از : بیگانه
عنوان : ای با با
شهوت قدرت یعنی چی؟ شهوت بی قدرت هم هست . تو اطاق خواب .تمام حرفها و عمل کرد این نویسنده محترم در تضاد با عمل کرد منتظری بوده. شما حاکمیت ارتجاع را توجیه (تئوریزه) می کنید و بیگانه اید با درخواست مردم ایران. شما را کسی قبول ندارد.
۱۹۱۵۹ - تاریخ انتشار : ۲ دی ۱٣٨٨
|
از : شهرام اشکان
عنوان : آقای همشهری
آقای همشهری،
اگر این حرفهای نگهدار با قلم مثلا احمدی نژاد نوشته می شد باز هم آنرا این چنین مورد قضاوت قرار می دادی؟!
پس یک نوشته بخصوص که اگر در حوزه پیچیده سیاست باشد بسیار دور از هوش و درایت انسانیست که چنان ساده،مجرد، بدون دیدن ارتباطات تاریخی مشخص و خارج از دستگاه کلی تفکر و سیستم ارزشی نویسنده مورد قضاوت قرار گیرد.
۱۹۱۴۷ - تاریخ انتشار : ۲ دی ۱٣٨٨
|
از : همشهری .
عنوان : رگ های برآمده گردن
من در این سوگ نامه آقای نگهدار، چیزی جز صداقت و غم فقدان انسانی باشرف نمی بینم. هرچند با مواضع سیاسی او مخالفم. همین چند کامنت بخوبی نشان می دهد که مرز بین باور درست و غلط ، از جایی ورای "اعتقادات" ظاهری افراد میگذرد. تمرین کنیم و بیاموزیم که حق و حدود خود ودیگران را بشناسیم و رعایت کنیم.
۱۹۱۴۱ - تاریخ انتشار : ۲ دی ۱٣٨٨
|
از : آرمان
عنوان : دیگر بس نیست؟
آقای نگهدار باید دیگر حتما بداند که تعداد دوستاران او بسیار اندک هستند و برای او دیگر به غیر از اندکی از دوستان سابقشان کسی اعتباری قائل نیست. آیا واقعا بهتر نیست که او دست از سیاست بازی بردارد و با بازنشستگی خود از سیاست محبت خیلی کمی در حق مردم ایران بکند؟ بهرحال دوران محبوبیت او با حمایت او از رژیم خمینی تمام شد و تمام تلاش های او به نظر می رسد کمکی به او دیگر نمی کند. عاقبت سیاسی او واقعا باعث تاسف است!
۱۹۱٣۵ - تاریخ انتشار : ۲ دی ۱٣٨٨
|
از : ماهان شاهد
عنوان : تشابه بین فرخ نگهدار و محمود احمدی نژاد !!!!!
این جناب (فرخ نگهدار) مرا به یاد آن جناب (محمود احمدی نژاد) میاندازد. آن جناب (محمود احمدی نژاد) در اوج از هم پاشیدگی دیکتاتوری اسلامی در جدیدترین نطق "فیلسوفانه اش" در شیراز مدی شد که: (ایران هم اکنون در اوج وحدت ملی است)!!!!!؟؟؟. و این جناب (فرخ نگهدار)؟ چه بگویم که تاکنون گفته نشده؟؟؟ لطف کرده و خودتان نگاهی به این نظرات بیندازید و نیز مروری در تاریخ سی ساله ایران (دوران سیاه دیکتاتوری اسلامی)، و همکاری و همیاری ایشان با این دیکتاتوری (در مقام دبیر اولی "سازمان اکثریت") و نیز اینگونه پز دادن های دمکرات ماَبانه نمایید. انگار که ایشان دمکرات ترین دمکراتها هستندو تمامی موضع گیریهاشان برای شکوفایی "دیکتاتوری سیاه اسلامی" فاقد هر گونه نقص بوده که هنوز هم اظهار نظر های "فیلسوفانه" مینماید..... /////در نظر قبلی که گردانندگان "اخبار روز" قطع اش کردند (نمی خواهم آن کلمه را که به "سا...." شروع میشود بکار ببرم)، از کلمه "سنگ پای قزوین" برای تشابه این جناب و آن جناب استفاده کرده بودم///// خوانندگان محترم: لطفن جمله آخر را که در ///// .....///// است مطالعه نفرمایید، شاید دوباره موجب "قطع گشتن" شود. با تشکر.
۱۹۱۰۵ - تاریخ انتشار : ۱ دی ۱٣٨٨
|
از : ب. بی نیاز داریوش
عنوان : کتاب داوران دوباره نوشته خواهد شد
جهان غریبی است! آقای فرخ نگهدار به گونهای سخن میگوید که گویا او طی این سی سال اخیر فقط یک نظارهگر بیطرف بوده است. آیا او نمیداند که سخنانش از این دست، قلب هزاران نفر را به درد میآورد؟ خیر آقای نگهدار، شما به خوبی میدانید زمانی که قبای اشعیاء نبی را بر تن میکنید و از رنج و بدبختی یک ملت سخن میگوئید، همان ملت را به گونهای دیگر به سخره میگیرید. بسیاری از خمینی تا کیانوری و فرخنگهدار، منتظری را آدمی «ساده لوح» معرفی میکردند. «ساده لوح» مترادف محترمانهای است برای کلمهی «احمق». اگر سادهلوحی یا حماقت نه گفتن به سنگدان و شارلاتانهای سیاسی چون خمینی، لاجوردی، نیری و غیره است، آری، منتظری واقعاً سادهلوح بود. ولی آقای نگهدار شما خود را در کجای این محاسبات قرار میدهید؟ آیا شما هم سادهلوح بودید؟ باید با صراحت گفت، خیر! شما نه تنها سادهلوح نبودید و نیستید، بلکه مردم را سادهلوح یا دقیقتر بگویم، احمق فرض میکنید. من نمیدانم آیا شما با مفهومی به نام «شهامت مدنی» آشنایی دارید یا خیر. یکی از مشخصات و کیفیات شهامت مدنی، دیدن خود در آینهی تاریخ و بازنگری آن است. و مطمئن باشید اگر روزی بتوانید از روی سایه خود بپرید و این شهامت مدنی را در رابطه با گذشتهی خود، البته بدون اما و اگر و توجیه، عرضه کنید، کسی شما را پای سینهی دیوار نخواهد گذاشت. خشم بسیاری از مردم نسبت به شما نه به خاطر خطاهای شماست، بلکه به دلیل توطئهی سکوتی است که شما در خصوص آن خطاها میکنید.
شاد و تندرست باشید
۱۹۱۰٣ - تاریخ انتشار : ۱ دی ۱٣٨٨
|
از : احمد کیهان
عنوان : به سوی فلک شتافت؟؟؟!!!
فرخ گرامی!
این نوشته شما بیشتر یه نوشته یک موعضه گر مذهبی شبیه است. انشا این نوشته آکنده از ادبیات مذهبی شیعی و سراسر ارجاع دهنده به خرافات آنان است. آیا خدای نکرده!! شما هم معتقدید که ایشان به سوی فلک شتافت؟ با این انشا انتظار داشتم که در انتها برای ایشان جائی در بهشت دعا می کردید.
هنوز هم دوست تو
۱۹۱۰۲ - تاریخ انتشار : ۱ دی ۱٣٨٨
|
از : شهرام اشکان
عنوان : بخوان و دوباره بخوان!
"شهوت قدرت گوش او را کر، چشم او را کور، و قلب او را سنگ نکرد. به این دلیل که پای بندی اش به حق و حقیقت، و دفاع اش از مظلوم، بی خدشه بود و هرگز آن را در پای اریکه قدرت قربانی نکرد؛ به این دلیل که هرگز سیاست و قدرت سیاسی را به دسیسه و دروغ نیالود"
کسانی که با ادبیات،دنیای ارزشی، شخصییت و طبیعت این آقا آشنا هستند از خواندن این سطور به شک می افتند که آیا نویسنده واقعا ایشان هستند؟! بد نیست اگر صاحب سایت کمی بیشتر دز این مورد تحقیق کند.
۱۹۰۹۷ - تاریخ انتشار : ۱ دی ۱٣٨٨
|
از : Hadi Shahab
عنوان : آقای متظری بعد از ۱۰ سال به این حاکمیت نه گفت
آقای نگهدار،
مرام هر انقلابی و انسان نیک اندیش نه گفتن به حاکمیت زور و شکنجه گر و جلاد پیشه است.
آقای متظری بعد از ۱۰ سال به این حاکمیت نه گفت. همه مخالفین به این نه احترام میگذراند.
اگر چه ۱۰ سال هم صدایی او را با این حکومت محکوم میکنند.
چه خوب است که انسانها از اشتباهات خود درس بگیرند و شهامت این نه گویی را داشته باشند.
متاسفانه شما و دیگر رفقایتان بعد از ۳۰ سال جرات گفتن نه به این حاکمیت اسلامی را ندارید و هنوز از ساختار ناشکنی به این حاکمیت دم میزنید.
فراموش نکنید شاگرد خوب باید از معلمش چیزی یاد بگیرد....
۱۹۰۹۶ - تاریخ انتشار : ۱ دی ۱٣٨٨
|
از : Hamid Hooshvar
عنوان : در سوک آموزگاری که پاک و مجرد، به سوی فلک شتافت
آنها که خود را انسان تراز نوین و پیشرو و ...مینامند و در خلوت به آقای منتظری میخندند زیرا ایشان را متحجر میدانندای کاش کمی از این مرد و شجاعتش و مناعت طبعش یاد بگیرند و در زندگی روزمره خود انسان تر باشند.
۱۹۰٨۷ - تاریخ انتشار : ۱ دی ۱٣٨٨
|