یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

خوابیدن با برف


مجید نفیسی


• ای برف!
دیرگاهی ست که ترا ندیده ام
تا گونه هایم
از خواهش گُل اندازد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱٨ ارديبهشت ۱٣۹۵ -  ۷ می ۲۰۱۶


 ای برف!
دیرگاهی ست که ترا ندیده ام
تا گونه هایم
از خواهش گُل اندازد
و یخِ تنم
در زیر نوازشِ سرانگشتهای تو
آرام آرام آب شود
و از دستهای زخمیَم
دانه دانه فروریزد.

خوشا تنها بودن با تو
در تنهایی بزرگِ دشت
و شنیدنِ صدای گامهای کوچکت
در کنارِ گامهای سنگین خود.
خوشا دویدن
چرخ زدن
غلتیدن
در زیرِ نفسهای گرم تو.
خوشا فشردن
فروریختن
سرگذاشتن به سینه ی پذیرای تو.

خوشا انبوهیِ سبکبارِ ریزه های تنت
خزیدن
غنودن
در بسترِ لحظه های همیشه سپید تو.


یکم اوت ۲۰۰۰


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست