا به پول و سرمایه و خریدن بخش بزرگی از این نهادها یا سازماندهیش مطابق نیاز طبقاتی و سیاسی خود، و سرکوب و خفه کردن بخش معترض میتواند و قادر است بهره ببرد، بلکه جبهه مخالف آن نیز قادر به استفاده درست و کارساز از این "ارکان چهارم دمکراسی" به نفع خود در دوران بی قدرتی است.
در عصر تمرکز سرمایه و قدرت، که سرمایه کاملآ جهانی و گسترده و قدرت هرچه بیشتر در دستان عده قلیلی محدود و قدرتمداران به تمرکز در "آشپزخانه سرمایه" تعریف می شوند، در جبهه مقابل نیز ، جهانی شدن هرچه بیشتر گسترده و فرامحلی گردیده و زمینه و امکان تقابل متحدانهتر و فراگیرتر را فراهم نموده است. در چنین شرایطی مطبوعات و اطلاع رسانی چه در جبهه سرمایه و چه در جبهه مقابل آن آنچنان اهمیت و جایگاه ویژهای یافته و روز به روز هم بیشتر می شود که دو طرف تخاصم قادر به چشم پوشی از آن نیستند.
اما واقعیت این است که در جهان دیجیتال کنونی و بویژه در کشورهای استبدادزده که توسط مشتی دیکتاتور از نوع شاه ، شیخ ، ولی فقیه، سلطان ، ژنرال نظامی، رییس جمهورهای مدام العمرو موروثی، اداره می شوند ،بسیج سه ارکان دیگر "دمکراسی" علیه ارکان چهارم آن امری روزانه ، واجب و ضروری برای حفظ قدرت با چاشنی مبارزه با "ستون پنجم دشمن" ، مبارزه با " برهم زدن نظم و امنیت ملی و عمومی" ، " تقابل با آشوبگری" و ... می باشد. در دنیای امروز ،کشف حقیقت و در اختیار گذاشتن آن در برابر افکار عمومی ، خدمت بزرگی در نشان دادن وجود حقیقت است . وظیفهای که مطبوعات و نهادهای اطلاع رسانی آزاد، غیرحکومتی و غیروابسته میتوانند نقش ویژه و به سزایی در آنجام این وظیفه مهم و تاریخی داشته باشند.
انتشار "اسناد پاناما" اگر چه اولین مورد از افشای مافیای قدرت و ثروت در نظام ظالمانه و فاسد سرمایهداری نیست ، اما نمونه کم نظیر آن است. این اقدام که به بزرگترین "پروژه روزنامه نگاری " در جهان شهرت یافته، به لحاظ مدت زمان تحقیقات ، درزنکردن هیچگونه اطلاعاتی قبل از انتشار اسناد ، گستردگی حضور روزنامهنگاران و گستردگی جهانی آن ، پخش همزمان بیش از ١٠٠ روزنامه و کانال مهم اطلاع رسانی از نشر این اسناد، یک شاهکار مهم روزنامه نگاری در دنیای امروز محسوب می شود. قبلآ نیز اقدامات جسورانه و افشاگرانه از نوع "ویکیلیکس"، "انجیاو"یی که مسئول آن "جولین آسانژ" بود که میلیونها سند در پیوند با جاسوسی، فساد و یا پایمال کردن حقوق شهروندان را افشا نمود و سپس افشاگری "ادوارد اسنودن" پیرامون ابعاد گستره شنود جهانیان و جاسوسی مخابراتی "سازمان امنیت ملی" آمریکا را به جهانیان شناخت و ناامنی زندگی خصوصی افراد توسط نهادهای امنیتی و جاسوسی را در ابعاد گسترده معرفی کرد ، رویداده بود. همچنین افشاگریهای دیگری از نوع "آفشور لیکس"، "سویس لیکس"، "لوکس لیکس" را هم به این لیست میتوان اضافه کرد. اما انتشار "اسناد پاناما" در سطح گستردهتر و با دخالت صدها روزنامهنگار حرفهای ، ابعاد فساد ، پولشویی، فرار مالیاتی کسانیکه روزانه هزار بار بر ضروت رعایت "قانون" و از جمله پرداخت مالیات، دادسخن سر می دهند، اما خود دروغ می گویند، در ابعاد جهانی و گستردهتری مطرح نمود.
ضمن ارزش گذاشتن به زحمت و فعالیت افراد، نهادها و اهل مطبوعات و رسانههای متعهد، غیروابسته، غیرحکومتی و مردمی، در راستای شناساندن حقیقت به جامعه و افشای فساد ، دزدی، پولشویی، فرار مالیاتی و رفتار حکومتهای استبدادی و سرکوبگر با شهروندان و دیگر اقدامات جنایی و مافیایی آنان که شبانه روز زحمت می کشند و همچنین احترام به پاس خونهای زیادی که در دفاع از بیان حقیقت ریخته شده ، سرهای زیادی به پای چوبه دار رفته و تن های رنجور فراوانی که زندان و شکنجه در داخل سلول های آهنی تحمل نموده ، باید گفت که بیان آنچه در "اسناد پاناما" در افشاگریهای "ویکی لیکس" و در فعالیت های فردی "ادوارد سنودن" در افشای جاسوی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و دهها اقدام گروهی و فردی دیگر روی داده و بسیار مهم و با ارزش هستند ، اما افشاگریهای آنجام شده تنها قطرهای از اقیانوس فساد و دزدی در نظام نابرابر و ضدانسانی سرمایهداری است که پایه و بنیاد آن برچنین کثافتکاریها و اعمال مافیایی نهاده شده و بخش جدایی ناپذیر از وجود این نظام و سیستم استثمار اکثریت جامعه توسط اقلیت سازمانیافته آن است. وجود پناهگاهها و بهشت های مالیاتی در جهان تنها به شرکت "موساک فونسکا"محدود نمی شود ، بلکه وجود چنین شرکتهای بدون حمایت و ساپورت قدرت های امپریالیستی ممکن نیست . آنچه در "پاناما" اتفاق افتاد تنها کوه یخ فساد مالی در نظام فاسد سرمایهداری است که هزاران شرکت و جزیره آرام دیگر که هنوز ناشناخته هستند در گوشه و کنار جهان و در حمایت صاحبان ثروت و قدرت مکان اختفای ثروت سرمایهداران هستند . اگرچه اقدام افشاگرانه گروه "آیسیآیجی" مهم و ارزشمند در اگاه کردن افکار عمومی جامعه است ، اما نظام طبقاتی کنونی با این افشاگریها و بویژه نقدهای لیبرالی از زاویه پنهان کردن ثروت ، خودداری از پرداخت مالیات و یا پولشویی توسط صاحبان قدرت و ثروت از بین نخواهد رفت . بلکه نجات از چنگال خون الود و مملو از فساد و جنایت این نظام در گرو مبارزه متحدانه ، سازمانیافته و اگاهانه گورکن اصلی آن، پرولتاریای جهانی است که افشاگریهای اخیر مسیر این مبارزه را هموارتر و مصممانه تر خواهد نمود.
زمانیکه بزرگترین بحران قرن ٢١ در سال ٢٠٠٨ با ورشکستگی بانک ها ، این شریانهای اصلی گردش خون در کالبد فاسد نظام سرمایهداری آغاز شد و عظیم ترین بحران جهانی را ایجاد و میلیونها شهروند را به خاک سیاه نشاند، دولت آمریکا و دیگر دولت های حافظ سرمایه در اروپا و گوشه و کنار جهان ، این کمیتههای اجرایی نظام سرمایهداری بودند که به کمک این مراکز فساد و قمارخانههای بزرگ شخصی و دولتی شتافتند و آنان را به بهانه گردش سرمایه در" خدمت به جامعه" از ورشکستگی نجات و تودههای مردم را هرچه بیشتررها و در فقر و محنت غرق کردند. افشاگریهای اخیر و گذشته نیز نشان می دهند که بخش عمده پولشویی، فساد مالی و فرار مالیاتی از کانال همین بانک ها که کانال و پناهگاه دزدی روزانه از دسترنج اکثریت ساکنین جامعه بوده و هستند، صورت گرفته و صورت خواهد گرفت.
عصر دیجیتال و جهانی شدن اگرچه شهروندان را به اطلاع رسانی به موقع و زودهنگام اگاه می کند و امکان آنان در دسترسی به حقایق را سریعتر فراهم میکند ، اما و در همان حال، دولت ها و حاکمان مقتدر و مافیای قدرت و ثروت در سطح جهانی را نیز بیشتر هوشیار و بسیج می کند تا سه رکن قدرتمند دمکراسی بورژوای را در ضدیت با رکن چهارم آن که مطبوعات و اطلاع رسانی غیر دولتی و غیروابسته است را بسیج و در آماده باش همیشگی و سرکوب آن نگه دارند. در کشورهای پیشرفته سرمایهداری با شلاق قانون و محدودیت دسترسی به مراکز اطلاع رسانی و تشدید سیستم جلوگیری از درز اطلاعات و تحکیم مخفی کاری ، و در کشورهای استبدادزده و دیکتاتوری، با اتکا به سانسور، شلاق ، زندان و شکنجه ، اعدام و ترور ، زبان های آتشین و قلم های برا و حقیقت گو را می برند و می شکنند. در این نبرد گسترده و جهانی بر سر بیان حقیقت یا مخفی نگه داشتن آن در ابعاد سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی، حاکمیت ، مالی ، بیان اندیشه و نظر ، و .... به هر میزان که مطبوعات و کانال های اطلاع رسانی در جنبره دولت ها و قوانین دست و پاگیر مدافع آنان محدود و مقهور باشند، ماهیت دفاع از آزادی بیان، اطلاع رسانی درست، به موقع و حقیقت جو را از دست داده و به زائده قدرت، دولت و ثروت تبدیل می شوند. اما به هر میزان و در هر سطح در این کشمکش ، که نبرد بر سر آزادی بیان و نشر اندیشه و اطلاع رسانی و اگاه کردن جامعه در اولویت آن قرار دارد ، مستقل و مدافع بیان حقیقت ، نترس، جسور و در همان حال متشکل و سازمانیافته باشند ، دست آوردهای بزرگتری در ضدیت با نظام سلطه و در خدمت به محرومان و ستمدیدگان کسب نموده و از حمایت ، پشتیبانی و قدرشناسی اکثریت جامعه یعنی کارگران و محرومان و روشنفکران انقلابی و متعهد بهرهمند خواهند بود. در این نبرد جهانی بر سر حق اگاهی از تمام رویدادها در جهان کنونی و یا تقابل و ضدیت با آن ، روزنامهنگاران و اهل قلم کمونیست ، متعهد ، حقیقت جو و فداکار میتوانند نقش ویژه و پیشتاز خود را ایفا کنند.
|