یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

همکاری خارجی و تعامل ملی راه حل بحران افغانستان


اردشیر زارعی قنواتی


• تا زمانی که مشارکت واقعی بین آمریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپایی، پاکستان، هند و ایران در خصوص روند تعامل خارجی و دولت مرکزی و طالبان در چارچوب مطالحه ملی آغاز نشود هرگونه استراتژی برای افغانستان از قبل مهر شکست را بر پیشانی خود خواهد داشت ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۵ شهريور ۱٣۹۶ -  ۲۷ اوت ۲۰۱۷


دولت ایالات متحده آمریکا بعد از هفته ها و ماه ها بالاخره در روز دوشنبه ۲۱ ماه اوت "استراتژی جدید آمریکا در مورد افغانستان" را اعلان کرد. یک پایگاه نظامی در "آرلینگتون" از حومه واشنگتن که اجساد بسیاری از نظامیان کشته شده این کشور در جنگ افغانستان در آنجا به خاک سپرده شده اند جایی بود که برای "دونالد ترامپ" رئیس جمهوری پرچالش آمریکا مناسب اعلان راهبرد جدید تلقی می شد. در این سخنرانی با اهمیت که از قبل به شدت زیر ذره بین سیاستمداران، تحلیلگران، افکار عمومی و کشورهای جهان قرار داشت به خلاف گفته های دوران تبلیغات ریاست جمهوری ترامپ، در چارچوب وضع موجود دقیقا رویکرد غالب در ساختار سیاسی آمریکا را مورد تایید قرار داد و راه را برای افزایش نیروی بیشتر در افغانستان باز گذاشت. ترامپ در این سخنرانی می گوید "تروریست ها خلاء ناشی از خروج شتاب‌زده نیروهای آمریکایی را پر خواهند کرد، از جمله داعش و القاعده، همانگونه که قبل از یازدهم سپتامبر چنین چیزی اتفاق افتاد و همان طور که می‌دانیم در سال ۲۰۱۱ آمریکایی ها عجولانه و به اشتباه از عراق خارج شدند". این استراتژی دقیقا همان استراتژی کنونی آمریکا و به خصوص پنتاگون می باشد که به تناوب در طول ۱۶ سال بحران و جنگ افغانستان به کار گرفته شده است. به همین دلیل تایید حضور نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان و احتمال اعزام حدود ٣۹۰۰ نیروی نظامی جدید به این کشور تغییر ملموسی در این خصوص نبوده و در واقع در چارچوب مدار کنونی حداقل در مورد "متن" بحران "هیاهو برای هیچ" بود. استقبال گسترده محافل قدرت در آمریکا و همپیمانان این کشور در ناتو و منطقه بحران نیز بیش از هر چیزی دال بر پذیرش وضع موجود از سوی دونالد ترامپ تلقی می شود. چنانچه "ینس استولتن‌برگ" دبیر کل ناتو در بروکسل با تشکر از این تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا، اعلام کرد که ناتو به طور نامحدود در کنار آمریکا خواهد بود". در افغانستان "اشرف غنی" رئیس جمهوری افغانستان این استراتژی آمریکا را دلیلی بر ادامه فعالیت‌های آمریکا در کشورش ارزیابی کرد و در پیامی توییتری خود از طرف مردم افغانستان از ترامپ به خاطر این تصمیم تشکر کرد.
آنچه که بیشتر از اهمیت برخوردار بود حواشی این اعلان استراتژی جدید آمریکا در مورد افغانستان بود که از یک طرف موجب ارتقای جایگاه هند در نزد واشینگتن و تهدید ضمنی پاکستان به دلیل حمایت از تروریسم و پناه دادن به رهبران "طالبان" در این کشور به حساب می آمد. دعوت ترامپ از دهلی نو برای ایفای نقش پر رنگ تر در افغانستان و هشدار به رهبران اسلام آباد مبنی بر اینکه تا زمانی که ریشه تروریسم را در کشورشان نخشکانند انتظار کمک های نظامی و مالی از آمریکا را نداشته باشند، نشان می داد که هم زمان واشینگتن در منطقه جنوب آسیا در صدد تغییر استراتژی بین متحدین خود می باشد. این موضوع چنانچه واقعا به آن عمل شود با توجه به اینکه تغییرات اساسی در راهبردهای منطقه یی پاکستان حداقل در کوتاه مدت بعید می باشد می تواند چالش های اساسی را بین دو کشور موجب شود. از طرف دیگر تمرکز آمریکا بر روی مهار چین که از بحران کره شمالی شروع می شود و امروز دامنه آن به افغانستان هم کشیده شده است با توجه به نزدیدکی دهلی – واشینگتن می تواند برای پکن یک تهدید ژئوپلتیک تلقی شود. از آنجا که پاکستان نیز یک متحد ژئواستراتژیک برای چین به حساب می آید بر هم زدن توازن موجود بین هند و این کشور دامنه رقابت و موازنه های ژئوپلتیک در این حوزه را می تواند تعمیق بخشیده و به تنش های منطقه یی عمق بیشتری بدهد. به همین دلیل بلافاصله بعد از سخنرانی ترامپ چین و روسیه ضمن تاکید بر شکست استراتژی کنونی واشینگتن در افغانستان نارضایتی خود را نسبت به آن نشان دادند. چنانچه "هوا چونینگ" سخنگوی وزارت امور خارجه چین ضمن اشاره به اینکه پاکستان در خط مقدم مبارزه با تروریسم قرار دارد و قربانیان بیشماری در این راه داده است تاکید می کند " اسلام آباد نقش مهمی در مبارزه با تروریسم دارد و جامعه جهانی باید این موضوع را به رسمیت بشناسند". در روسیه نیز "ولادیمیر جباروف" معاون رئیس کمیته بین الملل شورای فدراسیون این کشور ضمن تاکید بر ناکارآمدی سیاست جدید آمریکا می گوید "آمریکا به هیج شکلی افغانستان را کنترل نمی کند، بلکه فقط از نظامیان خود دفاع می کند که در افغانستان مستقر شده اند".
استراتژی جدید آمریکا در افغانستان مبنی بر حفظ وضع موجود و احتمال افزایش نیروی نظامی بیشتر در این کشور هم چنان که به تجربه اثبات شده است تنها می تواند برای مدت کوتاهی توازن جنگی در میدان های عملیاتی را تغییر دهد. در طی ماه های اخیر گروه طالبان با پیشروی های سریع و دور از انتظار خود، ارتش ملی افغانستان را در موضع تدافعی قرار داده اند و با تصرف گاه و بیگاه بعضی از ولسوالی ها و تحمیل جابجایی های نظامی پر هزینه و زمان بر ارتش توانسته است اراده خود را بر عرصه میدانی جنگ تحمیل کنند. با توجه به شیوه جنگ گروه هایی چون طالبان و امروز با اضافه شدن گروه تروریستی "داعش" در بحران این کشور که بنا به گزارش منابع رسمی و مستقل حدود نیمی از جغرافیای کشور را در اختیار دارند، این افزایش نیروهای آمریکایی در معادلات کلی تغییر اساسی ایجاد نمی کند. چنانچه در فاصله سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ میلادی شمار نیروهای آمریکایی در افغانستان حدود ۶۷ هزار تن بود که بعد از ناکامی های زیاد در همان سال به فرمان "باراک اوباما" رئیس جمهوری سابق این کشور با افزایش ٣٣ هزار نیروی نظامی جدید به مرز ۱۰۰ هزار تن هم رسید اما ماحصل آن نه تنها پایان جنگ و دستیابی به ثبات در افغانستان نبود که متاسفانه نتیجه آن را امروز به صورت واضح می توان مشاهده کرد. راه حل بحران و برون رفت از بن بست موجود افزایش نیروی نظامی و تشدید منازعات جنگی نیست چرا که باز هم به تجربه در این سناریوها تنها تلفات غیرنظامیان بالا می رود و هیچ دستاورد تعیین کننده یی هم ندارد. از آنجا که در افغانستان هم اکنون جنگ بین جناح های فاسد حکومتی، جنگ سالاران جهادی سابق و گروه های اسلامگرای شورشی و تروریست طالبان و داعش در جریان است و در عرصه بیرونی نیز قدرت های جهانی و همسایگان این کشور به صورت نیابتی در تنور این جنگ برای رسیدن به اهداف و منافع خود می دمند، تنها یک عزم ملی، منطقه یی و جهانی می تواند راه برون رفت از بحران افغانستان باشد. تا زمانی که مشارکت واقعی بین آمریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپایی، پاکستان، هند و ایران در خصوص روند تعامل خارجی و دولت مرکزی و طالبان در چارچوب مطالحه ملی آغاز نشود هرگونه استراتژی برای افغانستان از قبل مهر شکست را بر پیشانی خود خواهد داشت. از طرف دیگر با توجه به گسست و شکاف های ملی در این کشور هیچ دولت مرکزی نمی تواند ثبات را به افغانستان بازگرداند و شاید راه حل اساسی در پذیرش یک سیستم فدرالی و غیرمتمرکز نهفته است که متاسفانه هیچ کدام از بازیگران داخلی و خارجی تاکنون به آن توجه نکرده اند.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست