یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آخوندیاری نشان آزادیخواهی نیست - مردو آناهید

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : همدرد

عنوان : شما روند دگرگونی را چگونه می بینید؟
نوشته های شما از لحاظ شناساندن ماهیت اسلام و حاکمیت های اسلامی و اسلام آرایان ( یا به زبان شما اسلام فروشان) و همچنین شناساندن ارزش های فرهنگ کهن ایران، بسیار ارزنده، آموزنده و انگیزاننده است ولی یک کاستی بزرگ دارد و آن این که در خصوص گذار از وضعیت نامطلوب کنونی به وضعیت مطلوب آرمانی هیچ رهنمود عملی ندارند. البته شما این کاستی را با عباراتی چون "آرمان آزاداندیش رسیدن به حاکمیت بر مردم نیست" توجیه می کنید ولی در مورد "به حاکمیت رسیدن مردم" نیز، که آن را آرمان آزاداندیش می دانید، روشن نمی شود که چگونه ساختاری دارد و چگونه یک آزاداندیش که از دیدگاه شما "نمی تواند هموند حزبی یا همیار روشنفکری باشد ... و با هیچ کس هم همساز نیست" می تواند به آن آرمان تحقق بخشد.
ضمنا شما که بر این نظرید "آزاداندیش ستیزه جو نیست که با نگرشی دشمنی بورزد"، آیا برخوردهای تندتان را نه تنها با اسلام فروشان بلکه با روشنفکران، به قول شما، اسلام زده ستیزه جویی نمی دانید؟ (بگذریم که تعریف شما از آزاداندیشی خود نوعی لگام زدن بر آزاداندیشی است.) به نظر من شما الکی را در دست دارید که از سوراخ های آن تنها اسلام ستیزان و نظام ستیزان راستین می توانند رد شوند (حتما شعر زیبای الک های من و الک های همسایه از منوچهر جمالی را خوانده اید.) من تردید دارم که عبور از صافی های شورای نگهبان در انتخاب مسلمانان معتقد و ملتزم به حکومت اسلامی و ولایت فقیه دشوار تر از عبور از صافی های اسلام زدوده گزین شما باشد.
البته من حساب اسلام آرایان دکاندار یا خودفروش را از حساب مبارزان مردم دوستی که یا به دلیل تنگناهای بینشی خود یا به خاطر شرایط حاکم نمی توانند یا نمی خواهند فراتر از سطع معینی عمل کنند جدا میدانم. برای نمونه، در مبارزه برای دستیابی به تساوی حقوق بین زن و مرد یا مسلمان و نا مسلمان، که شوربختانه کمتر نامی از آن در میان است، مثلا در مورد دیه، نمی توان به این دلیل که چون اصل ستم مسکوت گذارده شده آن را نفی کرد. یعنی چون اصل ستم سرجایش باقی می ماند به ستم در ستم هم نباید کار داشت تا روزی امام زمانی آزاد اندیش واسلام گسسته و کاملا اسلام زدوده ظهور کند و با یک دم جادویی همه مردم را یکجا آزاد اندیش و ستم گریز کند تا بتوانند خود خکومت آرمانی و بی ستم خود را بنا کنند. البته اگر کسی ضمن مبارزه برای یک ستم بخواهد ستم بزرگتری را نهادینه کند مثلا کلی در وصف اصل دیه هم قلم فرسایی کند یا تضادی بین حقوق بشر و احکام اسلام نبیند مسئله فرق می کند.
با پوزش از زبان درازی خود،
همدرد
۱۷۱٨٣ - تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱٣٨٨       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست