یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

ولایت و دین دولتی و زیباکلام هایش - بهنام چنگائی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۶ مرداد ۱٣۹٨ -  ۲٨ ژوئيه ۲۰۱۹


آری استاد الکی علوم سیاسی دانشگاه تهران زیباکلام جز این نیست که شما و آخوندها ناگزیرید اینک بخودآئید و از انقلاب چپاولشدگان که در راه جداسازی دین از دولت هست بهراسید؛ چون دیگر زندگی بیشترین کارگران، توده ها ویران و شرایط کشور ملازده ی ما بسان بمبی آماده ترکیدن شده است. این حقیقت هولناک را رهبر شریف شما، دستبوسان اصولگرای او تا رفرمیست های سبز اسیر و امامزمانی های معترض و حجتیه ای های چند خط و چهره و ... بخوبی می دانند که دیگر سنبه ی شگرف دانش حقوق بشری کارگران و توده ها و تجربه ی ۴۰ ساله سرسام دین دولتی آنها بالاتر از تاریک اندیشی ملاهاست و خواست زورمند دگرگونی و گذر از مذهب دولتی در هر کوی و برزن بروشنی دیده می شود.

چالشی که می باید پس از صدسال دیکتاتوری فردی مذهبی ((شاه ـ شیخ)) راه انقلاب کار علیه سرمایه را بسود خودگردانی شورائی کارگران که صاحبان اصلی تولیدها و سرمایه ها هستند گشوده و سازمان دهد؛ همانگونه که می باید خواست نان، داشتن آزادی عقیده و وجدان، برابریخواهی اتنیکِ ملیت ها و از همه مهمتر حقوق نابودشده یکسانسازی زنان با مردان در سراسر کشور پاسخ یابد که این دادخواهی های روزانه در فریادها و خیزش ها و دست از کار کشیدن های کارگران، جنبش گرسنگان، بیدادزدگان، مالباختگان، بی پناهان حاشیه نشین شهرها، جوانان بخاک و خون نشسته بی فردا و زندانیان سیاسی ـ عقیدتی همه جا جاری ست. همزمان زیباکلام ها مبارزه زنان و دختران دلیری را دیده اند که در راه ستیز با چادر اجباری، پی برچیدن، برگزیدن و قانونمند ساختن پوشش آزاد می باشند. مبارزه سترگی و پدافندی ایکه آفندی گشته و بی کم و کاست تا رسیدن به اهداف خود در برابر کل رژیم واپسگرا ایستاده و در پی یافتن فرصت برای سرنگونی حکومت ضدبشری با و بی عمامه بسرها می باشند. این مبارزه دیریست پس از فردای شکست انقلاب با دروغ خمینی و نقره داغ شدن خود مسلمانان، پیوسته با همه خشونت بی رحمانه ی نظام، درین راه رهائی بخش خود استوارمانده، بسیاری تاکنون جانباخته، ولی همچنان نسل های برابریجو پی در پی بدنبال رهائی از اسلام سرمایه سالار و کنارزدن بهره کشی انسان از انسان و ساختن فردائی آزاد، انسانی و طبقاتی بوده و می باشند.

همچنین درین مسیر پرُ از رودرروئی های مرگبار چندین ساله با پاسداران حماقت و بندگان سرمایه می بینیم که بخشی از سران حکومت و وابستگان آنها به اجتناناب ناپذیرشدن فروریزی کل نظام پی برده، و گروهائی از آنان را وادار به تن دادن به جابجائی "ماسک" بر چهره مذهبی اسلام ملائی ناگزیر کرده، و آنها هم اعتراض "اثباتی عینی "خود را در اشکال نرمش ها به "پذیرش حقیقت پلیدی رژیم و نقد موجودیت انگل و رسوای بساط شیعی ولائی" ناچارکرده و آنانرا بیش از پیش از رژیم تبریجو و بیزارساخته و این نمود از نگاه گروه نئولیبرالیسم مذهبی که همیشه کاسه لیس دیانت دولتی بوده است، اینک بیشتر خود را در آخ و تف به روی کلیت روحانیت نشان داده و بر همین پایه تضاد میان طیف ملی مذهبی ها لیبرال مذهبینوپا با کاست روحانیت چشمگیرتر شده، ولی آشکار است که این پدیده ی چرخش بسوی " مصلحت بقا" در میان این گروه های رنگین راست و میانه امری تاریخی و جهانی بوده؛ و اشکالش بویژه در آکادمیست ـ تئولوگ های و به اصطلاح روشنفکران مذهبی ادیان ابراهیمی فراوان دیده شده است. موسوی کروبی، خاتمی سروش، احمدی نزاد و باندش و... نیز از همین دسته هایند.

همچنین شناخت دیالکتیک اهداف این گروه ها و چرائی الزام برگزیدن مواضع تاکتیکی مدعیان آکادمیسم و دریافت چگونگی پیدایش و برگزیدن زبان ریاکارانه ی اعتراض این ( ناهمخوانان دلبسته ی مذهب دولتی) آنهم بدون ردیابی "علمی ـ ریشه ای از اصول تخطی ناپذیر" دین دولتی" که ای بسا بیشتر به رد دعاوی دیروزی خود آنان برمی گردد، بی گمان ترفندی بیش نیست برای خاک پاچیدن به چشم توده ها! برای نمونه نقد شلُکی تمامیتگرائی دین دولتی و نگاهی مات به ضرورت ایجاب سکولاریسم و گفتمان آزاد اجتماعی و پلورالیسم سیاسی سروش، آنهم پردازشی روشنفکرمآبانه ی آن توسط سروش های غیب شده از بیت رهبری که اینک نه سر پیاز است و نه دم آن! دستآویزی مستدل بدست ما و فرادجویان نمی دهد و می باید گلایه های او به رژیم خودکامه بررسی تاریخی شوند تا نکته پوشیده ای از دید توده ها برجانماند؛ بویژه دیدگاه چنین فردی که خود بانی انقلاب فرهنگی دیانت دولتی قتال بوده است.

و یا همینک هم پرسیدنی ست چرائی زشت زبان شدن زیباکلام که یکباره زنجیربریده و علیه روحانیت بی آبرو بد کلام گشته است؟ آخوند! این پدیده برجسته ریا و فساد بنام "روحانیت" و خودرائی اش دیگر ۴۰ ساله شده و تبهکاری های شان از دید کارگران و مردم پوشیده نمی باشد که وی خیلی دیر و آگاهانه، هویت سرطانی ملاجماعت را از چشم مردم شوریده پنهان داشته، و حالا واکنش مصلحتی این آقا و دیگران هموند او جز نشانه ی بد سرانجامی و نافرجامی و سرخوردگی این طیف های کاسه لیس دین دولتی نیست که شگفتا او و هیچکدام هنوز جسارت ابراز دلایل سرراست و "سیاسی جامعه شناسانه" ای برای این روند ضدبشری ندارند و تنها به لعن و گند دید"دانشگاهِ مذهبی" بسنده کرده تا دامن خلافت ویران را مگر پاک کند؛ چالش روزافزون و هراسان این جریان های دشمن سکولاریسم، تنها واکنش های مصلحتگرایانه اینسو و آنسوی دست اندرکاران و گردانندگان رژیمی ست که یکایک آنها بما نشان داده و می دهند تلاش بی هوده شان همچون " خاتمی " جز گمراهی از راه انقلاب طبقاتی، جز دعوت انتخاباتی جهت سردرگمی توده های ساده دل و سرآخر نجات دین دولتی نبوده و نیست که " سید خندان"برایش دوباره بپاخاسته تا که مگرنه بسان درندگان از دریده شدن خویش و روحانیت در ستیز با خود بکاهد، در حالیکه قدرت سیاسی اقتصادی و همه قوا مطلقن در جیب و زیر عبا و عمامه داران می باشد که همینک بجان ضعیف ترهای مذهبی افتاده و در آتی نیز مرگبارتر بجان هم و گردن کلفت ها خواهندافتاد.
پرسیدنی! آیا نقد بی پایه و بررسی آبکی و مرزبنبدهای لیبرال ملی مذهبی سروش ها و یا همین هیاهوی فریبکارانه زیباکلام ها* نه به دستگاه دین دولتی، و ولایت خودکامه اش، بل تنها به روحانیت فاسد آن چه کمکی به دگرگونی لازم و خواست مردم ما می کند؟ چرا هیچیک آنان تاکیدی بر علل و ریشه های نافرجامی ها و شکست ها و خیانت های بی شمار دین دولتی و به تبع آن تباهی زندگی ٨۰ درصد شهروندان ندارند و یا هنوز هم بر ضرورت جدائی دین از دولت که منشأ همه مصیبت هاست انگشت نگذاشته و تنها به بالماسکه بازی همچون زیباکلام رو آورده اند؟ آیا این لشگر سیاه جز "فدائیان اسلام محمدی خمینی"نبوده و نیستند؟ این کلاهبردارها چه و کدام نقدی علیه کلیت نظام و گرانندگانش گفته اند که تازگی دارد و ما چپ ها و کمونیست ها و کل اپوزیسیون مترقی و دمکرات و سرنگونیخواه تاکنون با روشنگری به افشاگری به تک تک آنها نپرداخته باشد؟

برگ به برگ تاریخ ۴ دهه ای سیاه و خونین و هراسبار خودکامگی مطلق مذهب دولتی انباشته است از زور عریان بنام خدا و پیغمبر او، سپس دوختن دهان مخالف افشاگر بنام کافر، بریدن زبان های حقگو، رواج اعدام ها، تشویق ترورها، بی پایانی شکنجه های مخالفان سیاسی عقیدتی، گستره تجاوز مجاز مذهبی به اسیران و بویژه ختران اعدامی، سرکوب ها، ستم ها، فسادها، غارت ها، پهنانکاری ها و نیرنگ های بی شرمانه ی تقیه ای، و ژرفا و پهنه های سوء استفاده های جنسی از زنان بی پناه و... توسط باندها و مافیاهای ملاها و مکلاها. پرسیدنی ست که براستی این مذهبی های خداپناه چه جنایت ها و تبهکاری هائی در عرصه زشت و ناباورانه جامعه بشری مانده که در ایران و بر سر مبارزان ما نیاورده باشد!؟ چرا زیبا کلام در پاسخ به مصباح یزدی، تنها بخشی از روحانیت را به زیر پرسش می برد، مگر خود یزدی ها برگزیدگان رهبر و اصول مبین اسلام نیستند؟ چرا این آقای آکادمیک هنوز توان بررسی علمی از پدیدها را ندارد؟ یا دارد ولی خودخواهانه و برحسب صیانت نفس جرأت انتقاد از رهبر و دین دولتی را ندارد.

البته من شایسته نمی دانم و نمی خواهم به نرمش های حقوق بشری آنانیکه ای بسا امروز " ناگزیر" می باشند فریبکار و به اصطلاح بنام آکادمیسین و نان به نرخ روز بخور شده در دستگاه ولایت فقیه مطلق که معترض نوپا به نظام آخوندی مشده اند بهائی ندهم و یا به ترفندهای بیرون راندگان از خمیه آقای رهبر نبپردازم؛ آنهائیکه همینک بوی گند فروریزی نظام مقدس شان را که دیگر جهانگیر شده بی هوده دریابم؛ نه این سرنوشت اجتناب ناپذیر خودکامگی های تاکنونی شاه و شیخ در ایان ماست که بایسته است چرائی آن بسود گشایش دریچه های تنفس خردگرائی هرچه بیشتر توسط خود فریبدنگان نظام افشاشود. ولی همزمان بخودم این حق را می دهم که انگ ریاکاری را بر سینه ی امسال زیباکلام ها و سروش ها خاتمی ها و احمدی نژدادها بزنم اگرچه آشکارا چنین اند؛ وگرنه چرا آنها پس از چهل سال حاکمیت فاسد، تبهکار و چپاولگر سکوت را برگزیده اند و روند همکاری خونین آنان با رژیم زیر پرسش تاریخی است که نئولیبرالیسم آکادمیک از یک سیالیت شگرفی علمی برخوردار نبوده است.
آیا هنوز زیباکلام ها آنقدر از حقیقت موجود دین دولتی پرت اند و نمی دانند که نام خدا جز دکان، حکومت ولائی جز خودکامگی، روحانیت غارتگر ارزش ها جز نمایندگان بی رقیب رابط سرمایه سالاری دینی نبوده و همگی برابر حقوق ابتدائی فردی و جمعی و طبقاتی نوع انسانی بی پروا ایستاده و می باشند؟

((( گفتنی ها بسیارند و ایکاش این گروه های خودفریب برای یکبار هم شده سری به گورستان تاریخ برند و ببینند و دریابند سرنوشت ستمگران و تبهکاران و کاسه لیسان دروغگو را و از آن تجربه ها اندکی بیاموزند پیش از آنکه فرصت پوزش و بخشش از مردم را از دست دهند. )))


به پاسخ زیبا کلا به مصباح یزدی نگاهی بیفکنیم:
بهنام چنگائی پنجم مرداد ۹٨

مصباح یزدی: "شیاطین در صدد تخریب روحانیت هستند."

بخشی از پاسخ دکتر زیبا کلام به آیت الله مصباح یزدی
زیبا کلام:
آن یکی حضرت آیت الله که کارش تجارت لاستیک است، این یکی آیت الله هم که کارش تجارت شکر است، آن یکی امام جمعه هم که با نصف زنهای شهرستان شان رابطه غیرافلاطونی داشته، این یکی حضرت آقا هم که بالای منبر استندآپ کمدی مرغ و خروس اجرا می کند، آن یکی حجت الاسلام که تخصص اش جوراب استارلایت بوده،
قرائتی هم که ٣۷ سال است اوپرا وینفری حزب الله شده، قرآنی را که در ۲٣ سال نازل شد، سی و هفت سال تفسیر کرده هنوز به جزء دومش نرسیده، در عوض خودش کمدین شده
.
آن یکی را هم که به اتهام زنای محصنه، رابطه نامشروع با اجنه، روابط ویژه با ارواح دستگیر کردند و این یکی هم که در اثر حمله آفتابه به دلیل اخلاق خانوادگی، وردست ناموسش بکلی دچار غیبت کبری شد، آن وقت آقای مصباح یزدی گفته که « شیاطین در صدد تخریب روحانیت هستند.»

شیطان غلط می کند این کارهایی را که علمای اسلام بلدند بکند. شیطان از این کارها بلد نیست. اگر محاکمه های دادگاه ویژه روحانیت را بفرستند برای بارگاه شیطان دودور آنها را بخواند، از شدت ناراحتی و غم و غصه سکته می کند. شیطان باید برود تازه جامع المقدمات را پیش شجونی بخواند و سیوطی را پیش پناهیان و لمعه را پیش طائب، تازه وقتی وارد درس خارج شد برود پیش آیت الله مصباح و از شدت خجالت از قم فرار کند و برود به جزایر برمودا.

طرف می گوید « شیاطین در صدد تخریب روحانیت هستند.» شیاطین اصلا قد این حرفها نیستند. حرف می زنید شما هم. به عقل جن می رسد که مثل آیت الله مصباح از قم سه دور کره زمین را دور بزند، برای اینکه هر کوبایی را مسلمان کند یک میلیون دلار از بیت المال پول بگیرد؟ که چی؟ که در کشور کوبا بعد از سی سال چهارصد تا مسلمان شیعه نماز بخوانند. آنوقت هر سال چهل هزار نفر توی قم بی دین بشوند؟

شما اگر ماهی یک میلیون دلار در قم صرف رفاه مردم کنی مسلمان کم نمی آوری که بخواهی از کوبا مسلمان تولید انبوه کنی.

بعد معاون سیاسی استاندار تهران گفته: « نود درصد جوانان ما امروز به واسطه رفتارهای سیاسی ما از اسلام فاصله گرفته اند.» پس انتظار داشتی چکار کنند؟ انتظار داشتی وقتی یک دیوانه مثل احمدی نژاد می شود رئیس جمهور کشور، یک هیولا مثل احمد خاتمی می شود امام جمعه تهران، یک ابوالهول مثل علم الهدی می شود امام جمعه مشهد، از صبح تا شب علما در تلویزیون اباطیل می گویند و سالی چهارده ماه مملکت عزا و روضه خوانی است، جوانان مملکت به جای لاس و گاس بروند جمکران؟


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست