یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

انتخابات مجلس دهم؛ هیاهوی موسمی برای هیچ دگرگونی - فریبرز رئیس دانا

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : روزبه صالحی

عنوان : دکتر رئیس دانا گریز از موضوع پاسخ نیست
آقای دکتررئیس دانا! بدان که شما تنها فعال سیاسی و اخیرا در لگام فعال مدنی – البته می بخشی – نیستی که از درد کارگران و زحمتکشان رنج می بری. من نیز رنج های بی پایان زحمنکشان را می بینم و رنج می ربرم بدان که تنها شنا نیستی در این وادی گرفتار.
دکتر! شما با قرار دادن خود در سنگر آوانگارد تکلیف خود را یکسره می کنی ولی بدان که مخفی شدن در سنگر آوانگارد ( بدون حمایت مردمی ) ره به کجا برده و خواهدبرد؟ جز هیچستان؟ شما با این کار از ارائه تاکتیک متناسب با توان مردم می گریزی؛ باعرض معذرت باور کنید بیان استراتژی کلی و شعاری ناهمخوان با توان مبارزاتی مردم تاثیری به حال طبقه کارگر ندارد. گوئی شما و دیگر اوانگاردهای حواهان " تغییر بنیادین" چبزی برای گفتن ندارید و ضمنا قلت اوانگاردهائی چون شما، نشان از انزوای سیاسی شما ذهنیگرایان دارد. اما بدان که در برابر پرسش من پاسخ نداده اید هیچ؛ بلکه بنابه خصلت و رفتار سیاسی همیشگی سفسطه نموده اید بازهم از شما می پرسم تاکتیک تحریم انتخاباتی مورد حمایت شما بقولت در مهرگان های رفته چه تاثیری ایجاد کرده تا بتواند در مهرگان آمده دامنه تاثیر قبلی را اتقا بخشد. و در پایان با شما گویم دکتر چشم بر در و دیوار واقعیت بگشا و راه منطقی و توام با جلب و جذب توده های زخمتکش را بفرمائید
۷٣۵۹۶ - تاریخ انتشار : ۲ فروردين ۱٣۹۵       

    از : فریبرز رئیس دانا

عنوان : امید من و امید رفسنجانی
من نه کلمه ی تحریم به کار بردم ، نه با رادیو آمریکا در مورد انتخابات صحبت کردم ، نه بازرگان را نولیبر ال دانستم، نه بحث استالین و سوسیالیسم داشتم ونه مطلقا دچار یاس و نا امیدیم. نا امیدی من البته که از این گونه انتخابات بیشتر شد همان گونه که امیدم به راه حل تشکل های مستقل بسیار زیاد تر شد. امید من با امید هاشمی که دستش به فساد و خون و ستمگری آلوده است تفاوتها دارد از زمین تا آسمان. در پیام نوروزی آیت الله خامنه ای دو چیز نماد پیروزی سال ۹۴ معرفی شد. راه پیمائی ۲۲ بهمن وانتخابات اسفند ماه. از دولتی که از آن پشتیبانی کرده و به آن رای داده اید حمایت کنید از حد اقل دستمزد فلاکت بار و حقارت آمیز. من ازنتیجه ی انتخابات راضی ام . معمولا آوانگارد تغییر بنیادین شمارشان کم و متوهمین ترس خورده شمارشان زیاد است. من حر کت را می بینم و رنجهای پنهان را که به تدریج به آگاهی و سپس نیروی تغییر و بالاخره خرد توانمند وتغییر تبدیل می شود. هنوز زود است برای داوری. فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان...
۷٣۵۷٨ - تاریخ انتشار : ۱ فروردين ۱٣۹۵       

    از : روزبه صالحی

عنوان : ناکارئی تجریم و خوش باوری برخی به تاثیر آن
آفای رئیس دانا! چنان بر زشتی انتحابات مصرند که از هر دستاویزی برای توجیه شرکت نکردن در انتخابات رویگردان نمی شوی. شما کماکان بر تطع تمایلات ذهنی خود می روی و خوشتر می داری که به چرائی شرکت مردم ایران در انتخابات موجود حمهوری اسلامی پاسخ ندهی و مصرانه بر طبل تحریم و ناکارآمدی انتخابات بکوبید.
دکنر شما ایران و مدل انتخاباتی آن را با ذهنیت مردم و نوجوان بودن نهال انتخابات ببینید مبی توانی استراتژی مرتبط یا تاکتیک مردم پسند را اتخاذ کنی؛ شما فعلا تاکتیک تحریم رت توصیه می کنی که مردم علیرغم گوش دادن به گفتگوهای شما در صدای آمریکا به راهی که شما نشان می دهید نمی آیند و بنا به شناخت عینی خود مبارزه برای آزادی بیشتر و تحقق دمکراسی را در تاکتیک شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی می دانند.
برای کمک به شناخت بیشتر شما می نویسم اگر ایران بین کشورهای اسکاندیناوی و اروپای مرکزی قرار می گرفت و جزء کشورهای دارای آتمسفر دمکراسی محسوب می شد, در چنین وضعیتی نحوه اجرای دمکراسی در انتخابات ایران را تقبیح و شرکت در آن را تحریم می کردی تاکتیک تحریم موثر می گردید؛ ولی زمانی که همسایگان ما عربستان؛ کشورهای عربی مرتجع حاشیه جنوبی خلیج فارس، افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی میباشند, وجود همین دمکراسی نچندان ریشه دار مزیتی است تا از مسیر انتخابات اهداف جنبش دمکراتیک را متحقق کنیم. دکتر کاش شما و دیگر تحریم چی های داخل کشور چند سالی در عربستان و غیره زندگی می کردید
۷٣۵۴۵ - تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱٣۹۴       

    از : ایرج محمدی

عنوان : یاس تاریخی!
واقعا حیف از این آقای دکتر نیست که یاس تاریخیش از تکامل و پیشرفت انسانها را به همه تغییر وتحولات جاری میهنمان تسری دهد !
ایرانیان بجز آن چند درصدی که گویا به تحریم انقلابی خارج نشینان لبیک گفته یا سرمایه دارند ورانت خور یا مزدور و ترسو و..... این است تلقی آقای دکتر از ایران امروز ! اما بد نیست یادآور شویم که
جامعه مسایلی پیش رو مینهد که قادر به حل آنست !
جامعه ما کمبود تفسیر عالمانه ندارد ! مساله ما تغییر اوضاع است !
۷٣۴۲۶ - تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱٣۹۴       

    از : البرز

عنوان : اگر کنش سیاسی و تأثیرات آن مد نظر است...
هموطن گرامی آقای رئیس دانا، غالباً سعیم بر این است که مطالب شما را بخوانم، چه همواره نکاتِ جالب و قابل توجهی در سخن شما وجود دارد. در این مطلب نکات بسیاری را مطرح کرده ای، که از بین تمامی آنها جمله ی ذیل شما بیش از سایر مطالب نظرم را جلب کرده است، شما می نویسی؛
«... حامیان اصلی هاشمی – روحانی که قطعاً در انتخابات شرکت می کردند، شرکتشان اساساً به دور از ذهن نبود. آنها آمده بودند تا هاشمی را ببرند بالا و به روحانی در انجام وظایف اقتصادی نولیبرالی یاری برسانند...»

برای فهم بهتر واژه ی "نولیبرالی" که این روزها می رود که نُقل زبان همگانی قرار گیرد، بایسته می بینم که با رجوعی به تجربه ی تاریخ نزدیک کشور، از مختصات این واژه و شرایطِ پیرامونیش کشف حجاب کنم؛

- آن روز با اینکه زنده یاد بازرگان به یار دیرینش زنده یاد بختیار پشت کرد و دستش با آقای خمینی در یک کاسه رفت، و وقعی به سرکوب زنان در اعتراضشان بر علیه حجاب اجباری نگذاشت، با اینهمه همه و هر کسی میتوانست بوضوح ببیند، تمایزاتی اساسی در شیوه ی تفکر آقای بازرگان نسبت به تفکرات آقای خمینی به نفع دموکراسی وجود دارد. اما از جایی که برای ما نبرد با آمریکا اصل و دموکراسی در فرع آن قرار داشت، جایگاه لیبرالی و لیبرالیسم آقای بازرگان بهانه ی تهاجم ما به ایشان قرار گرفت، و ناخواسته با آقای خمینی در یک صف برای به زیر کشیدن آقای بازرگان قرار گرفتیم.
- امروز هم با اینکه آقایان رفسنجانی و روحانی بارها پشت به مردم کرده، و ناسزاوار در حق نیروهای مختلف جامعه موضع گرفته اند، و با اینکه با آقای خامنه ای و شرکاء دستشان در یک کاسه است. اما مواضع این دو نیرو در حل و فصل موضوعات مختلف مثلا افتضاح هسته ای اصلا شبیه هم نیست. و درجاتی از تعقل، منطق و میهن دوستی در برآمدهای آقایان رفسنجانی و روحانی نشانه های مثبتی هستند، که اگر در این بین نیروهای مختلف اپوزیسیون بتوانند دست از لجبازیهای کودکانه بداشته، و جبهه ای متحد حول فراگیرترین خواستها و مطالبات بوجود آورند، بی تردید قادر به بهره وری از سوی نگاه عدالتخواهانه ی نیروهای پشت سر آقایان رفسنجانی و روحانی در جهتِ نهادینه کردن دموکراسی خواهند بود.

لذا معتقدم، اگر کنش سیاسی و تأثیرات آن مد نظر است، توجه به (و نه غرق شدن) در تمامی این تفاوتها اهمیتی فراوان در نهادینه شدن مردمسالاری (دموکراسی) در کشور دارد. به عبارتی دیگر دموکراسی پدیده ای زمینی است، و بی توجه به مختصات و شرایطِ واقعی یا زمینی نیروها امکانِ پایداری و بسط ندارد.
۷٣۴۰۶ - تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱٣۹۴       

    از : رصا کسپر

عنوان : دنیای خوش رنگ!
نوشتن در مقابله با جناب رییس دانا پر رویی می خواهد که من از بد روزگار از آن کم ندارم.ببخشیدم.اما نقطه ای پر معنی بعد از خواندن این نوشته به ذهنم رسید که حیف دیدم بدان اشاره ای نکنم.در انتخابات ایالتی امروز آلمان (در ۳ ایالت)با بیش از ۷۰درصد مشارکت,حزب تازه تاسیس آلترناتیو برای آلمان با کسب آرای بالایی در مجالس آن ایالات وارد شد.از نگاه من بزرگترین بازنده این انتخابات نه احزاب قدیمی که حزب چپ آلمان است.این حزب در حیات نزدیک به دو دهه خود در کنار پیش بردن سیاستی چپگرایانه,در بزنگاه تبیین سیاستی که می بایستی توده های کم در امد آلمانی را سازمان داده و حول برنامه خود سازمان دهد،در میان بحران های درونی خود و مسائل جاری در کشور غرق شد و به رقیب راسیست باخت.سیل صد ها هزار مهاجر و حراست از حقوق آنان که وارثی جز حزب چپ نمیتوانست داشته باشد، برنده دیگری پیدا کرد که به حق آنجلا مرکل بود! آقای رییس دانا آلمانش که حزب قوی و موثری مانند این حزب چپ پیدا کرده بود آخرش به آنجا رسید که احزاب دیگر چپ برادر رسیده بودند: در مقابل سیل بحرانها آب شوند و بقولی وا روند!من به عنوان یک همراه آن جنبش چپ، سوالم از شما عزیزان این است که چرا در این حیطه بدون داشتن نقشی خود را ملزم به وارونه جلوه دادن واقعیات میبینید تا تحلیلی واقعی ارائه دهید؟ در تحلیل جنگ ۸ ساله چپ آندوره با کپی طراوشات مجاهدین،اتمام آنرا غیر ممکن میدید چون جنگ گویا با حیات ج .ا . گره خورده بود. تا فرجامش هم در بر آن پاشنه میگشت.فرجام هم جام زهری بود که میکشت.حالا هم تیپای ۳ تفنگدار و صد البته زورآزمایی در آن جمعه "هیاهوی موسمی برای هیچ دگرگونیست". بی جهت نیست اگر دیروز آن "چپ" به بیراهه برد و این چپ نیز عاقبت خوشی نخواهد داشت.و من در شککم که ماندنم جایز است یا کنار ماندن بهترین امتیاز!
۷٣٣۹۹ - تاریخ انتشار : ۲٣ اسفند ۱٣۹۴       

    از : ناصر ف

عنوان : یک نکته کوتاه
جتاب دکتر گونه ای از رنگارنگی طیف رای دهندگان یاد می کند که گویا آن طرف یک پکیج همبسته ی پیشرو است:

نه جتاب دکتر! چند نمونه آن طرفی را هم بیاد بیاور: نئولیبرال های جنگ طلب داخلی، چپ های ارتودکس اعم از استانیلیستها و ...، نفوذی های پر بانگ نهادهای امنیتی در میان اپوزیسیون داخل، سلطنت طلبان و شوونیست ها، انواع وابستگان اسرائیل و عربستان و امریکا، هواخواهان مسعود و مریم رجوی، طیفی از بدنه احمدی نژادی داخل و بورژاوزی رانت خوار و مسکن و مستغلات شکل گرفته از دهه ۴۰ تا آخر ۷۰ شامل انواع رمانتیک های چپ در انتظار رخداد و ...

اگر بحث اینگونه است؛ پس دست این طرف هم بد نیست!! در سیاست زدایی هم پای اصلاحطلبان و حکومت و ... بتازید؛ موفق باشید!
۷٣٣۹۱ - تاریخ انتشار : ۲٣ اسفند ۱٣۹۴       

  

 
چاپ کن

نظرات (۷)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست