یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

چند شعر کوتاه


مرضیه شاه بزاز


• من خوابیده ام
وَ زنی که همیشه از او می ترسیدم برایم لالایی می خواند.
(دهشت) ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱٣ بهمن ۱٣۹۷ -  ۲ فوريه ۲۰۱۹


 
 <دهشت >

من خوابیده ام
وَ زنی که همیشه از او می ترسیدم برایم لالایی می خواند.

*****

<خاکسپاری>

عالیجناب!
رسیدی
نقابت را بر نمی داری؟

*****

<ماهیگیری>

گستره ی دریا بیتاب و جان و روان، ماهی
نشسته ایم تور می بافیم.


<به اشتباه آمدگان>

چون ناخواسته این کوبه کوبیدند
آذرخش شدند بر ترفندهای ما و در زورق شب گریختند.


<ناشناس>

دیدمش، خلق بر او تف می کردند
پس بر او نماز گزاردم.

****.

<پدران>

نان، تلخ و فرزندان به دندانِ اکراه، گِلِه در نگاه
آه اگر آن پیران نافرزانه گندمها را می بیختند.


آتلانتا ۱-۲-۲۰۱۸


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست