یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

مُردگانی که گورکن خویش گشته اند


مارال سعید


• شما راهی را میروید که دوستان کلیسا نشین شما چند قرن پیش در اروپا رفتند. همانها که امروز با موج میلیونی مردمی مواجه اند که سالانه طوق کلیسا از گردن می نَهند و مُرشدان کلیسا را با خُزعبلاتشان تنها می گذارند. البته پر واضح است که شما خود بَر کرده و گفته های خود واقفید، اما چه کنید که نان حکومتی، شما را واداشته تا به هر زبونی تن در دهید و آن بگوئید که حتا کودکان خودتان به ریشتان بخندند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲۷ تير ۱٣۹٨ -  ۱٨ ژوئيه ۲۰۱۹


هر کجا صحنه مهیا شد، هر کجا میکروفن مفتی بود، هر کجا با هرزه دری می توان به آلاف و الوفی رسید، آقایان تعارف نکنید. گور خود گود کنید. لیک یادتان باشد، به خانه چو باز گشتید، واقعیت همچون سیلی تاریخ بر چهره-ی جبون شما خواهد نشست. اصلاً گیرم که آب رفته را به جوی باز گردانید. با آبروی رفته چه می کنید. بی تأمل خواهید گفت: کدام آبرو! اماممان گفت: اوجب واجبات، حفظ نظام است. و ما حفظ نظام می کنیم.
اما آنگاه که همسر و دخترتان در مقابلتان می ایستد و چهره-ی پُر مَکر و ریای شما را به شلاقِ نقد می کشد. همآنها که تنی چند از زنان این مُلک و دیارند و شما با تمام جلال و جبروت حکومتیتان در مقابل استدلالهای ساده شان مجبور می شوید زانوی عَجز بر زمین بزنید، چه می کنید؟

آقایان! حرفها و استدلالهای شما آنچنان کوته بینانه و سخیف است که حتا دختران نونهال دبستانیِ ایران نیز آنها را بر نمی تابند. تفاوت نمی کند شما کجا میکروفن بدست شوید؛ در نماز جمعه، در صدا و سیما، در مجلس شورا یا در کنار سر در دیوار قضا. شما و گفته های شما هیچ جاذبه ای برای زنان ایران زمین ندارد. همسران و دختران شما روز شب بر شما می گریند؛ که از جرگه-ی مردگانی شده اید که گور کن خویش اند.

گزمگان میدان خالی کرده اند و شما میدان دار این میدان خالی گشته اید. تأخیر جایز نیست! تا می توانید خزعبلات نثارِ زنانِ غیور این مرز بوم کنید، که آفتاب بر لب بوم رسیده است.

شما راهی را میروید که دوستان کلیسا نشین شما چند قرن پیش در اروپا رفتند. همانها که امروز با موج میلیونی مردمی مواجه اند که سالانه طوق کلیسا از گردن می نَهند و مُرشدان کلیسا را با خُزعبلاتشان تنها می گذارند.
البته پر واضح است که شما خود بَر کرده و گفته های خود واقفید، اما چه کنید که نان حکومتی، شما را واداشته تا به هر زبونی تن در دهید و آن بگوئید که حتا کودکان خودتان به ریشتان بخندند.

باور نمی کنید؟! به این حرفهای سخنگوی تازه از راه رسیده-ی دستگاه قضا توجه کنید؛ سه‌شنبه ۲۵ تیرماه ۱۳۹۸، غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه‌قضاییه در پاسخ به سئوالی درباره توهین به مردم در برخی تریبون‌ها و عنوان کردن سخنان احمد علم الهدی، گفت: «این که نظام حقوقی باید از حقوق شهروندان دفاع کند، مسئله پذیرفته شده‌ای است. منتهی جایی که مدعی العموم تکلیف ورود دارد، جایی است که اهانت نسبت به برخی مقامات یا ارکان نظام انجام می‌شود. نسبت به اشخاص، خودشان حق تعقیب دارند. البته اگر مسئله‌ای تشویش اذهان عمومی کند، مدعی العموم باید ورود کند.»

ترید نداشته باشید که همین آقای! اسماعیلی در بازگشت از این کنفرانس خبری به خانه در مقابل سوآل دختر و همسرش قرار گرفته است که، بابا، غلام حسین، تو از حقوق چه میدانی که سخنگوی سیستم حقوقی کشور شده ای؟ تو هنوز معنی مدعی العموم را هم نمی دانی! اگر لباس مدعی العمومی بر تن دادستانی برود، او دادستان "عموم" یعنی آحاد مردم است. این چه حرفی بود که تو امروز زدی؟ مگر او دادستان مقامات یا ارکان نظام است؟ تازه اگر اینگونه است، پس چرا چون معادله برعکس می شود، همین آقای! مدعی العموم میشود جلاد مردم؟ غلام حسین خان سر به زیر می اندازد و زیر لب می گوید: آخه لامذهبها، همش به خاطر همین یک لقمه نانیست که می خوریم. و دختر و همسر زیر لب می گویند: ای تُف بر این نان.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست