یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

فرصتی در فاصله دیپلماسی و جنگ


علی مختاری


• اپوزیسیون دمکرات ایران تنها با انتشار اعلامیه، تاکید بر این و آن ضرورت و برگزاری نشست های پراکنده و گسسته نمی تواند به این وظیفه مهم و ضروری پاسخ دهد. برای عینیت بخشیدن به نیروی سوم و صدای سوم که صدای مردم ایران باشد باید جمعی عمل کرد و برای آن که بتوانیم جمعی عمل کنیم و برآمد سیاسی مشترک داشته باشیم باید در اولویت های سیاسی خود بازبینی کنیم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۲ فروردين ۱٣٨۶ -  ۱۱ آوريل ۲۰۰۷


ماجرای ملوانان بریتانیا که می توانست به رویارویی نظامی منجر شود ، سر انجام به "خیر" گذشت. اما احتمال این که سران جمهوری اسلامی با عدم پذیرش قطعنامه سوم شورای امنیت سازمان ملل ما را در یک جنگ ناخواسته در گیر کنند نه تنها منتفی نشده بلکه خطر بروز چنین رویداد شوم و نکبت بار روز به روز در حال گسترش است . ما اکنون در فاصله زمانی بین خطر جنگ و تبدیل شدن این خطر بالقوه به یک واقعیت قرار داریم و جنگ طلبان در آمریکا بر زمینه ماجراجویی جمهوری اسلامی با سرعت در حال کوتاه کردن و طی این فاصله هستند. اگر بحران هسته ای فروکش نکند و تحریکات فزاینده جمهوری اسلامی و پافشاری آن بر تداوم غنی سازی اورانیوم متوقف نشود ، جنگ طلبان در دولت آمریکا میدان عمل پیدا خواهند کرد. با توجه به آرایش و میزان بسیج نیروی نظامی آمریکا در منطقه حوزه خلیج فارس ، جنوب ، شرق و غرب ایران هر لحظه این امکان وجود دارد که در سیاست علنی دیپلماسی و برنامه نیمه پنهان نظامی آمریکا جابجایی رخ دهد و واشنگتن با ملاحظه آمادگی افکار عمومی تصمیم بگیرد با اقدام نظامی بر بی اعتنایی جمهوری اسلامی به خواست شورای امنیت نقطه پایان بگذارد.
این تصور که هر چند ماه یکبار اعضای شوارای امنیت سازمان ملل دور هم جمع می شوند و یک قطعنامه علیه ایران صادر می کنند و جمهوری اسلامی بی توجه به این قطعنامه ها به تداوم غنی سازی اورانیوم می پردازد و موشک های بالستیک تولید می کند ، غیر واقعی است . آمریکا می داند که بازی با صدور قطعنامه ها را نباید طولانی ادامه دهد و به همین دلیل هم از قطعنامه ۱۹۶۹ شورای امنیت علیه ایران که بر طبق مفاد بند ۴۰ و فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد صادر شد تا قطعنامه های ۱۷٣۷ و ۱۷۴۷ ، هم فاصله صدور قطعنامه ها به لحاظ زمانی کمتر شده ، هم لحن آن ها گام به گام تندتر گردیده و هم تحریم ها و مجازات های بین المللی گسترش یافته اند. بدیهی است که اگر جمهوری اسلامی در مهلت باقی مانده از ۶۰ روزی که در قطعنامه سوم پیش بینی شده ، خواست شورای امنیت را بی پاسخ بگذارد ، یا پاسخ منفی دهد و یا دیپلماسی شکست خورده کش دادن گفتگوها برای به دست آوردن وقت و تبدیل تهدید به فرصت را دنبال کند، قطعا تصمیم نشست آتی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران شدیدتر و عواقب آن برای کشور ما زیانبارتر خواهد بود.
صدور هر قطعنامه از طرف شورای امنیت ، صرف نظر ازاین که جمهوری اسلامی آن قطعنامه را "قانونی" و یا "غیرقانونی" تعبیر کند، تاییدی بر نگرانی عمیق افکار عمومی از اهداف برنامه هسته ای جمهوری اسلامی و کاهش امکانات نیروهایی است که از حل دیپلماتیک بحران هسته ای پشتیبانی می کنند. از نظر افکار عمومی جهان ، هدف جمهوری اسلامی از پی گیری برنامه هسته ای ، هژمونی طلبی در منطقه و بسیج نیرو برای رویارویی با غرب است. برداشت غالب این است که جمهوری اسلامی می خواهد با گرفتن وقت پروژه هسته ای خود را پیش ببرد و جهان را در برابر عمل انجام شده قرار دهد. این ارزیابی و عدم اعتماد به جمهوری اسلامی درمیان افکار عمومی و در نزد دولت ها یک شبه شکل نگرفته است. سران جمهوری اسلامی طی دو دهه پنهانکاری و ماجراجویی ، از ایران سیمایی در افکار عمومی ساخته اند که آمریکا بر پایه آن کشور ما را عامل نا امنی جهانی می خواند.
از واکنش رهبری جمهوری اسلامی به قطعنامه سوم شورای امنیت سازمان ملل چنین بر می آید که آنان نه تنها به اهمیت مسئله بی اعتمادی افکارعمومی توجهی ندارند بلکه تصمیم گرفته اند به جای پذیرش درخواست شورای امنیت و تعلیق غنی سازی اورانیوم برای فرونشاندن بحران و جلب اعتماد جهانی ، به مقابله جویی با نهادهای بین المللی و آمریکا بپردازند و در نقش جاده صاف کن جنگ طلبان آمریکا عمل کنند. اظهارات خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی که شورای امنیت را به واکنش "غیرقانونی" تهدید کرد تعبیری غیر از مقابله جویی و کشاندن ایران به رویارویی نظامی با آمریکا ندارد.
در این شرایط حساس تاریخی که رهبری جمهوری اسلامی فرصت سوزی می کند و پذیرش گفتگو بر مبنای پیشنهاد گروه ۱+۵ را که می تواند متضمن حداقل منافع ایران و رفع خطر جنگ باشد نادیده می گیرد، جای نیرویی که خواست مردم ایران و صدای صلح طلبانه ایرانیان را بازتاب دهد خای است. نیرویی که از موضع اپوزسیون مستقل و متحد آزادیخواهی و صلح جویی مردم ایران را نمایندگی کند. نیرویی که اپیدمی فرقه گرایی را مهارسازد، پراکندگی ها را پایان دهد و بکوشد از مخالفت جهانیان با برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی در جهت پیشبرد اهداف جنبش دمکراسی ایران بهره بگیرد. احزاب و سازمان های اپوزسیون می دانند که بسیاری از نیروهای مدافع صلح و دمکراسی در جهان آماده اند به ما ایرانیان در مبارزه علیه خطر جنگ ، علیه استبداد و برای استقرار دمکراسی یاری کنند اما آدرسی از این نیروی اپوزسیون دمکرات ایران ندارند و نمی دانند که به کجا باید مراجعه کنند.
اپوزسیون دمکرات ایران تنها با انتشار اعلامیه ، تاکید بر این و آن ضرورت و برگزاری نشست های پراکنده و گسسته نمی تواند به این وظیفه مهم و ضروری پاسخ دهد. برای عینیت بخشیدن به نیروی سوم و صدای سوم که صدای مردم ایران باشد باید جمعی عمل کرد و برای آن که بتوانیم جمعی عمل کنیم و برآمد سیاسی مشترک داشته باشیم باید در اولویت های سیاسی خود بازبینی کنیم . هریک از سازمان ها و احزاب با نگاه انتقادی بر روش و منش سیاسی خود می دانند در درون خود بر کدام عناصر بازدارنده همگرایی باید غلبه کنند.
آنچه تا کنون درعرصه بحران هسته ای از طرف اپوزسیون برای اعمال فشار بر حکومت انجام گرفته نه تنها در حد انتظار نیست بلکه علیرغم همه تلاش ها ، گویی همگان به پراکندگی و وضع موجود به عنوان سرنوشت مقدر تن داده اند. همه درانتظارهستند.
به نظر من انتظار مردم از احزاب و سازمان های سیاسی اپوزسیون در داخل و خارج از کشور آن است که برای جلوگیری از خطر جنگ از موضع مخالفت با جمهوری اسلامی با تمام توان و امکانات وارد کارزار شوند. انتشار اعلامیه مشترک ، برگزاری سمینار و میزگرد مشترک، ایجاد هیات های نمایندگی مشترک برای مراجعه به نهادهای بین المللی و بیان نظرات اپوزسیون ، سازماندهی تظاهرات مشترک و دهها اقدام ابتکاری دیگر..می تواند بخشی از این کارزار باشد.
از این که همین نیروهای جمهوریخواه علیرغم اتفاق نظر روی جهات عمومی بحران هسته ای ، مسئولیت ایجاد بحران ، راه های برون رفت از بحران ، ضرورت پذیرش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و تعلیق غنی سازی اورانیوم نتوانسته اند در این همه مدت اعلامیه مشترکی با امضای بیش از ۴ حزب و سازمان منتشر کنند ، حداقل نشانگر آن است که تلاش همگانی کمتری در این راستا انجام گرفته و تلاشگران در برخورد با موانعی که باید برطرف شوند ، متوقف شده اند. این قابل فهم است که هر حزب و سازمانی برای همکاری با سایرین اولویت های سیاسی خود را دارد و این اولویت ها ممکن است به هنگام کار مشترک به صورت مانع و حتی" خط قرمز" نمود پیدا کنند. موانعی که باید در فضای دوستانه و با هدف کاهش دشواری همکاری ها ی مشترک بحث و بررسی شوند. اما از نیروهای مدافع دمکراسی پذیرفته نیست که به جای آن که انرژی خود را در جهت بسیج هرچه بیشتر احزاب و سازمان ها برای دفاع از صلح ، آزادی و استقرار دمکراسی در کشور صرف کنند ، سرگرم دستچین کردن احزاب و سازمان های دمکرات باشند و مشارکت در مبارزه علیه خطر جنگ را به حضور و عدم حضور حزب و سازمانی مشروط و مقید سازند و از امضای اعلامیه مشترک امتناع کنند.
احزاب و سازمانه های دمکرات به اعتبار آن که دمکرات و جمهوریخواه می باشند ، ملزم به همکاری و یا اتحاد عمل نیستند و اما وقتی که همه این احزاب و سازمان ها نسبت به خطر جنگ و ضرورت همکاری باهم برای خنثی کردن خطر هشدار می دهند، طبیعی است که مردم از این احزاب انتظار داشته باشند یا به فراخوان همکاری پاسخ مثبت دهند و یا آنچه را که مانع همکاری می شود با مردم درمیان بگذارند. در ارتباط
با خطر بروز جنگ که سرنوشت کشورو همه شهروندان آن در میان است ، اهمیت این موضوع دو چندان می شود.
ایران متعلق به همه ایرانیان است واگر در اجرای این و یا آن شکل از کاربرای ابراز مخالفت جمعی ایرانیان علیه جنگ و جنگ طلبان در جمهوری اسلامی ودولت آمریکا این و آن حزب مشکلی دارد که حل آن مستلزم زمان است ، به جای اجتناب از تلاش و اقدامات لازم ، باید به اشکالی از کار مشترک در عرصه مخالفت با جنگ اندیشید که ازوسواس های حزبی و سازمانی به دور باشد . مثل تبلیغ و تشویق به ایجاد کمیته های صلح که همه شهروندان بدون تعلق حزبی و سازمانی بتوانند در آن حضور و مشارکت داشته باشند. به نظر من تشکیل کمیته های صلح را نباید به امر اتحاد ها گره زد. تعبیر حضور ایرانیان در این کمیته ها به اتحاد و یا نوعی از همکاری سیاسی به همان اندازه خطاست که بخواهیم برای منزه بودن از این اتهام از اندیشیدن به اشکال بسیج گر وجامع تر اقدام علیه جنگ اجتناب کنیم. جمهوریخواهان در این عرصه باید با سعه نظر وارد میدان شوند و دغدغه آن را نداشته باشند که فلان شاهزاده و این و یا آن جریان غیر جمهوریخواه ممکن است حرکت کمیته های صلح را مصادره به مطلوب کند. مبارزه با چنین فرهنگ عقب مانده و مظاهر آن در هر جریان و شخصیتی ، بخشی از مبارزه ما برای دمکراسی است.   
امید آن که احزاب و سازمان های دمکرات و جمهوریخواه بر دشواری ها غلبه کنند و به دور از هر گونه تنگ نظری در سامانیابی نیروی های مدافع صلح ، دمکراسی و حقوق بشراز فرصتی که در اختیار دارند بهره بگیرند.

منبع: کار آنلاین


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست