یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

روز جهانی کدام زن؟
گره گاه های جنسیت و نقدی بر «آزادی های یواشکی»


سهیلا وحدتی


• در اینجاست که مفهوم «گرهگاه جنسیت» روشن می شود، یعنی جایی که جنسیت با عوامل بازدارنده دیگر مانند فقر، بی سوادی، سنت، حاشیه نشینی، سالمندی، و یا خیلی عوامل دیگر گره می خورد. در غرب کنکاش بیشتری درباره عوامل گوناگون نابرابری اجتماعی و گرهگاه های هریک از آنان، و یا مجموعه از آنان، با جنسیت انجام شده است در حالیکه ما در ایران هنوز به طور عمده با مفهوم جنسیت دست به گریبان هستیم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۷ اسفند ۱٣۹۵ -  ۷ مارس ۲۰۱۷



 

روز ٨ مارس در حقیقت روز جهانی "زنان" است. گاه ما به سهو آن را روز جهانی "زن" می خوانیم و در بزرگداشت آن می کوشیم. برخی مردان برای زن زندگی خود گل و شیرینی می خرند. توجه به یک زن خاص در این روز اشکالی ندارد بویژه اگر در چارچوب توجه به مسائل زنان باشد. اما روز جهانی "زن" برای شما تصویر کدام زن را برجسته می سازد؟
• زنی سرشناس به خاطر دستاوردهای علمی یا فرهنگی اش؟
• زنی که زندگی اش در شوهرداری و بچه داری تعریف می شود؟
• زنی که قلم می زند و در دفاع از حقوق زنان می نویسد؟
• زنی بی سواد که هیچ از حقوق خویش آگاه نیست؟
• زنی جوان و زیبا و که حجاب اش را به شیک ترین شکل می پوشد؟
• زنی سنتی که تنها یک چشم اش از چادر مشکی بیرون است؟
• زنی که با همه سختی ها به تمرین های بدنی ادامه می دهد و در مسابقه های ورزشی شرکت می کند؟
• زنی چاق و تنبل که اصلا اهل ورزش نیست؟
• زنی که استاد دانشگاه در رشته مطالعات زنان است؟
• زنی که در حوزه علمیه قم درس می خواند؟
• زنی که گوینده تلویزیون است؟
• زنی که در روستایی در کردستان زندگی می کند و زبان فارسی را فرانگرفته است؟
• زنی که تازه به دنیا آمده و هنوز نوزاد است؟
• زنی که پیر شده و چیزی به پایان عمرش باقی نمانده است؟
شما به هرکدام از این زنان که فکر کنید، خطا نکرده اید. ویژگی مشترک همه این زن ها "زن" بودن است، نه به معنای مونث بودن، بلکه به معنای نگاهی که فرهنگ جامعه و مذهب و قوانین حقوقی و دستگاه قضایی به آنان دارد.


جنسیت


همه ما زنان یک ویژگی مشترک داریم که ما را از مردان جدا می سازد و آن تنها "جنس" ما یعنی مونث بودن ما نیست، بلکه "جنسیت" ماست، یعنی نگاهی که جامعه به ما دارد، انتظاراتی که مردان از ما دارند، نگاه و انتظاراتی که ما زنان از خودمان داریم، سدهایی که در طول زندگی با آنها روبرو می شویم، سدهایی که از آغاز در ذهن ما کاشته می شود تا اندیشه مان پر نکشد و خود را انسان های برابر با مردان احساس نکنیم، سدهای حقوقی که جلوی کنش های فردی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما را می گیرد، تبعیض ها و خشونت هایی که در راه ما قرار می گیرد، و خلاصه همه کمبودها و کاستی ها و خشونت ها و تبعیض هایی که به عنوان "زن" با آنها روبرو هستیم، مفهوم "جنسیت" را برای ما می سازد. اگر ما زنان تنها تفاوت مان با مردان در این باشد که ما مونث هستم و آنها مذکر، و از حقوق اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی برابر با مردان برخوردار باشیم، آنگاه دیگر "جنسیت" مفهوم خود را از دست خواهد داد و "زن" بودن تنها "جنس" ما را تعریف می کند و بس.

اما تا هنگامی که همین "زن" بودن، ما را در جامعه با حقوق متفاوت و نابرابر با مردان و در جایگاه متفاوت تعریف می کند، و یا توانایی های ما به عنوان "زن" کمتر از توانایی های مردان همپای ما شمرده می شود، و یا امکاناتی که در اختیار ما قرار می گیرد کمتر از اختیاراتی است که اگر مذکر بودیم در اختیار ما قرار می گرفت، ما با مانع "جنسیت" روبرو هستیم. روز جهانی زنان به خاطر مفهوم "جنسیت" تعریف شده است، و ربطی به "جنس" ما ندارد. یعنی از آنجاییکه همه زنان در سراسر جهان فقط و فقط به خاطر مونث بودن با یک سری محرومیت ها روبرو هستند، روزی به عنوان روز جهانی "زنان" تعیین شده تا جایگاه زنان مورد توجه قرار گیرد و در راه برابرسازی جایگاه زنان و مردان در همه جهان تلاش شود.


گرهگاه جنسیت و دیگر عوامل بازدارنده


اما زن ها تفاوت هایی هم با هم دارند.
• برخی از قشرهای متوسط و بالا می آیند و برخی در فقر به سر می برند،
• برخی باسواد و حتی دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و برخی بی سواد یا کم سواد هستند،
• برخی در تهران یا دیگر شهرهای بزرگ زندگی می کنند و برخی روستانشین اند،
• برخی مدرن اند و برخی سنتی،
• برخی نه تنها به زبان فارسی بلکه بر یکی از زبان های لاتین هم تسلط دارند و برخی زبان اصلی شان ترکی یا کردی است و فارسی را به زور حرف می زنند،
• برخی مستقل زندگی می کنند و برخی نیاز به حمایت خانواده دارند،
و خیلی تفاوت های دیگر را می توان برشمرد.

برای زن باسوادی که دارای تحصیلات دانشگاهی است و به عنوان نیروی متخصص مشغول به کار است و درآمدش رفاه نسبی اش را تامین می کند، زندگی خیلی راحت تر است تا زنی که سواد ندارد و در خانواده ای کم درآمد رشد یافته و در کودکی به زور شوهر داده شده و حتی تصوری از کار حرفه ای و استقلال اقتصادی ندارد.

در اینجاست که مفهوم «گرهگاه جنسیت» روشن می شود، یعنی جایی که جنسیت با عوامل بازدارنده دیگر مانند فقر، بی سوادی، سنت، حاشیه نشینی، سالمندی، و یا خیلی عوامل دیگر گره می خورد. در غرب کنکاش بیشتری درباره عوامل گوناگون نابرابری اجتماعی و گرهگاه های هریک از آنان، و یا مجموعه از آنان، با جنسیت انجام شده است در حالیکه ما در ایران هنوز به طور عمده با مفهوم جنسیت دست به گریبان هستیم.

خوشبختانه گام هایی برای روشن کردن مفهوم گرهگاه جنسیت در ایران نیز برداشته شده است. از جمله، کتاب "گرهگاه جنسیت و دیگر نظام های سلطه" ترجمه یک سری مقاله های پژوهشی جالب به زبان فارسی است که به بررسی عمیق مسائل زنان در جایی که عوامل گوناگون سلطه در زندگی آنها با عامل بازدارنده جنسیت گره می خورد می پردازد*. مقاله های این کتاب با توجه به فرهنگ و تاریخ و ویژگی های جامعه امریکا نوشته شده و به بسیاری از نمادهای فرهنگی که برای مردم امریکا آشناست اشاره دارد که شاید خواندن آن را برای خواننده ایرانی نا آشنا به تاریخ و فرهنگ امریکا اندکی دشوار سازد. اما حتی نگاهی به این کتاب ما را با روش شناسی برخورد به مساله جنسیت و گرهگاه های آن با دیگر عوامل بازدارنده نژادی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آشنا می سازد و نیز اهمیت اینگونه بررسی ها را به ما نشان می دهد.

شناخت گرهگاه جنسیت با دیگر عوامل بازدارنده دارای اهمیت بسیار است زیرا روشن می سازد که چرا قشرهای گوناگون زنان با مشکلات و مصیبت های گوناگون دست وپنجه نرم می کنند، و نیز نشان می دهد که چرا برخی از زنان که از زندگی خود راضی هستند، وجود موانع جنسیتی را به کلی انکار می کنند. پول و ثروت و آگاهی، بویژه همراه با موقعیت اقتصادی و اجتماعی، بسیاری از دشواری ها را آسان می سازد. یک زن پولدار تحصیلکرده شهرنشین (یعنی زنی که جنسیت او با هیچ عامل بازدارنده دیگری گره نمی خورد) زندگی خیلی مرفه تر و بهتری دارد تا یک مرد تهیدست و بیسواد روستایی (که در گرهگاه فقر اقتصادی و بیسوادی و فرهنگ و جغرافیای روستا قرار گرفته است). بنابراین نمی توان گفت که عامل جنسیت به تنهایی همه موانع را در زندگی زنان تعریف می کند.

در بررسی وضعیت زنان، باید همه عوامل سرکوب و سلطه اجتماعی و بازدارنده اقتصادی و سیاسی و... را در نظر گرفت، و با در نظر گرفتن اینکه چگونه این عوامل بازدارنده در گرهگاهی که به هم می رسند همدیگر را تشدید می کنند، به بررسی تاثیر آنها بر وضعیت زنان پرداخت. بررسی مساله جنسیت بدون بررسی این عوامل در تشدید عامل جنسیت ممکن نیست.

کتاب «گره گاه جنسیت و دیگر نظام های سلطه» تکیه زیادی روی عامل نژادی دارد، اما در ایران مساله نژادی بدان صورت جایی ندارد. پس باید این پرسش را مطرح کرد که در ایران مهمترین عاملی که وقتی با جنسیت گره می خورد بدترین شرایط را برای زنان به وجود می آورد چیست؟ فقر؟ (تازه یکی از عوامل فقر هم باز خود جنسیت است و چرخه ی فقر-جنسیت بازخورد مثبت دارد.) باورهای بازدارنده مذهبی؟ سنت و فرهنگ ناموس؟ قومیت و خرده فرهنگ های قومی؟ ... اما بدینجا که می رسیم، تازه درمی یابیم که هنوز باید بیاییم و تک تک این عوامل را که با جنسیت گره می خورد، در جامعه ایران تعریف کنیم.

فرض کنید همه این عوامل را برشمردیم. پس از برشمردن همه عوامل سرکوب که نقش بازدارنده اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی را دارند، می توانیم به بررسی گرهگاه های گوناگون بپردازیم: چگونه این عوامل، تک تک و یا با هم، با جنسیت گره می خورند؟ آیا تاثیر این عوامل در گرهگاه جنسیت تشدید می شود؟ مثلا زنان کم درآمد وضعیتی بدتر از مردان کم درآمد دارند؟ یا اینکه این عوامل، تاثیر بازدارنده جنسیت را تشدید می کنند؟ مانند عامل نابرابری حقوقی در قانون خانواده که برای زنان مشکلات بسیاری را می آفریند. حداکثر چند تا از این عوامل می تواند یکجا با جنسیت گره بخورد، و سخت ترین شرایط را برای زنان ایران فراهم سازد؟ مثلا زنان بختیاری که دست به خودسوزی می زنند، در گرهگاه جنسیت با کدام یک از دیگرعوامل سرکوب قرار می گیرند که زندگی را غیرقابل تحمل می یابند و با شکنجه بارترین روش ممکن به زندگی خود پایان می دهند؟ آیا گرهگاه جنسیت با عامل فقر است، یا خشونت خانگی، یا مذهب، یا سنت، یا خرده فرهنگ قومی، و یا نابرابری حقوقی که زندگی را برای این زنان تحمل ناپذیر می سازد؟ یا شاید همه این عوامل همزمان دست به دست هم داده اند؟

پرسش های زیادی را در راستای بررسی وضعیت زنان ایران و گرهگاه های جنسیت با دیگر عوامل سرکوب و سلطه می توان مطرح کرد. اما گام نخست، آشنایی با روش شناسی و شیوه برخورد به مساله است تا بتوان به بررسی عمیق تر مساله پرداخت. و خواندن این کتاب ما را در این راه یاری می کند.

مهم این است که عوامل بازدارنده زنان را به شیوه ساختاری شناسایی کنیم، ببینیم محرومیت و نابرابری زنان در گرهگاه کدام عوامل شدیدتر است - یعنی کدامین گرهگاه های جنسیت نیاز ضروری به توجه و بررسی و یافتن راهکار دارد - تا بتوانیم راهکارهای مناسبی را برای بهبود وضعیت زنان ارائه دهیم. اگر پیشنهادی برای بهبود وضعیت زنان داریم، آیا در زمینه کاهش فقر خواهد بود (گرهگاه جنسیت و طبقه ) یا افزایش دسترسی زنان به بهداشت باروری (گرهگاه جنسیت و بهداشت)، یا ساختن پناهگاه ها و خانه های امن (گرهگاه جنسیت و خشونت)، یا تامین حقوق برابر زنان در قانون خانواده (گرهگاه جنسیت و قانون) یا ریشه کن کردن ناقص سازی جنسیتی که به اسم "ختنه" دختران انجام می گیرد (گرهگاه جنسیت و سنت)، یا مبارزه با حجاب اجباری که از مذهب سرچشمه گرفته و به زور قانون اعمال می شود (گرهگاه جنسیت، سنت، مذهب، خشونت، و قانون)، یا ...

در پیامد اینگونه بررسی هاست که می توان به راهکارهای مناسب برای هریک از این گرهگاه ها پرداخت: آیا نیاز به بودجه دولتی برای ساختارسازی هست؟ یا نیاز به تغییر نگرش عمومی و گسترش فرهنگ از راه آگاه سازی اجتماعی؟ یا ارائه قانون جدید خانواده؟ یا ...

مساله همه جانبه و عمیق است و بررسی آن از زاویه های گوناگون نیازمند کار و کوشش و تلاش جمعی و مستمر است. اینکه هنوز در آغاز راه هستیم، ناامید کننده نیست. بلکه به عکس، چالش است و چالش طلبی ویژگی بارز پژوهشگران و کنشگران است. آنچه که در این میان تاحدودی ناامید کننده و یا دست کم آزاردهنده است، تلاش برخی دوستان برای پاک کردن صورت مساله و یا ساده سازی آن است که در عمل به پرده پوشی مسائل اصلی زنان و گره گاه های جنسیتی می انجامد.


نقدی بر مخالفان هرگونه حجاب و «آزادی های یواشکی»


حجاب یکی از موانع رشد آگاهی زنان نسبت به حقوق جنسی خویش و نیز در عمل مانع برخورداری از این حقوق است. حجاب باعث می شود که زن از هویت و بدن خویش یک تصویر جنسیتی بسازد. گرهگاه جنسیت و حقوق جنسی یکی از گرهگاه های مهم است که بررسی آن مساله حجاب را نیز در برمی گیرد. افزون بر آن، حجاب مانع جدی برای ورزش زنان، و از همین رو، مانع جدی تامین سلامت جسمانی و روانی زنان است. همچنین حجاب مانع رشد اعتماد به نفس و یادگیری برخی مهارت های اجتماعی از جمله کارجمعی و حفظ روحیه در هنگام پیروزی و شکست است که درمسابقه های ورزشی تجربه می شود. حجاب در پایداری جنسیت به عنوان یک نگرش فرهنگی نقش کلیدی دارد و فاصله جنسیتی زن و مرد را به صورت آشکار و روزمره به همگان یادآوری کرده و آن را بازتولید می کند. در باره نقش بازدارنده حجاب در برابری زنان می توان از زاویه های گوناگون نوشت.

موضع مدافعان حقوق بشر در برابر حجاب اجباری آشکار است و همه با حجاب اجباری مخالفیم.

اما من با حجاب اختیاری مخالفتی ندارم. من نه به حجاب اختیاری زنان مسلمان در امریکا و اروپا و نه به حجاب اختیاری مردان سیک در هندوستان اعتراضی ندارم. در همان حال، من به کسانی هم که با حجاب اختیاری مخالف هستند هیچ اعتراضی ندارم زیرا که هرکسی در داشتن و ابراز عقیده خویش آزاد است و می تواند با هر چیزی موافقت یا مخالفت کند. کسانی که با هرگونه حجاب، اجباری و اختیاری، مخالف هستند حق دارند نظر خود را ابراز کنند. اما اشکال اینجاست که این دوستان تلاش در کاهش دادن مسائل عمیق و پیچیده زنان به مساله حجاب دارند.

مخالفان حجاب نه تنها با حجاب اجباری، بلکه به طور کلی با هرگونه حجاب اعم از اختیاری و اجباری مخالفت می کنند. مخالفت این دوستان با حجاب به گونه ایست که هر بحث و صحبتی درباره حقوق و مسائل زنان به مخالفت با حجاب کشیده می شود. اینگونه کاهش گستردگی و عمق مسائل زنان به تک مساله حجاب نه تنها درک نادرستی از مسائل زنان را نشان می دهد، بلکه حتی درک نادرستی از ترکیب جمعیتی زنان نیز ارائه می دهد.

مساله حجاب عمده ترین مساله زنان نیست. حتی می توان گفت که جایگاه حجاب در میان عوامل اصلی سلطه و سرکوب و بازدارنده زنان ناچیز است. مساله فقر مهمترین مساله زنان است و فقرزدایی است که باید در بالای دستور کار برای رسیدگی به مسائل زنان قرار گیرد. این نه تنها در مورد ایران، بلکه در مورد همه جهان درست است. گرهگاه جنسیت و مذهب و سنت هنوز در جامعه ما آنطور که باید مورد بررسی قرار نگرفته، و گرهگاه جنسیت و پوشش مذهبی یا فرهنگی هنوز بررسی نشده که دریابیم چقدر بر زندگی زنان تاثیر دارد. گاه به نظر می رسد که از آنجایی که حکومت جمهوری اسلامی به شدت روی مساله حجاب تاکید دارد، مخالفان جمهوری اسلامی نیز به شدت روی بی حجابی تاکید دارند.

برای حل مساله حجاب، نیاز به توانمندسازی زنان وجود دارد. رضا شاه خواست به زور حجاب را از سر زنان برگیرد، اما نتوانست. آگاه سازی زنان از حقوق خویش، توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زنان، تضمین حقوق برابر زنان از نگاه قانون، و جرم انگاری خشونت علیه زنان، همه و همه زمینه ساز حذف حجاب از جامعه هستند. حجاب را نمی توان یک شبه از میان برداشت. حجاب اجباری را می توان یک شبه از میان برداشت، اما حجاب اختیاری را نه.

با همه احترامی که برای مسیح علی نژاد به خاطر فعالیت های خبرنگاری و تلاش ایشان برای بهبود وضعیت زنان ایران قائل هستم، به «آزادی های یواشکی» نقد دارم. تصویرهایی که از آزادی های یواشکی در ایران می بینیم، تصویرهایی از زنان جوان و خوشرو است که حجاب را پس زده و به دوربین لبخند می زنند. تصویر زنان سالمند، عروس بچه ها، زنان تهیدست، زنان سنتی، زنانی که بدون اجازه شوهر حق آب خوردن هم ندارند، و بسیاری زنان دیگر را در این تصویرها نمی بینیم. یعنی نه تنها مسائل زنان به مساله حجاب کاهش داده می شود، بلکه جمعیت زنان ایرانی نیز به جمعیت اندکی از زنان جوان مخالف حجاب کاهش داده می شود. اینگونه کاهش دادن مسائل زنان به مساله حجاب برای بخش اندکی از یک گروه سنی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و جغرافیایی خاص در حقیقت به گونه ای نادیده گرفتن جمعیت عظیم زنان ایرانی و مسائل پیچیده آنان است. در حقیقت این یک کار رسانه ای است که به خاطر عکس های زنان جوان و زیبا توجه عمومی را جلب کرده است. (آیا اگر موضوع عکس ها زنان سالمند بودند باز هم «آزادی های یواشکی» به همین اندازه توجه می گرفت؟)

بازتاب «آزادی های یواشکی» در بهترین حالت برانگیختن حمایت از زنان جوان و زیبایی است که با حجاب مخالفت دارند. اما در بدترین حالت با اختصاص دادن میدان توجه عمومی به این کار و عمده جلوه دادن مساله حجاب، مسائل اصلی زنان را در سایه قرار می دهد و کار کنشگران و پژوهشگرانی را که تلاش دارند مسائل اصلی زنان را در میدان توجه عمومی برجسته کنند، دشوارتر می سازد.


روز جهانی برای همه زنان


روز هشت مارس، روز جهانی همه زنان است: زنانی که زیبا و جذاب هستند و زنانی که چندان جذابیت جنسی ندارند، زنانی که با حجاب مخالفند و زنانی که با حجاب و مقنعه و روبنده موافقند، زنانی که پولدارند و زنانی که تهیدست اند، زنانی که موقعیت اجتماعی بالایی دارند و زنانی که بی کس و کارند، زنانی که کودک اند و زنانی که پا به سن گذاشته یا پیر هستند، زنانی که مبارز و کنشگر و پژوهشگرند و زنانی که مطیع و رام مرد بالاسرشان هستند، ... همه و همه زنان در این روز باید دیده شوند و مورد توجه قرار گیرند زیرا که این روز یادآور این واقعیت است که همه زنان هنوز با مانع "جنسیت" روبرو هستند. و گرچه بخش اندکی از زنان با نابرابری های کمتری روبرو هستند زیرا که دسترسی به ثروت و تحصیل و ... باعث می شود که در گرهگاه جنسیت و دیگر عوامل بازدارنده قرار نگیرند، اما اکثریت عظیم زنان ایران و جهان هنوز در گرهگاه جنسیت و فقر قراردارند، و نیز در گرهگاه جنسیت و بسیاری دیگر از عوامل سلطه و سرکوب و بازدارنده.

همه این زنان، هم آنها که خوشبخت ترند و آنها که بدبخت ترند، همه در عامل جنسیت اشتراک دارند. در بزرگداشت روز جهانی زنان می کوشیم تا توجه جدی به مسائل زنان افزایش یابد، و در همان حال آرزوی دنیایی را داریم که در آن مفهوم "جنسیت" از جهان رخت بربندد و بی معنا شود و دیگر نیازی به برگزاری روز جهانی زنان نباشد.



*گرهگاه جنسیت و دیگر نظام های سلطه (مجموعه مقالات) / کیمبرلی کرنشاو، آنجلا دیویس، پاتریشیا هیل کالینز، اونجلینا هالوینو، چاندرا تالید موهانتی/ مترجمین فرانک فرید و دیگران. تهران: شیرازه – ۱٣۹۴


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست