یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

کودتایِ آمریکا در ونِزوئلا، شکست خورد! زمان انتخاب برای ملاهای حاکم فرا رسیده! - امیرحسین لادن


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۵ ارديبهشت ۱٣۹٨ -  ۱۵ می ۲۰۱۹


رئیس جمهور ونزوئلا، نیکولس مادرو، روز چهارشنبه در یک تظاهرات عظیم جلوی کاخ ریاست جمهوری در کاراکاس؛ آمریکا را متهم کرد که پشتِ کودتای دیروز در کشورش بوده است.
کارشناسان در آمریکا بر این باور هستند که اطرافیان ترامپ اغفال شده، و در این توهم بودند که تعدادی از دست اندرکاران در پست هایِ کلیدیِ رژیم، از کودتا پشتیبانی خواهند کرد.
خوآن گوآیدو، منتخب ترامپ و رهبر مخالفان مادرو، نیز اقرار می کند که تصورش در مورد همکاری نظامیان با کودتا، خوش بینانه بود!
لئوپولدو لوپز، معروفترین زندانی سیاسی ونزوئلا و مرشد گوآیدو می گوید: قرارمان با شخصیت های اصلی حکومت این بود که در روز کودتا، تغییر جهت بدهند، و از گوآیدو پشتیبانی کنند. لئوپولدو می گوید، در مذاکرات پنهانی با این شخصیت ها قرار گذاشتیم که پس از سرنگونی مادرو، این اشخاص نه تنها در پست های خود باقی بمانند، بلکه هیچ نوع اتهامی در مورد گذشته به آنها وارد نشود!
اقرار جالبی است از آپوزیسیونِ وابسته به بیگانه که برای دستیابی به مسند قدرت، با شخصیت های کلیدی بده بستون می کنند و قول و قرار می گذارند! بنابراین تنها بدنبال تغییر مهره ها هستند، و می خواهند خودشان جانشین آنها باشند. مردم و دموکراسی و عدالت همه کشک است!
برنامه ی آمریکا، از یکسو، برچیدن سیستم سوسیالیستی در ونزوئلا؛ و از سوی دیگر، برپائی یک حکومت وابسته برای چپاولِ کامل تر منابع نفتی می باشد. برای ترامپ، مسأله ی برنده شدن در انتخابات ۲۰۲۰ در فلوریدا است؛ زیرا سرنگونی مادرو، برنده شدن ترامپ را در ایالت فلوریدا، تضمین می کند. برای گوآیدو "احمد شلبیِ ونزوئلا" و نوچه ی نئوکنسرواتیوهای و جنگ طلبان آمریکا، بدست گرفتن قدرت، و تعویض مهره ها در خدمت به آمریکاست!؟
یک اتفاق پیش بینی نشده رخ داده بود؛ شخصیت های توطئه گرِ حکومت، پشتیبانی خودشان را از کودتاچیان اعلام نکردند!؟ ولادمیر پادرینو لوپز، وزیر دفاع مادرو، که بنا به ادعایِ کودتاگران با آنها بود، در تلویزیون کودتا را محکوم کرد. لئوپولدو مجبور به فرار و در سفارت اسپانیا پناهنده شد. گوآیدو پنهان گردید، و رئیس ضد اطلاعات مادرو که جزو رهبران توطئه چیان بود، از کشور گریخت.   
گوآیدو خواستارِ دخالت نظامی آمریکا در ونزوئلا می باشد، او دخالت نظامی ِآمریکا را برای سرنگونی مادرو می پذیرد، و می گوید: "نظامیان آمریکائی می توانند در کنار نظامیان ونزوئلائیِ مخالف مادرو، در ونزوئلا حضور داشته باشند." ترامپ می گوید، "تمام گزینه ها" (حمله نظامی) روی میز است؛ و جنگ طلبان، وزارت دفاع را زیر فشار قرار داده اند که گزینه ی نظامی را ارائه نمایند.
ادواردو لَندِر، جامعه شناس و جزو گروهِ "شهروندان پشتیبان قانون اساسی" در ونزوئلا، در پاسخ به تلاش های تهاجمی واشنگتن در کشورش گفت: تردیدی نیست که تندروهای جنگ طلب و محافظه کاران دست راستیِ آمریکا قصد دارند، حکومت مادرو را سرنگون کنند. همه سروصداها، بهانه تراشی ها و توطئه ها، نیز در هین راستا می باشند. عده ای از سردمداران کلیدی دولت ترامپ نیز آماده هستند که با دخالت نظامی این برنامه را به نتیجه برسانند.   
خبرنگار: عده ی زیادی در ونزوئلا، حتی پیشروها، بشدت با سیاست مادرو مشکل دارند و گزارش "عفو بین الملل" حاکی از گرسنگی، تنبیه، وحشت، و سرکوب می باشد. در ضمنی که همه بر این باور هستند که روش آمریکا و دخالت نظامی، عواقب بسیار خطرناکی بدنبال دارد.
ادواردو لندر: من به عنوان یک ونزوئلائی پیشرو، با سیاست های مادرو بشدت مشکل دارم. ما بر این باور هستیم که سیاست ِدولت او کاملن (کاملاً) با شکست روبرو بوده؛ و باعث و بوجود آورنده یِ یک بحران اجتماعی و انسانی در کشور گردیده است. اقتصاد، هم ورشکسته است و در مقایسه با پنج سال پیش، ۵۰ درصد سقوط کرده؛ و تولید نفت، یک چهارمِ آنزمان می باشد. در ضمنی که حکومت از حقوق قانونی، پا فراتر گذاشته و به نظر میرسد که ارجحیتش، بقایِ قدرت به هر قیمتی است. شکی نیست که ما به یک پروسه ی گذار نیازمندیم.

هم تفاوت و هم شباهت بین دو کشور، ایران و ونزوئلا، وجود دارد. هر دو کشور نیاز جدی به گذار دارند، ولی چنانچه این گذار از طرف آمریکا، یا آپوزیسیون وابسته و دست نشانده انجام بگیرد، و یا با دخالت نظامی بیگانگان؛ کشورهای مان دستخوش خشونت و ناامنی خواهند شد. حتی امکان جنگ داخلی وجود دارد.
گذار از حکومت مادرو، و حکومت فقاهتی، باید از طرف مردم و بوسیله ی مردم باشد؛ نه دخالت بیگانه، و نه جنگ! همه ی ما، خواستار گذارِ خشونت پرهیز از دیکتاتوری به دموکراسی می باشیم. گذاری که برای مردم فرصتی فراهم کرد که آگاهانه و آزادانه سرنوشت خودشان را تعیین کنند.
ونزوئلا در آمریکای جنوبی و ایران در خاورمیانه، در نگاه نخست، هم شباهت و هم تفاوت را می توان لمس کرد: اولی یک دیکتاتوری سوسیالیستی و دومی یک دیکتاتوری مذهبی است. تجربه ی تاریخی نمایانگر آنستکه آمریکا معمولن با رژیم های دیکتاتوری کنار میآید؛ ولی ایران و ونزوئلا، هر دو هدف تحریم و فشار آمریکا قرار دارند.
هفته ی پیش مایک پامپیو، وزیر امور خارجه ی آمریکا اعلام کرد که چین، هند، کره جنوبی، تایوان و ترکیه، پنج کشوری که تحریم خرید نفت ایران، موقتن (موقتاً) شامل حالشان نمی شد، وقتشان پایان یافته؛ و تحریم بدون استثنا شامل تمام کشورها، می باشد. پامپیو گفت، هدف به صفر رساندن فروش نفت ایران می باشد.
دولت ترامپ، صادرات نفت ونزوئلا را برای در هم کوبیدن دولت مادرو، به امید سرنگونی، تحریم کرده است. ولی تحریم نفت ایران را برای تغییر روش رژیم فقاهتی اعلام کرده است. یک کارشناس ویژه ی تحریم در آمریکا می نویسد: آمریکا هیچ گونه تغییر رویه و روشی را نخواهد پذیرفت و هدفش از تحریم، تغییر رژیم است. این کارشناس می گوید، تا بامروز در هیچ جای دنیا، تحریم اقتصادی، به تنهائی باعث سرنگونی حکومت و برقراری دموکراسی نبوده است!
یک متخصص دیگر می نویسد: "تحریم اقتصادی" معمولن (معمولاً)، یک حربه ی دیپلماسی بوده است برای حل اختلافات، رفع مشکلات، یا وادار کردن و کشاندن طرفِ مقابل به پای میز مذاکره، برای راهیابی. ولی دولت ترامپ، از تحریم بصورت یک گرزِ وحشتناک و نابود کننده برای بزانو درآوردن و تسلیم کردن، استفاده می کند!
چند تن از کارشناسانی که با شخصیت ترامپ آشنائی دارند، می گویند: روش ترامپ، زائیده ی تجربه ی کاری او در کسب و کارش (بیزینس) می باشد. ترامپ بر این باور است، زمانی که در موقعیت قدرت قرار داری باید چکمه ات را روی گلویِ رقیب بگذاری و آنقدر فشار بدهی که دیر یا زود راهی جز تسلیم نداشته باشد. ترامپ اکنون که در مقام ریاست جمهوریِ بزرگترین اقتصاد، و قدرتمندترین ارتش جهان قرار گرفته، قصد دارد از این روش در سیاست خارجی بهره گیری کند.
تیم مشاوران امنیتی پیشین، با سیاستِ یکطرفه ی آمریکای ترامپ، همراه نبود. زیرا بر این باور بود که تحریم باید بخشی از یک سیاست، و یک برنامه ی مشخص باشد. یک مجموعه و یک بسته ای که هم شامل "تشویق و هم تنبیه" است. هم "چای و شیرینی و هم تحریم و چماق". ولی مشاور کنونی امنیت، جان بولتون، نه تنها کاملن همراه سیاست یکطرفه ی ترامپ می باشد، بلکه خیلی هم تند رو تر و افراطی تر! بطوری که ترامپ در یک گفتگو با خبرنگاران گفت: من تلاش می کنم جان بولتون را آرام کنم، که همه خندیدند؟! جان بولتون، مدتهاست که دنبال "تغییر رژیم" در ایران و ونزوئلا می باشد، یعنی "کاسه ی داغ تر از آش" است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل و مسئول بررسی تأثیر منفی تحریم‌ها می گوید: "استفاده از تحریم‌های اقتصادی برای مقاصد سیاسی، ناقض حقوق بشر و هنجارهای رفتاری بین‌المللی است. این اقدام‌ها ممکن است به فجایع انسانی ساخته دست بشر با ابعادی بی‌سابقه بینجامد."
ترامپ بدنبال تحریم اقتصادی برای توی خط آوردن ایران و ونزوئلا نیست! دنبال راهیابی و حل مشکلات نیست! مایک پامپیو، یک پیشنهاد ۱۲ ماده ای به جمهوری اسلامی داده که هیچگونه امکانی برای رژیم باقی نگذاشته، بجز جنگ یا تسلیم!؟ یک استاد کارشناس اِم آی تی می گوید قابل اجرا نبودن این پیشنهاد، می تواند دنبال این هدف باشد که که جمهوری اسلامی را وادار نماید تا قرارداد هسته ای را کنار بگذارد و برجام را ترک کند، زیرا پیشنهاد ۱۲ ماده ای کمتر از اعلام جنگ نیست!   
دیروز وزیر دفاع آمریکا در پاسخ به درخواست مشاور امنیت ملی، جان بولتون، برنامه ی جدیدِ وزارت دفاع برای جنگ با ایران را ارائه نمود. این برنامه چند مشخصه ی قابل توجه دارد: نخست، حضور۱۲۰،۰۰۰ تن نظامی است؛ بخش دوم، عملیاتِ سایبری(کامپیوتری) است. برنامه ی پیشین یورش سایبریِ وزارت دفاع، "نیترو زووس" نام داشت که قادر بود، پریز برق و انرژی و رادارهای یک شهر را بکِشَد، و نیروهای نظامیِ کشور را از هر نظر در تارکی و کوری قرار دهد. برنامه سایبری برای فلج کردن ایران در آغاز یورش نظامی است؛ برای موفقیت نیاز به عواملی در داخل کشور داشت. پنتاگون می گوید، برنامه کاملن به روز درآمده و آماده ی بهره برداری می باشد. سوم، آمریکا دو شرط برای درگیری اعلام کرده: چنانچه ایران دست به تخاصم بزند، و شرط دیگر اینکه برنامه ی هسته ای را آغاز نماید.
طبل های جنگ مشغول نواختنِ سمفونی مرگ و نابودی هستند، ایران مان در خطر جنگ و ویرانی است. کمتر کسی وجود دارد که با تجربه ی لیبی، عراق، یمن و سوریه، ناآشنا باشد! زمان آن فرارسیده که شما ملاهای حاکم، تکلیف خودتان را مشخص کنید. آیا قصد نابودی و تکه تکه شدن ایران را دارید؟ آیا قصد دارید با استکبار جهانی، آمریکا" که ۴۰ سال مرگ بر آنرا شعار دادید، کنار بیآئید؟ یا بالاخره سرِ عقل آمده، توهمات غیبی و امدادهایِ ماوراء طبیعی و عوامفریبی را کنار گذاشته، و حاضرید به خواست های به حقِ ملت ایران پاسخ مثبت بدهید.
باید بدانید که چه بخواهید و چه نخواهید، زمان انتخاب است. باید تصمیم بگیرید و راهتان را مشخص کنید: جنگ و نابودی و نا امنی ایران؛ تبدیل شهرهایِ کشور به ویرانه های جقد نشین؛ و برج ها و ساختمان ها و کاخ ها و پایگاه ها، به قبرستان های گسترده؟ یا باید در مقابل حکومت زورگوی ترامپ سر تسلیم فرو بیآورید و خودتان را در اختیار استکبار جهانی بگذارید؟ و برای ابد در تاریخ محکوم به سرزنش و لعنت شوید؟ و یا با ملت ایران کنار بیآئید؛ و با پاسخِ آری به خواسته های مردم و نیازهای جامعه، بقای خودتان و خانواده تان و ملت ایران را تضمین کنید؟

امیرحسین لادن
ahladan@outlook.net
اردیبهشت ۱٣۹٨


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست