یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

اشاره‌ای به آسیب‌های روانی ما ایرانیان - ب. بی نیاز (داریوش)

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
نظرات جدیدتر
    از : ب. بی نیاز داریوش

عنوان : هموطن عزیز (حافظه تاریخ)
ابتدا با سپاس فراوان که تلاش می کنید بحث ها و گفتگوها عاری از خشونت باشد و ما خود را روی موضوع مربوطه متمرکز نمائیم. همانگونه که خود شما و من در مقالاتم بارها و بارها تأکید کرده ایم، خشونت تحت هر عنوانی محکوم است.
آن چه من در ۱۴ سال پیش تحت عنوان «ضرورت تشکیل دولت اسرائیل» نوشته بودم، مبتنی بر یک تاریخ طولانی از یهودستیزی بوده که به ویژه در اروپا رایج بود. اولین گروه های بزرگ یهودیان که به علت یهودکشی به اسرائیل مهاجرت کردند، به شکست انقلاب ۱۹۰۵ در روسیه برمی گردد. بسیاری از دموکراتها و سوسیال دموکراتهای یهودی - روسی به اسرائیل کوچ کردند که به زبان عبری به این کوچ ها «آلیا» گفته میشود. اینها اولین کسانی بودند که اولین کمونهای یهودی که به کیبوتس مشهورند برپا ساختند و در کنار عربهای فلسطینی یک زندگی بدون جنگ را آغاز کرده بودند. فرآیند تبدیل این کوچ ها و استقرار یهودیان در فلسطین، که بیش از سی صد سال تحت اشغال امپراطوری عثمانی و سپس امپراطوری انگلیس قرار گرفت، بسیار پیچیده است که در آینده طی مقاله ای به آن خواهم پرداخت. به اعتقاد من - شاید هم اشتباه می کنم- این همزیستی می توانست بر بستری با حداقل خشونت شکل بگیرد، ولی سیاست های دولت انگلیس که بر منطقه حاکم بود، متأسفانه سنگ بنایی را گذاشت که منطقه هنوز در آتش آن می سوزد.
صرف نظر از بررسی تاریخی این موضوع (تشکیل دولت اسرائیل) امروزه یکی از وظایف عاجل ما کمک به یک صلح عادلانه و پایدار در منطقه است، تا هم مردم رنج دیده و مشقت دیده ی فلسطین از این وضعیت خارج شوند و هم شهروندان اسرائیل بتوانند در محیطی آرام و بدون ترس به زندگی خود ادامه دهند. و ما می بایستی نقض حقوق بشر را، از سوی هر کس که صورت می گیرد، بدون تعصب محکوم کنیم. احترام به حقوق بشر حتا امروزه نیز از سوی بخشی از خلبانان نیروی اسرائیل نیز به عنوان یک اصل پذیرفته شده است و این خلبانان در عملیاتی که احتمالاً به شهروندان فلسطینی آسیب می رسد شرکت نمی کنند.

به امید آن که احترام به حقوق بشر در سطح وسیعی به نیروهای نظامی و امنیتی دولتها سرایت کند!
شاد و تندرست باشید
۲۲۱۷۵ - تاریخ انتشار : ۶ اسفند ۱٣٨٨       

    از : حافظه تاریخ

عنوان : اشغال خانه همسایه، اجیرکردن ساکنین آن، تابع ضرورت تاریخی نیست. روی کره زمین همه ما همسلیه هستیم.
تآسف آور است که عده ای عقب مانده دماغی و از تبار خلخالی معروف و شعبان بی مخ ها، دایمآ محیط گفت و گو را بلجن میکشند.بنظر میرسد که اینها از ایادی رژیمهای مستبد هستند.و علت وجودی آنها در ترور کردن افکار دیگران است. عدم آشنایی بمنطق و تحمل نظریات دیکران،باعث افزایش خیل جنایتکاران در دنیا میشود.با پخش و چاپ این قبیل فحشنامه های مبتذل (کامنت) ضررجدی باصل دموکراسی وارد میشود. و اما در خصوص مقاله: اشفال یک سرزمین و کشت و کشتار ساکنین آنمنطقه براساس تبعیت از سیاست خاص اجتماعی شناخته شده دوران چند صد سال اخیر صورت گرفته و میگیرد و هیچ رابطه ای با ضرورت تاریخی ندارد. کشف قاره امریکا و لشکر کشی و سیع اروپایی های (اکثرآ) مسیحی و کلیمی با زبان و فرهنکهای متفاوت، با کشتار بیش از ۷۰ میلیون از ساکنین بومی « سرخپوستان» قاره امریکا و نابودی کامل مجموعه آثار فرهنگ غنی و پیشرفته آنها (مایا) بهمراه داشت، و جمع آوری بقیه بازماندگان ساکنین اصلی قاره امریکا در اردوگاههای مختلف، (همه این رویدادها) متآثر از ضرورت تاریخی نبود. کشف و اشفال قاره هلند نو، استرالیا که بنابودی جمع کثیری از بومیان استرالیا (ساکنین اولیه) که ده هزار سال پیش از ورود همان قماش اروپاییان باین سرزمین در آنجا زندگی میکردند و هنوز خاطره هولناک جنایاتی که همین مهاجرین اروپایی و اسیایی بر سر کودکان بومی آن دیار در سی چهل سال پیش آورده اند از یاد نرفته است. اشغال و جنایاتی در آنجا شد هیچ ضرورت تاریخی آنرا نمیتواند توجیه نماید. پیدایش فاشیسم و نازیسم در اروپا و شعله ور شدن جنک جهانی دوم که منجر بکشتار بیش از ۵۰ میلیون انسان گشت واز بطن شرایط چنین جنگی با تقسیم جهان بین «فاتحین» و ایجاد مرزهای جدید، اشفال فلسطین و ایجاد کشور جدید باسم اسراییل (۱۹۴۸) از جانب انگلیستان استعمارگر کهنه کار دنیا، تحت چه قانونمندی ضرورت تاریخی انجام گرفته است؟ آیا کشتار و آواره نمودن میلیونی ساکنین اصلی فلسطین و جمع آوری آنها در اردوگاههای مختلف، یادآوری شیوه اشغال و جنایات در قاره های امریکا و استرالیا نیست و مبنای ضرورت تاریخی دارد؟ کوچ دادن گروههای مختلف مردم برخاسته از فرهنگ، زبان، رنگ و پوست و آداب و سنت از تمام نقاط دنیا در یک منطقه اشغال شده (فلسطین)، دلالت حقانیت و ضرورت تاریخی نیست. در فلسطین قبل از اشفال، ساکنین آن دیار اعم از مسلمان، یهودی، مسیحی، و... در عین حالیکه با هم دارای اختلافات کم وبیش خشن داشته اند، ولی قرنهای متمادی در جوار هم بگونه مسالمت آمیز زندگی مینمودند( شاید بخاطر دارا بودن نژاد مشترک سامی باشد)که امروزی اثری از آن نیست. امروزه کشور اسراییل براساس همبستگی مذهب یهود و نژادآن قوام گرفته و این ۶۰ سالی که از تشکیل آن میگذرد،نه ساکنین اصلی آن و نه آنهاییکه از نقاط مختلف دنیا بدانجا گوچ کرده و بومیان را بزندان و آواره نموده و آشیان و باغات آنهارا غصب نموده اند، از امنیت خصوصی و اجتماعی برخوردار هستند. حتی دود کشمکشهای سیاست نژادپرستانه مذهبی گرایی بچشم همسایگان، حتی تا ایران بچشم ایرانیان میرسد.من وضعیت حاکم در خاورمیانه را بحساب ضرورت تاریخی نمیگذارم.استقرار زیردریایی «دولفین» مجهز بکلاهکهای بمبهای اتمی اسراییل در خلیج فارس و امکان حمله نظامی بایران و کشتار ایرانیان از ضرورت تاریخی ناشی نمیشود. همانگونه که بین هیئت حاکمه فعلی ایران و مردم صلحدوست و آزادمنش ایران فرق فراوان وجود دارد، بین سیاست نژاد پرستانه و جنگ ستیزانه دولت اسراییل با قوم و مذهب یهود باید تفاوت قایل شد.بدلایل واهی حمله بعراق و کشتار چند صد هزارنفر از ساکنین آنجا و خرابی غیر قابل بازسازی آن دیار بر مبنای ضرورت تاریخی نیست بلکه ادامه سیاستی است که بیش از ۶۰ سال در منطقه دنبال میشود..تکامل انسان یک ضرورت تاریخی باید باشد و همه عوامل بازدارنده رشد اجتماعی انسان را بایستی از سر راه برداشت.
۲۲۱۷۴ - تاریخ انتشار : ۶ اسفند ۱٣٨٨       

    از : ب. بی نیاز داریوش

عنوان : هموطن عزیز (b-adab۲)
هموطن عزیز، به نظرم واقعاً بی انصافی به خرج داده اید! مگر انتقاد از این یا آن دولت علیه ملت مربوطه است؟ مگر هر انتقادی که به دولت اسرائیل شود به یهودیان و شهروندان اسرائیل برمی گردد؟ مگر انتقاد به اسرائیل حمایت از تروریست های حماس است؟ مگر انتقاد و مبارزه علیه جمهوری اسلامی یا دولت آمریکا یا هر دولت دیگر علیه ملت مربوطه است؟ به نظرم ما باید از این منطق دست برداریم. وظیفه و تعهد تاریخی من و شما در مرتبه اول نه دامن زدن به اختلافات و نمک و فلفل پاشاندن بر زخم های التیام نیافته بلکه پیدا کردن آن نقاط مشترکی است که می تواند بستری باشد برای صلح و همزیستی. تروریسم در هر شکل آن محکوم است، هیچ کس مجاز نیست برای رسیدن به عدالت یا اهداف خود، ترور را وسیله قرار دهد. زندگی در یک محیط تهی از ترس و وحشت حق تک تک انسانهای روی زمین، صرف نظر از دین، نژاد، رنگ، جنس، سن و موقعیت اجتماعی یا اقتصادی اش. این حق همانقدر که برای شهروند ایرانی مسلم است برای شهروندان اسرائیلی و فلسطینی و آمریکایی و آلمانی نیز مسلم می باشد.

شاد و تندرست باشید
۲۲۱۷۰ - تاریخ انتشار : ۶ اسفند ۱٣٨٨       

    از : ب. بی نیاز داریوش

عنوان : آقای ارسلان تبریزی عزیز
مایی که در این جهان مجازی با هم سخن می گوئیم از زندگی و خصوصیات فردی یکدیگر که مطلع نیستیم. بنابراین تنها معیار ما کلام ماست. با اتکا به همین کلام یکدیگر را قضاوت میکنیم. من در زندگی ام بسیاری از انسانها را دیده ام که کلام زمختی دارند ولی در عمل آزارشان حتا به مورچه هم نمی رسد، چه به رسد به همنوعانش. به اعتقاد من بهتر است که این دو (کلام و عمل) در سازگاری با هم باشند.
اتفاقاً من هم مانند شما بر این عقیده هستم که هر انسانی مسئول رفتار و کردار خود است و نه باید به خاطر آسیب های روانی که به انسان وارد شده، فرد قربانی در شرایط دیگر نقش جنایتکار را بگیرد. در مقاله ام نوشته ام که امروز دولت اسرائیل خود به منشاء تولید و بازتولید آسیب روانی شده، هم برای شهروندان اسرائیلی و هم برای مردم فلسطین.
متأسفانه خیلی از ما ایرانیان هر چه از دهانمان در می آید نثار عربها می کنیم. کلمه عرب با تحقیر از دهانمان بیرون می آید. واقعاً چرا؟ مگر عربهای امروزی مسئول اعمال گذشتگان خود هستند؟ ...
من فکر می کنم تاریخ گذشته بار سنگینی بر دوش ما گذاشته است، یک بار فرهنگی مملو از پیش داوری، تعصب، دفع یکدیگر، تحقیر یکدیگر و ... بایستی با این فرهنگ مبارزه کرد. برای من انسان و همزیستی انسانها و رقابت سالم و بدون خشونت آنها اصل است.

شاد و تندرست باشید
۲۲۱۱۱ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣٨٨       

    از : ب. بی نیاز داریوش

عنوان : هموطن عزیز (حق)
منبع تمامی این نوشته ها در رابطه با جشن یا عید پوریم، «کتاب استر» در انجیل عهد عتیق است. از نظر تاریخ شناسی و علمی کتاب استر اساساً یک منبع تاریخی نیست و هنوز مورخین هیچ شاهد تاریخی برای تأئید مندرجات کتاب استر نیافتند، مانند بسیاری از داستانهای انجیل عهد عتیق. اطلاعات تاریخی کتاب استر با اسناد تاریخی ای که ما از زمان هخامنشیانیان و شهر شوش داریم با هم سازگار نیستند. من تاکنون به یک مورخ برنخورده ام که سندیت کتاب استر را تأئید کرده باشد. البته اگر کسی می خواهد آقای پورپیرار را به عنوان مورخ و مرجع قبول داشته باشد، موضوع دیگری است. البته بنیادگرایان یهودی معتقدند که این یک داستان نیست بلکه یک واقعیت تاریخی است. دلایلشان همانقدر علمی است که دلایل آقای پورپیرار. ما از دست بینادگرایان نمی دانیم به کجا پناه ببریم!
حقیقت امر معلوم نیست که داستان استر در اواخر دوران هخامنشی یا اوایل دوران اشکانی نوشته شده است. ولی این داستان شدیدا تحت تأثیر اساطیر ایلامی و بابلی بوده است. از سوی دیگر طبق اسناد دیگر یهودی عید پوریم قبل از داستان استر وجود داشته است که به تدریج در تاریخ یهود تحت تأثیر داستان استر قرار گرفت و هویت جشن پوریم با کتاب استر و نجات یهودیان جوش خورد و رقم زده شد.

شاد و تندرست باشید
۲۲۱۰۵ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣٨٨       

    از : ارسلان تبریزی

عنوان : کتاب استر خود یهودی ها بهترین سند قتل عام پوریم
اقا یا خانم حق: اره در باره رخداد پلید پوریم منابع خیلی موثقی وجود دارد که درکتاب استر از خود یهودی ها از این قتل عام دفاع شده است. مورخی به نام ناصر پورپیرار هم در هشت جلدکتاب و بیش از هفت هزار صفحه انترنتی و مستندی به نام" تختگاه هیچکس!" به این مسئله و کل تاریخ ایرانی پرداخته اند. آدرس نوشته های ایشان

http://naria۵.blogfa.com و آدرس سایت پشتیبانی که می توانید مستند را هم داونلود کنید در آدرس http://naria.ir و اسم کتابهایش هم " دوازده قرن سکوت" است که می توانید از انتشاراتی کارنگ تهیه کنید.

باید اضافه کنم که من شخصا بخاطر تکبر و خود شیفتگی اقای ناصر پورپیرار که حاضر نیستند بعضی از دیدگاه های متضاد شان را اصلاح و یا توضیح دهند و انتظار دارند که طرفدارانش بدون ذهن خلاق و انتقادی مطیع اوامر ایشان باشند با ایشان زیاد همراهی نمی کنم اما نمی توانم دست آوردهای درخشان ایشان را نا دیده بگیرم.
۲۲۱۰٣ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣٨٨       

    از : حق

عنوان : آیا آنچه آقای ارسلان تبریزی در اولین پاراگراف نظر خود می گوید حقیقت دارد؟
آقای بی نیاز (داریوش) گرامی،

آیا آنچه آقای ارسلان تبریزی در اولین پاراگراف نظر خود می گوید حقیقت دارد؟ منابع موثق در این رابطه را در کجا می توان یافت؟

با سپاس فراوان
۲۲۱۰۰ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣٨٨       

    از : ب. بی نیاز داریوش

عنوان : آقای ارسلان تبریزی عزیز
آقای تبریزی، من تمامی کامنت های شما را تاکنون خوانده ام باید با کمال تأسف بگویم که خشونت کلامی شما آن چنان است که گاهی تصور می کنم که اگر خدای ناکرده یکی از دشمنان شما به دست تان بیفتد چه بلایی به سر آن خواهید آورد.
شما که قصد کامنت گذاری دارید حداقل به خودتان یک زحمت بدهید و با دقت بیشتری مقالات را مطالعه بفرمائید. شما از قول من نوشته‌اید که: « شما حضرت اقا ملت مظلوم فلسطین را که در مقابل یکی از قوی ترین و درنده ترین ارتش های جهان با سنگ و چوب و چماق از خود و شرف و حیثیت انسانی و غیرت و اب و سرزمین شان دفاع می کنند را با نازی ها مقایسه می کنید.»

جمله‌ای که من از خانم اسرائیلی نقل کردم این است: « بسیاری از اسرائیلیان، فلسطینان را با نازی‌ها مقایسه نمی‌کنند، برای آنها فلسطینان همان نازی‌ها هستند، یعنی همان نازی‌های قدرتمند، بی‌چهره و قاتل که می‌خواستند به طور هدفمند یهودیان را محو و نابود سازند.» او می‌نویسد: «اکثر اسرائیلیان حتا نمی‌دانند که اسرائیل در سال ۱۹۴۸ یک پاکسازی قومی را به اجرا در آورد. »

این نقد خانم روانکاو یهودی است به فرهنگی که در اسرائیل حاکم است. آخر، هموطن عزیز این کجایش مقایسه فلسطینان با نازی هاست؟
هموطن عزیز، مگر شما قرار است که با کامنت نوشتن خشم خود را از دنیا خالی کنید؟ یا شما کامنت می نویسید که دیگران را آگاه یا مطلع سازید؟

شاد و تندرست باشید
۲۲۰۹٣ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣٨٨       

    از : ارسلان تبریزی

عنوان : فاشیست های صهیونیزم روس هیتلر و خمر های سرخ را هم سفید کرده اند.
اقای بی نیاز: ریشه تمامی اسیب های روانی ایرانی و مردم منطقه دقیقا در همان حادثه شوم قتل عام پوریم است که یهودی ها توسط مزدوران اجیر شده خاخامنشیان تمامی تمدن های پیشرفته منطقه را از بین برده و مردم را قتل عام کردند که بازمانده گان این قتل عام به یونان فرار کرده و تمدن یونانی را بنیان نهاده اند. باستان شناسان و کاوشگران در منطقه به اثار تمدن های خیلی پیشرفته ای بر خورده اند که تماما بعد از قتل عام پوریم خاموش مانده و هیچ اثری از آنهمه تمدن باقی نمانده است. اما یهودیان زرنگی کرده و این اولین قتل عام تاریخ را به حساب دفاع از خود گذاشته و ایرانی ها را وادار کرده اند که در نوروز که درست در همان روز قتل عام اجدادمان می باشد به جشن و پایکوبی به پردازیم.

ما و مردم منطقه بجای سوگواری که خود نشان سلامتی روحی و روانی است بر گور کشته شده گانمان به پایکوبی می پردازیم. لطف کنید و از همان روان شناس یهودی ساکن استرالیا بپرسید که اگر شخصی و یا ملتی نتواند سوگواری را از سر بگذراند چه اسیب های روانی می بیند.؟

در عصری که اکثریت به قریب نخبه گان فرهنگی و هنری و سینمایی و دانشگاهیان غرب وشرق و حتی خود یهودیان ر÷یم اشغالگر صهیونیستی را با آلمان هیتلری مقایسه می کنند شما حضرت اقا ملت مظلوم فلسطین را که در مقابل یکی از قوی ترین و درنده ترین ارتش های جهان با سنگ و چوب و چماق از خود و شرف و حیثیت انسانی و غیرت و اب و سرزمین شان دفاع می کنند را با نازی ها مقایسه می کنید.
لطف کنید و اینقدر لیبرال نباشید و حتی از زیاده روی های سوپر فاشیست های صهیونیست انتقاد هم نکنید. اصلا و ابدا تصور نمی کردم که یه یهودی ایران الاصل اینهمه سقوط اخلاقی کرده باشد.

اهانت و ظلمی که فاشیست های صهیونیست بر فلسطینی ها کرده اند برای ابد مانند لگه ننگی بر دامان تان خواهد ماند. رفقایتان روس هیتلر و خمر های سرخ را هم سفید کرده اند.
جزنی ها و احمد زاده ها و بهروز دهقانی و همه آنهائیکه روزی دز اردوگاه های فلسطین آموزش نطامی دیده بودید اسوده بخوابید که رهبران پسا مدرن سازمان تان با صهیونیست ها گیلاس بهم می زنند. می بخشید اشتباه کردم. این رهبران پسا مدرن به ازادی بیان اعتقاد داشته و همه چیز را نسبی می بینند.
۲۲۰۷۴ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣٨٨       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱۹)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست