یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

تن فروشان شهر ما
نسیم ستوده


• آنچه از تن فروش خریده می شود، نه نیروی کار بلکه بردگی جنسی و تبعیت جنسی است. مردی پول می دهد تا بتواند با یک انسان به عنوان یک «چیز» رفتار کند. او پول می دهد تا توهین کردن، تجاوز کردن و تحقیر زن را در قلمرو بیرون از خانواده نیز تجربه کند. در اینجا، بدن زن و انقیاد و تحقیر زن است که تبدیل به کالا می شود و نه نیروی کارش. ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۱۲ تير ۱٣۹۵ -  ۲ ژوئيه ۲۰۱۶




ازهمینجا باید عمق رذالت و پوسیدگی جامعه ی ساخته و پرداخته ی   نظام جمهوری اسلامی را فهمید: مسأله، محدود به آن نیست که باندهای آدمفروش، دختران را به دام انداخته و با بدن آنان سوداگری می کنند؛ نظام جمهوری اسلامی، تن فروشی را تبدیل به بزرگترین «فرصت اشتغال» برای زنان کرده است و فرهنگ «عادی سازی» آن را نیز تولید می کند. تن فروشی، حتا تبدیل به «شغلی» برای زنان قشرهای میانی شده تا موقعیت «رفاه» متوسط خانواده را حفظ کنند.
رشد حریقوار تنفروشی، یک جریان جهانی است. سرمایه داری ، دائما میلیونها نیروی کار آماده به کار تولید میکند، بدون اینکه واقعا بخش عظیمی از آنان را به عنوان کارگر شاغل در مدار تولید ادغام کند. سوخت و ساز سرمایه داری   به جایی رسیده است که صدها میلیون نفر را تبدیل به «اضافه» کرده است؛ «اضافه ای» که باید مانند تفاله پرتاب کرده و نابودشان کند. زندگی اکثریت مردم جهان، بی وقفه و به طرز بی سابقه ای، به طرق گوناگون تباه و نابود میشود. همه جا جنگ، همه جا زاغه و حاشیه و گتو و همه جا مشقتخانه، همه جا آوارگی به دنبال لقمه نانی و... همه جا تنفروشی زنان در ابعاد و مقیاس بی سابقه در جهان.
هرچند این یک جریان جهانی است، اما در ایران، ترکیب حکومت دینی و گردش بیرحمانه ی چرخهای سرمایه داری ، معجون عجیبی را درست کرده است. تبدیل زن به موجودی فروتر از انسان که باید با آن مثل یک «چیز» و «مال» رفتار و از آن بهره کشی کرد، خطی است که از قوانین جمهوری اسلامی و حاکمیت شریعت اسلام شروع میشود و به خیابانها و بلوارهای تهران و دیگر شهرهای ایران میرسد. زنان، صف کشیده اند تا خود را بفروشند: تریسام (سه نفری. دو زن و یک مرد) پانصدتا! ساکشن تک نفره دویست تا! نه بابا زیاده! خب صدتا! خرید و فروش، ظاهرا «آزادانه» است و در حاشیه ی خیابان و پس از چانه زنی صورت میگیرد. اما واقعیت آن است که در این معامله، یک انسان است که معامله میشود.
سلسله مراتب در میان تنفروشان هم هست. فقرا در زاغه ها و در پستوهای تاریک و نمور به خریداران فقیر فروخته میشوند. در خیابانهای بالای شهر، «بازار» مدرنتری برقرار است. عده ای دیگر به دوبی میروند یا بُرده میشوند تا به مشتریان دُم کلفت خلیج فروخته شوند. برخی تلاش میکنند، تنفروش «انتخابی» باشند و در آپارتمانهای مجلل سکس «کنترل شده» با مشتریان داشته باشند. اما دست آخر، فرق نمیکند که تنفروش کدام لایه از این سلسله مراتب باشند، زیرا همگی صرفا برده ی جنسی هستند و همگی از این که به عنوان انسان لگدمال شده اند، رنج عظیمی میبرند.
برخی از دختران تنفروش شهر ما تا مدتی خود را فریب میدهند که گویا این «انتخاب» خودشان است و به آنان استقلال میدهد. اما این «بازار» است که سرنوشت انان را در دست دارد و بر انسانیت آنان قیمت میگذارد.
زن تنفروش، نماد لخت و عریان نگاه جامعه به زن است: زن، انسان هوشمند و باشخصیت نیست؛ به طور کلی چیزی جز سوراخ نیست که مردان باید واردش شوند و در حالت «مقدس» صرفا ماشین تولید مثل است. مرد و زن جامعه از کودکی، توسط خانواده و مسجد و مدرسه و امروز اینترنت اینگونه تعلیم میبینند و اینگونه اجتماعی میشوند. تقدس «بکارت» در دین و عرف جامعه، همین «سوراخ» بودن و «مال» بودن را در اذهان تزریق میکند. زمانیکه قشری از مردم جامعه در ذهنیت جامعه تبدیل به چیزی پست تر از انسان شود، آنگاه خرید و فروش برده وار آنان عادی میشود. همه، بی تفاوت از کنارش میگذرند. حتا قربانی، آن را برای خود «عادی سازی» میکند. مردان خریدار به دنبال شکننده ترین میگردند تا با قیمت خوبی بخرند و دیگران نیز بدون آنکه احساس درد کنند از زیستن در جامعه ای که انسان فروشی در آن رونق دارد به زندگی گیاهی خود ادامه میدهند.

تنفروشی، کالا شده است

تنفروشی در نظام سرمایه داری   تبدیل به کالا شده است. سرمایه داری ، نظامِ تولید و مبادله ی کالایی گسترده است که به قول مارکس حتا وجدان را تبدیل به کالا میکند – نه به خاطر اینکه روی آن کار شده و در آن «کار مجرد» نهفته است، بلکه به خاطر آنکه کالا شدن نیروی کار، دارای سوخت و سازی است که روابط کالایی را به همه جا تسری میدهد.
تنفروشی، کالا شده است؛ اما مانند مشاغل دیگر نیست. برخی مدعیان «مارکسیسم» و برخی فمینیستها میگویند، تنفروشی فرقی با مشاغل سخت و ستمگرانه در کارگاه های عرق ریزان و معادن ندارد و صرفا شکل دیگری از کار استثمارگرانه است. این نظریه غلط است، زیرا ماهیت واقعی تنفروشی را منعکس نمی‏کند. آنان از این نظریه نتیجه میگیرند که باید برای «نظاممند» کردن صنعت سکس مبارزه کرد و آن را به عنوان بخشی از اقتصاد رسمی به رسمیت شناساند و تاکید می‏کنند که مبارزه علیه تنفروشی به معنای مبارزه برای «بهبود شرایط کار» تنفروشان است. این نظریه درواقع، تئوریزه کردن تسلیم طلبی در مقابل رواج این شکل از برده داری در جامعه و جهان امروز است.
تنفروشی به هیچوجه در همان طبقه بندی فروش نیروی کار کارگر قرار ندارد. نوع انسان از زمان ظهور، برای بقا همواره نیاز به کار اجتماعی داشته است و خواهد داشت. سازمان اجتماعی کار برای تولید نیازهای مادی جامعه در اعصار گوناگون تغییر کرده است. با ظهور جامعه ی   طبقاتی، کار براساس استثمار استوار شد. اما نیاز مردان به تبدیل زنان به برده ی جنسی، نیازی است که در جامعه ی   طبقاتی تولید شده است. کارگر، نیروی کارش را به سرمایه دار میفروشد و سرمایه دار آن را در فرآیند تولید ارزش و انباشت سرمایه مصرف میکند. اما، آنچه از تنفروش خریده میشود، نه نیروی کار بلکه بردگی جنسی و تبعیت جنسی است. مردی پول میدهد تا بتواند با یک انسان به عنوان یک «چیز» رفتار کند. او پول میدهد تا توهین کردن، تجاوز کردن و تحقیر زن را در قلمرو بیرون از خانواده نیز تجربه کند. در اینجا، بدن زن و انقیاد و تحقیر زن است که تبدیل به کالا میشود و نه نیروی کارش. سکسوالیته ی زن که در این معامله، قیمت خورده و مبادله میشود با کالاهای دیگر که در نتیجه ی کار، تولید شده اند متفاوت است. اگر کالاهای دیگر به تناسب «کار مجرد» نهفته در آنها در بازار، قیمت میخورند، سکسوالیته ی زن تنفروش توسط روابط اجتماعی قیمت خورده و وارد بازار مبادله شده است.
شکل گرفتن «بازار» سکس توسط دو چیز امکانپذیر میشود. یکم، سرمایه داری   حتا «چیز»هایی را که درنتیجه ی کار و مصرف نیروی کار تولید نشده اند، تبدیل به کالا میکند و به عنوان کالا وارد مدارهای انباشت سرمایه میکند. منابع طبیعی کره ی زمین و نیز سکسوآلیته ی زن از این موارد هستند. دوم، حاکمیت پدرسالاری در جامعه، شکل گرفتن «بازار» سکس را ممکن میکند. در نظام پدرسالاری که جزیی لاینفک از جامعه ی   ما و کل جهان است، مردان یاد میگیرند زنان را فتح و کنترل کنند و برای لذت جویی جنسی شان استفاده کنند. نیاز به چنین کالایی، توسط دستگاه ایدئولوژیک و آموزشی دولتها مرتبا تولید میشود. گسترش فقر و زنانه شدن فقر به این «بازار» رونق می بخشد و خرید زنان هرچه ارزانتر میشود و انتخاب مردان را بیشتر میکند.

در چهارچوب این سیستم، هیچ انتخابی که شایسته ی انسان باشد وجود ندارد. «نظاممند» کردن صنعت سکس یا «نظاممند» نکردن آن، نتایج یکسانی دارند: بردگی جنسی، تجاوز، آزار و انسان زدایی از میلیونها و دهها میلیون زن. مبارزه در عرصه ی تنفروشی نیز مانند هر عرصه ی دیگر از ستم و استثمار و ظلم، مبارزه برای آفریدن جامعه ی   بنیادا متفاوت است که نه فشارهای اجتماعی، زنان را به بردگی جنسی براند و نه مردان، حس حق به جانبی در بهره کشی جنسی از زن، تحقیر و ضرب و شتم زنان را داشته باشند.

تاریخ فحشا

فحشا نیز تاریخ خود را دارد و در مقطع خاصی در جامعه به ظهور رسیده است. جامعه ی   انسانی، دهها هزار سال قدمت دارد و در هزاران سال از این قدمت، زنان برای سکس خرید و فروش نمیشدند و رفتار جنسی آنان تحت کنترل جامعه نبود. در جوامع شکارچی و دانه گرد، آدمها کمابیش در تعاون میزیستند، بدون اینکه ارباب و بنده ای وجود داشته باشد. بعد از ظهور جامعه ی   طبقاتی که طبقه ای خصمانه بر طبقه ای دیگر حاکمیت میکند، این جنبه از زندگی اجتماعی نیز کمکم عوض شد. مردها شروع به کنترل فعالیت جنسی زنان کردند. از زمان ظهور جامعه ی   طبقاتی، زنان تبدیل به مایملک مردان شدند. انگلس در کتاب «مالکیت خصوصی، منشاء خانواده و دولت» به خوبی، این رخداد تاریخی را تشریح میکند.
سرمایه داری ، این ستم را پایان نداد؛ بلکه آن را در کارکرد خود ادغام کرد. شکل ستم بر زن در سرمایه داری   با شکل ستم بر زن در دوران ماقبل سرمایه داری   مثلا در دوران فئودالیسم، بسیار متفاوت است اما در همه ی جوامع با خشونت تحمیل شده است. در جمهوری اسلامی، قوانین مدنی و شرعی، نیروهای نظامی مجریِ این قوانین و گروههای افراطی دین گرا که از پشتوانه ی فکری و حاشیه ی امن دولت برخوردار هستند و بمباران ایدئولوژیک، روابط اجتماعی پدرسالاری را تحمیل میکنند. در کشورهای غربی برخلاف ایران و کشورهایی که شریعت بخشی از قانون دولتی است، فرودستی زن نسبت به مرد در قانون تصریح نشده است. اما همین روابط در شکلی دیگر با ابزارهای قانونی و فراقانونی دیگر تحمیل میشود و فرهنگی در میان مردان به وجود میآورد که ماحصلش قتل و تجاوز است. تا آنجا که در آمریکا، تعداد زنان به قتل رسیده توسط مردان، بسیار بیشتر از کشته های آمریکا در جنگهایی است که در سراسر جهان به راه میاندازد.
درواقع، سکس از طریق خرید آن، بازتاب روابط کلانتر حاکم بر جهان است. سرچشمه ی این وضعیت در آنجاست که از یکطرف، تولید به طرز بی سابقه ای اجتماعی شده است و از طرف دیگر، مالکیت و تصاحب ثروت تولیدشده به شدت خصوصی شده است. در شرایطی که ثروت مادی عظیم و شگفت انگیزی تولید میشود، فقری هولناک کل جهان را فراگرفته است. امپریالیستها به کشورهای دیگر تجاوز میکنند و کشورها را نابود میکنند. قتل زنان به دست مردان، ابعاد سرگیجه آور به خود گرفته است. در میان کلیه ی اقشار جامعه، روابطی حاکم شده است که همه میخواهند دیگری را زمین زده و جلو بزنند و بقا پیدا کنند.
این نوع جامعه، غیر قابل تحمل است. این نوع جامعه، نظم ابدی نیست و بشر به نقطه ای رسیده است که باید آن را تغییر دهد. ما کمونیستهای انقلابی برای جهانی میجنگیم که کلیه ی روابط میان مردم براساس احترام و برابری و شکوفایی متقابل است. در کمونیسم، نه مرد بر زن برتر است و نه این ملت بر ملتی دیگر و نه این گرایش جنسی بر آن گرایش جنسی. این تحول و دگرگونی انقلابی، شامل روابط جنسی و سکس میان دو نفر هم میشود. کمونیسم، فقط اقتصاد و سیاستی بنیادا متفاوت از سرمایه داری   نیست؛ بلکه در زمینه ی رابطه ی جنسی هم فرهنگ بنیادا متفاوتی دارد. هدف ما ایجاد جامعه و جهانی است که انسانها نه تنها در سطح جامعه و در فرآیند کار و زیست اجتماعی، بلکه در روابط جنسی میان دو نفر نیز تقسیم به ارباب و برده، ستمگر و ستمدیده، استثمارگر و استثمارشونده نشوند. سکس برای تصاحب کسی نیست.
سکس برای انسان زادیی از کسی نیست. سکس خوب مانند هر رابطه ی صمیمی و نزدیک دیگر فقط میتواند مبتنی بر احترام متقابل، برابری، عشق متقابل، کنش فکری، مواظبت از یکدیگر و شریک شدن در خوشی و درد و بسیاری چیزهای دیگر باشد. در سکس خوب، دو آدم به هم متصل میشوند و انسانیت و شخصیت کامل یکدیگر را کشف و تجربه میکنند و از آن لذت میبرند. اما در جامعه ی   کنونی، سکس یعنی تسلیم و لذت بردن از سلطه بر دیگری. فقط در تنفروشی نیست که سکس به معنای تحقیر و تسلیم کردن و آزار جنسی و روحی زن است. در ازدواج هم اینطور است. اخلاق جنسی موعظه شده در قرآن و انجیل و تورات بر آن بنا شده است. سرمایه داری ، این نوع روابط جنسی سلطه گرانه را عامیت می بخشد. سکس، چه در تنفروشی، چه در خانواده و بیرون از خانواده، صرفا سکس نیست،. بلکه یک رابطه ی اجتماعی است که بر تحقیر زن استوار است. وقتی دختر جوانی در توجیه تنفروشی اش استدلال میکند: «من که که با دوست پسرم میخوابم. حالا ماهی هم دوبار با یکی دیگر میخوابم و خرجم را درمیآورم» درواقع، همین واقعیت را بیان میکند.
رها کردن روابط میان انسانها از زنجیرهای کهنه و پوسیده ی هزاران سالانه ی جامعه ی   طبقاتی، بدون یک انقلاب ممکن نیست.
پس به همزنجیرانمان در صنعت تنفروشی میگوییم: به این روابط و روابط حاکم در این جامعه، تن ندهید. سرتان را بالا بگیرید و به افق نگاه کنید و تصور کنید که دیگر هیچ شکل از ستم و استثمار در این جهان نیست و همه ی انسانها در تعاونی آزادانه و آگاهانه و داوطلبانه با یکدیگر کار و تولید میکنند. بدون آنکه مجبور باشند «چیزی» را بفروشند یا بخرند. جامعه، نیازهای همه را برآورده میکند و راه را بر شکوفایی همه جانبه ی استعدادهای انسان باز میکند. چنین دنیایی را تصور کنید و به جای اینکه بگذارید این نظام طبقاتی منحط و پوسیده و نگهبانان رذل آن شما را نابود کنند با پیوستن به انقلاب کمونیستی به زندگی خود معنا و ارزش دهید. به جای قربانی شدن، استراتژی انقلاب و نابود کردن این جهان و کلیه ی روابط و افکار کهنه اش را جستوجو کنید. وارد مبارزه ی سیاسی انقلابی همراه با کمونیستهای انقلابی شوید تا دنیای دیگری بسازیم.
               
به نقل از آتش ۵۶ – تیر۹۵


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست