گزارش هفته نامه اکونومیست
حمله نظامی آمریکا به ایران اشتباه خواهد بود
•
هفتهنامهی اکونومیست در مقالهای با عنوان "ایستگاه بعدی ایران؟" به احتمال رویارویی نظامی آمریکا و ایران پرداخته و نوشته است: با وجود اظهارات آرامش بخش گیتس، ایران و آمریکا به سوی یک رویارویی پیش می روند، اگرچه نمی توان احتمال این درگیری را مشخص کرد
...
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
آدينه
۲۰ بهمن ۱٣٨۵ -
۹ فوريه ۲۰۰۷
هفتهنامهی اکونومیست چاپ انگلیس در شماره ۱۰ فوریهاش در مقالهای با عنوان "ایستگاه بعدی ایران؟" به احتمال رویارویی نظامی آمریکا و ایران پرداخته است.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) نویسندهی مقاله با نقل اظهارات رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، که گفته بود "ما برای حمله به ایران برنامه ریزی نمی کنیم"، می نویسد که با وجود یک رییس جمهور منزوی و ضعیف و ارتشی که در مصیبت عراق به گل نشسته، کنگره و مردم آمریکا واقعا دل و دماغی برای جنگیدن ندارند.
در عین حال، به نوشته اکونومیست، با وجود اظهارات آرامش بخش گیتس، ایران و آمریکا به سوی یک رویارویی پیش می روند و اگرچه نمی توان احتمال این درگیری را مشخص کرد، این امکان واقعا وجود دارد که جورج بوش قبل از ترک کاخ سفید، یعنی تا دو سال دیگر، دستور حمله به ایران را صادر کند.
این هفته نامه می نویسد که از زمان انقلاب سال ۱۹۷۹ در ایران، ایران و آمریکا مواضعی خصمانه نسبت به یکدیگر داشته اند اما چهار عامل جدید باعث می شود این خصومت دیرینه خطرناکتر جلوه کند.
بی.بی.سی به نقل از اکونومیست نوشته است، یکی از این چهارعامل ظاهرا عزم ایران در برنامههای هستهییاش است و نگرانی آمریکا از این است که جمهوری اسلامی به نقطهای نزدیک شده که دیگر امکان ندارد بتوان این روند را متوقف کرد و عامل دوم ظهور محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری است که هولوکوست را انکار می کند و آشکارا خواستار نابودی اسراییل می شود.
این نشریه میافزاید که عامل سوم، گرایش اخیر مقامات دولت بوش است که ایران را مسوول تمامی مشکلات آمریکا نه تنها در عراق، بلکه در سرتاسر خاورمیانه جلوه میدهند.
اکونومیست می نویسد که هریک از این عوامل به خودی خود می تواند باعث بی ثباتی شود اما بر روی هم، احتمال سوء محاسبه و افتادن به دامان جنگ را افزایش می دهد به خصوص اگر با عامل چهارم تعارض بین ایران و آمریکا نیز درآمیزد.
عامل چهارم به گفته اکونومیست مشکلات بوش است که دیگر به نظر مثبت رای دهندگان نیازی ندارد اما می داند که جایگاه تاریخی وی را موفقیت در آزمونی تعیین خواهد کرد که در کانون سیاست خارجی خود قرار داده است: یعنی ترویج دموکراسی در خاورمیانه و جلوگیری از دستیابی رژیم های یاغی به تسلیحات کشتار جمعی.
اکونومیست می افزاید که با توجه به تمایل مفرط جورج بوش به مقصر جلوه دادن ایران در سنگ اندازی در برابر "هدفهای شریف آمریکا در خاورمیانه"، ممکن است وی حمله پیشگیرانه علیه برنامههای هستهیی این کشور را راهی مناسب برای اعاده اعتبار ریاست جمهوری خود بداند اما چنین برداشتی اشتباه خواهد بود.
اکونومیست یادآور می شود که این مجله از اشغال عراق حمایت کرد در حالیکه (به اشتباه) می پنداشت که صدام در حال دستیابی به اسلحه هستهیی است و نباید به یک قاتل اجازه داد به ابزار موثرتر کشتار دست یابد اما در مورد ایران، حتی اگر روشن شود که ایران در آستانه دستیابی به بمب اتمی است، بازهم حمله آمریکا به تاسیسات هستهیی این کشور را قماری خطرناک میداند.
اکونومیست مینویسد که علاوه بر این، معلوم نیست که ایران هستهیی تا چه اندازه خطرناک خواهد بود زیرا برخلاف عراق در دوره حکومت صدام، ایران دارای یک ساختار قدرت پیچیده و حاوی عناصری از کثرت گرایی است که باعث برقراری نوعی نظارت و پاسخگویی میشود.
این نشریه اظهار می دارد ایران از زمان انقلاب، رفتاری عقلایی داشته و گرچه مطمئنا در پیگیری برخی از هدفهای منطقهیی خود به وسایل "غیر مجاز" متوسل شده است اما در مجموع، مقامات ایران تاکنون در مورد نتایج اقدامات خود حسابگرانه عمل کردهاند و در نتیجه، مانند اتحاد شوروی، احتمالا بتوان ایران هستهیی را مهار کرد.
اکونومیست می نویسد که تمامی این ملاحظات حکایت از آن دارد که در شرایط کنونی، حمله نظامی ایالات متحده علیه ایران اقدامی اشتباه خواهد بود.
اکونومیست توصیه می کند که برای جلوگیری از تولید بمب اتمی ایرانی باید به هر اقدامی دست زد اما برای این منظور، راهی بهتر از حمله نظامی هم وجود دارد.
این نشریه یادآور می شود که بوش در سال ۲۰۰۲، ایران را همراه با عراق و کرهی شمالی اعضای محور شرارت توصیف کرد ولی از سال ۲۰۰۴ به بعد، به دلیل در دست نبود گزینه ای بهتر، وی با تلاش های بریتانیا، فرانسه و آلمان برای قانع کردن ایران به تبعیت از ضوابط اتمی بین المللی همراهی کرده است.
به نوشته اکونومیست، ایران همواره بر غیرنظامی بودن برنامههای خود تاکید داشته اما سال گذشته اروپاییان با پیشنهاد برخی امتیازات به ایران در برابر کنار گذاشتن برنامه غنی سازی اورانیوم با رد این پیشنهادها از سوی ایران مواجه شدند و به اعمال تحریم های شورای امنیت روی آوردند.
این نشریه در ادامه افزایش فشار اقتصادی بر ایران را به عنوان یک راهحل معرفی کرده و راهحل دیگر را قول صریح بوش در این مورد که اگر ایران به خواست آمریکا گردن نهد با تلاش برای سرنگونی مواجه نخواهد شد، دانسته است.
اکونومیست درخاتمه اظهار می دارد که با وجود همه اینها، ممکن است سرنوشت آمریکا و ایران این باشد که در خاورمیانه شاخ به شاخ شوند.
|