یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

خیلی چیزها تغییر کرده است، آقای بهزاد کریمی!


ایرج فرزاد


• به نظر من، با وجود مواضع شبیه به مواضع آقای کریمی، که متاسفانه و یا خوشبختانه، در طیفی که خود را اپوزیسیون مینامد، کم طرفدار ندارد، زمینه نفوذ راه حلها و بدیلهای انقلابی، رک و صریح و سازش ناپذیر، راه حلی که بدون اما و اگر سوسیالیسم را به عنوان دورنما و افق دوره پس از سرنگونی رژیم اسلامی در برابر جامعه ایران قرار میدهد، بیشتر و بیشتر میشود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ٨ بهمن ۱٣۹۵ -  ۲۷ ژانويه ۲۰۱۷


خیلی چیزها تغییر کرده است، آقای بهزاد کریمی!
هر اندازه نوشته نوشته آقای بهزاد کریمی: "چیز زیادی تغییر نکرده است" را خواندم، متوجه شدم که در مقایسه با دورانی که ایشان "شوری دیگر در سر داشتند"، خیلی تغییر کرده اند! جهت اطلاع خوانندگان، من با آقای بهزاد کریمی، آنوقتها از فعالان جریان چریکهای فدائی خلق، در فاصله سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ به عنوان زندانی سیاسی هم بند بودم.
هر اندازه جملات و استعارات ایشان در آن نوشته را کشف رمز کردم، متوجه نشدم کجایش "اپوزیسیون" و یا حتی تظاهر به اپوزیسیون و تحول طلبی است؟ به این جملات دقت کنید تا متوجه بشوید که موضع آقای کریمی، آنهم در موقعیت "اپوزیسیون" بسیار محافظه کارتر و کمتر طالب "تحول" است در مقایسه با بسیاری از سران خود رژیم اسلامی:
"برنامه کنشگرایانه مربوط به تحولات ساختاری برای دوران پسا خامنه‌ای همانی است که بود. تدابیر محوری او در این رابطه عبارتند از: تبدیل شیوه کارکرد "ریاستی" به "پارلمانی" در سیستم ولایی و بازتاب آن در قانون اساسی؛ حفظ فردی بودن ولایت با داشتن کلید همه قدرت به دست او و پایان دادن به توهمات توزیع قدرت ولایی و شورایی شدن ولایت."
آیا واقعا انتقاد به تلاش برای: "حفظ فردی بودن ولایت" از تاریخ بیش از ۳۵ سال رویاروئی جامعه ایران با رژیم اسلام سیاسی در آمده است؟ یا این موضع خود آقای کریمی در رابطه با رژیم اسلامی است؟ آیا معضل مردم ایران این است که "ولایت" فردی است و باید "توزیع" شود و شورائی؟ جمله بعدی در همان پاراگراف تایید این نتیجه گیری است: پایان دادن به توهمات "توزیع قدرت ولائی و شورائی شدن ولایت".
مردم ایران به کنار، که میخواهند سر به تن رژیم اسلام سیاسی با ولایت فردی یا شورائی آن نباشد، این موضع حتی در رابطه با موضع "مرحوم" رفسنجانی و سانتر جریان "اصولگرا"، دست به عصا تر و محافظه کارانه تر است. طرف موسس وزارت اطلاعات رژیم بوده است ̵ حجاریان ̵ پیه و خطر ترور را بجان خرید که بگوید با "فشار از پائین و چانه زنی در بالا"، بسوی "مردم سالاری". موضع آقای کریمی از منظر "ایدئولوژیک" از "عبدالکریم سروش" از سران "خوشنام" دوره انقلاب فرهنگی" در رابطه با اکراه از سیاسی نامیدن حکومت اسلامی، راست تر است.
یک سوال برایم مطرح شد:
آیا انسان با وجود چنین مواضعی در طیفی که خود را "اپوزیسیون" تعریف کرده است، و یا بهر دلیل به اپوزیسیون رانده شده اند، باید خوشحال شود، یا متاسف و ناراحت؟ من که طرفدار انقلاب هستم، من که یک مخالف سرسخت حاکمیت اسلام سیاسی در ایران هستم، من که، گوش خشونت گریزان و مسالمت جویان کٙرّ، برای "بزیر کشیدن" و ساقط کردن رژیم اسلام سیاسی در ایران مبارزه میکنم و بر این باورم که جامعه ایران اسلامی نیست، بلکه به زور قتل عام و کشتار و ۳۵ سال قتل زنجیره ای مشتی کانگستر اسلامی شریعت اسلام و اسلام سیاسی را بر مردم حاکم کرده اند. و آرمان های بزرگ سوسیالیسم و انقلاب کارگری را همخوان تر با جامعه مدرن و صنعتی و شهری و "غربزده" ایران میدانم، راستش از حضور کسانی چون آقای کریمی در صف اپوزیسیون "پرو ولایت شورائی" خوشحالم. چه، میدانم که مردمی که بیش از ۳۵ سال با رژیم اسلام سیاسی در افتادند و تسلیم نشده و بر زمین نیافتادند، قدرتمندتر برخواهند خاست. و یک مردم طالب و جویای تغییر و "تحول"، فقط دنبال پرچم و شعارها و اهدافی خواهند بود که "دست به ریشه می برد"، رادیکال و انقلابی است و آزادی و سعادت جامعه و شهروندان را قسط بندی نمیکند. به نظر من، با وجود مواضع شبیه به مواضع آقای کریمی، که متاسفانه و یا خوشبختانه، در طیفی که خود را اپوزیسیون مینامد، کم طرفدار ندارد، زمینه نفوذ راه حلها و بدیلهای انقلابی، رک و صریح و سازش ناپذیر، راه حلی که بدون اما و اگر سوسیالیسم را به عنوان دورنما و افق دوره پس از سرنگونی رژیم اسلامی در برابر جامعه ایران قرار میدهد، بیشتر و بیشتر میشود. تصور میکنم، این حکم در مورد ایامی که خود آقای کریمی شور آن آرمانهای انقلابی را در سر داشت و نسیمی از سوسیالیسم در نگاه و تحلیل اش در مورد رژیم شکنجه و خفقان سلطنت، موجب غرور خود او او و جلب احترام در جامعه بود، صادق "بود".
جامعه ایران در جوش و خروش و غلیان است، حاکمیت خونین و سر تا پا جنایت اسلام سیاسی، با شورائی یا فردی و مطلقه شدن ولایت و یا بدون آن، چه از آسمان وحی آمده باشد و یا نه، چه مشتاقان دمکراسی اسلامی "انتخابات آزاد" را بالاخره زیارت کنند یا نه، چه از صفوف سازمان دهندگان شنیع ترین قتل عام و تصفیه خونین مخالفان و اپوزیسیون چهره اعتدال و مدارا عٙلٙم شود یا نه، دیر یا زود جارو خواهد شد.

۲۷ ژانویه ۲۰۱۷
iraj.farzad@gmail.com
www.iraj.farzad.com 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۹)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست