یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نوشدارو و دوسروده ی دیگر


اکبر ایل بیگی


• عصر یک شنبه است، ما در میدان ایستاده ایم، یکی فرود می آید
و با زبان اشاره فرمان می دهد، ما پیاله ها را شمشیر می کنیم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۱ آذر ۱٣۹۱ -  ۱ دسامبر ۲۰۱۲


 
 • نوشدارو



عصر یک شنبه است، ما در میدان ایستاده ایم، یکی فرود می آید
و با زبان اشاره فرمان می دهد، ما پیاله ها را شمشیر می کنیم
برای نوشدارویی دیگر، رستم و سهراب می شویم، و می جنگیم.

این جنگ روز آخر هفته است، در میدان، در میکده ی فرودافتادگان.


• تو سردت نیست


تو سردت نیست، با آن تن عریان، گیسوان خیس، در دل سرما

می شنوی، ما دل بسته ایم انگار، از چپ یا راست، به فصل رنج

به نجات دهنده، که نقب می زند مدام، از دیوساری، به دیوساری.


شکایتی ندارم، می گوید، چون کودک، همیشه خشنودم، ببین
چون درخت می شنوم هنوز، های و هوی بهار، نرم در دل سرما.


• ولایت زندان


از کنار درختی می گذریم، می گویم: چقدر خوب است
که این درخت نمی فهمد، پرستویی که بر شاخه است
نمی فهمد، ورنه چگونه از شرم، به تماشا می گذشتیم.

تو چون زندان، می گوید، پر می کنی مرا، از درد جانکاه.



اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست