یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

دینامیزم حقوق بشر میان ایران و اتحادیه اروپا - شادی صدر

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : گاهنامه‍ی هنر و مبارزه حمید محوی

عنوان : پاسخ به Araz Fanni
با سپاس از کامنت شما
با این توضیحاتی که اخیرا نوشته اید، من نیز با نظریات شما، به ویژه به خاطر اصراری که روی خسارات طبیعی ناشی از فعالیت های صنعتی داشته اید، هیچ مشکلی ندارم.
در ایران فیلم «سقوط شاهین سیاه» اثر ریدلی اسکات را خیلی خوب می شناسند، ولی فیلم «HOME" کار Yann Arthus-Bertrand را نمی شناسند و من مشخصا به سازمان حفظ محیط زیست ایران در مورد این فیلم اطلاع دادم ولی گویا که اینها بیشتر جلسات قرآن خوانی برگزار می کنند و بیشتر منتظر معجزه‍ی آسمانی هستند. در این زمینه ایرانی ها فعال نبوده اند. یک نمونه‍ی دیگر کتاب «تاریخ سرّی سرب» نوشته‍ی جیمی لینکلن کیتمن است که فکر نمی کنم به فارسی ترجمه شده باشد.
که نشان می دهد که چگونه سرمایه داران آمریکایی علی رغم تلاش های مخترعین بزرگی نظیر ادیسون، به خاطر منافع مالی خودشان سرانجام برای بالا بردن احتراق بنزین تصمیم گرفتند از سرب استفاده کنند و به این ترتیب تمام کره‍ی زمین را آلوده کردند.

ولی آن چه در این جا به موضوع ما مربوط می شود، این است که نظام سرمایه داری برای حفظ منافع و سود بیشتر برای سرمایه داران تنها به تخریب طبیعت بسنده نکرده و حتی سازمان های حقوق بشری را نیز آلوده ساخته و از آن به عنوان ابزار سیاسی استفاده می کند.
من خیلی دلم می خواست که ما می توانستیم گفتمام طرفداران ایرانی و رسمی (یعنی خصوصا حقوق بگیر هایشان) حقوق بشر را در این ده بیست سال گذشته از این زوایا ارزیابی می کردیم، تا موضوع کاملا روشن شود.

نمونه‍ی دیگر انحراف در نگرش سازمان های حقوق بشر ایرانی خصوصا در خارج از کشور، در رابطه‍ی مفصلی با موضوع «آزادی بیان» و در نتیجه آزادی فعالیت فرهنگی و هنری (بخوانید حتی علمی در سطوح دانشگاهی) در خارج از کشور، و در فضای میان فرهنگی ایران - و در رابطه با آلترناتیوهایی که مشاهده می کنیم - آشکار می گردد.
ولی همان طور که میشل شوسودوسکی در مقاله اش تحت عنوان «در آستانه‍ی سومین جنگ جهانی، هدف : ایران » می گوید : گویی که ما در جهان وارونه ای به سر می بریم و همانطور که برای بمب اتمی از این پس، کاربرد بشر دوستانه پیدا می کنند، برای آثاری که محصول موقعیتی اختناق آمیز و تبعیض گرا در غرب است و سخنگوی طبقه‍ی بورژوا می باشد، عملکرد آزادیخواهانه پیدا می کنند و اقتدارگرایی و تبعیض طبقاتی و سرکوب اندیشه و حاشیه نشین ساختن (بخوانید به سکوت واداشتن) فاعل زبان و هنر را به عنوان بارقه های نوید بخش آزادی (در مقابله با جمهوری اسلامی) قلمداد می کنند.
پس از انتشار مقاله‍ی تحلیلی درباره‍ی مفهوم سینمای ایران در محاقل بین المللی، به زودی مقاله‍ی تحلیلی دیگری درباره‍ی کتاب های مصور مرجان ساتراپی و فیلم پرسپولیس، منتشر خواهم کرد و در این مقاله با دفت بخشی از این ازادی بیان دروغین را در فرانسه و در غرب نشان خواهم داد.
و نشان خواهم داد که چگونه طرفداران رسمی حقوق بشر ایرانی در تبانی با چنین توطئه ای علیه آزادی بیان هستند.

با سپاس از خوانش شما و همگی
٣۲٣٨۶ - تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱٣٨۹       

    از : Araz Fanni

عنوان : با این انتقادتان مشکلی ندارم.
آقای حمید محوی،

من در رابطه با این زاویه ی انتقادتان مشکلی ندارم. بنظر من سامان جهانی موجود می بایست زیر انتقاد کنشگران حقوق بشر قرار گیرد. من فکر می کنم که هر جا و در هر حوزه ی اجتماعی که نقض حقوق انسانها صورت گیرد می بایست با آن برخورد کرد. اتفاقن آلودگی محیط زیست، تخریب طبیعت و استفاده ی غیر معقول از آن و نیز فقر، تحمیل جنگ به کشورها - برای مثال عراق، سومالی، افغانستان - از موارد کلان مسایل سیاسی و حقوق بشری هستند که نمی بایست از توجه حقوق بشری ها خارج شوند. لینکی را برایتان ارسال می کنم که در آن ایالات متحده و ایران به باد انتقاد گرفته می شوند. بنظر من سیاستهای آمریکا بخصووص در دوره ی جرج بوش آن روی سکه سیاستهای ایران بود. این دوتا همدیگر را تغذیه می کردند. فراموش نکنیم که کشورهای بزرگی چون چین، روسیه، آمریکا، ایران، مصر و پاکستان از زمره ی بزرگترین ناقضان حقوق بشر هستند.

http://www.youtube.com/watch?v=cciohL۳Svtc
با احترام

آراز
٣۲٣۵۹ - تاریخ انتشار : ۱٨ آبان ۱٣٨۹       

    از : گاهنامه هنر و مبارزه حمید محوی

عنوان : پاسخ به Araz Fanni
این مطلبی که شما درباره‍ی بی طرفی سازمان های حقوق بشری می گویید، همانند بسیاری زمینه های دیگر عملا اعتباری ندارد. به عنوان مثال در ادبیات و هنر، تآتر که دائما می خواهند این طور جلوه دهند که سیاسی نیست، و اگر نخواهیم راه زیاد دوری برویم، نظیر کامنت های مرجان ساتراپی در رابطه با آثارش که دائما می گوید « سیاسی نیست» البته خوشبختانه او کتمان نمی کند که «متأسفانه سیاست به او علاقمند است»

در این جا من چنین خیالی ندارم که به تمام مسائلی که شما مطرح کرده اید بپریدازم. علاوه بر این ما باید پیش از همه، می گویم ما چون که این موضوع به شما و سازمان شما و همه مربوط می شود،...در نتیجه ما باید به وضعیت نقد و شرایط آن توجه نشان دهیم.

با این وجود من تنها یک پرسش بسیار ساده از شما دارم : چرا شما و افرادی که چهره های شاخص حقوق بشر هستند، نظیر شیرین عبادی و عبدالکریم لاهیجی، استفاده از سلاح های اورانیوم رقیق شده را توسط برخی کشورها که اتفاقا خودشان را پایتخت حقوق بشر معرفی می کنند،...چرا چنین جنایتی را محکوم نکرده اند؟
و به شما یاد آور می شوم که حتی اگر در مواضع محدود خودتان (که از دیدگاه من یکی از نقاط ضعف آن می باشد) اصرار کنید و محدودیت جغرافیایی را مطرح کنید و بگویید که از این جا به بعد به ما مربوط نمی شود...باید بگویم که عوامل طبیعی دائما در حال پراکندن غبار های ناشی از بمباران کشور عراق و افغانستان است و ایران بین دو این کشور واقع شده. و شما نمی توانید چنین تهدیدی را که نسل مردم منطقه را تهدید می کند، ندیده بگیرید. ولی گویا که تا این جا توانسته ای، آن را ندیده بگیرید. هر که بامش بیش برفش بیشتر. قدرت را با تحمل ضربه پذیری و سکوت اندازه گیری می کنند.
آقای لاهیجی می تواند با هیئت حق به جانب در رسانه ها ی فرانسوی کنار گلشیفته فراهانی از حقوق زنان حرف بزند ولی گویا که حوصله پاسخ گویی به ایمیل های گاهنامه و گزارشات آن را ندارد. موضوع اورانیوم رقیق شده به حقوق بشر مربوط نبوده است. و رسانه های فرانسوی واقعا خیلی بی شرم هستند، می روند وسط بیابان، روستایی را با چهار تا خانّه کاه گلی به عنوان هدف استراتژیک برای امنیت فرانسه تعیین می کنند، در شورت کودکان پنج شش ساله افغان و زنان روستانی، دنبال بمب اتمی مینیاتوری می گردند...بعد خودشان را طرفدار حقوق بشر و حقوق زنان معرفی می کنند. اتحاد جماهیر شوروی که فروپاشید، پنج برابر یک استادیوم فوتبال صد هزار نفره زن روسی و غیره را به عنوان فاحشه وارد اروپای طرفدار حقوق بشر کردند. که صدای فاحشه های محلی درآمده بود، چرا که آنها هم خوشگل بودند، هم جوان و هم ارزان قیمت تر ...گاهی هم روی بدنشان اطوی داغ گذاشتند....
٣۲٣۲۵ - تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱٣٨۹       

    از : Araz Fanni

عنوان : دادگاه های تفتیش عقاید را بر پا کنید، حقوق بشری ها ...
به نظر می رسد که این دوستی که از گاهنامه ی هنر و مبارزه حرف می زند؛ به سیاستی باور دارد - از نوع سنترالیسم دموکراتیک، از بالا به پائین) که در آن حقوق بشر باید توسط یک جریان سیاسی و یا رسانه ای پیشتاز هدایت شود. حقوق بشری ها و یا مردم (بخوان زنان، اقلیتهای قومی، کارگران و یا دگرباشان جنسی و مذهبی) نمی فهمند که چه چیزی مناسب حال آنهاست و در منشورهای حقوق بشر که هنوز بعنوان اخلاق عمومی هستند می بایست دخل و تصرف کرد و آنها را آنگونه که من/ما می خواهیم تاویل و تفسیر/یا اجرا کرد.

اینکه کنشگر حقوق بشری نباید جانبدارباشد و نباید مستقیمن طرف فرد و یا جریانی را بگیرد موضوعی است که بارها و بارها و به اشکال گوناگون در گفتمانهای حقوق بشری مطرح شده است ولی هنوز در افکار و رفتار ما بعنوان فرهنگ درست جا نیفتاده است. ما می بایست از حقوق انسانی و آزادیهای فردی و یا گروهی بطور عموم و نیز از حقوق افراد و گروههای گوناگون اجتماعی بطور همزمان دفاع کنیم. این یعنی تفکیک ناپذیری حوزه های عمل حقوق بشری، که همه ی مردم عام، خاص و فرد و گروه را در یک گفتنمان حقوق بشری در بر می گیرد.

پذیرش اینکه فرد و یا افرادی اگر بهر دلیلی مورد اتهام قرار می گیرند بایست مورد حمایت قانون قرار گرفته و حق انتخاب وکیل را داشته باشند و یا اینکه به بیان نظرات سیاسی خود می پردازد که در تضاد با نظریات ما قرار دارد به ما این اجازه را نمی دهد که به عنوان قاضی عمل کرده و بدون داشتن مدارک کافی و لازم قضاوت کنیم. به نفع این فرد و یا آن فرد حکم صادر کنیم. در نهایت اگر احزابی از حقوق بشر دفاع می کنند و خواستار پیاده شدن و قانونی شدن این حقوق باشند امری است بسیار پسندیده و درست، اما یک سازمان حقوق بشری نمی تواند برنامه ها و خواستهای خود را در سطح خواستهای یک حزب سیاسی کاهش دهد و خود را با این و یا آن جریان سیاسی هماهنگ کند. سازمان حقوق بشر نمی تواند از راهکارهای خشن در رابطه با تغییرات حمایت کند. یک سازمان حقوق بشر بنا به جوهر کار و باور پاسیفیستی و مردمی خود از روشهای مسالمت آمیز در سیاستهای بین المللی و داخلی حمایت میکند.
٣۲۲۵٣ - تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱٣٨۹       

    از : گاهنامه هنر و مبارزه حمید محوی

عنوان : برای افشای جنایتکاران علیه بشریت
من تعجب می کنم که چرا دوستان اخبار توجهی به موضوعات اساسی و مرکزی نقد نمی کنند، و به خاطر برخی ملاحظات که تنها خودشان می دانند، نظریاتی را منتشر نمی کنند.
مهمترین موضوعی که من می خواستم و می خواهم مطرح کنم، و هیچ کس هم نمی تواند جلوی من را بگیرد، این است که موقعیت نقد و بحث و گفتگو درباره‍ی این و یا آن مسئله، و در این جا پیرامون مسائل و مشکلات حقوق بشر، مساعد نیست و ما تحت شرایط فعلی نمی توانیم در روشن ساختن مسائل اساسی پیش برویم.

طرح و بررسی و اخبار مرتبط به حقوق بشر باید از دست طرفداران حرفه ای حقوق بشر خارج شود.
و این موضوعی نیست که تنها از عهده‍ی یک نفر مثل من بر بیاید. البته من کاری را که از عهده ام ساخته باشد، انجام می دهد.

ولی رسانه های پیشگام مثل اخبار روز، باید امکانات خودشان را برای یک رویایی جدی و گسترده پیرامون موضوع حقوق بشر بسیج کنند و البته به پشتیبانی افرادی که واقعا خواهان کار پژوهشی دائمی و طولانی مدت و بی مزد هستند.
من فکر می کنم که موضوعی مثل حقوق بشر واقعا سزاوار است که به شکل جدی با آن برخورد شود. در غیر این صورت سرنوشت چنین موضوع مهمی تنها به حرفه ای های حقوق بشر منحصر خواهد شد. و چنین سرنوشتی برای حقیقت مسائل در حالی که تمام رسانه های مهم جهان در دست حیوانات پلیدی ازنوع سرمایه دار است، برای رسانه های پیشگام نباید قابل قبول باشد.
٣۲۲٣۶ - تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱٣٨۹       

    از : Araz Fanni

عنوان : حقوق بشر زنها و یا...
من در نوشته ی قبلی یادم رفت که از خانم شادی صدر برای مقاله و تحلیل پخته، با محتوی که حاوی پیشنهادهای بسیار دقیق در رابطه با برخورد با اتحادیه اروپا و نوع برخورد اتحادیه ی اروپا با گفتمان حقوق بشر در ایران/دنیا نوشته اند قدردانی کنم. اگر برای پیش برد این پیشنهادها برنامه ریزی و ...لازم است با جامعه ی دفاع از حقوق بشر در سوئد تماس بگیرند/اطلاع دهند.

در مورد حقوق بشر زنان و یا اساسن تحلیل از ساختارهای سیاسی اجتماعی موجود و پدیده ای بنام مردسالاری در تاریخ، سیاست، اقتصاد و روابط اجتماعی نیز تحلیل درستی ارایه می دهند. ساختار مفهومی قدرت و تحلیل از قدرت و خشونت موجود که بیشتر به مردها بر می گردد ربطی به افرادی که اینگونه نیستند ندارد. جامعه ی جهانی امروز، تعریفهای علمی/اجتماعی از روابط و مشکلات موجود زیربنای مردسالارانه دارند.
٣۲۲۱۶ - تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱٣٨۹       

    از : peerooz

عنوان : حقوق بشر مردها
" شادی صدر، حقوقدان و فعال حقوق زنان، در یادداشتی که برای مردمک نوشته است، می‌گوید: چندان فرقی بین حجت‌الاسلام صدیقی با هر یک از پسران تازه‌بالغ دیروز و مردان طرفدار حقوق بشر و حقوق زنان امروز نمی‌بینم؛ غیر از اینکه او دست‌کم در آنچه هست و آنچه می‌گوید، یک‌رو تر است.".
http://www.mardomak.org/news/Shadi_Sadr_On_Boobquake/

منظور از حقوق بشر خانم صدر ، حقوق بشر زنهاست. مردان کی اند که حقوق شان چه باشد؟
٣۲۲۱۰ - تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱٣٨۹       

    از : Araz Fanni

عنوان : مواضع ما حقوق بشری ها (اتهامات و جوابی کوتاه)
بارها اتفاق افتاده که افراد و طرفداران جریانهای افراطی مذهبی، رویالیستی و کنشگران معتقد به مارکسیسم بخصوص چپهای افراطی من/ما را متهم می کنند که ما، با اعتقاد و دفاع از حقوق بشر بعنوان منشورهائی که بایست و یا می تواند روابط افراد و جریانهای سیاسی و اجتماعی را تنظیم کند از یک ایدئولوژی لیبرال دفاع می کنیم. آنها همچنین می گویند که سامان موجود در دنیا و نیز در پشت نظم مسلط در سازمان ملل کشورهائی غربی هستند و همین کشورها نیز نیروی اصلی در تدوین و تنظیم منشورهای حقوق بشری و گفتمان مسلط حقوق بشر هستند.

بدنبال آن استدلال می شود که بدلیل اینکه کشورهای غربی از آزادی سرمایه و نظام سرمایه داری حمایت می کنند لذا حمایت از حقوق بشر، همانا حمایت از نظام مسلط غربی موجود و در نهایت نظام سرمایه داری است. پاره ای از این افراد پا را فراتر گذاشته ما را متهم می کنند که؛ از آنجائی که شعار سرنگونی و یا نابودی این یا آن دولت، حزب و یا افراد را نمی دهیم وبطور کلی خواهان حرکتهای پاسیفیستی و بی خشونت هستیم در ضمن بطور عمومی غیر حزبی نیز عمل می کنیم لذا رفرمیست بحساب می آئیم و به گونه ای خواهان حفظ نظام موجود در ایران و یا در دنیا می باشیم. ولی هیچ کدام از این ادعا ها درست نبوده، تحلیل غلطی است از دیدگاه ما و در کلیت خود ربطی به ما و یا سازمانهای حقوق بشری شناخته شده ای چون سازمان عفو بین الملل و یا دیده بان حقوق بشر و جریانهای زنجیره ای حقوق بشری در دنیا ندارد. چرائی این مسئله را در زیر بطور خلاصه توضیح می دهم.

دولتها بعنوان بزرگترین و منظم ترین سازمان و موسسه ی استفاده کننده از ابزار خشونت و ناقض حقوق بشر
یک سازمان حقوق بشری بایست فرا جناحی، فراگروهی و فراایدئولوژیک عمل کند. یک ارگان حقوق بشری می تواند جغرافیای خاصی را برای فعالیت خود انتخاب کند ولی در کلیت خود می بایست از احکام عمومی و پذیرفته شده ی حقوق بشری پیروی نماید. بدیگر بیان صحبت از حقوق بشر اسلامی، حقوق بشر بورژوازی و یا حقوق بشر سوسیالیستی می تواند در تقابل با روح عمومی منشورهای حقوق بشر باشد. همین طور هست حمایت مطلق از طبقه ای، جنسیتی، ملتی و یا فرهنگی، نمی تواندعمومی بودن و بی طرف بودن یک سازمان حقوق بشر را نفی می کند. انتخاب سیاست مشخص حزبی، یعنی انتخاب جبهه و جهت گیری به نفع و یا برعلیه منافع و آزادیهای فردی، تنوع و تکثر در اندیشه ی گروهها، منافع گروهی و ...منافع سیاسی/اقتصادی افراد و یا جریانی و بدیگر بیان ویژه/نسبی عمل کردن. این البته با غیر سیاسی عمل کردن و نداشتن برنامه ی مشخص برای پیش برد مواد و مفاد حقوق بشر نباید یکی گرفته شود.

وقتی می گوئیم یک سازمان حقوق بشر باید فراایدئولوژیک باشد به این معنی است که اگر دولتی که یک ایدئولوژی لیبرال را یدک می کشد دست به صدور و یا اجرای حکم اعدام می زند همان اندازه محکوم است تا سامان سیاسی اسلامی و یا سوسیالیستی. همانطوریکه می دانید سازمان دیده بان حقوق بشر و امنستی ایالات متحده را بارها و بارها زیر ضرب انتقاد برده و از اجرای اعدام در این کشور بیزاری خود را اعلام کرده اند. همین طور است انتقاد به عدم امضای منشورهای حقوق بشر توسط ایالات متحده و استثنا کردن خود در اجرا و امضای این منشورها. همین طور هست انتقادهای بسیار جدی سازمانهای حقوق بشری به دولتهای چین، روسیه، فرانسه – در رابطه با اخراج کولی های رومانی تبار، نقض حقوق بشر مهاجرین – انتقاد به جنگ افروزی آمریکا در عراق و رفتار حکومتهای عراق، ایران، پاکستان، برمه، افاغنستان، سومالی، سودان، عربستان و غیره.

بنظر ما کنشگران حقوق بشر، دولتها بزرگترین ارگان نقض حقوق انسانها هستند. ایجاد جنگها، اعمال فشار، استفاده از زور و خشونت در مقابل خواستهای شهروندان توسط دولتهای معاصر چنان گسترده است که در تاریخ بشریت سراغش را نداریم. اگرچه سازمانهای شناخته شده ی حقوق بشر و "جامعه ی" کوچک ما از شناخت تقریبن مشخصی از عملکرد دولتها دارد و نظامهای سیاسی موجود را طبقه بندی می کند و قادر به تشخیص مرزهای مشخص ایدئولوژیک و کارکردی در راستای اجرای حقوق بشر در بین این کشوره هست، هرگز یک نظام سیاسی را بعنوان الگوی سیاسی ارایه نداده و یا کشورمشخصی که از نظام سیاسی خاصی پیروی می کند را بعنوان الگوی سیاسی خود معرفی نکرده و نباید بکند. بهمن دلیل است که نوک تیز پیکان حمله و انتقاد سازمانهای حقوق بشری به دولتهائی است که حقوق بشر در آنها نقض می شود. ولی بدلیل اینکه ما به ایدئولوژی مشخصی بغیر از حقوق عمومی انسانها باور نداریم و از منافع گروه خاصی نیز دفاع نمی کنیم لذا نمی توانیم از حزب خاص و یا سیاست مشخصی دفاع کنیم. ما از همه ی نیروهای انسانی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی می خواهیم که در اعمال یا اجرای سیاستهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود ملاک را تنها و تنها منشورهای حقوق بشر قرار دهند. از پذیرش احکام اخلاقی حقوق بشر فراتر رفته آنها را به قانون تبدیل کرده و در نهایت بعنوان احکامی اجرائی در سیاستهای روزمره ی خود بکار برند. بدین ترتیب ما در موضع گیری خود از یک کنشگر فعال در سیاست حزبی به کنشگری که خواهان آزادی تمامی احزاب و انجمنها که بصورت دموکراتیک عمل می کنند و نیز تمامی فرهنگها و مذاهبی که مخالف اعدام و خشونت بوده و خواهان تغییرات بنیادی به نفع حقوق انسانها هستند حمایت می کنیم. ما حزب سیاسی نیستیم که خود دنبال اجرای حقوق بشر شویم. اگر بدین صورت عمل کنیم خود و خواسته های خود را به سطح یک حزب سیاسی و یا جریان سیاسی تقلیل داده ایم.
نوشته بالا، بخشی از مقاله ای است که در سایت جامعه ی دفاع از حقوق بشر و دموکراسی سوئد چاپ شده است.
www.hrdiran.se
٣۲۲۰۷ - تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱٣٨۹       

    از : منیر

عنوان : ممنون
خانم صدر تشکر از فعالیت تان و گزارش تان. امیدوارم گزارش به مردم عادت همه ما گردد. موفق باشید.
٣۲۱۷۷ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣٨۹       

    از : گاهنامه هنر و مبارزه حمید محوی

عنوان : حقوق بشر یا گفتمان ناتو NATO
خانم شادی صدر
با تمام حسن نیّت حرفه ای که برای دفاع از حقوق بشر ابراز می دارید - متأسفانه به علاوه تمام ابهاماتی که در نوشته‍ی شما مشاهده کردم، نظیر «دانشگاهیان مستقل» (؟)
از دیدگاه من نه تنها گفتمان شما بسیار دور از گفتمان حقیقی برای دفاع از حقوق بشر است، به هزار و چهار صد و چهارده دلیل...بلکه مشخصا رونوشت آن چیزی است که من به آن نام «ناتوی فرهنگی» اتلاق می کنم.
متأسفانه، باز هم به دلایل متعدد در جامعه‍ی ما و خصوصا به شکل کاملا متناقضی در خارج از کشور - به طور مشخص - به دلیل حاکمیت همین گفتمان ناتو NATO و اشتباهات سهوی و عمدی که در اذهان عمومی ایجاد می کند، کار نقد اساسا در موقعیت بسیار بدی است.
تنها اخیرا به یک مقاله‍ی تقریبا استثنائی برخورد کردم که به قلم منوچهر صالحی بود، و بی هیچ ابهامی از اتحاد اپوزیسیون های با امپریالیسم جهانی حرف می زند.
در نتیجه اگر تحلیل منوچهر صالحی صحیح باشد، می توانیم نتیجه بگیریم که به شکل کاملا متناقضی این اتحاد مستقیما به تقویت و تثبیت موقعیت جمهوری اسلامی خواهد انجامید. به همان شکلی که تمرکز طرفداران ایرانی نظیر شما روی موضوع موقعیت حقوق بشر در ایران به اتحاد با جنایت علیه بشریت می انجامد. زیرا با چنین تمرکزی شما باید از بسیاری جنایاتی که توسط اروپا و آمریکا در اقصا نقاط جهان صورت می پذیرد قطع نظر کنید. و علاوه براین برقراری تحریم علیه ایران را به مثابه فشار روی آنهایی تعبیر می کنید که حقوق بشر را زیر پا نهاده اند. در صورتی که چنین نیست.
به طور کلی پرسش این است که ما از جهان پیرامون در عصر حاضر چه می دانیم؟
با چنین پرسشی مطمئنا شما می توانید تمام رسانه های جهان سرمایه و قدرت را به جنایت علیه بشریت متهم سازید، زیرا حق آگاهی از حوادث جهان نیز باید جزء حقوق بشر باشد. همه‍ی اجزاء جهان به هم مرتبط هستند.
٣۲۱۲۰ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣٨۹       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱۰)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست