یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

برابر دکان دینمداری و دمکراسی امپریالیستی بایستیم - بهنام چنگائی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۹ دی ۱٣۹۷ -  ۱۹ ژانويه ۲۰۱۹


ایرانی و ایران در کنام و دکان دینمداران از یکسو، از دیگرسو در کمند ترفندهای بی پایان دمکراسی آمپریالیستی دچاریم، و شگفتا ما در برابر آنها پراکنده و ای بسا بیشتر رودرروی هم هستیم تا در کنار هم. جان بدربردن ما در این چنددستگی مرگبار می باید بیرون از هرگونه خودرأی گروهی ـ فرقه ای باشد تا بتوان با همبستگی از پراکندگی بسود توطئه گران بپرهیزد و یا از جدائی ها بکاهد. وگرنه راه خودسری به نابودی رندگی همگانی و تباهی ناگزیر کشورمان می آنجامد. در این میان آیا ما پاکباختگانِ خودفریب از گذشته تاکنونی خویش نیآموخته و هنوز هم ویلان در بن بست های دشمنی افکن و برتریجوئی ناسیونالیسمِ شاهی ـ آریائی سیرکرده و همچنان در کمند فردگرائی شاهنشاهی اسیر مانده ایم؟ یا آیا با ۴۰ سال شبیخون بی همتای استبداد آخوندی ما هنوز بیدارنشده و هالومنشانه در دام فناتیسم و فاشیسم تمامیتخواه مذهبی گرفتاریم؟ نظامی که جز دشمن خردجمعی، ویرانگر دانش انسانمدار، کشنده ی اندیشه نو و ستیزگر همگرائی های طبقاتی اجتماعی نبوده، و ما همچون میش ها چشم براه مهربانی درندگان خود مانده ایم؟!
وگرنه! پشتیبانی از جار و جنجال رفرمیسم مذهبی، یا چرخش و نرمش بسوی چندش شاهسالاری در میان این گروه ها برای چیست؟ آیا ما فریبخوردگان نادانی، گمراهان فراموشکاری تاریخ خونبار خویش نیستیم؟ همچنین آیا مسئول چربش راهبردهای ضدمردمی حاکمان قلدر، و یا بانی پیدایش راهکارهای نادرست دیروز و امروز آنان، خود ما نبودیم که بخاطر اهداف شان بکاررفته ایم؟ آیا ما ۹۹% های بخاک و خون نشسته و تاریخ پرُ فراز و فرود کشور ویران مان باهم مچل خودکم بینی خویش و بزرگ یابی شاهان و شیخان نشده ایم؟ چرا شده ایم. چون: با نگاهی به ساختار تکرو حکومت پیشین و کنونی، دادن اختیارهای مطلقِ بی در و پیکر سیاسی، و سپردن درآمدهای بربادرفته ی هنگفت نفت و اقتصاد بدست غارتگران، و اینک دیدن اینهمه خانه خرابی ها و آسمان جولی ها، و بدتر از آن بردباری شگفت انگیز گرسنگان ای بسا به "نان شب و در بی سرپناهی" براستی دردآور می باشد. آموزه ریاکارانه " آزمایش الهی" ترفند پست ملاهاست که خود در زمین ما بهشت ساخته اند! پیرامون تلاش ها برای پابرجائی و دچار ماندن درین و آن جهنم پیشین و کنونی بایدگفت که جای پای هزاران "خرد ستیزی جمعی" موج می زند که در میان این نابودشدگی ها بخشی از آن نیز متوجه کارگران، کارمزدان، زحمتکشان، کارمندان و روشنفکران مردمی ست که در ایجاد حکومت مذهبی دچار لنگی و خوشبینی بوده ایم؛ اگرچه ما امروز با تأخیر برپاخاسته و در راه ساختن فردائیم.
هرگاه پی چرائی ناتوانی رشد سیاسی مردم و درماندگی اقتصادی کلان خویش می گردیم یا پاسخ جوی خودسری و آشفتگی های دیپلماسی صدسال گذشته می باشیم درمی یابیم که تمرکز قدرت، کنارزدن خودمدیریت و دورماندن مردم از کنترل حکومت ها، سرسپردگی اقتصاد مصرفی وابسته، که جز تابع ناگزیر سازی سیاست دست نشاندگی شاهان و شیخان نبوده، یا دشمنی کور و جاهلانه ملایان، جز بسود سرمایه نئولیبرالیسم و خودِ فناتیسم کنونی نینجامیده است. روندی که تباهی یک قرن کوچکترین نشانه آشکار آن است. چراکه: کرنش نوکرمآبانه شاهان پهلوی و یا ستیز کور و ابلهلانه ملایان تنها توانسته زندگی بیشترین ما و دارائی های کشور مان را گرفتار این دو خوره ی پوکنده یا دو دشمن "هموند و همخون" داخلی و جهانی بسازد که هردو از دیرباز جای پای شان در ژرفای کشور و اعماق ناخودآگاه توده ها پابرجاست. مگرنه عده ای هنوز پی سیاست اصطلاحی دین دولتی و بخشی دیگر به پابوسی ترامپ در صف نشسته اند؟ بهره کشانی که ساختار خودسرانه شان یکسان و علیه هستی ما اینجا و آنجا بکاررفته، و در همیشه ی تاریخ آنها( دین + سرمایه) یار هم بوده، و آگاهانه در برابر خواست نان، کار و آزادی پویای ما ایستاده و همچنان هستند.
تاکی نفوذ عربده کشی ترامپ ها و دسیسه دمکراسی غربی، با آن ساختار غارتگر و میلیتاریستی سرمایه سالار، آنهم بسود یک مشت انگل مفتخوار می باید بتواند جهان کارگران و سازندگان را ویران کند،!؟ درست بسان همین واپسگریان امروزی ولایت که جز دشمن انسانمداری و خردستیزی بسود آخوندیسم در ایران نبوده اند. همبستگی دین و سرمایه برکسی پوشیده نیست! اگرچه جایگاه و پایگاه تاریخی آنها متناقض و متضاد می نمایند، ولی هردو پیوسته همراستا و همگرا دشمن توده های کار و زحمت بوده، و در ویرانگری خرد اجتماعی و چپاول دارائی ملت ها، باهم هماهنگ شده و در دشمنی با همبستگی اجتماعی، آنها سهم مشترکی دارند و بر هستی برباد رفته ما و دیگر اسرای کاپیتالیسم همچنان حکم می رانند و در داخل زندگی جاری ما همچون خوره زندگی، هستی ما را می جوند و با اشتلم تف می کنند. گمان بی هوده نبریم که آنها در برابر منافع مستقل اجتماعی و هویت منافع طبقاتی ما اگر لازم افتد که بارها افتاده، دست در دست هم خواهندایستاد و همچون دیروز و امروز، فرادی ما را نیز مورد هدف تمامیتخواهی های خویش قرارداده و در خم و چم تاریخ، آنها آنگونه که خواسته اند پیوسته بنام دمکراسی بورژوائی و یا حکومت عدل علی و الهی کلاه های گشاد بر سرما ما و دیگر ملت ها گذارده و دار و ندارمان را به یغمابرده اند.
این دو دشمن هستی کش! یکی نائب امامزمان خامنه ای ست و دیگری ترامپ میلیاردر "دمل چرکین آمپریالیسم آمریکا " می باشد. بیائیم تنها به دستبردهای مالی ولایت و ساختارِ ترامپ ساز آمریکائی نگاهی کوتاه و گذاربیفکنیم:


بیش از ۶ هزار میلیارد بودجه نهادهای مذهبی و سازمانی وابسته زیر نظارت خامنه ‌ای اختصاص پیدا کرده است. و چرا؟ منبع زیر: رسانه ی رهبری!

سازمان صداوسیما ۱۱۴۰ میلیارد
بسیج مستضعفین ۱۰۳۵ میلیارد
وزارت فرهنگ و ارشاد : ۷۷۰ میلیارد
خدمات حوزه‍ی علمیه قم ۵۲۸ میلیارد
شورای حوزه‌های علمیه ۳۲۹ میلیارد
کمک به بازسازی عتبات ۳۱۳ میلیارد

جامعه المصطفی العالمیه ۲۱۸ میلیارد
منشور فرهنگ قرآن ۲۰۰ میلیارد
حوزه‍ی علمیه (خواهران) ۱۹۳ میلیارد
سازمان تبلیغات اسلامی ۱۱۵ میلیارد
نهاد رهبری در دانشگاه‌ها ۱۰۲ میلیارد
دفتر تبلیغات حوزه علمیه ۹۲ میلیارد

کمک به نهادهای رهبری ۸۰ میلیارد
کانون پرورش فکری ۷۸ میلیارد
حوزه‌های علمیه خراسان ۵۷ میلیارد
موسسه نشر آثار امام ۵۷ میلیارد
دفتر ولی‌فقیه سپاه ۵۶ میلیارد
شورای انقلاب فرهنگی ۵۰ میلیارد

احداث و تکمیل مساجد ۵۰ میلیارد
حفظ آثار دفاع مقدس ۳۹ میلیارد
سیاستگذاری ائمه جمعه ۳۷ میلیارد
مجمع جهانی اهل‌بیت ۳۶ میلیارد
شورای تبلیغات اسلامی ۳۵ میلیارد
تدوین کتب علوم انسانی ۲۲ میلیارد

موسسه امام خمینی ۲۰ میلیارد
ستاد اقامه نماز ۱۹ میلیارد
سازمان ارتباطات اسلامی ۱۲ میلیارد
بیمه مداحان ١١ میلیارد
موسسه پژوهشی انقلاب ۸ میلیارد
کتابخانه آیت‌الله مرعشی ۶ میلیارد

بنیاد سعدی ۶ میلیارد
توسعه بازی‌های رایانه ۴ میلیارد
شورایعالی انقلاب فرهنگی ۳ میلیارد
دانشگاه اهل‌بیت ٣ میلیارد

کل هزینه ۶٠١٢ میلیارد تومان

تازه، لازم به یادآوری ست که این سرمایه هنگفت تنها برای نهادی مذهبی و زیر خواست خود رهبر است. نهادهای فراوان دیگری نیز زیر نظر وی می باشد که در این لیست نیامده است. پرداخت این دارائی های مردمی و بی زبان و آنهم برای تحمیق توده ای در شرایطی سیستماتیک بکارمی رود که بیش از نیمی از مردم کار و ندار ما دچار گرسنگی و یا گذران زندگی شان با این تحریم ها و تورم ها و بازارهای قاچاق زیر خط فقر از یکسو، و از دیگرسو زیر چنگ تیز سلطان های سکه ای، کاغذی، مرغی، قاچاق سپاهی و خود سلطانِ سلطان ها خامنه ای می باشد. رژیم، سلطان سکه را مصلحتی بدارکشید؛ پرسیدنی ست با دیگر سلطان ها و خود سلطان سرمایه خوارِ ولائی که با مافیاها و باندهایش دست درازی در دارائی های کشور دارند چکارمی توان کرد! جز سرنگونی و زدودن بیخ و بن دولت دینی؟

و دیگری ترامپ میلیاردر، این دمل چرکین آمپریالیسم آمریکاست:
بد نیست بدانیم که دمکراسی امپریالیسم آمریکا که می خواهد دوستان ساده انگار ما را از دام و دار حکومت مذهبی برهاند، خود او با داشتن بیشترین زندانی در پهنه جهان، بزرگترین زندان دنیا برای شهروندانش می باشد. زیراکه آمریکا با ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار زندانی، بیش از یک پنجم مجموع زندانیان جهان را در خود ساختاردمکراتش جاداده است. براساس این گزارش حقوق بشری، این تعداد زندانی بیش از جمعیت ۱۵ ایالت آمریکاست. در آمریکا بیش از ۱۰۲ زندان فدرال، ۱۷۱۹ زندان ایالتی، ۲۲۵۹ زندان ویژه ی جوانان، ٣۲٨٣ زندان محلی و نیز زندان‌های نظامی و مهاجرتی وجود دارند. این آمار در مقایسه با دیگر نقاط جهان سرسام آوراست و آمریکای دمکرات در مقایسه با کشورهائی همچون کانادا، اروپا و دیگر کشورهای مدعی لیبرالیسم دموکراتیک در بالاترین رده قرار دارد. شمار افرادی که سالانه وارد چرخه زندان‌های آمریکا می شوند، حدود ۱۲ میلیون نفر است و در ٣۱ ایالت آمریکا هنوز کشتار دولتی یا اعدام همچنان اجرامی شود. وزارت دادگستری آمریکا نیز اعلام کرده، که نگهداری زندانیان سالانه بیش از هفت میلیارد دلار برای دولت این کشور هزینه دربرداشته است. و هزینه سالانه نظامی آمریکا بتنهائی بیش از چین، روسیه، هند، فرانسه، انگلیس، ژاپن و عربستان سعودی می باشد.
گزارش نهادهای حقوق بشری درباره نابرابری‌های ملی قومی اتنیکی در سیستم کیفری آمریکا نشان داده و هنوز می‌دهد که موارد بازداشت ها و محکومیت به زندان ها برای سیاه پوستان به مراتب بیشتر از سفیدپوستان است. این گزارش می افزاید، درحالی که سیاه پوستان فقط ۱٣ درصد از جمعیت کل امریکا را تشکیل می‌دهند، اما موارد بازداشت آنان ۶ برابر میزان بازداشت سفیدپوستان است. همچنین آمریکا، بزرگترین ناقض حقوق بشر می باشد و نکته چندش برانگیز اینکه: آمریکا با وجود اینکه خود بزرگترین ناقض حقوق بشر در جهان محسوب می شود، در این خصوص بیشترین و بزرگ ترین ادعاهای مدافع حقوق بشری را بسان تبهکاران ولائی دارد.
یکی از نشانه های نقض حقوق بشر در امپریالیسم آمریکا، گسترش هولناک فقر، تشدید نابرابری ها و تضاد روبه فراروئی جنگ داخلی بخاطر تبعیض های قومی در این کشور است. آمارهای رسمی حکایت از آن دارد که نزدیک به ۴۰ میلیون شهروند آمریکایی زیر خط فقر زندگی می کنند. اگر این مردم بیدادرس و ناتوان در تامین حداقل نیازهای انسانی مانند غذا، سرپناه و کار، زیر کمک های کوپن دولتی کا برای پانین نشان دادن سقف فقر داده می شود و یا پوشش ارگان های یاریرسان اجرا نشوند، فقر ۴۰ میلیونی دو برابر کنونی خواهدشد. سازمان عفو بین الملل، در ژوئن ۲۰۱۷ در گزارشی پیرامون وضع حقوق بشر در آمریکا تصریح کرد، واشنگتن هیچ گونه اقدام موثری برای پایان دادن به نقض حقوق بشر انجام نداده است. بنابرین ما شاه و شیخ زدگان هیچ چاره ای جز استقلال از آنها و همزمان ایستادن در برابر دکان دینمداری و دمکراسی امپریالیستی نداریم.

بهنام چنگائی ۲۹ دیماه ۱٣۹۷ 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست