یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

زیر ذره بینِ لغت شناسی


خسرو ثابت قدم


• امروزه هر کجای جهان که زندگی کنیم، چه در غربِ «پیشرفته» و چه در «ممالکِ عقب نگاه داشته شده» نظیرِ ایران، تقریباً هر روز کلماتِ «کمیته»، «سمینار»، «کمیسیون»، «سمپوزیوم»، «کنفرانس» و شاید یکی دو تای دیگر شبیه اینها، به چشم و گوشمان می خورَد (کنگره و پلنوم و غیره). ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۷ تير ۱٣۹۶ -  ۱٨ ژوئيه ۲۰۱۷


امروزه هر کجای جهان که زندگی کنیم، چه در غربِ «پیشرفته» و چه در «ممالکِ عقب نگاه داشته شده» نظیرِ ایران، تقریباً هر روز کلماتِ «کمیته»، «سمینار»، «کمیسیون»، «سمپوزیوم»، «کنفرانس» و شاید یکی دو تای دیگر شبیه اینها، به چشم و گوشمان می خورَد (کنگره و پلنوم و غیره).

جالب اما اینجاست که تقریباً هیچکس، حتی خودِ شرکت کنندگان در چنین جلساتی، معنا و تفاوتِ این واژه ها را نمی داند، مگر آنکه بطورِ فشرده با زبان سر و کار داشته باشد (من چندین مرتبه از شرکت کنندگان در چنین جلساتی در آلمان، معنا و تفاوت این لغات را پرسیده ام. تعدادِ بسیار محدودی خبر داشتند).

طبیعتاً دانستنِ تفاوت های موئی و ظریفِ این لغات، حیاتی نیست. لزومی هم ندارد که هر کسی، بجز افرادی که بطورِ فشرده با زبان سر و کار دارند، چنین چیزهائی را بدانند. منتهی دانستنِ آن، هم بامزه است و هم بطورِ کلی می تواند جزوِ اطلاعاتِ عمومی محسوب شود. اینست که متنِ زیر را تهیه کرده ام؛ باشد که مقبولِ «ز گهواره تا گور دانش بجویان» افتد.

دگر فایده چنین نوشتاری (که از نظرِ خودِ من مهمتر است تا فوایدِ دیگر) آنست که امروزه، یعنی بعد از وقایعِ سال ۵۷، جنبشِ «زدودنِ فارسی از عربی» در میانِ ایرانیان طرفدارانِ روزبروز بیشتر و متعصب تری یافته است. چنین متونی، عمقِ پیوندِ زبانهای غربی با لاتین را نشان می دهند، بدونِ آنکه کسی در غرب در پی زدودنِ زبانش از لاتین باشد. چنانکه قبلاً در جاهای دیگری اشاره کرده ام، پیوند تاریخیِ زبانها نه فقر، که غناء است و از همین منظر است که جنبشِ «عربی زدائی» را، لااقل در شکلِ فعلی اش، نادرست و ناپسند می دانم. معمولاً کسی که با زبان سر و کارِ عمیقی دارد، همه زبانها را قشنگ و پذیرفته و برابر می داند و تعصبی در اینباره ندارد.

«کمیته»:
شاید برای ما ایرانیان، رایجترین واژه از میانِ واژگانِ فوق الذکر «کمیته» باشد. این لغت، بویژه پس از وقایعِ سالِ ۵۷، در ذهنِ بسیاری از ایرانیان مفهومی مخوف و مهیب را تداعی می کند (۱).
«کمیته»، از زبانِ لاتین واردِ زبانهای غربی شده است (committere) و معنای آن «جمع کردن»، «گردآوری»، «دور هم جمع کردن» بوده است. در ابتدا به صورتِ (committee) واردِ انگلیسی و سپس با نوشتارِ (comite) به فرانسه، و نهایتاً در قرنِ ۱٨ واردِ آلمانی شده است (Komitee).
«کمیته» در زبانهای غربی، هم می تواند حالتی رسمی داشته باشد و هم حالتی غیر رسمی و دوستانه. مثلاً «کمیته دولتیِ بررسی جرایمِ اداری» یا «کمیته گردآوری کمک مالی برای کودکانِ بی سرپرست» یا «کمیته برگزاری جشنِ ۱۰۰ سالگی ببرالسلطنه». اعضای یک «کمیته»، یک هدفِ خاص را دنبال می کنند و در آن جهت «اقدام و عمل» می کنند. منظور آنست که کارِ یک «کمیته» محدود به حرف و بحث و مذاکره و نظایرِ آن نیست، بلکه در نهایت اقداماتِ عملی انجام می شوند.

«سمینار»:
گمان می کنم که دومین واژه رایج در فارسی، این باشد.
«سمینار»، بر خلافِ «کمیته»، آموزشی ست. چیزی آموزش داده می شود و یادگرفته می شود. یا یادگرفته ها تعمیق می شوند. «سمینار»، علمی و نظری (تئوریک) و تخصصی است. یعنی معمولاً در آن کاری انجام نمی شود، عملی صورت نمی پذیرد، چیزی تصویب نمی شود. تنها دانش و اطلاعات را گسترش می دهد. مثلاً از طریقِ مجموعه ای از سخنرانی های علمی و تخصصی. طبیعی ست که «سمینارهای» امروزی همراه اند با ابزار و سیستم های به اصطلاح «چندرسانه ای» (مولتی مدیا) نظیرِ عکس و اسلاید و فیلم و اینترنت و غیره.
«سمینار»، غالباً یک مسئول دارد که به عناوینِ مختلف نامیده می شود: راهنما، مدیر، مربی، سرپرست. کلاس های درس در دانشگاه های آلمان، هنگامی که تبادلاتی مابینِ معلم و دانشجو اتفاق افتد، کلاً «سمینار» خوانده می شوند. اگر که معلم بیاید و فقط درس بدهد و برود، «سخنرانی یا قرائت یا روخوانی» گفته می شوند.
واژه «سمینار» نیز از لاتین به زبانهای غربی راه یافته است و ریشه اش اینها بوده است:
(seminare) بذرکاری   
(seminaruim) آموزشکده باغبانی
این واژه سپس در قرنِ ۱۶ بصورتِ (Seminar) واردِ زبانِ آلمانی شده است و معنای امروزیِ خود را یافته است. البته در آن زمان، صرفاً در محیط های دانشگاهی و آموزشی بکار می رفته است.         

«کمیسیون»:
«کمیسیون»، معنائی رسمی و قانونی دارد. یک «کمیسیون»، از سوی دولت یا نهادهای دولتی و نیمه دولتی منصوب و منتخب و مأمور می شود و اختیاراتِ قانونی دارد. یعنی کسی خودش «کمیسیون» تشکیل نمی دهد. برای نمونه دولت، به منظورِ بررسی یک خلافِ بزرگ یا یک حادثه ناگوار، به افرادِ خاصی مأموریت می دهد تا یک «کمیسیون» براه اندازند و مسئله را بررسی کنند. یا پلیس، یک کمیسیون را مأمورِ بررسی یک قتل می کند. اعضای «کمیسیون»، در زمینه کاریِ «کمیسیون» متخصص هستند. یعنی برای نمونه، «کمیسیون حلِ معضلِ رشوه خواری»، باید از حقوقدانان و حسابرس ها و مدیران تشکیل شده باشد و نه از روشنفکران یا شعرا.
بنابراین، «کمیسیون» موظف است و «باید» پاسخگو باشد. «باید» موضوع را تحقیق کند و نتیجه را (مخفی یا علنی) اعلام کند. «کمیسیون» می تواند از ابزار دولتی و قانونی (پلیس و دادستانی و غیره) استفاده کند. مثال: «کمیسیون حقیقت یاب»، «کمیسیون اروپا»، «کمیسیونِ اصلاحاتِ پارلمانِ اروپا».
ریشه لغوی «کمیسیون»، واژه لاتین (commissio ) و (committere) است که به معنای «برگزار کردن»، «اعتماد کردن»، «موظف کردن»، «مأمور کردن»، «وظیفه ای را به کسی سپردن» بوده است. این لغت در ابتدای قرنِ ۱۵ واردِ آلمانی شده است و طبیعتاً کاربردِ آن نخست به حوزه های کلیسا و دانشگاه محدود می شده است.

«سمپوزیوم»:
ظاهراً تکلیفِ واژه «سمپوزیوم» برای خواننده و شنونده از همه کلماتِ فوق الذکر روشن تر و راحت تر است: «کنفرانس علمی».
جائی که دانشمندان و متخصصانِ رشته ای جمع شوند و به هر شکل و هر صورت (سخنرانی، گروه های کاری کوچک، چند رسانه ای) به تبادلِ اندیشه و نظر بپردازند. امروزه «سمپوزیوم ها»، گردهمائی های علمیِ فوق العاده تخصصی (آکادمیک) هستند. مثلاً «سمپوزیومِ» سرطان شناسان.

جالب، تحولِ معنای این لغت در طولِ تاریخ بوده است. (symposion) لغتی یونانی بوده است که به لاتین مهاجرت می کند و می شود (symposium). معنایش در ابتدا «دور هم جمع شدنِ عده ای مرد برای عرق خواری» بوده است. یعنی تقریباً چیزی شبیه به «پاتوغِ» خودمان. منتهی این جلساتِ عیش و نوش، بعدها در یونانِ باستان حالتی عمیق تر و جدی تر یافتند و به نوعی جلسه گفتگو و بحث پیرامونِ یک موضوعِ خاص تبدیل شدند.

«کنفرانس»:
«کنفرانس» به تنهائی یعنی «گردهمائی». در موردِ این واژه، ٣ مثال، موضوع را از هر توضیحی بهتر روشن می کند:

- کنفرانس مطبوعاتی.
- کنفرانس تلفنی (امروزه چند نفر در گوشه و کنار جهان، با تلفن های مونیتور دار، همزمان به گفتگو می نشینند).
- پخشِ کنفرانسیِ بازی های فوتبال (زمانی که چند بازی همزمان باشند، بعضی از کانال های تلویزیونی مدام بینِ این چند بازی عوض می کنند و از هر کدام قسمتی را نشان می دهند).

این ٣ مثال، گردهمائی از نقاطِ گوناگون را به منظورِ نمایش یا گفتگو یا تماشا، بخوبی نشان می دهند. طبیعی ست که امروزه «کنفرانس» در هر زمینه ای می تواند برگزار شود: اقتصادی، سیاسی، علمی، ورزشی، و غیره. پس «کنفرانس» نه الزاماً سیاسی ست و نه الزاماً رسمی و نه الزاماً آموزشی.
مثال: «کنفرانسِ» وزاری داخله اروپا، «کنفرانس» سرانِ ناتو، «کنفرانس» مربیانِ شنا، «کنفرانس» بیماری های عفونی، «کنفرانس» شرکت های بیمه.
واژه (conferre) در زبانِ لاتین، ریشه این لغت است و به معنای «جمع آوری کردن» و «تبادل نظر» بوده است. سپس به (conferentia) تغییر شکل داده و نهایتاً در قرنِ ۱۶ به معنای امروزینِ آن وارد زبانِ آلمانی شده است.         

________________________________________
۱- در آن سالها، تشکیلاتی پدید آمد بنامِ «کمیته های انقلاب». خشونت ها و جنایاتِ این کمیته ها را باید در متونِ مربوطه مطالعه نمود.  
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست