یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

با زنگِ قوافی


سعید یوسف


• پیکیم و سفیرِ آفتابیم
روزن بگشای تا بتابیم

در بر کش و گِردِ خویش می گیر
رختیم که خشک بر طنابیم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۹ ارديبهشت ۱٣۹٨ -  ۹ می ۲۰۱۹


 پیکیم و سفیرِ آفتابیم
روزن بگشای تا بتابیم

در بر کش و گِردِ خویش می گیر
رختیم که خشک بر طنابیم

از شاخ بچین، که ما رسیدیم:
زان دیررسانِ دیریابیم

دریاب کنون، که روزِ دیگر
از شاخه فتاده و خرابیم

یاران به ره اند و ما هم از پی
هر سو که روند، می شتابیم

با زنگِ قوافی از پیِ دوست
چون قافله پای در رکابیم

شعریم که بر لبت چو قندیم
لغزنده به کام چون شرابیم

در جوششِ شعر، اشکِ چشمیم
هنگامِ نثار، چون سحابیم

بر صفحه روان چو آب هستیم
اوزان عروض، فوتِ آبیم

پروا چه کنی؟ بگیر در بر
پرسش چه کنی؟ که ما مجابیم

از روز حساب غم نداریم
در دادن بوسه خوش حسابیم

پایانِ هرآنچه انتظاریم
داروی هرآنچه اضطرابیم

زین حالت و زین طرب که در شعر
جُستیم، چنین شتر مآبیم *

گر کمتری از شتر، رها کن
بگذار که کشک خود بسابیم



* اشاره به شعری از سعدی

(سعید یوسف)
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست